علوم زيستي ورزشي _ پاييز 1394 دورة7، شمارة3 ، ص : 407 – 417 تاريخ دريافت : 29 / 10 / 92 تاريخ پذيرش : 13 / 02 / 93

اثر شدت اجراي يك نوبت نيم اسكوات پويا بر عملكرد و فعاليت الكتريكي عضلاني در جريان پرش عمودي پسران نوجوان ورزشكار

فاطمه صيدي1- عباس عبدالملكي2- مهرداد عنبريان3 – رضا قهرماني4
1. كارشناس ارشد فيزيولوژي ورزشي،گروه فيزيولوژي ورزشي، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي، 2. دانشجوي دكتري فيزيولوژي ورزشي، گروه فيزيولوژي ورزشي، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه بوعلي سينا،3. دانشيار، گروه بيومكانيك ورزشي، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه بوعلي سينا ، 4. دانشجوي كارشناسي ارشد فيزيولوژي ورزشي، گروه فيزيولوژي ورزشي، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي

چكيده
هدف از اين پژوهش تعيين اثر شدت اجراي يك نوبت نيماسكوات پويا بر عملكرد و فعاليت الكتريكي عضلاني در جريـانپرش عمودي نوجوانان ورزشكار بود. آزمودنيهاي اين پژوهش 12 پسر نوجوان ورزشكار بودنـد كـه در سـه روز متفـاوتبه طور تصادفي يكي از سه پروتكل گرم كردن (كنترل)، گرم كردن و اجراي يك نوبت 2 تكراري نـيم اسـكوات پويـاي بـاشدت كم (40 درصد 1RM)، گرم كردن و اجراي يك نوبت 1 تكراري نيماسـكوات پويـاي بـا شـدت زيـاد (80 درصـد1RM) را انجام دادند. پس از گذشت 4 دقيقه از اجراي هر پروتكل، از آزمودنيها آزمون پرش عمـودي بـه عمـل آمـد وفعاليت الكترومايوگرافي گروههاي عضلاني چهارسر و همسـترينگ در مرحلـة درونگـراي پـرش بـه ثبـت رسـيد. بـرايتجزيه وتحليل دادهها از تحليل واريانس با اندازههاي تكراري استفاده شـد . نتـايج نشـان داد كـه ارتفـاع پـرش و فعاليـتالكترومايوگرافي عضلات چهارسر پس از پروتكل با شدت كم نسبت به پروتكل كنترل بـه طـور معنـاداري افـزايش يافـت(05/0≤P). درحالي كه تفاوت معنادار آماري بين اندازهگيريهـاي تكـراري در فعاليـت الكترومـايوگرافي گـروه عضـلانيهمسترينگ يافت نشد (05/0P>). بنابراين از طريق گرم كردن ويژه شامل نيماسكوات با شدتهاي كـم نسـبت بـه گـرم كردن معمول ميتوان عملكرد پرش عمودي متعاقب را در نوجوانان ورزشكار بهبود بخشيد كه به نظر ميرسد با تغييـراتنورولوژيكي و درونعضلاني همراه باشد.

