فصل 3:روش شناسی74
3-1-مقدمه75
3-2-روش شناسی76
3-3-روش تحقیق77
3-4-جامعه آماری79
3-5-نمونه آماری79
3-6-روشهای جمع آوری اطلاعات80
3-7-ابزار گردآوری اطلاعات81
3-8-روایی و پایایی تحقیق83
3-9-روشهای تجزیه وتحلیل اطلاعات85
فصل 4:تحلیل داده ها87
4-1-مقدمه88
4-2-توزیع پاسخگویان بر حسب جنسیت88
4-3-توزیع پاسخگویان بر حسب سن89
4-4-توزیع پاسخگویان بر اساس سنوات خدمت90
4-5-توزیع پاسخگویان برحسب استانهای محل کار90
4-6-تجزیه و تحلیل فرضیه ها92
4-7- بررسی فرصت ها ……………………………………………………………………………………………………..92
4-8- بررسی تهدیدها ………………………………………………………………………………………………………100
4-9- بررسی قوت ها ……………………………………………………………………………………………………….108
4-10- بررسی ضعف ها ………………………………………………………………………………………………….116
فصل 5:نتیجه گیری و پیشنهادات123
5-1-مرور مختصر بر مساله، هدف و چگونگی اجرای تحقیق124
5-2-یافته ها131
5-3-بحث و نتیجه گیری136
5-4-پیشنهادات تحقیق138
5-5-محدودیتهای پژوهش147
5-6-ضمائم و پیوستها148
5-7-منابع و مواخذ166
فهرست اشکال
شکل (2-1)متغیرهای تولید،بازاریابی،فروش70
شکل (2-2) نمایی از محیط درون و بیرون73
فهرست جداول
جدول (3-1) تناظرسوالات تحقیق و شاخصها و مولفه های مورد پژوهش در پرسشنامه82
جدول (3-2) جدول آلفای سنجش پایایی ابزار گردآوری اطلاعات84
جدول (4-1) توزیع پاسخگویان بر حسب متغیرجنسیت88
جدول (4-2) توزیع پاسخگویان بر حسب گروههای سنی89
جدول (4-3) توزیع پاسخگویان بر حسب سنوات خدمت90
جدول (4-4) توزیع پاسخگویان برحسب استان محل کار91
جدول)4-5(فراوانی وشاخصهای مرکزی و پراکندگی شاخصهای فرصتها به تفکیک امتیاز وضعیت موجودواهمیت گویه ها93
جدول(4-6(گروهبندی شاخص اقتصادی از زیر مجموعه فرصتها96
جدول)4-7)گروهبندی شاخص سیاسی از زیر مجموعه فرصتها97
جدول (4-8) گروهبندی شاخص اجتماعی از زیر مجموعه فرصتها98
جدول (4-9) توصیف وآزمون مربوط به فرضیه یکسان بودن اثر عوامل سه گانه فرصتها99
جدول)4-10)فراوانی و شاخص های مرکزی و پراکندگی شاخص های تهدیدها به تفکیک امتیاز وضعیت موجود و اهمیت گویه ها101
جدول)4-11(گروه بندی عامل اقتصادی از زیر مجموعه تهدیدها102
جدول)4-12(جدول گروه بندی عامل اجتماعی از زیر مجموعه تهدیدها103
جدول)4-13(گروه بندی عامل سیاسی از زیر مجموعه تهدیدها104
جدول)4-14(گروه بندی عامل مراکز علمی از زیر مجموعه تهدیدها105
جدول (4-15) توصیف و آزمون مربوط به فرضیه یکسان بودن اثر عوامل چهارگانه ذیل تهدیدها106
جدول (4-16) فراوانی و شاخص های مرکزی و پراکندگی شاخص های قوت‌ها به تفکیک امتیاز وضعیت موجود و اهمیت گویه ها108
جدول)4-17(گروه بندی عامل نیروی انسانی از زیر مجموعه قوتها110
جدول)4-18(گروه بندی عامل مدیریت دانش از زیر مجموعه قوتها111
جدول)4-19(گروه بندی عامل فناوری از زیر مجموعه قوتها112
جدول)4-20(گروه بندی عامل سیستم از زیر مجموعه قوتها113
جدول (4-21) توصیف و آزمون مربوط به فرضیه یکسان بودن اثر عوامل چهارگانه ذیل قوت‌ها114
جدول)4-22(فراوانی و شاخص های مرکزی و پراکندگی شاخص های ضعف‌ها به تفکیک امتیاز وضعیت موجود و اهمیت گویه ها116
جدول)4-23(گروه بندی عامل سیستمی از زیر مجموعه ضعفها118
جدول)4-24(گروه بندی عامل مراکز علمی از زیر مجموعه ضعفها119
جدول)4-25(گروه بندی عامل اقتصادی از زیر مجموعه ضعفها119
جدول (4-26) توصیف و آزمون مربوط به فرضیه یکسان بودن اثر عوامل سه گانه ذیل ضعف‌ها121
جدول (5-1) نحوه امتیاز دهی سوالات در اثبات یارد گویه ها130
فصل 1:
طرح تحقیق
1-1-
مقدمه
آموزش ابزاری برای تربیت نیروی انسانی ماهر و تامین نیازهای جامعه می باشد. یادگیری مهارت ها مخصوصا در آموزش فنی و حرفه ای انجام می گیرد و ارائه آموزشی مناسب که هم توان نظری کارآموزان را ارتقا دهد و هم مهارت های عملی را به آنان بیاموزد ، مسئله مهمی است که مراکز فنی و حرفه ای با آن مواجه هستند ( نجاتی ، 1392 ).
