علوم زيستي ورزشي _ بهار 1394 دورة7، شمارة1 ، ص : 123 – 139 تاريخ دريافت: 09 / 06 / 92 تاريخ پذيرش : 02 / 11 / 92

اثر همزمان مصرف مكمل اسيدلينولئيك مزدوج و تمرين مقاومتي بر
تركيب بدن، لپتين سرم و قدرت عضلاني مردان غيرورزشكار

مجيد كاشف1 _ ا حمد آزاد2 – خليل اله منيخ3
1.دانشيار دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي، تهران، ايران،2. دانشيار دانشگاه زنجان، زنجان، ايران، 3.كارشناس ارشد فيزيولوژي ورزش، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي،
دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي ، تهران، ايران

چكيده
مطالعات حيواني، خواص بسيار مفيد ازجمله كاهش وزن و بهبود تركيب بدن را پس از استفاده از اسيدلينولئيك مـزدوج گزارش كرده اند. با اين حال، درخصوص تأثير تركيب با تمرينات مقاومتي، اطلاعات محدودي وجود دارد. بنابراين، در اين مطالعه اثر مصرف مكمل اسيدلينولئيك مزدوج به همراه تمرينات مقاومتي بر تركيب بدن، لپتين سرم و قـدرت عضـلانيدر مردان غيرورزشكار بررسي شد. در كارآزمايي نيمه تجربي با طرح دوسوكور، 23 مرد غيرورزشكار به صورت تصادفي بـهدو گروه تمرين + مكمل (يازده نفر) و تمرين + دارونما (دوازده نفر) تقسيم شدند. هر دو گروه به مدت شـش هفتـه (هـرهفته سه جلسه) برنامة تمرين مقاومتي را براساس پروتكل كرامر (2004) اجرا كردند. گروه تجربي، روزانـه سـه كپسـول1000 ميلي گرمي اسيدلينولئيك مزدوج و گروه كنترل سه كپسول دارونمـا (روغـن زيتـون) مصـرف كردنـد. در ابتـدا وانتهاي دوره، قدرت عضلاني، تركيب بدن و لپتين سرم آزمودني ها سنجيده و داده ها با استفاده از آزمـون تـي مسـتقل وهمبسته تحليل شـد . براسـاس يافتـه هـا، در مقايسـه بـا روش تمـرين مقـاومتي+ دارونمـا، تمـرين مقـاومتي+ مكمـل اسيدلينولئيك مزدوج موجب كاهش معني دار تودة چربـي و لپتـين سـرم و افـزايش معنـي دار تـودة بـدون چربـي شـد(05/0p<). اين در حالي است كه قدرت بالاتنه و پايين تنة دو گروه تفاوت معني داري نداشت. با توجه به نتايج مـي تـوانگفت تمرين مقاومتي به همراه مصرف مكمل اسيدلينولئيك مزدوج مي تواند در مردان غيرورزشكار تركيب بـدن را بهبـودداده و لپتين سرم را كاهش دهد؛ ولي الزاماً موجب بهبود قدرت بالاتنه و پايينتنه نمي شود.

واژه هاي كليدي
اسيدلينولئيك مزدوج، تركيب بدن، تمرينات مقاومتي، لپتين سرم، قدرت عضلاني.
مقدمه
در چند سال اخير، به اثر سلامتي بخش اسيدلينولئيك مزدوج (CLA) توجه بسياري شده است (1).در اين راستا، مي توان به عملكرد ضدچاقي، افزايش تودة بدون چربي بدن (2) و اثر ضدسرطان،ضدپوكي استخوان و كاهش خطر آترواسكلروز، كاهش فشار خون و ديابت، بهبود در كيفيت غذا، متابوليسم انرژي، خواص ضدالتهابي، حفظ غشاي سلول و افزايش عملكرد سيستم ايمني اشاره كرد (2، 1).
اسيدلينولئيك مزدوج، اسيدچرب با چند پيوند دوگانه است كه در منابع حيواني موجود است (1). براي اسيدلينولئيك مزدوج، 28 نوع ايزومر مختلف وجود دارد كه از ميان انواع ايزومرهاي آن، ايزومر سيس- 9، ترانس-11، ترانس-10 و سيس-12 ازنظر بيولوژي بسيار فعال اند (3). غالب ترين ايزومر آن در غذا ترانس-11 و سيس-9، با عنوان اسيدرومنيك ناميده ميشود. اين ايزومر90 درصد اسيدلينولئيك مزدوج دريافتي موجود در غذاست (1). محتواي اسيدلينولئيك مزدوج در غذاها برحسب نوع تغذية حيوان، نژاد و بلوغ حيوان متفاوت است؛ اما معمولاً دامنة آن 3تا7 ميلي گرم به ازاي هر گرم چربي است.
اسيدلينولئيك مزدوج (CLA) به طور تجاري با حرارت اسيدلينولئيك (امگا6) در شرايط قليايي يا هيدروژناسيون نسبي آن توليد ميشود (1). ميانگين دريافت اسيدلينولئيك مزدوج 160 ميلي گرم در روز گزارش شده است (23، 17). البته اين ميزان باي د حدود 3گرم يا بيشتر باشد تا نتيجة مثبت حاصل شود (30). به اين ترتيب، خواص مفيد اسيدلينو لئيك مزدوج، به تنهايي با رژيم غذايي تأمين نميشود و به مكمل غذايي نياز دارد (1).
امروزه، ميزان استفاده از مكمل اسيدلينولئيك مزدوج به منظور كاهش وزن و بهبود تركيب بدن در جامعه رو به افزايش است (1). اين در حالي است كه در برخي مطالعات انساني، مصرف مكمل CLA تركيب بدن را بهبود داده (40 ،38 ،35 ،34 ،24 ،22 ،14 ،9 ،7 ،4) و در برخي ديگر بر تركيب بدن مؤثر نبوده است (37 ،29 ،28 ،26 ،25 ،21 ،12 ،5). مكمل CLA، همراه تمرينات مقاومتي نيز براي افزايش تودة عضلاني و قدرت استفاده مي شود (19،27). براساس جست وجوي ما، تنها دو مطالعه تأثير مصرف مكمل اسيدلينولئيك مزدوج به همراه تمرينات مقاومتي را بر تركيب بدن و قدرت بررسي كرده اند كه نتايجشان با اين مطالعه همسو نيست (19،27). كريدر و همكاران (2002) گزارش كردند مصرف روزانه 3 گرم مكمل CLA با 65درصد خلوص، بههمراه تمرينات مقاومتي به مدت چهار هفته، تأثيري بر تركيب بدن و قدرت عضلاني در مردان مقاومتي كار حرفهاي ندارد (19). پين كوسكي وهمكاران (2006) نشان دادند كه پس از هفت هفته مصرف مكمل CLA به ميزان 5 گرم در روز، همراهبا انجام تمرينات مقاومتي در آزمودنيهاي مرد و زن 18تا45 ساله با تجربة دو سال تمرين قدرتي، تودةبدون چربي و قدرت افزايش و تودة چربي كاهش مي يابد (27).