واژه هاي كليدي
پرش عمودي، شدت، فعاليت الكتريكي عضله، نوجوانان ورزشكار، نيرومندسازي پس فعالي.
مقدمه
در رشتههاي ورزشي گوناگون برخي از عوامل آمادگي جسماني نسبت به عوامل ديگر نقش مهمتري دارد (15). توان عضلاني (قدرت انفجاري) يكي از اين عوامل است كه در بسياري از ميادين ورزشي نقش تعيينكنندهاي دارد (13،5). پژوهش هاي زيادي نشان دادهاند كه اجراي انقباضهاي ارادي بيشينه و زيربيشينه موجب بهبود موقت توان عضلاني و عملكرد پرش (عمودي، افقي يا عمقي) ميشود، كه به آن نيرومندسازي پس فعالي (PAP) ميگويند (13،9،7،6،4). اين پديده ميتواند كاربردهاي زيادي از جمله براي رقابت در ورزشهاي سرعتي – تواني و طراحي روشهاي تمرين مقاومتي تركيبي داشته باشد (6). با توجه به تمايل چشمگير ورزشكاران و مربيان براي بهكارگيري اين پديده در مسابقات يا طراحي تمرينات مقاومتي تركيبي براي بهبود توان و استقامت در توان ورزشكاران خود (5)، بررسي جنبههاي گوناگون اين پديده ضروري بهنظر ميرسد. با وجود پژوهشهاي بسيار انجام گرفته در اين زمينه، هيچ پژوهشي يافت نشد كه به بررسي اثر پديدة PAP در خصوص ردههاي سني كمتر، به ويژه نوجوانان، پرداخته باشد. به دليل شرايط خاص فيزيولوژيكي ورزشكاران نوجوان و ملاحظات روششناسانة تمريني اين گروه، بهنظر ميرسد كه نتوان توصيههاي مربوط به افراد بزرگسال را براي آنها به كار برد (1). براي مثال، در پژوهش هاي انجام گرفته با آزمودنيهاي تمرينكردة مرد بزرگسال توصيه شده كه اجراي نيماسكوات هاي بيشينه بيشترين بهبود را در عملكرد پرش عمودي پديد ميآورد (20،13)، درصورتي كه اين مسئله در مورد آزمودنيهاي زن و افراد تمريننكرده به تأييد نرسيده است (20،16).
بنابراين امكان دارد كه اين موضوع دربارة آزمودنيهاي نوجوان نيز صدق نكند. سانتوس و جنيرا (2008) در پژوهشي به بررسي اثر ده هفته تمرين مقاومتي تركيبي (كه مبناي آن پديدة PAP است) بر قدرت انفجاري نوجوانان بسكتباليست پرداختند و از شدتهاي 10 تا 12 تكرار بيشينه استفاده كردند (17). تيماچيديس و همكاران نيز در سال 2013 اثر ده هفته تمرين مقاومتي تركيبي را بر عملكرد دوي سرعت نوجوانان بررسي كردند كه براي بهرهمندي از تأثيرات پديدة PAP از بارهايي معادل 5 تا 8 تكرار بيشينه استفاده كردند (19). اگرچه سودمندي اين شدتها در اين پژوهشها به تأييد رسيد، به نظر ميرسد كه براي تعيين شدت بهينه به پژوهش هاي بيشتري نياز باشد.
هرچند سازوكارهاي مسئول در پديدة PAP به طور دقيق شناخته نشده است، تا كنون دو سازوكارعمده براي پديدة PAP پيشنهاد شده است؛ يكي تغييرات عصبي عضلاني و شواهد مربوط به H-Reflex و ديگري فسفوريلاسيون زنجيرة سبك ميوزين (MLC) (11،10). با وجود اهميت تغييرات عصبي در پديدة PAP پژوهش هاي بسيار كمي به بررسي اين تغييرات به وسيلة الكترومايوگرافي سطحي پرداخته بودند (18،14،7). البته تنها در پژوهش ستريوپولوس و همكاران (2010) در پي بهبود عملكرد تغيير معناداري در فعاليت الكترومايوگرافي عضلات چهارسر مشاهده شد (18)، اما به دليل اينكه آنها در پژوهش خود از گروه كنترل استفاده نكرده بودند، يافتة حاصل از الكترومايوگرافي سطحي را با ترديد همراه ميسازد. از سوي ديگر، فرنچ و همكاران (2003) و جونز و ليس (2003) كه حجم باردهي نسبتاً زياد و زمان استراحت كمي را بهكار برده بودند، تفاوتي را در فعاليت الكترومايوگرافي عضلههاي مورد ارزيابي همراه با بهبود عملكرد انفجاري نيافتند (14،7). بنابراين پژوهش حاضر بر آن است كه به بررسي اثر شدت اجراي نيم اسكوات هاي پويا بر عملكرد و فعاليت الكترومايوگرافي در جريان پرش عمودي پسران ورزشكار بپردازد.