نقش آموزش فنی و حرفه ای در ایجاد اشتغال مولد و تولید ثروت برهیچ صاحب نظری پوشیده نیست، و دغدغه همه دست اندرکاران آموزش مهارت های فنی و حرفه ای تدوین و توسعه روشهای آموزشی نوین در این زمینه است ، به گونه ای که کارآموزان در یک محیط آموزشی پویا به کسب مهارت بپردازند(لطفی نژاد ، یزد خواستی ، 1392) .
امروزه در مقایسه با گذشته دانش و مهارتهای مورد نیاز جهت تولید فرآورده های مختلف ، با سرعت بیشتری تغییر می کند. در خصوص آموزشهای فنی و حرفه ای نیز چنین امری صادق است چرا که به طور مداوم فناوری های مختلفی ظهور می کند و دانش فنی تولید محصولات مختلف و همچنین شیوه ارائه خدمات به مشتریان تغییر می یابد . از سوی دیگر ، برخی از کارهای ساده به تدریج پیچیده تر می شود و لزوم یادگیری مهارتهای متعدد را سبب می شود. این پیچیدگی فزاینده گرچه برای کاربران سطح بالاتری از رفاه را فراهم می آورد و با ایجاد فناوریهای نوین ، به نحوی زندگی بشر را تسهیل می کند، با این حال الزاماتی را به همراه داشته است که تربیت تکنسینها و متخصصان ماهر و زبده از آن جمله است . متخصصانی که بتوانند از عهده کارهای پیچیده برآیند و با مهارت هرچه تمام تر نیازهای مختلف جامعه را برآورده سازند(رضوی ،1392 ).
1-2- بیان مساله
تربیت نیروی انسانی مورد نیاز جوامع در قالب آموزش های فنی و حرفه ای از اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 مورد توجه بسیاری از کشورهای جهان قرار گرفت. در پی پیشرفت های علمی و صنعتی پس از جنگ جهانی دوم این آموزش ها به طور بی سابقه ای گسترش یافت. تا انجا که یونسکو یکی از شاخص های توسعه را وجود آموزش های فنی و حرفه ای در کشور ذکر کرد و به دنبال آن توسعه برنامه های آموزش فنی و حرفه ای، از اهداف، بیشتر کشورها قرار گرفت .به عبارت دیگر توسعه بخش های صنعت ، کشاورزی و خدمات در هر کشوری منوط به تربیت نیروی انسانی ماهر و کارآمد در زمینه های فنی و حرفه ای است. به همین دلیل آموزش های فنی و حرفه ای اهمیت فزاینده ای یافته است و طبیعتا جهت گیری نظام ها ی آموزشی خواهان توسعه به سمت این آموزش ها معطوف است ( نویدی ، 1382) .
عمومیت و گسترش مراکز آموزشی علی الخصوص توسعه ی مراکز آموزش های فنی و حرفه ای از جمله ویژگی های برجسته ی دنیای مدرن است و به تعبیری یکی از ویژگی های جهانی شدن.. آموزش های فنی وحرفه ای نیاز اصلی عصر ماست و بدون پرداختن به جنبه های مختلف آن، رشد و شکوفایی اقتصادی و صنعتی دور از دسترس خواهد بود. امروزه آموزش فنی وحرفه ای در جهان به صورت یک آموزش مادا م العمر و پیوسته مطرح است (صالحی ،1383) .
اهمیت و ضرورت توسعه آموزشهای فنی و حرفه ای به عنوان یکی از شاخه های توسعه و ابزارهای تحقق برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در کشور بر کسی پوشیده نیست. بررسی ها نشان می دهد که در حال حاضر درصد بالایی از جمعیت دنیا در این مراکز در حال آموزش هستند و هم چنین تقاضا و سطح پوشش این آموزش ها مخصوصا در ایران نیز چشمگیر می باشد.
تاملی در فرایند و وضعیت رشد و گسترش دوره های آموزش فنی و حرفه ای در ایران، خصوصا بعد از انقلاب اسلامی ایران (1357)، حاکی از اهمیت و ضرورت آن برای نظام اقتصادی و اجتماعی ایران دارد (ودادهیر، 1383) .
آموزشهای فنی و حرفه ای به عنوان یکی از راهکارها و ابزارهای مهم در توانمندسازی ((سرمایه های انسانی)) ، یکی از اولویتهای راهبردی برای سرآمدی کشورمان است .
طبق نظریه های اقتصادی ، سرمایه انسانی نقش مهمی در رشد اقتصادی دارد.سرمایه انسانی و برنامه های آموزشی توسعه منابع انسانی به عنوان یکی از مهم ترین عوامل توسعه اقتصادی و اجتماعی هر کشور به شمار می روند ( صالحی عمران ، 1385) .
آن چه در نهایت خصوصیت و روند توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور راتعیین می کند منابع انسانی آن کشور است و نه سرمایه و منابع مادی آن . برای مثال پروفسور هاربیسون معتقد است که منابع انسانی پایه اصلی ثروت ملت ها را تشکیل می دهد . به وضوح کشوری که نتواند مهارت ها و دانش مردمش را توسعه دهد و از آن در اقتصاد ملی به نحو موثری بهره بردای کند قادر نخواهد بود هیچ چیز دیگری را توسعه دهد ( امیری ،1384) .
ایده اصلی نظریه سرمایه انسانی مبتنی بر این نکته است که سرمایه گذاری در منابع انسانی سبب افزایش توان تولید افراد و در نهایت، بهبود رشد اقتصاد می شود (آقایی ، رضا قلی زاده ، باقری1392) .