برخي پژوهشگران، لپتين را عامل هشداردهندة تنظيم محتواي چربي بدن ذكر كردهاند (1). لپتين، هورمون پروتئيني 16 كيلو دالتوني و محصول ژن چاقي است كه غالباً توسط بافت چربي ترشح شده و سبب مهار اشتها، افزايش مصرف انرژي (با اتصال به گيرندههاي خود در هيپوتالاموس و تغيير بيان ژن نوروپپتيدهاي كنترل كنندة دريافت و مصرف انرژي) و كاهش وزن مي شود (2). ميزان لپتين سرم با درصد چربي بدن همبستگي فراواني دارد (1). تحقيقات نشان داده اند باكاهش حجم چربي بدن در اثر تمرين، لپتين سرم نيز كاهش پيدا ميكند (31). تمرين مقاومتي از طريق افزايش تودة عضلاني و به دنبال آن افزايش انرژي كل مصرفي استراحتي، باعث كاهش تودة چربي بدن ميشود و از ترشح لپتين جلوگيري مي كند (13).
در مطالعة ريان و همكاران (2000)، پس از شانزده هفته تمرين مقاومتي در زنان چاق يائسه، در گروه زناني كه كاهش وزن و درصد چربي داشتند، لپتين سرم36درصد كاهش يافت. در مقابل، سطح لپتين سرم در گروهي كه كاهش وزن و درصد چربي نداشتند، بدون تغيير باقي ماند (32). همچنين، مطالعات نشان دادهاند با مصرفCLA، در اثر كاهش تودة چربي، بيان و ترشح لپتين نيز كم مي شود (1).
در مطالعة بلوري و همكاران (2003)، پس از هشت هفته مصرف تركيب ايزومرهاي CLA ( 8 گرم در روز)، مشاهده شد CLA پلاسمايي با درصد چربي بدن و لپتين سرم رابطة معكوسي دارد (4).
يافتههاي فوق حاكي از اين است كه تمرين و مكمل CLA، به تنهايي لپتين سرم را كاهش مي دهند.
درمورد اثر تركيب تمرين و مصرف CLA، يافته هاي محدودي وجود دارد. جست وجوي پيشينة تحقيق حاكي از دو بررسي با نتايج متناقض بود (9 ،6).
كولاك اوغلو و همكاران (2006) نشان دادند شش هفته مصرف مكمل CLA بههمراه تمرين استقامتي، بر لپتين سرم زنان سالم فعال و با وزن عادي بي اثر است (9). ازطرف ديگر، در مطالعة باتاچاريا و همكاران (2005)، مصرف مكمل CLA دركنار دويدن بر روي نوار گردان (چهارده هفته،هر هفته پنج روز)، لپتين سرم موش ها را كاهش داد (6). با اين حال، مطالعه اي يافت نشد كه اثر تركيبتمرين مقاومتي و مكمل CLA را بر لپتين سرم بررسي كرده باشد. بنابراين، با توجه به پژوهشهايمحدود و ناهمسو بودن يافته ها درمورد اثر تركيب تمرين مقاومتي و مكمل CLA بر تركيب بدن، قدرت عضلاني و لپتين سرم، انجام پژوهش در اين زمينه ضروري به نظر ميرسد. اين بررسي در نظر دارد تأثير مصرف روزانه 3گرم مكمل CLA به همراه شش هفته تمرين مقاومتي را بر تركييب بدن، لپتين سرم و قدرت عضلاني مردان غيرورزشكار بررسي كند.

روش شناسي
پژوهش حاضر در قالب طرح نيمه تجربي دو گروهي و به صورت دو سوكور و كنترلشده با دارونما با جايگزيني تصادفي انجام شد. 24 دانشجوي پسر غيرورزشكار كه در خوابگاه دانشگاه زنجان ساكن بودند، از بين پنجاه داوطلب انتخاب شدند. داوطلبان، حداقل براي شش ماه گذشته، به جز فعاليت معمول خود، سابقة شركت در هيچ برنامة تمريني منظمي را نداشتند و هيچ نوع مكمل بهويژه مكمل CLA را قبل از اجراي مطالعه مصرف نكرده بودند. همچنين از طريق معاينة پزشكي و پرسشنامه مشخص شد كه داوطلبان فاقد سابقة بيمارهاي كليوي، قلبي، كبدي، ديابت يا هرگونه آسيب يا مشكل جسماني بودند.
گفتني است از اين تعداد، 23 نفر مطالعه را به اتمام رساندند و يك نفر بهعلت مصرف نكردن مرتب مكمل، كنار گذاشته شد.
چند روز قبل از شروع آزمون، آزمودني ها رضايت نامة كتبي دادند و پرسشنامة سابقة ورزشي و بيماري را پر كردند. آزمودني ها با اجراي چند تكرار زير بيشنه براي هر حركت، با نحوة صحيح اجراي تمرينات مقاومتي آشنا شدند. در يك جلسة ديگر (پيش آزمون)، قبل از شروع كار ميداني، قد، وزن، تركيب بدن (درصد چربي و تودة بدون چربي) و قدرت عضلاني (پرس سينه و پرس پا) و يك تكرار بيشينة حركات برنامة تمرين مقاومتي مطابق روش زير اندازه گيري شد: قد آزمودني ها بدون كفش با استفاده از قدسنج ديواري (seca) و با دقت 1/0 سانتي متر و وزن آنها بدون كفش و با حداقل لباس (شورت و پيراهن ورزشي) با استفاده از ترازوي ديجيتالي (seca) با دقت1/0 اندازه گيري شد. تركيب بدني آزمودني ها (درصد چربي و تودة بدون چربي) از طريق اندازهگيري ضخامت لاية چربي زيرجلدي ناحية سينه، شكم و ران با استفاده از كاليپر (ياگامي، ژاپن) و معادلة جكسون و پولاك محاسبه شد (16).