روششناسي
آزمودنيهاي اين پژوهش 12 نفر از ورزشكاران پسر رشتة هندبال ساكن شهرستان همدان بودند (سن:
4/0±6/14 سال، قد: 1/54±2/181 سانتيمتر، وزن: 8/5±2/68 كيلوگرم، پيشينة تمرين: 3/1±8/2 سال). آزمودني ها طي شش ماه گذشته بهصورت پراكنده دست كم هفتهاي يك جلسه به تمرين مقاومتي پرداخته بودند و در شش ماه گذشته هيچ نشانهاي از آسيب ديدگي در ناحية پايين تنة خود گزارش نكرده بودند. همچنين همة آزمودنيها پيش از پيوستن به فرايند پژوهش برگة رضايت نامة شركت در پژوهش و پرسشنامة سلامت و تندرستي را تكميل كردند. آزمودني ها در چهار جلسة جداگانه دستكم به فاصلة 48 ساعت از يكديگر به آزمايشگاه دعوت شدند. اولين جلسه به آشنايي و تعيين يك تكرار بيشينه در حركت نيم اسكوات اختصاص يافت. آزمون يك تكرار بيشينه در حركت نيم اسكوات براساس پروتكل هافمن (12) و برآورد آن با استفاده از فرمول برزيسكي (3) به انجام رسيد. سپس آزمودني در سه جلسة بعدي مراجعه به آزمايشگاه، در يك طرح متقاطع، يكي از سه پروتكل گرم كردن (كنترل)،گرم كردن و اجراي يك نوبت يك تكراري حركت نيم اسكوات پويا با شدت 80 درصد يك تكرار بيشينه (شدت زياد) و گرم كردن و اجراي يك نوبت 2 تكراري حركت نيم اسكوات با شدت 40 درصد يك تكرار بيشينه (شدت كم) را برحسب تصادف اجرا ميكردند و پس از 4 دقيقه آزمون پرش عمودي از آنها به عمل ميآمد (13). در هر روز آزمودنيهاي پروتكل گرم كردن كردن يكساني را اجرا ميكردند كه ابتدا با سرعت 8 تا 9 كيلومتر بر ساعت به مدت 5 دقيقه روي تردميل ميدويدند، پس از آن 2 دقيقه به اجراي حركات كششي (گروههاي عضلاني چهار سر، همسترينگ، جلو و پشت ساق پا و ناحية پشت و كمر) ميپرداختند (هر حركت 4 تا 6 ثانيه) و در پايان 5 حركت نشست و برخاست را اجرا ميكردند (18،16،7). براي ثبت زمان پرواز در حركت پرش عمودي آزمودنيها به گونهاي روي صفحة نيروي دستگاه فوت اسكن قرار ميگرفتند (اين وسيله زمان پرواز را تا هزارم ثانيه نشان ميداد) كه پاها به اندازة عرض شانه از يكديگر فاصله داشتند. آنها از حالت نيم چمباتمه (زاوية زانو بين 90 تا 100 درجه) درحالي كه دست هاي خود را در نزديكي كمر خود نگه داشته بودند سعي ميكردند با تمام توان به صورت اسكوات پرشي به سمت بالا پرش كنند، سپس با زانوهاي باز روي صفحة نيرو فرود بيايند. پس از ثبت زمان پرواز از فرمول 1 براي برآورد ارتفاع پرش استفاده شد (2).