اقتصاد دانانی چون شولتز و بکر که مفهوم سرمایه انسانی را تکوین و تکامل بخشیدند و آن را تحلیل کردند ، آموزش و پرورش و حرفه آموزی را نوعی سرمایه گذاری تلقی نمودند که در آینده سودمندیهایی را به صورت در آمد اضافه تر برای افراد تحصیل کرده و برای جامعه فراهم می آورد(وودهال،به نقل از امین فر1380).
از سویی ، نیروی انسانی در اثر(( آموزش ))، می تواند دانش و مهارت لازم را به دست آورده و به عنوان یکی از مهمترین عوامل مؤثر در رشد اقتصادی نقش چشمگیری در توسعه داشته باشد. با توجه به اینکه آموزش از یک طرف بهره وری نیروی کار و توان نوآوری آن را افزایش می دهد و از طرف دیگر، انتشار دانش را تسهیل می کند، به عنوان یکی از مؤلفه های اصلی سرمایه انسانی محسوب می شود ( شهبازی ، حسنی1391 ) .
آموزش، انسان را به سرمایه انسانی تبدیل میکند که در برگیرنده مهارت مورد نیاز برای بخش سنتی و بخش مدرن اقتصاد است و قدرت تولیدی اشخاص را بیشتر می کند. آموزش فنی وعمومی هر دو از طریق ایجاد توانایی درافزایش قدرت تولیدی جمعیت و به ویژه نیروی کار باعث افزایش در آمد می شود .همچنین مطالعات نشان داده آموزش ، سطح بهره وری و قدرت تولید کنندگی نیروی کار را بالا برده و افزایش بهره وری نیز در رشد و توسعه اقتصادی تاثیر دارد. (پارک،2006 ). در سطح خرد سرمایه گذاری در انسان بازدهی و توان تولید وی را بالا می برد و این امر دستمزد و در آمد وی را افزایش می دهد . در سطح کلان نیز افزایش بهره وری در نتیجه ی آموزش، به رشد اقتصادی کمک کرده و فرایند توسعه را تسهیل می کند ( فرجادی ،1383) .
آدام اسمیت ” اقتصاددان معروف کلاسیک، معتقد است : آموزش افراد در واقع نوعی سرمایه گذاری در آنهاست . با آموزش، افراد تواناتر خواهند شد و رشد قابلیت های آنان سبب می گردد که نه تنها خود به درآمد بیشتری نایل گردند، بلکه جامعه نیز از سرمایه گذاری در آنها منتفع گردد(عمادزاده1374 ) . بنا به اندیشه آدام اسمیت انسان ها با آموزش به سرمایه و ثروتی برای خود و جامعه تبدیل می شوند (معدن دارآرانی ،سرکار آرانی 1388) .
سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور، که متولی نظام آموزش غیر رسمی در کشوراست ارائه این آموزش ها را جزء محورهای اصلی کار خود قرارداده است ( کیائی،حقانی، نیرو1391). و متولی آموزش های مهارتی و کاربردی جهت ایجاد زمینه های اشتغال مولد، اشاعه فرهنگ کار در جامعه ،توسعه و بهبود توانمندی منابع انسانی و تربیت تکنسین و کارگران ماهر مورد نیاز بنگاه های اقتصادی و تولیدی را بعهده دارد .
با این حال آموزش فنی و حرفه ای بدون انجام هزینه ممکن نمی باشد و دولت ها و خانواده ها به صورت متقابل مدواما به صرف این هزینه ها می پردازند .
امروزه دولتها، خانواده ها و افراد به طور روزافزونی در آموزش های فنی و حرفه ای سرمایه گذاری می کنند؛ چرا که این باور عمومیت یافته که آموزش از یک طرف ، کالا و خدمت مفیدی است که اشخاص و جامعه از داشتن آن بهره می جویند و لذت می برند و از طرف دیگر،افرادی که از تحصیلات بیشتری برخوردارند ، در شرایط متعارف ، درآمد بیشتری کسب می کنند. زیرا که آموزش بیشتر موجب افزایش قابلیت تولیدی آنان می شود و بر قدرت کسب درآمد آنان می افزاید(صالحی عمران،1383) .
اما هزینه مستقیم تنها یک بخش از هزینه ها است ، بخش دیگر آن هزینه فرصت از دست رفته می باشد .یکی از مهم ترین مفاهیم در نظریه ها ، نظریه هزینه فرصت از دست رفته است . هزینه فرصت یک فعالیت ، عبارت است از ارزش هر فعالیت دیگری که به خاطر فعالیت اول از انجام آن منصرف شده ایم، اگر به خاطر انجام دادن یک فعالیت خاص فرصت های مختلفی را از دست داده ایم، ارزش بهترین فرصت از دست رفته مان هزینه فرصت می باشد ( کارلو ، واگ ، به نقل از ارباب 1374 ) .
هزینه فرصت از جمله مفاهیمی است که در پروژه های اقتصادی مطرح می شود و هدف اصلی از طرح آن نیز بررسی تخصیص بهینه منابع موجود است . پس می توان گفت هزینه فرصت یکی از مفاهیم کلیدی است که در نظریه پردازی درباره سرمایه گذاری نقش محوری دارد. چرا که معمولا بخش عظیمی از هزینه های آموزش هزینه فرصت از دست رفته می باشد
از آن جا که یکی از عوامل عمده رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی هر جامعه ، تربیت نیروی انسانی کارآمد است و سازمان آموزش فنی و حرفه ای نیز یکی از موسسات تربیت کننده نیروی انسانی متخصص است ، سطح معلومات و تجربیات فراگیران باید به گونه ای باشد که به راحتی بتوانند هماهنگ با رشته مهارتی خود جذب بازار کار گردند تا مشکل بیکاری وجود نداشته باشد . از سوی چنان چه نظام آموزش های فنی و حرفه ای ، هنرجویان دوره دیده ای داشته باشد که جایگاه روشن و مشخصی در بازار کار و نظام اشتغال نداشته باشند ، بخش عمده ای از سرمایه گذاری های شخصی و دولتی به بازدهی مطلوب منجر نمی شود و به نوعی به اتلاف سرمایه تبدیل می گردد (امین بیدختی،1383) .