اندازه گيري در سه نوبت بهصورت چرخشي در سمت راست بدن و در حالت ناشتا صورت گرفت.
با توجه به مبتدي بودن آزمودني ها، قدرت بيشينه در دو حركت پرس سينه و پرس پا و يك تكراربيشينه در حركات برنامة تمرين مقاومتي با استفاده از معادلة برزيكي (8) به روش غيرمستقيم برآورد شد:
[(0278/0*تعداد تكرار خستگي)-0278/0]/ وزنة جابه جاشده (كيلوگرم)=يك تكرار بيشينه

براي جمع آوري نمونههاي خون، ساعت 8 صبح تمامي آزمودني ها در درمانگاه دانشگاه زنجان حاضر شدند. قبل از نمونه گيري، راهنمايي هاي لازم درخصوص موارد تأثيرگذار بر پارامترهاي مورد اندازهگيري از قبيل فعاليت بدني، رژيم غذايي و بيماري را، هم بهصورت شفاهي و هم در قالب فرم راهنما، از محقق دريافت كرده بودند. نمونة خوني در وضعيتي از آزمودنيها گرفته شد كه آنها بعد از 14-12 ساعت ناشتايي، شبانه به آزمايشگاه مراجعه كرده بودند و در 24 ساعت قبل از نمونهگيري، فعاليت شديد ورزشي نداشتند و شب قبل، حداقل 8 ساعت خوابيده بودند. سپس از هر آزمودني نمونة خوني (5 ميلي ليتر) در حالت نشسته از سياهرگ آنتي كوبيتال ناحية ساعد گرفته شد. نمونهها درون لوله هاي شيشهاي ريخته شدند. به منظور لخته شدن نمونه ها، همة لوله ها به مدت 30 دقيقه ثابت و بدون حركت باقي ماندند. بعد از آن، نمونهها بلافاصله براي جداسازي سرم به آزمايشگاه تشخيص طبي بيمارستان وليعصر زنجان منتقل شدند. نمونه گيري خون در پسآزمون نيز با همان شرايط پيش آزمون و 48 ساعت بعد از آخرين جلسة تمرين انجام شد. لپتين سرم با استفاده از روش الايزا و كيت تجاري كمپاني DBC كانادا (حساسيت 4/0 نانوگرم بر ميلي ليتر و درصد ضريب تغييرات 5/6 درصد) اندازهگيري شد.
سپس افراد نمونه (با توجه به داده هاي حاصل از پيش آزمون) با همگن سازي به روش آماري به دو گروه مكمل+تمرين (يازده نفر) و دارونما+تمرين (دوازده نفر) تقسيم شدند (جدول 1). هر دو گروه به مدت شش هفته، هر هفته سه جلسه بر اساس پرتكل كرامر و همكارانش (2004) به تمرين مقاومتي پرداختند (18). برنامة تمريني شامل سه ست هشت تا ده تكراري تمرينات پرس سينه با هالتر، جلوبازو ايستاده با هالتر، پرس پا با دستگاه، جلوران با دستگاه، پشت ران با دستگاه و زيربغل با سيم كش بود.
بين ستهاي هر تمرين، 2 دقيقه و بين تمرينات مختلف 3 دقيقه استراحت غيرفعال در نظر گرفته شد. شدت تمرينات براي دو هفتة اول60درصد، دو هفتة دوم70درصد و دو هفتة سوم 80درصد يك تكراربيشينه لحاظ شد. هر جلسه تمرين نيز تقريباً يك ساعت طول كشيد.
گروه دريافتكنندة مكمل، سه كپسول1000 ميلي گرمي با روكش ژلاتيني (حاوي نسبت مساويايزومرهاي 9- سيس، 11- ترانس، 10- ترانس و 12- سيس با خلوص 80درصد) و گروه مصرف كنندة دارونما سه كپسول1000 ميلي گرمي روغن زيتون را هر روز (روزهاي تمرين و غيرتمرين) به مدت شش هفته طي تمرين مقاومتي با هريك از وعدههاي غذايي مصرف كردند (27، 19، 2). پيش از آغاز پژوهش، قوطي هاي داراي مكمل و دارونما، توسط فردي غير از پژوهشگر علامت گذاري شدند تا بياطلاعي پژوهشگر و آزمودني ها از نوع كپسول هاي دريافتي مراعات شود. مصرف مكمل و دارونما نيز زيرنظر همان فرد انجام شد. كپسول هاي مكمل اسيدلينولئيك مزدوج و دارونما از شركت لوكي لند كشور آمريكا تهيه شدند. تغذية آزمودني ها در مدت اجراي پژوهش مشابه بود و به صورت مستمر از آنها خواسته مي شد رژيم غذايي معمول (برنامة غذايي خوابگاه) خود را حفظ كنند و در دورة پژوهش، از انجام فعاليت هاي شديد بهجز برنامة تمريني ارائهشده مقاومتي پرهيز كنند. موارد اندازه گيري شده در پيشآزمون، در پسآزمون نيز به همان شيوه و در زمان هاي مشابه اندازه گيري شدند.
روش هاي آماري: پس از اطمينان از توزيع طبيعي داده ها با استفاده از آزمون كولموگروف ـ اسميرنوف، براي آزمون آماري، از آزمون t وابسته و مستقل استفاده شد. تجزيه وتحليل دادهها در سطح معني داري (05/0p<) با بهره گيري از نرم افزار spss19 و Excel انجام شد.

يافته ها
جدول 1، نشان دهندة برخي ويژگي هاي دو گروه همگن تحقيق است.