(1)
796191125554

Jump Height = 9.81 m.s-2 ×(flighttime (S))2
8

در اين پژوهش فعاليت الكترومايوگرافي ماهيچههاي پهن جانبي، پهن داخلي و راست راني (به عنوان فعاليت گروه عضلاني چهارسر) و دوسرراني و نيم وتري (به عنوان فعاليت گروه عضلاني همسترينگ) به صورت سطحي ارزيابي شد (18،14،7). مكان الكترودگذاري در ثبت امواج الكتريكي ماهيچهها در حين پرش و MVC يكسان بود. همچنين الكترودگذاري و ثبت EMG MVC براساس روشي كه در SENIAM آمده است (8)، انجام گرفت. هرچند فعاليت الكترومايوگرافي هنگام پرش به ثبت رسيد، در اين پژوهش تنها مرحلة درونگرا يا بالا رفتن تا زمان خاموشي ماهيچه در زمان پرش مدنظر بود.
شاخص الكترومايوگرافي مورد نظر در اين پژوهش نسبت RMS/MVC بود. تجزيه وتحليل دادههاي حاصل از الكترومايوگرافي سطحي از نرم افزار مگاوين (MegaWin, version 3.0.1) و از فيلترميان گذر Hz 40-10 استفاده شد. در ضمن از تمامي آزمودني ها خواسته شد تا در طول فرايند اين پژوهش به ويژه در روزهاي اجراي آزمون از نوشيدن مواد كافئيندار خودداري ورزند. با استفاده از آزمون كولموگروف- اسميرنوف، نرمال بودن توزيع دادهها تعيين شد. سپس، براي تعيين وجود تفاوت معنادار بين بين اندازهگيري ها از آزمون تحليل واريانس با اندازههاي تكراري و تعيين محل معناداري از آزمون تعقيبي LSD استفاده شد (05/0≤P). در ضمن تمام محاسبههاي آماري با استفاده از نرم افزار كامپيوتري SPSS18 انجام گرفت.

يافتهها
پرش عمودي. نتايج آزمون تحليل واريانس با اندازههاي تكراري نشان داد كه تفاوت معناداري بين اندازههاي ارتفاع پرش عمودي پس از اجراي پروتكلهاي مورد نظر وجود دارد (319/0=2P=0/015 ،η، 14/5=F). نتايج آزمون تعقيبي در نمودار 1 آورده شده است.

*

*

نمودار 1. ارتفاع پرش عمودي پس از اجراي سه پروتكل (SE±ميانگين)
* تفاوت معنادار نسبت به پروتكل گرم كردن بهتنهايي (كنترل) (028/0=p)

فعاليت الكترومايوگرافي گروه عضلاني چهارسر ران. نتايج نشان داد كه فعاليت الكترومايوگرافي گروه عضلاني چهارسر ران در جريان پرش عمودي در بين اندازههاي تكراري تفاوت دارد (266/0=2η، 033/0=F=3/99 ،P). نتايج آزمون تعقيبي مربوط به فعاليت الكترومايوگرافي گروه عضلاني چهارسر راندر نمودار 2 آورده شده است.

*

*

نمودار 2. فعاليت الكترومايوگرافي گروه عضلاني چهارسر ران در جريان پرش پس از اجراي سه پروتكل
(SE±ميانگين)
*تفاوت معنادار نسبت به پروتكل گرم كردن بهتنهايي (كنترل) (001/0=P)

فعاليت الكترومايوگرافي گروه عضلاني همسترينگ. فعاليت الكترومايوگرافي گروه عضلاني همسترينگ در جريان پرش در بين اندازههاي تكراري تغيير معناداري نداشت (062/0=2P=0/494 ،η، 73/0=F). نتايج آزمون تعقيبي مربوط به فعاليت الكترومايوگرافي گروه عضلاني همسترينگ در نمودار
3 آورده شده است.