در این راستا سازمان فنی و حرفه ای یکی از مدل های آموزشی مهارتی را بر اساس مدل زیر ارائه داده است .
آموزش تولید بازاریابی فروش
سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور با قابلیتها و جایگاه قانونی خود اجرای آموزش مبتنی بر آموزش، تولید، بازاریابی و فروش را که باعث ارتقای بهره وری فرآیند آموزش مهارتی و ایجاد و توسعه اشتغال پایدار گردد را در دستور کار خود قرار داده است.
سازمان فنی و حرفه ای به منظور یادگیری کاراموزان از چگونگی تولید ، بازاریابی ، و فروش محصولات ، کارگاه های آموزشی را راه اندازی کرده که این کارگاهها علاوه بر کسب مهارت در هریک از رشته های صنعتی ، خدماتی و کشاورزی با کمک سازمان آموزش فنی و حرفه ای زمینه اشتغال مولد و پایدار را فراهم می کند.
از جمله رشته های اجرایی در این مدل می توان از رشته های تولید ورمی کمپوست، پرورش دام و طیور، پرورش زنبور عسل، پرورش کرم ابریشم، تولید نهال، تولید انواع قارچ، صنایع دستی و تولید اسانس های گیاه و …… را نام برد( خبرنامه سازمان فنی و حرفه ای ،1391) .
در این فرآیند آموزشی جدید، آموزش به گونه ای صورت می گیرد که کارآموزان همزمان با آموزش و بعد از آن اقدام به تولید محصولاتی در قالب کارگا ههای متمرکز و یا غیرمتمرکزمی نمایند که قابلیت فروش داشته باشد.
این آموزش به صورت تخصصی و بین رشته ای نه تنها مراحل اولیه، بلکه کل فرآیند از ابتدا تا زمان فروش محصول را در برمی گیرد. آموزش در این مدل از ابتدای خرید مواد اولیه از بازار تا عرضه محصولات تولید شده، توسط کارآموزان در بازار مصرف ادامه می یابد.
در واقع سازمان فنی و حرفه ای تعریفی مهارتی از نوآوری را با عنوان ، تبدیل یک ایده به محصول را ارائه کرد، که با ارائه این الگو تا حدود زیادی هزینه های در آمد از دست رفته کاهش پیدا کرده و بازده اقتصادی آموزش نیز افزایش می یابد.
لذا سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور سعی دارد تا با ارائه این الگو تا حدود زیادی به این اهداف نزدیک شود اما هنوز هیچ گونه تحقیق وپژوهش در این باره انجام نشده و مزایا و معایب و فرصت ها و تهدیدها ی آن مورد بررسی قرار نگرفته است.
این پژوهش ، به دنبال آن است که این مدلی که از سوی سازمان فنی و حرفه ای ارائه شده را بررسی کرده و به شناسایی مزایا و معایب و فرصت ها و تهدیدها ی آن بپردازد .
1-3- اهداف پژوهش
هدف کلی
امکان سنجی آموزش های مهارتی محصول محور در سازمان فنی و حرفه ای کشور
اهداف فرعی

• شناسایی فرصت ها و تهدیدهای آموزش های مهارتی محصول محور
• شناسایی قوت ها و ضعف های آموزش های مهارتی محصول محور
• بررسی مهم ترین نیازها و الزامات الگوی آموزش ، تولید ، بازاریابی ، فروش
1-4- سوالات پژوهش
• فرصت ها و تهدیدهای آموزش های مهارتی محصول محور کدام است ؟
• قوت ها و ضعف های آموزش های مهارتی محصول محور کدام است ؟
• مهم ترین نیازها و الزامات الگوی آموزش، تولید ، بازاریابی و فروش چیست ؟
1-5- تعریف واژه ها و اصطلاحات
امکان سنجی
تعریف مفهومی :
امکان سنجی در واقع به معنای امکان تحقق پذیر بودن یک برنامه یا یک فعالیت در سطوح گوناگون است، مشروط بر این که شرایط و بستر سازی های اولیه و مقدماتی برای اجرای آن برنامه فراهم شده باشد ( ملکی، 1385 ) .
تعریف عملیاتی :
تعیین میزان امکان پذیری و اجرایی بودن پروژه مهارتهای محصول محور و ثمر بخشی آن می باشد که از طریق پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه بدست می آید.
آموزش های مهارتی
تعریف مفهومی :
افزایش توانایی های دانش ، مهارت و قدرت درک افراد و انجام مطلوبتر کار در محدوده وظایف شغلی است ( معاونت آموزشی دفتر طرح و برنامه های درسی، 1389).
تعریف عملیاتی :
در این پژوهش آموزش های مهارتی عبارت است ازآموزشی که از طرف سازمان فنی و حرفه ای بر اساس مدل مهارتهای محصول محور ارائه می شود که موجب توسعه مهارتها در افراد می شود.
آموزش
تعریف مفهومی :
فعالیتی است هدف مدار و از پیش طراحی شده که هدفش فراهم کردن فرصت ها و موقعیت هایی است که امر یادگیری را تسهیل می کند و سرعت می بخشد ( شعبانی ،1390 ) .