جدول 1. ويژگي هاي آزمودني ها (انحراف معيار± ميانگين)
قد
(سانتي متر) سن (سال)
وزن شاخص تودة بدن
(كيلوگرم بر مربعقد) متغير گروه
180/4±9/22 22/75±0/91 74/53±11/12
74/44 ±11/29 22/88±2/91 22/80 ±2/87 آپيش زمون

پس آزمون مكمل+ تمرين
177/20±7/25 22/31±1/13 68/21±15/89
68/32 ±14/88 21/58±3/78 21/64 ±3/51 آپيش زمون پس آزمون دارونما + تمرين
ج دول 2، مقايسـة درون گروه ي و ب ينگروه ي متغيره اي تحقي ق در دو گـروه مكم ل +تم رين ودارونما+تمرين را نشان مي دهد. نتايج آزمون تي همبسـته در گـروه مكمـل+تمـرين نشـان داد بـه طـورمعني داري ميانگين غلظت لپتين سرم و درصد چربي بدن كاهش و تودة بدون چربي بدن افزايش يافـت(به ترتيب000/0p=0/001، p=0/001، p=)؛ اما تغيير معني داري درمورد هيچ يك از متغيرهاي مـذكوردر گروه دارونما +تمرين مشاهده نشد. پس از دورة تحقيق، قدرت بالاتنه و پـايي ن تنـه در هـر دو گـروه،به طور معني داري از پيش آزمـون افـزايش يافـت (05/0p<). نتـايج آزمـون تـي مسـتقل بـراي مقايسـةميانگين هاي پس آزمون دو گروه نيز نشان داد درمورد شاخص هاي درصد چربي بدن، غلظت لپتين سـرمو تودة بدون چربي بدن بين دو گروه تفاوت معني داري وجود دارد (05/0p<)؛ اما درمورد قدرت بالاتنـهو پايين تنه تفاوت معني داري مشاهده نشد.
P2 دارونما + تمرين
پيشآزمون پس آزمون 1P
M±SD M±SD گروه مكمل + تمرين
متغير پيشآزمون پسآزمون 1P
M±SD M±SD
تودة بدون
*0/003 0/06 56/82 ±6/54 55/55±6/43 چربي 72/7±07/61 76/8± 17/64 001/0*
(كيلوگرم)
*0/019 0/141 15/95 ±8/27 17/05±7/73 (چربيدرصد) 06/7±56/17 57/5± 56/13 001/0*
0/04 * 0/68 17/94±2/41 18/33±2/62 لپتين
(نانوگرم/ميلي 06/3±97/19 82/2±55/15 000/0* ليتر)
0/63 *0/002 73/41±15/99 66/00±17/65 (قدرت كيلوگرم)بالاتنه 69/23±76/75 94/22±19/84 000/0* قدرت
0/62 *0/000 296/53±102/16 187/54±51/46 پايين تنه 68/73±57/235 92/76±74/358 000/0*
(كيلوگرم)
1P- مقايسة درون گروهي ؛2P- مقايسة بينگروهي؛*اختلاف معني دار در سطح 05/0
83058503044

830582849242

جدول 2. مقايسة درون گروهي و بين گروهي متغيرهاي تحقيق در دو گروه مكمل+تمرين و دارونما +تمرين

بحث
نتايج پژوهش حاضر نشان داد مصرف مكمل CLA در كنار تمرينات مقاومتي، موجب بهبود معني دار تركيب بدن (كاهش درصد چربي و افزايش تودة بدون چربي) در آزمودنيهاي غيرورزشكار مي شود. نتايج پژوهشهاي باليني درمورد تأثير مصرف مكملCLA بر تركيب بدن متناقض است. برخي پژوهش هاي همسو با نتايج اين مطالعه، اين مكمل را بهبوددهندة تركيب بدن (40 ،38 ،35 ،34،24 ،22 ،14 ،9 ،7 ،4) و بعضي ديگر ناهمسو با نتايج مطالعة حاضر، مؤثرنبودن آن را بر تركيب بدنگزارش كرده اند (37 ،29 ،28 ،26 ،25 ،21 ،12 ،5).
تفاوت نتايج مطالعات ممكن است ناشي از اختلاف در دوز CLA، مدت مطالعه، BMI، ميزان پذيرش مكمل و تعداد آزمودني ها باشد. اختلاف در نوع ايزومرهاي CLA و جنسيت آزمودني ها نيز مي تواند درتفاوت اثر مكمل CLA بر تركيب بدن مؤثر باشد. براي نمونه، در مطالعة كولاك اوغلو و همكاران (2006)، مصرف روزانه 6/3 گرم مكمل CLA (مخلوط ايزومرهاي 9- سيس، 11- ترانس، 10- ترانس و 12- سيس) به مدت شش هفته، در 44 زن سالم موجب بهبود تركيب بدن شد (9). در مقابل، در مطالعة ريسروس و همكاران (2004)، مصرف روزانه 3 گرم مكمل CLA (ايزومر 9 – سيس و
11- ترانس) به مدت سه ماه، بر تركيب بدني 25 مرد چاق با چاقي شكمي تأثيري نداشت (29).
در مطالعة حاضر، مكمل CLA به همراه تمرينات مقاومتي مصرف شد. ورزش به افزايش اثر پايين آورندة چربي و بهبود تودة ماهيچه در افراد مصرفكنندة CLA منجر ميشود (38 ،7 ،5).
بنابراين، احتمالاً اثر CLA را بر تركيب بدن تشديد مي كند. ازطرفي، در معدود پژوهشهايي كه درمورد اثر مصرف مكمل CLA به همراه تمرين مقاومتي بر تركيب بدن انجام شده، يافته هاي ناهمسويي گزارش شده است (27 ،19). بنابراين، اثر مصرف مكمل CLA به تنهايي يا در تركيب با فعاليت ورزشي بر تركيب بدن ناشناخته است.
نتايج پژوهش حاضر، مغاير با يافتههاي كريدر و همكاران (2002) (19)، لمبرت و همكاران (2007)(20) و دياز و همكاران (2008)(11) بود. در مطالعة كريدر و همكاران (2002)، مكمل CLA به همراه تمرينات مقاومتي به مدت چهار هفته در بدنسازان جوان تغييري را در تركيب بدن (تودة بدون چربي و درصد چربي) ايجاد نكرد. علل احتمالي تناقض در نتايج ممكن است عوامل زير باشد: كوتاه بودن مدت مداخله، داشتن آمادگي جسماني مناسب و كمبودن درصد خلوص CLA (65درصد در مقابل 80درصد). بنابراين، احتمالاً براي ظاهرشدن اثرهاي CLA بر تركيب بدن، به زمان بيشتر و درصد خلوص بيشتر CLA نياز است. همچنين در مطالعة كريدر، همانند مطالعة لمبرت و همكاران (2007)، آزمودني ها ورزشكاران حرفه اي بودند و تركيب بدني آنها طبيعي بود و تا كنون گزارشي وجود ندارد كه مكمل ياري با CLA مي تواند درصد چربي و تودة خالص بدن را فراتر از محدودههاي عادي تغيير دهد.