نمودار3. فعاليت الكترومايوگرافي گروه عضلاني همسترينگ در جريان پرش پس از اجراي سه پروتكل
(SE±ميانگين)
يافتهها
هدف از اين پژوهش بررسي اثر اجراي نيماسكوات هاي پويا با دو شدت متفاوت بر عملكرد و فعاليت الكترومايوگرافي در جريان پرش عمودي نوجوانان پسر ورزشكار بود. يافتهها نشان داد كه اجراي يك نوبت دو تكراري نيم اسكوات پويا با شدت 40 درصد يك تكرار بيشينه پس از گرم كردن افزايش معناداري را در ارتفاع پرش عمودي نسبت به گرم كردن به تنهايي به صورت موقت پديد ميآورد. اين يافته با يافتههاي پژوهش هايي كه آزمودنيهاي آنها افراد تمريننكرده بودند همخواني داشت (21،20)، به طوريكه آزمودنيهاي تمرين نكرده به بارهاي سبكتر پاسخ بهتري نشان ميدهند (21،20،5). از آنجا كه ميزان قدرت بيشينه در ورزشكاران نوجوان تحت تأثير شرايط سني آنها قرار ميگيرد (1) و همچنين ميزان بهرهمندي از پديدة PAP از قدرت بيشينه تأثير ميپذيرد (5)، بهنظر ميرسد كه آزمودنيهاي نوجوان پاسخ بهتري را به بارهاي مقاومتي كمتر نشان دهند. اگرچه پژوهشي در زمينة بررسي اثر موقت نيرومندسازي پسفعالي در آزمودني هاي نوجوان يافت نشد، يافتة دو پژوهش موجود در زمينة اثر تمرين مقاومتي تركيبي در نوجوانان، يكي با باردهي 10 تا 12 تكرار بيشينه (17) و ديگري با باردهي 5 تا 8 تكرار بيشينه (19)، تا حدودي با يافتة اين پژوهش در خصوص شدت به كاررفته همراستا هستند. اگرچه ارتفاع پرش عمودي پس از باردهي 80 درصد يك تكرار بيشينه نسبت به گرم كردن معمول افزايش معناداري را به لحاظ آماري نشان نداد، درصد تغييرات نتيجة آزمون پرش در بين اين دو پروتكل (7 درصد) مؤيد اثر باردهي80 درصد نسبت به پروتكل گرم كردن معمول است. از سوي ديگر نيز تفاوت معناداري به لحاظ آماري بين دو پروتكل باردهي 40 و 80 درصد يك تكرار بيشينه يافت نشد، اما درصد تغييرات بين نتيجة آزمون پرش عمودي پس از اين دو پروتكل (6 درصد) نشان داد كه باردهي 40 درصد در آزمودنيهاي نوجوان پاسخ بزرگ تري را در پي دارد.
فعاليت الكترومايوگرافي گروه عضلاني چهارسر ران در جريان آزمون پرش عمودي پس از اجراي پروتكل باردهي 40 درصد يك تكرار بيشينه در حركت نيم اسكوات به طور معناداري نسبت به پروتكل گرم كردن معمول بيشتر بود. اين يافته با يافتة پژوهش ستريوپولوس و همكاران (2010) مبني بر افزايش معنادار فعاليت الكترومايوگرافي گروه عضلاني چهارسر ران در جريان آزمون پرش عمودي پس باردهي 45 تا 65 درصد يك تكرار بيشينه در حركت نيماسكوات در آزمودنيهاي بزرگسال (18) همخواني داشت. با اين حال پژوهش هاي ديگري كه بررسي اثر الكترومايوگرافي سطحي را در دستور كار خود قرار داده بودند افزايش معناداري را در فعاليت الكترومايوگرافي گروه عضلاني چهارسر ران پس از باردهيهاي زير بيشينه و بيشينه مشاهده نكرده بودند(14،7). با اين حال يافتة ديگر اين پژوهش، يعني عدم تفاوت معنادار در فعاليت الكترومايوگرافي گروه عضلاني همسترينگ در جريان پرش عمودي پس سه پروتكل باردهي يادشده، با يافتة جونز و ليس (2003) همراستا بود (14). شايان ذكر است كه در بين چند پژوهشي كه تغييرات الكترومايوگرافي را در زمينة