تعریف عملیاتی :
در این پژوهش آموزش عبارت است از سرمایه گذاری در نیروی انسانی که به ارتقای سطح مهارتها ، تخصص و دانش فنی افراد می انجامد . که آموزش مهارت های محصول محور آموزش فنی و حرفه ای شامل رشته های ورمی کمپوست،پرورش دام و طیور، پرورش زنبورعسل، پرورش کرم ابریشم، تولید نهال، تولید انواع قارچ، صنایع دستی و تولید اسانس های گیاهی و ………….. می باشد.
تولید
تعریف مفهومی :
مقادیر مختلفی از یک کالاست که تولیدکنندگان حاضرند در قیمت های مختلف به بازار عرضه می کنند ( کالوو ، واگ، به نقل از ارباب 1374 ) .
تعریف عملیاتی :
منظور از تولید در این تحقیق تهیه کالا و خدمات مورد نیاز با استفاده از منابع و امکانات موجود در رشته های مهارتهای محصول محور آموزش های فنی و حرفه ای شامل: ورمی کمپوست،پرورش دام و طیور، پرورش زنبورعسل،پرورش کرم ابریشم،تولید نهال،تولیدانواع قارچ، صنایع دستی و تولید اسانس های گیاهی و ……… .می باشد .
بازاریابی
تعریف مفهومی :
به معنی کار کردن با بازارها و انجام مبادلات و معاملات به منظور برآوردن نیازها و خواسته های افرادی است که در یک جامعه ، کنار یکدیگر زندگی می کنند ( محب علی ، فرهنگی 1375 ).
تعریف عملیاتی :
فروش
منظور از بازاریابی در این تحقیق میزان تولید کالا و مبادله آنها براساس نیازهای افراد در جامعه در رشته های ورمی کمپوست، پرورش دام و طیور، پرورش زنبور عسل، پرورش کرم ابریشم، تولید نهال، تولید انواع قارچ، صنایع دستی و تولید اسانس های گیاهی و …….. می باشد .
تعریف مفهومی :
به کلیه اعمال و فعل و انفعلا ت بازرگانی اطلاق می گردد که منجر به انتقال مالکیت از یکی به دیگری می شود ( پیمان ،1373 ).
تعریف عملیاتی :
منظور از فروش در این تحقیق میزان انتقال کالا ها و خدمات بر اساس آموزش های مهارتهای محصول محور آموزش های فنی و حرفه ای شامل : ورمی کمپوست،پرورش دام و طیور، پرورش زنبور عسل،پرورش کرم ابریشم،تولید نهال، تولید انواع قارچ، صنایع دستی و تولید اسانس های گیاهی و………می باشد .

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فصل 2:
ادبیات پژوهش
2-1- مقدمه
موسسات آموزشی با دو رویکرد به رسالت ها و ماموریت های خود می پردازند . رویکرد اول که موسوم به رویکرد معرفت شناسی و رویکرد دوم که موسوم به رویکرد سیاسی است(آراسته ،1389).. در این رویکرد موسسات آموزشی تدریس و آموزش را به مثابه ابزاری در خدمت جامعه می بیند . در یک نگاه می توان آموزش های مهارتی را بارزترین ابزار به رویکرد سیاسی دانست . در این گذر آموزش حلقه علم و فناوری است که از ایده شروع می شود و به تولید ثروت ختم می گردد . در این اثنا آموزش های فنی و حرفه ای کشور به عنوان بال های پر توان آموزش های مهارتی با تعریفی نوین از نوآوری یعنی تبدیل یک ایده به محصول آغاز و با رویکرد بالنده آموزش های تولید محور بازاریابی و فروش باعث توسعه اقتصادی می گردد. بی گمان مدیریت دانش که عبارتند از : خلق ، تصمیم و کاربرد موثر دانش است در این رویکرد جلوه گری می نماید . بنابراین می توان با صراحت بیان کرد آموزش های مهارتی به دانش جنبه های اپسیتولوژیک نگاه نمی کند بلکه با منطق بازار و مارکت بازار مورد سنجش قرار می گیرد . بنابراین آموزش های مهارتی را به سمت این آموزش ها سوق دادن باعث برتری و مزیت رقابتی این گونه آموزش ها می گردد در این فصل محقق ابتدا به اهداف و رسالت های آموزش های مهارتی و نقش آن در اشتغال می پردازد . سپس آموزش های مهارتی محصول محور احصا و مراکزی که این نوع آموزش ها در آن ها جریان دارد معرفی می کند ، سابقه این آموزش ها را در کشورهای مختلف بررسی و به مولفه هایی اشاره خواهد داشت که باعث امکان ایجاد این آموزش ها در سطح کشور خواهد شد . سپس پیشینه پژوهش و چارچوب نظری تحقیق خاتمه فصل دوم خواهد بود.
2-2- آموزش
آموزش در لغت عبارت است از عمل آموختن و تعلیم دادن. آموزش به معنای وسیع یادگیری است و شامل فرآیندی است که از گهواره تا گور در طول عمر انسان ادامه دارد. به عبارت دیگر این اصل با ارزش در فرهنگ اسلامی ” ز گهواره تا گور دانش بجوی ” مصداق پیدا می کند. هدف آموزش را توسعه ی مهارت ها، توانایی های انجام کار، درک دانش و اطلاعات مورد نیاز به وسیله ی نیروی انسانی به منظور ایجاد پیشرفت در تولید می دانند(فتحی و همکار، 1376).
از دیدگاه جامعه شناسی، آموزش روش انتقال علم و انطباق آن در شرایط ویژه اجتماعی با نیاز های جامعه است. آموزش از جمله رفتار هایی است که کلیه ی افراد بشر بطور دائم و به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به آن مبادرت می ورزند. هیچ فعالیتی بدون انجام فرآیند یادگیری و یاددهی صورت نمی گیرد و این امر تا لحظه ی آخر حیات انسان را همراهی می کند (افشار،1357). با توجه به مطالب بیان شده آموزش ، فرآیندی است مستمر که مقصد نهایی آن بالا بردن توانایی ها، لیاقت ها و اطلاعات افراد برای انجام وظایف محوله و رشد شخصی وی باشد(زفرقندی، 1390).