بنابراين، احتمالاً CLA در افرادي بيشتر مؤثر واقع ميشود كه درصد چربي بيشتري دارند.
در مطالعة دياز و همكاران (2008)، مصرف مكمل CLA در تركيب با مكمل پيكولينات كروم بههمراه تمرينات استقامتي، تغييري در تركيب بدن ميانسالان داراي اضافه وزن ايجاد نكرد. در مطالعةيادشده، آزمودنيها افراد ميان سال داراي اضافهوزن بودند و از تركيب دو مكمل CLA و پيكوليناتكروم بههمراه تمرين استقامتي استفاده كردند؛ درحاليكه در مطالعة حاضر، مكمل CLA به تنهايي و همراه با تمرينات مقاومتي در مردان جوان سالم غيرورزشكار به كار رفته است و ممكن است مصرف CLA بههمراه مكمل پيكولينات كروم بر اثرهاي آن بر تركيب بدن تداخل كند. بايد گفت دوز مكمل
CLA در مطالعة دياز كمتر از پژوهش است (8/1گرم در مقابل 3گرم).
مكمل CLA در حيوانات موجب كاهش تودة چربي و افزايش تودة بدون چربي شده است (8 ، 30).
تغييرات مشاهدهشده در مطالعات حيواني بيشتر از مطالعات انساني است. دليل آن را مي توان به تفاوت در دوز مكمل استفاده شده دانست؛ طوري كه در مطالعه هاي انساني، بهطور قابل ملاحظهاي كمتر از مطالعات حيواني است (1، 2). بنابراين، احتمالاً دوز بيشتر CLA، بيشتر از دوز كمتر آن بر تركيب بدن اثر دارد. همچنين، بيشتر مطالعات حيواني بر روي موش هاي جوان انجام شده است؛ درصورتيكه بيشتر مطالعات انساني بر روي افراد بالغ صورت گرفته است. همان طور كه در مطالعات پيشين نشان داده شده است، اثر CLA بر تركيب بدن در حيوانات بالغ، بهشدت حيوانات جوان نيست (2 ،1). بنابراين، احتمالاً مكمل CLA در افراد جوان، تأثير بيشتري بر تركيب بدن دارد. به هرحال، به مطالعات بيشتري در هر دو گروه بالغ و جوان، با ايزومرهاي مخلوط و جداگانه براي بهبود تركيب بدن نياز است.
يافته هاي اين پژوهش با يافتههاي زير همسو بود: پينكوسكي و همكاران (2006) (27)، كورنيش و همكاران (2009) (10)، تارناپولسكي و همكاران (2007) (36)، كولاك اوغلي و همكاران (2006) (9)، تام (2001) (38)، برون (2000) (5) و بلوري و همكاران (2003) (4). نتايج پينكوسكي و همكاران (2006) نشان داد هفت هفته مصرف مكمل CLA در كنار تمرين مقاومتي، درصد چربي و تودة بدون چربي را به ترتيب به صورت معني داري كاهش و افزايش مي دهد (29). اين محققان معتقدند مصرف مكمل CLA در كنار تمرين، تعادل انرژي بدن را تغيير ميدهد. مصرف CLA در حيوانات آزمايشگاهي، اشتها و ميزان دريافت انرژي را كاهش و مصرف انرژي (در هنگام فعاليت) از منبع چربي را افزايش ميدهد (29). مشخص شده است كه با مصرف CLA بيان پروتئين دو زنجيرة انتقال الكترون و همچنين آنزيم هاي مسئول انتقال چربي و اكسيداسيون اسيدهاي چرب (كارنيتين پالميتوئيل ترانسفراز) افزايش مييابد. اين تغييرات حاكي از تسهيل انتقال و سوختن چربيهاي ذخيرهاي (مصرف چربي توسط عضلة اسكلتي هنگام فعاليت) است. ازطرفي، مصرف CLA از طريق مهار برخي آنزيمهامانند ليپوپروتئين ليپاز (2LPL)، ليپوژنز را مهار و با افزايش حساسيت انسوليني بافت عضلاني، تودةعضلاني را حفظ يا افزايش ميدهد(39 ،29 ،10).
به نظر مي رسد براساس سازوكارهاي يادشده، در پژوهش حاضر مصرف مكمل CLA در كنار تمرين مقاومتي، مصرف چربي به عنوان منبع انرژي را تسهيل و تجزية بافت عضلاني (كاتابوليسم پروتئينهاي عضله) را براي توليد انرژي مهار كرده و از اين طريق، تودة چربي كاهش و تودة خالص افزايش يافته است.
در مطالعة حاضر، مقايسة درونگروهي، پس از دورة تحقيق نشان داد كه در گروه دارونما+ تمرين درصد چربي بدن و لپتين سرم فاقد تغيير معني دار است؛ درحالي كه مقايسة درون گروهي گروه مكمل+تمرين حاكي از كاهش معني دار درصد چربي بدن و لپتين سرم بود. در مقايسة ميان گروهي نيز مشخص شد كه درصد چربي بدن و لپتين سرم پسآزمون گروه مكمل+تمرين به طور معني داري كمتر از دارونما+تمرين است. بنابراين، مصرف روزانه 3 گرم مكمل CLA به مدت شش هفته در طول تمرين مقاومتي، تأثير معنيداري بر كاهش لپتين سرم گذاشته است.