این امر گویای این است که همه افراد یک سازمان موظف به ارتقای سطح دانش خود هستند و از طرفی مدیران سازمان هم موظف به حرکت دادن اعضای سازمان به سمت دانش روز می‌باشند، به همین دلیل در سالهای اخیر آموزشکارکنان در سازمانهای مختلف از جایگاه خاصی برخوردار گردیده است (نحاسی، 1380).
با مقایسه مشاغل فعلی اجتماع با مشاغل حدود پنجاه سال پیش دریافت می‌شود که مشاغل به حدود دو برابر افزایش یافته است، این امر نقش پیشرفتهای علمی را در تنوع مشاغل به خوبی نشان می‌دهد. در جهان امروز احتمال این که فرد مهارتی را بیاموزد و آن را تا حدود سی سال در کار خود بدون تغییر بنیادی ادامه دهد بسیار ضعیف یا به کلی محال است. امروز جامعه‌ به سرعت در حال دگرگونی است و دیگر آموزش کارکنان فقط مطلوب نیست، بلکه این مطلوبیت به یک اجبار تبدیل شده است، در جهان امروز برای امر آموزش کارکنان باید منابع مختلف سازمانی را بسیج کرد تا سازمان بتواند به راه خود ادامه دهد (فتح آبادی و همکاران، 1389).
آموزش کارکنان منجر به حفظ تداوم و بقای سازمان می‌شود، یک بررسی سه ساله در سنگاپور نشان داده است که 17 درصد شرکتهای تجاری و صنعتی این کشور ورشکست شده‌اند در حالی که این نسبت در مورد شرکتهایی که برنامه‌ آموزش کارکنان را انجام داده‌اند کمتر از 1 درصد بوده است. همچنین طبق آمار انجمن مدیریت آمریکا تا سال 2007، بیش از نیمی از کارکنان نیاز به باز‌آموزی داشته‌اند. در سوئد هم برای پاسخگویی به تغییر و تحولات مختلف علمی و فرهنگی سیاست فعال نگهداشتن نیروی انسانی در پیش گرفته شده و سالانه 2 تا 3 درصد از تولید ملی کشور برای بازآموزی صاحبان مشاغل هزینه می‌گردد (جنگی زهی، 1389).
به عبارتی نگاه گذشته‌ محوری که آموزش را متعلق به دوران کودکی، نوجوانی و جوانی می‌دانست منسوخ گردیده است. امروزه تنها با یادگیری پیوسته و پایدار می‌توان با دگرگونیها و پیشرفتهای جامعه جدید سازگار و همراه شد.آموزش، همواره به‌ عنوان وسیله‌ای مطمئن در جهت بهبود کیفیت عملکرد و حل مشکلات مدیریت مد نظر قرار می‌گیرد و فقدان آن نیز یکی از مسائل اساسی و حاد هر سازمان را تشکیل می‌دهد؛ به همین دلیل به‌ منظور تجهیز نیروی انسانی سازمان و بهره‌گیری موثر از این نیرو، آموزش از مهمترین و تاثیرگذارترین تدابیر به شمار می‌رود (شریعت مداری، 1387).
آموزش یک وظیفه اساسی در سازمان و یک فرآیند مداوم و همیشگی است. نباید آموزش را امری موقت و اتمام‌پذیر تصور کرد. کارکنان در هر سطحی از سطوح سازمان که باشند، حتی در سطح یک نیروی انسانی جزء، نیازمند آموزش و کسب دانش و مهارتهای جدید هستند تا بتوانند به سمت اهداف سازمان حرکت کنند (لیپر1 و همکاران، 2010).
برنامه‌های آموزش کارکنان در یک سازمان می‌تواند نیاز به نیروی انسانی متخصص در آینده را نیز رفع کند، این برنامه‌های آموزشی می‌توانند تضمینی برای حل مشکلات کارکنان باشند.اگر کارکنان سازمان به خوبی آموزش ببینند بهتر می‌توانند در ارتقای سطح کارایی سازمان سهیم باشند. از اولین نتایج این امر عدم نیاز زیاد به نظارت از سوی سرپرستان بر روی زیردستان است، در عین حال این امر کمک می‌کند که افراد در جهت احراز شرایط ارتقای سازمانی آماده شوند و در نهایت انجام وظایف با مطلوبیت مورد نظر سازمان امکان‌پذیر می‌گردد (ثابت نژاد، 1390).
2-3- سهم آموزش در رشد اقتصادی
از ضرورت ها و الزامات رشد و توسعه اقتصادی ، نظام آموزشی برای ایجاد مهارت های لازم سرمایه انسانی است که موجب افزایش توانایی های دانش ، مهارت و قدرت درک افراد و انجام مطلوبتر کار است.
با عنایت به اینکه پایه اصلی اقتصاد آموزش است و از طریق آموزش و مهارت می توان کسب در آمد کرد و چرخ اقتصاد را به گردش در آورد کشورها سعی دارند ارتباطی را بین مهارت آموزی و تقاضای بازار کار ایجاد کنند زیرا آموزش و افزایش دانایی و مهارت به منزله سرمایه هایی هستند که مانند هر سرمایه فیزیکی دیگری بازده اقتصادی دارد .در دنیای امروز داشته های هرکشور به سرمایه های طبیعی ، فیزیکی ، انسانی ، اجتماعی و فرهنگی تقسیم می شود که در این میان، سرمایه انسانی از اهمیتی بسزا برخوردار است. رشد کمی و کیفی سرمایه انسانی، نیازمند آموزش های مناسب و روزآمد است ضمن آنکه در این امر لازم است که جایگاه انسان آموزش دیده و رشد یافته در فرایندهای کلان کشور مشخص باشد که تحقق این موضوع، خود مبتنی برای یافتن فصل مشترک بخش آموزش و بازار است.
تاریخ این اندیشه که سرمایه‌گذاری در بخش سرمایه انسانی موجب پیشرفت توسعه اقتصادی می‌شود به بیش از دویست سال پیش باز می‌گردد ، در واقع، توسعه مهارت‌های نیروی انسانی، ظرفیت تولیدی نیروی کار را افزایش می‌دهد. 
اقتصاددانان بزرگ، دریافته بودند که بازده آموزش به عنوان نوعی سرمایه‌گذاری در منابع انسانی می‌تواند با بازده سرمایه مادی مقایسه شود، ولی این اندیشه تا پیش از دهه 1960، یعنی زمانی که «شولتز2» (1967) و «دنیسون3» (1962) اثبات کردند که آموزش با انتقال دادن و بهبود بخشیدن مهارت‌ها و توان تولیدی کارگران، می‌تواند به طور مستقیم به رشد درآمد ملی کمک کند، منشاء تحقیق بسیار جدی قرار نگرفت (حسنی، 1391).
«شولتز» و «دنیسون» با استفاده از داده‌های مربوط به متوسط درآمد و طول مدت تحصیل نیروی کار در امریکا و سایر کشورهای پیشرفته، سهم اقتصادی آموزش را سنجیده‌اند. این سنجش نشان داد که افزایش سطوح آموزش، بخش مهمی از رشد درآمد ملی را تبیین می‌کند. 
همزمان، بکر4 (1966) و مینسر5 (1962) بازده سرمایه‌گذاری در آموزش و مهارت آموزش را از طریق تحلیل نسبت هزینه به سود مورد سنجش قرار دادند. 
آنها در این بررسی هزینه‌های مستقیم و غیر مستقیم سرمایه‌گذاری در طی سال‌های اضافی تحصیلات قبل از دانشگاه، آموزش‌عالی یا آموزش ضمن خدمت را با درآمدهای اضافی نیروهای ماهر و مجرب در طول زندگی، مقایسه کرده‌اند (شریعتی و همکاران، 1388).
2-4- رسالت‌های آموزش‌ در ایران
در کشور ما رسالت‌های آموزش با توجه به شرایط محیطی داخلی و بین‌المللی عمدتاً بر دوش دولت است و حمایت و کنترل اجتناب ‌ناپذیر دولت را می‌طلبد. اهم رسالت‌های آموزش عبارت‌اند از:
  1. تربیت و توسعه منابع نیروی انسانی مورد نیاز برنامه‌های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه، بر طبق اصل 30  قانون اساسی جمهوری اسلامی این وظیفه بر عهده دولت است، البته در متن قانون«فراهم آوردن تسهیلات آموزش رایگان تا سر حد خودکفایی» قید شده است(شریعت مداری، 1387).
  2.. ارتقاء دانش و فرهنگ عمومی و پاسخگویی به تقاضای اجتماعی برای آموزش‌،این رسالت نیز بر طبق اصل30 قانون اساسی بر عهده دولت است ولی در این زمینه مشارکت بخش غیر دولتی، مشابه آنچه در سطح بین‌المللی متداول است، می‌تواند بسیار موثر باشد (فتح آبادی و همکاران، 1389).
3. دستیابی به توسعه و ارتقاء و فنّاوری، گسترش مرزهای دانش و کسب موقعیت علمی مناسب کشور در سطح بین‌المللی، تجربیات اکثر کشورهای دارای نظام آموزش نشان می‌دهد، فعالیت‌های تحقیقاتی عمده و حیاتی برای توسعه اقتصادی و حفظ موقعیت علمی کشور، در دست آموزش دولت است . اهمیت راهبردی این موضوع برای جمهوری اسلامی در زمینه علم و دانش و ضرورت مبرم ارتقاء و حفظ منزلت علمی و سطح تکنولوژیک کشور در سطح بین‌المللی ایجاب می‌کند، دولت توجه ویژه به ایفای این رسالت داشته باشد. بدیهی است این امر مانع و مغایر با فعالیت بخش غیر دولتی در زمینه تحقیقات نیست ولی با این حال، سرمایه‌گذاری و کنترل دولت بر امر تحقیقات الزامی است.
  4. مشارکت مؤثر در فرایند توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از طریق تسهیل کاربرد علم و فنّاوری؛ یافتن راه حل برای مسائل، بحران‌ها و معضلات اجتماعی و اقتصادی که امروزه تحت عنوان «الزام اجتماعی آموزش » مطرح است (مولایی، 1390) .
2-5- آموزش و تأثیر آن بر مدیریت کیفیت تولید
مدیریت کیفیت تولید فعالیت هایی است که عموما با بهبود کیفیت تولید در سازمان سرو کار دارد. کوشش های اولیه مشاوران و مدیران برای واکنش در مقابل بحران های رقابتی روی ابتکاراتی نظیر حلقه های کیفیت و دیگر ابداعات ساختاری مانند طراحی مجدد متمرکز می شود. اما نتایج نا مطلوب بزودی مدیران را وادار ساخت تا به جنبه های ملایم تر کار و مدیریت که در فصل مشترک آنها توانمند سازی ، آموزش و اهمیت دادن به کارکنان بود توجه کنند(اسدی، 1382).