بلوري و همكاران (2003)، پس از هشت هفته مصرف CLA به فرم اسيدچرب آزاد به مقدار 8 گرم در روز، كاهش لپتين سرم را مشاهده كردند (4). گائولير و همكاران (2005) نيز با مصرف مكمل CLA به مقدار 4/3 گرم در روز، علاوه بر كاهش تودة چربي، لپتين سرم نيز كاهش يافت (14). اين يافته ها با نتايج پژوهش حاضر همخواني دارد. فعال شدن ليگاند اصلي CLA عاملي براي كاهش لپتين است (3). پروتئين هاي گيرندة هسته اي (PPARs) ليگاند طبيعي CLA در سلول هستند و مطالعات نشان ميدهند در حضور PPARs ،CLA فعال شده و بيان ژن لپتين را كاملاً معني دار كاهش مي دهند (3). همچنين نشان داده شده ادغام CLA با فسفولپيدهاي غشاي سلولي، توليد لپتين را كاهش ميدهد (3). ازطرفي، مصرف CLA با تأثير بر اشتها، ميزان دريافت انرژي را كاهش و مصرف آن از منبع چربي را افزايش مي دهد (29). همچنين، بعضي آنزيم هاي درگير در اكسيداسيون چربي را نيز فعال ميكند (1) كه نتيجة آن كاهش لپتين سرم بهواسطة كاهش تودة چربي است. به نظر ميرسد در اين پژوهش كاهش لپتين سرم در گروه مكمل+تمرين مي تواند بر اساس سازوكارهاي يادشده باشد.
ازآنجاكه در مطالعة حاضر، كاهش درصد چربي بدن در گروه مكمل+تمرين بيش از گروه دارونما+تمرين معني دار بود، كاهش معني دار لپتين سرم نيز قابل توجيه است. برخلاف نتايج مطالعة حاضر، در مطالعةسايمون و همكاران (2006) (33) بر روي موشها و بررسي ريسورز و همكاران (2002) (28) در مردانمبتلا به سندروم متابوليك، مصرف مكمل CLA (4/3 گرم در روز) تأثير معني داري بر غلظت لپتينسرم نداشت. اين محققان از ايزومرهاي ترانس 10 و سيس 12 مكمل CLA استفاده كردند، درحالي كه در مطالعة حاضر، نسبت مساوي ايزومرها ( 9- سيس، 11- ترانس، 10- ترانس و 12 – سيس) تجويز شد. به نظر ميرسد مصرف ايزومرهاي متفاوت CLA ميتواند عامل تناقض يافته هاي اين پژوهش با نتايج بررسي هاي پيشين باشد.
نتايج مطالعة حاضر با نتايج پژوهش توكلي دارستاني و همكاران (1389) (1) و شادمان و همكاران (1390) (2) ناهمسو است. اين محققان به ترتيب اثر مصرف مكمل CLA را (به ترتيب 4 گرم و 3 گرم در روز) بر لپتين سرم زنان يائسه و افراد ديابتي چاق بررسي كرده و تغييرنيافتن لپتين سرم در اين آزمودنيها را گزارش كردند. تفاوت آزمودنيها (مردان سالم و زنان يائسه و ديابتي چاق) مي تواند عامل ناهمسويي يافتهها باشد. همچنين در هيچيك از مطالعات، تودة چربي بدن كاهش نداشت. بنابراين انتظار نمي رود لپتين در اين مطالعات كاهش يابد. بااين حال، نتايج اين مطالعه قابل مقايسه با نتايج مطالعات ذكرشده نيست؛چراكه در آن مطالعات از مكمل CLA بدون انجام تمرين استفاده شده است و در پژوهش حاضر از مكمل CLA به همراه انجام تمرينات مقاومتي استفاده شده است.
نتايج پژوهش حاضر نشان داد شش هفته مصرف مكمل CLA در كنار تمرين مقاومتي نسبت به دارونما+تمرين، تغيير معنيداري در قدرت عضلات بالاتنه و پايين تنه ايجاد نميكند. در تضاد با يافته هاي حاضر، كورنيش و همكاران (2009) (10) و تارناپولسكي و همكاران (2006) (36)، بهبود قدرت عضلاني پس از مصرف مكمل CLA در كنار تمرين را گزارش كردند. در اين دو مطالعه، افزايش قدرت عضلاني در حالي مشاهده شده است كه در كنار تمرين مقاومتي، از تركيب مكمل CLA با مكملهاي ديگر مانند كراتين منوهيدرات و پروتئين استفاده شده است (36 ،10). كورنيش و همكاران (2009) با استفاده از تركيب سه مكمل CLA، كراتين منوهيدرات و پروتئين، در كنار تمرين مقاومتي، افزايش معنيدار قدرت پرس سينه و پا را مشاهده كرده اند.
مطالعات اخير نشان دادهاند كه مكمل CLA در مقايسه با ديگر مكملهاي تغذيهاي (كراتين منوهيدرات) قدرت و تودة خالص عضلاني را كمتر افزايش ميدهد (27). واضح است كه تفاوت تركيب مكمل مصرفي تناقض يافتههاي پژوهش حاضر با نتايج كورنيش و همكاران را توجيه ميكند.
در مطالعة كريدر و همكاران (2002) كه با نتايج پژوهش حاضر همسو است، مصرف مكملCLA به همراه تمرينات مقاومتي، تأثير معنيداري بر افزايش قدرت بالاتنه و پايينتنه و تودة خالص عضلانيآزمودني ها نداشت (19). پينكوسكي و همكاران (2006) نيز در مطالعة خود بعد از هفت هفته مصرفمكمل CLA در كنار تمرين مقاومتي، باوجود افزايش تودة خالص بدن، نداشتن تغيير معني دار در قدرت پرس پا و سينه را گزارش كردند (27) كه با نتايج مطالعه حاضر همخواني دارد. اين محققان، افزايش اندك تودة خالص عضلاني در اثر مصرف مكمل CLA را عامل اصلي افزايشنيافتن قدرت معرفي مي كنند. به نظر ميرسد در مطالعة حاضر نيز افزايش تودة عضلاني به اندازهاي نبود كه افزايش قدرت عضلاني را در پي داشته باشد. گفتني است در پژوهش حاضر، در هر دو گروه تمريني (گروه مكمل+تمرين و دارونما+تمرين) قدرت عضلاني در مقايسه با پيش آزمون به صورت معني دار افزايش يافت. اين يافته حاكي از اثر خالص تمرين مقاومتي بر بهبود قدرت عضلاني دو گروه بود. محققان، افزايش هماهنگي عصبي عضلاني و توانايي مركزي (مغز) در به كارگيري واحدهاي حركتي در اثر تمرين مقاومتي را از عوامل مؤثر در بهبود قدرت ميدانند (15).
براساس يافته هاي پژوهش، در مقايسه با روش دارونما+تمرين، رويكرد CLA+تمرين، موجب افزايش تودة خالص بدن شد؛ اما در پايان دورة تحقيق، قدرت عضلاني دو گروه تفاوت معني داري نداشت. به عبارتي ديگر، مصرف مكمل CLA در كنار تمرين مقاومتي همانند مطالعة پينكوسكي و همكاران (29)، تودة خالص بدن را افزايش داد، اما اثر معنيداري بر قدرت عضلاني نداشت. سازوكار دقيق اين اثر متناقض روشن نيست. در اين پژوهش، تودة خالص عضلاني اندازهگيري نشد، بنابراين ممكن است افزايش تودة خالص در اثر افزايش عضوي غيرعضلاني رخ داده باشد كه تأثير خيلي كمتري بر قدرت عضلاني خواهد داشت.
نتيجه گيري: صرف نظر از محدوديتهاي اين پژوهش (تعداد كم نمونهها در هر گروه و عدم محاسبة دريافت CLA رژيم غذايي آزمودني ها)، نتايج نشان داد مصرف مكمل CLA به همراه تمرينات مقاومتي به مدت شش هفته، تركيب بدن را بهبود داده و غلظت لپتين سرم را كاهش مي دهد؛ ولي تأثيري بر افزايش قدرت عضلاني ندارد.

منابع و مĤخذ
1.توكلي دارستاني، آزاده؛ حسين پناه، فرهاد؛ طاهباز، فريده؛ اميري، زهره؛ توكلي دارستاني، رضا؛هدايتي، مهدي .(1389). »اثر مكمل اسيد لينولئيك مزدوج برتركيب بدن وسطح لپتين سرم درزنان يائسه سالم«. مجله غدد درونريزو متابوليسم ايران. دوره12، شماره1، صفحه59 -48.
2.شادمان، ژاله؛ راست منش، رضا؛ هدايتي، مهدي. ( 1390). »اثر مكمل اسيدلينولئيك مزدوج بر سطح سرمي لپتين، آديپونكتين و تركيب بدن بيماران مبتلا به ديابت نوع2 داراي اضافه وزن«. مجله پزشكي كوثر، دوره16، شماره2، صفحه107-101.
3.خدايي، حميدرضا؛ صادقي، علي اصغر؛ حجازي، حسين. (1388).»بررسي اثرات اسيدلينولئيك مزدوج بر فاكتورها و هورمون هاي موثر در فرايند تخمك گذاري در موشهاي آزمايشگاهي«. فصلنامه باروري و ناباروري، دوره10، شماره2، صفحه108-101.
Belury, M.A., Mahon, A., Banni, S. (2003). “The Conjugated Linoleic Acid (CLA) isomer, t10c12-CLA, is inversely associated with changes in body weight and serum leptin in subjects with type 2 diabetes mellitus”. J Nutr., Vol. 133, No. 1, PP: 257-60.
Berven, G., Bye, A., Hals, O. (2000).” Safety of conjugated linoleic acid (CLA) in overweight or obese human volunteers”. Eur J Lipid Sci Technol., Vol. 102, PP: 455– 62.
Bhattacharya, A., Rahman, M.M., McCarter, R., O’Shea, M., Fernandez, G. (2005). “The combination of dietary conjugated linoleic acid and treadmill exercise lowers gain in body fat mass and enhances lean body mass in high fat fed male mice”. J Nutr., Vol. 135, PP: 1124-30.
Blankson, H., Stakkestad, J.A., Fagertun, H., Thom, E.,Wadstein, J., Gudmundsen, O. (2000). “Conjugated linoleic acidreduces body fat mass in overweight and obese humans”. J Nutr., Vol. 130, PP: 2943–8.
Brzycki, M. (1993). “Strength testing-Predicting a one-rep max from a reps-tofatigue”. J. Phys. Health Edu. Recreat. Dance., Vol. 64, No. 1, PP: 88-90.
Colakoglu, S., Colakoglu, M., Taneli, F., Cetinoz, F., Turkmen, M. (2006). “Cumulative effects of conjugated linoleic acid and exercise on endurance development, body composition, serum leptin and insulin levels”. J Sports Med Phys Fitness., Vol. 46, No.4, PP: 570-7.
Cornish, S.M., Candow, D.G., Jantz, N.T., Chilibeek, P.D., Little, J.P., Forbes, S., Abeysekara, S., Zello, G.A. (2009). “Conjugated Linoleic Acid Combined With Creatine Monohydrate and Whey Protein Supplementation During Strength Training”. J Sport Nutrition and Exercise Metabolism., Vol. 19, PP: 79-96.
Diaz, M.L.,Watkins B.A., Anderson, R.A,. Campbeel, w.w .(2008). “Chromium picolinate and conjugated linoleic acid do not synergistically influence diet- and exercise-induced changes in body composition and health indexes in overweight women”. J. Nutr. Biochem., Vol. 19, PP: 61-68.
Eyjolfson, V., Spriet, L.L., Dyck, D.J. (2004). “Conjugated linoleic acid improves insulin sensitivity in young, sedentary humans”. Med Sci Sports Exerc., Vol. 36, PP: 814 –20.
Gaullier, J.M., Halse, J., Hoivik, H.O., Hoye, K., Syvertsen, C., Nurminiemi, M., et al. (2007). “Six months supplementation with conjugated linoleic acid induces regional-specific fat mass decrease in overweight and obese”. Br J Nutr., Vol. 97, PP: 550-60.
Gaullier, J.H., Hoye, K., Kristiansen, K., Fagertun, H., Vik, H. (2005). “Supplementation with conjugated linoleic acid for 24 months is well tolerated by and reduces body fat mass in healthy, overweight humans”. J Nutr., Vol. 135, No. 4, PP: 778-84.
Hurley, B.F., Roth, S.M.( 2000). “Strength training in the elderly”. sport med., Vol. 30, No. 4, PP: 249-261.
Jackson, A.S., Pollock, M.L., Ward, A. (1980). “Generalized equations for predicting body density of women”. Medicine and Science in Sports and Exercise., Vol. 12, No. 3, PP: 175-81.
Jiang, J., Wolk, A., Vessby, B. (1999). “Relation between the intake of milk fat and the occurrence of conjugated linoleic acid in human adipose tissue”. Am J Clin Nutr., Vol. 70, PP: 21-7.
Kreamer, W.J ., and Rataness, N.A. (2004) . “Fundamental of resistance training: progression and exercise prescription”. Med Sci Sports Exerc., Vol. 36, PP: 674-688.