مدیریت کیفیت تولید بدون توانمند سازی کارکنان محکوم به شکست است. تنها راه بهبود کیفیت عبارت است از تغییر بنیادی روابط بین مدیریت و نیروی کار که جهت این امر از طریق انتقال مسئولیت به پایین و آموزش افراد خط مقدم برای انجام مشاغل خودشان عملی می شود. کیفیت با درگیر ساختن افراد برای قبول مسئولیت در فرآیند های کاری است که بهبود می یابد. زیرا افراد فرآیندها را بهتر از دیگران می شناسند. موفقیت نهایی برنامه های کیفیت به آموزش و توانمندسازی کارکنان در ایجاد تغییرات بستگی دارد. مفهوم توانمندسازی بر این باور استوار است که کارکنان ، مدیران و سازمان به یکدیگر احتیاج دارند و رهبران آگاه هستند که افراد را با ارزش ترین دارایی سازمان محسوب می کنند(رهنورد، 1378).
همانطور که ایشیکاوا6 در کتاب کنترل کیفیت فراگیر خود عنوان می کند که ” کنترل کیفیت تولید با آموزش آغاز می شود و با آموزش پایان می پذیرد و باید برای مشارکت همگان در پیشبرد هسته های کیفیت به همه کارکنان از مدیر عامل گرفته تا کارگران صف آموزش داده شود ، هسته های کیفیت تحولی در اندیشه مدیریت است و باید نحوه نگرش همه کارکنان تغییر یابد برای انجام این کار می بایست آموزش ها تکرار و تکرار شود”(ایشیکاوا، 1386).
کیفیت برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد و یک تعریف جامع از آن که بهترین باشد وجود ندارد به هر شکلی که آن را تعریف کنیم، کیفیت باید با نیاز های مشتریان انطباق یابد.
بنابراین لازم است کارکنان برای جلب رضایت مشتریان توانایی تصمیم گیری و اقدامات مناسب را داشته باشند. از آنجایی که فرآیند ارائه خدمات جز تفکیک ناپذیر کیفیت تولید و خدمات است. کارکنان خط مقدم نقش مهمی در تصحیح ادراک مشتریان از کیفیت خدمات و تولیدات سازمان دارند. بخشی از نقش مدیریت ایجاد سیستمی است که به کارکنان اجازه دهد بهتر به مشتریان سرویس ارائه دهند، این بدان معنی است که کارکنان نیاز دارند آموزش ببینند تا تصمیماتی را در فرآیند سرویس دهی اتخاذ کنند که پیش بینی آنها مشکل است(اسدی، 1382).
آموزش منجر به استفاده بهتر از ابزار آلات و تجهیزات می شود. آموزش مفید ، کاهش ضایعات، افزایش تعداد محصولات و افزایش کیفیت محصولات را در بر دارد. همچنین کارکنان آموزش دیده نیاز به کنترل کمتری دارند و یاد می گیرند در شرایط خارج از پیش بینی چگونه عمل نمایند. از طرفی آموزش مناسب ، به افزایش انگیزش کارکنان نیز کمک کرده و به آنها اعتماد به نفس بیشتری میدهد همچنین باعث افزایش کیفیت محصولات تولید شده و خدمات ارائه شده میشود . کارکنان مدیریت خود را بهتر درک کرده و در تصمیم گیری های کیفیت مشارکت بیشتری می نمایند(شهبازی و همکار، 1391).
2-6- پیشینه آموزش همراه با تولید
تلفیق کار و درس نخستین بار توسط اتحاد جماهیر شوروی در سال 1920 میلادی شروع شد که سهمی از برنامه ی تحصیلی دانش آموزان به یادگیری پیشه های صنعتی ، کشاورزی و خدماتی اختصاص داده شد. و از سال 1985 برنامه کار (( 1 روز در هفته )) برای همه دانش آموازن اجباری گردید . در جمهوری خلق چین از سال 1985 ، کار تولیدی رسما در برنامه تحصیلی دانش آموزان جای می گیرد . پس از 10 سال تثبیت می شود. و استفاده از نیروی کار دانش آموزان مدارس به عنوان یک تاکید در جریان تلفیق کار و درس مورد توجه قرار می گیرد، حتی نوآموزان دبستانی نیز از سن 10 سالگی به کار گماشته می شوند و علاوه بر کارهای یدی داخل مدرسه ، مدت دو هفته از سال را اجباری در فعالیت های تولیدی کارگاهی و کشاورزی می گذرانند . مدت کار تولیدی ، در سنین بالاتر به تدریج در دوره متوسطه از یک ماه در سال و در دوره های دانشگاهی تا بیش از 5 ماه در سال در برنامه تحصیلی گنجانده می شود. در حال حاضر همه مدارس چین دارای کارگاه های تولیدی اختصاصی هستند که بر حسب حوزه جغرافیایی ممکن است کوچک یا بزرگ باشد این کارگاه ها ، تحت نظر معاون تولید مدرسه و در پیوند با یک کارخانه مادر در تمام مدت سال فعالیت تولیدی دارند . تولید این کارگا ه ها با مشارکت محصلین مدرسه و کارگران ثابت و به سفارش کارخانه مادر ، به دست می آید و عواید آن بین کارخانه ی مادر ( استهلاک سرمایه ) و نیروی کار ( دانش آموزان و کارگران کارگاه ) و مدرسه ( مخارج اداری) تقسیم می شود.
در کوبا هم در دبیرستان ( 5 هفته در سال ) شبیه چین عمل می شود و از سال 1973 مدارس ابتدایی به صورت باغ – مدرسه درآمدند و تولید انواع سبزی ها و میوه های تازه مورد نیاز جامعه را در برنامه تحصیلی خود می گنجانند.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

دیدگاهتان را بنویسید