Kreider, R. B., Ferreira, M. P., Greenwood, M., Wilson, M., and Almada,
A. L. (2002). “Effects of conjugated linoleic acid supplementatio during resistance training on body composition, bone density, strength, and selected hematological markers”. J. Strength Cond. Res., Vol. 16, PP: 325–334.
Lambert, E.V., Goedecke, J.H.,. Bluett, K,. Heggie, K,. Claassen, A .( 2007). “Conjugated linoleic acid versus high-oleic acid sunflower oil: effects on energy metabolism,glucose tolerance, blood lipids, appetite and body composition in regularly exercising individuals”. Br. J. Nutr., Vol. 97, PP: 1001 -1011.
Larsen, T.M., Toubro, S., Gudmundsen, O., Astrup, A. (2006). “Conjugated linoleic acid supplementation for 1 y does not prevent weight or body fat regain”. Am J Clin Nutr., Vol. 83, No. 3, PP: 606-12.
Laso, N., Brugue, E., Vidal, J., Ros, E., Arnaiz, J.A., Carne, X., etal. (2007). “Effects of milk supplementation with conjugated linoleic acid (isomers cis-9, trans-11 and trans-10, cis-12) on body composition and metabolic syndrome components”. Br J Nutr., Vol. 98, No. 4, PP: 860-7.
Lin, H., Boylston, T.D., Chang, M.J., Luedecke, L.O., Shultz, T.D. (1995).” Survey of the conjugated linoleic acid contents of dairy products”. J Dairy Sci., Vol. 78, PP: 2358-65.
Mougios, V., Matsakas, A., Petridou, A., Ring, S., Sagredos, A., Melissopoulou, A. (2001).” Effect of supplementation with conjugated linoleic acid on human serum lipids and body fat”. J Nutr Biochem., Vol. 12, PP: 585–94.
Nazare, J.A., Perriere, dl.A.B., Bonnet F., Desage, M., Peyrat, J., Maitrepierre, C., et al. (2007). “Daily intake of conjugated linoleic acid enriched yoghurts: Effects on energy metabolism and adipose tissue gene expression in healthy subjects”. Br J Nutr., Vol. 97, No. 2, PP: 273-80.
Petridou, A., Mougios, V., Sagredos, A. (2003). “Supplementation with CLA: isomer incorporation into serum lipids and effect on body fat of women”. Lipids., Vol. 38, PP: 805–11.
Pinkoski, C., Chilibeck, P.D., Candow, D.G., Esliger, D., Ewaschuk, J.B., Farthing, M., Jonathan, P., Zella, G. (2006). “The effects of conju-gated linoleic acidsupplementation during resistance training”. Med Sci Sports Exerc., Vol . 38, No. 2, PP: 339-348.
Risérus, U., Arner, P., Brismar, K., Vessby, B. (2002). “Treatment with dietarytrans10cis12 conjugated linoleic acid causes somer-specific insulin resistance in obese men with the metabolic syndrome”. Diabetes Care., Vol. 25, PP: 1516 –21.
Risérus, U., Vessby, B., Arnlov, J., Basu, S. (2004). “Effects of cis9,trans-11 conjugated linoleic acid supplementation on insulin sensitivity, lipid peroxidation, and proinflammatory markers in obese men”. Am J Clin Nutr., Vol. 80, PP: 279–83.
Ritzenthaler, K.L., McGuire, M.K., Falen, R., Shultz, T.D., Dasgupta, N., McGuire, M.A. (2001). “Estimation of conjugate linoleic acid intake by written dietary assessment methodologies underestimates actual intake evaluated by food duplicate methodology”. J Nutr., Vol. 131, PP: 1548-5.
Rosa, G., Cruz, L., Mello, D.B.d., Fortes, Md.S.R., Dantas, E.H.M.(2010). “Plasma levels of leptin in overweight adults undergoing concurrent training”. ISMJ., Vol. 11, No. 3, PP: 356-362.
Ryan, A.S., Praley, R.E., Goldberg, A.P. (2000). “Changes in plasma leptin and insulin action with resistive training in postmenopausal females. International Journal of Obesity and Relation”. Metabolic Disorders., Vol. 24, PP: 27-32.
Simon, E.M., Urruca, I., Fernandez, A., Portillo, M.P. (2006). “Trans 10,cis -12 conjugated linoleic acid prevents adiposity but not insulin resistance induced by an atherogenic diet in hamsters”. JNutr Biochem., Vol. 17, No. 2, PP: 126-31.
34.Smedman, A., Vessby, B. (2001). “Conjugated linoleic acid supplementation in humans–metabolic effects”. Lipids., Vol .36, PP: 773– 81.
Steck, S.E., Chalecki, A.M., Miller, P., Conway, J., Austin, G.L., Hardin, J.W., et al. (2007). “Conjugated linoleic acid supplementation for twelve weeks increases lean body mass in obese humans”. J Nutr., Vol. 137, No. 5, PP :1188-93.
Tarnopolsky, M., Zimmer, A., Paikin, J., Safdar, A,. Aboud, A,. Pearee, E . (2007). “Creatine monohydrate and conjugated linoleic acid improve strength and body composition following resistance exercise in older adults”. PLoS ONE., Vol. 10, No. 2, PP: e991.
Taylor, J.S., Williams, S,R., Rhys, R., James, P., Frenneaux, M.P.
(2006). “Conjugated linoleic acid impairs endothelial function”. Arterioscler Thromb Vasc Biol., Vol. 26, PP: 307–12.
Thom, E., Wadstein, J., Gudmundsen, O. (2001). “Conjugated linoleic acid reduces body fat in healthy exercising humans”. J Int Med Res., Vol. 29, PP: 392–6.
Wang, Y.W., Jones, P.J. (2004). “Conjugated linoleic acid and obesity control: Efficacy and mechanisms”. Int J Obes Relat Metab Disord., Vol. 28No. 8, PP: 941-55.
Watras, A.C., Buchholz, A.C., Close, R.N., Zhang, Z., Schoeller, D,A. (2007). “The role of conjugated linoleic acid in reducingbody fat and preventing holiday weight gain”. Int J Obes (Lond)., Vol. 31, PP: 481–7.
Whigham, L.D., Cook, M.E., Atkinson, R.L. (2000). “Conjugated linoleic acid: implications for human health”. Pharmacol Res., Vol. 42, PP: 503-10.



قیمت: تومان


پاسخ دهید