نيرومندسازي پسفعالي مورد توجه قرار داده بودند، تنها جونز و ليس (2003) الكترومايوگرافي گروه عضلاني همسترينگ را در جريان پرش مورد نظر قرار داده بودند (14). همان گونه كه پيش از اين دربارة سازوكارهاي احتمالي درگير در پديدة نيرومندسازي پسفعالي بحث شد، سازوكارهاي ديگر بهجز تغييرات نورولوژيكي نيز ممكن است در اين پديده درگير باشند، بنابراين به نظر ميرسد كه شايد بخشي از سازگاري كوتاهمدت ايجادشده در پديدة PAP را بتوان به تغييرات عصبي اندازه گيري شده با الكترومايوگرافي سطحي نسبت داد.
پژوهش حاضر نشان داد كه به كارگيري نيم اسكواتهاي با شدت كم به صورت پويا پس از گرم كردن نسبت به گرم كردن معمول بهتنهايي موجب افزايش عملكرد انفجاري متعاقب ميشود كه بهنظر ميرسد به دليل يادشده در بالا، بدون كارايي اين روش بتوان آن را در افزايش عملكرد انفجاري نوجوانان ورزشكار درگير در ورزشهاي قدرتي و تواني مورد توجه قرار داد. با توجه به نتايج اين پژوهش بهنظر ميرسد كه تفاوت هايي در ميزان بهرهمندي از پديدة PAP در ورزشكاران نوجوان نسبت به بزرگسالان ورزشكار وجود داشته باشد. همچنين با توجه به يافتههاي اين پژوهش و پژوهشهاي ديگر احتمالاً تغييرات عصبي كه بهوسيلة الكترومايوگرافي سطحي اندازهگيري شده شايد بتواند بخشي از بهبود عملكرد در PAP را توجيه كند و به نظر مي رسد كه بخشي را نيز بتوان به سازوكارهاي زودگذر عضلاني نسبت داد. بهطور كلي و با در نظر گرفتن يافته هاي اين پژوهش بهنظر ميرسد كه بهكارگيري انقباضهاي با شدت كم پيش از اجراهاي انفجاري با در نظر گرفتن ويژگي فعاليت متعاقب كارايي بيشتري نسبت به گرم كردن بهتنهايي دارد. با اين حال شايان ذكر است كه شايد براي دستيابي به ديدگاه روشن تري دربارة ميزان و بهينه سازي اثر PAP در ردة سني نوجوانان پژوهشهاي بيشتري بايد صورت پذيرد.
منابع و مĤخذ
.1 Blimkie, C. J. (1993). Resistance training during preadolescence. Issues and controversies. Journal of Sports Science and Medicine, 15(6):389407.
.2 Bosco, C., Luhtanen, P. and Komi P.V. (1983) A simple method for measurement of mechanical power in jumping. EuropeanJournal of Applied Physiology, 51, 129-135.
.3 Brzycki, M.(1993). Strength testing: Predicting a one-rep max from reps to fatigue. Journal of Health, Physical Education, Reaction ana Dance, 64:88-90
.4 Chiu, Z.L., Fry, A.C., Weiss, L.W., Schilling, B.K., Brown, L.E., & Smith, S.L.(2003). Postactivation potentiation response in athletic and recreationally trained individuals. Journal of Strengthand Conditioning Research, 17(4),671-677.
.5 Daniel, L.(2011). Clinical Commentary postactivation potentiation: an introduction. The International Journal of Sports Physical Therapy, 6(3), 234-240.
.6 Ebben, P.W., Jensen, R.A .and Blackard, D.O.(2000).Electromyographic and kinetic analysis of complex training variables .Journal of Strength and Conditioning Research 14(4), 451- 456.
.7 French, D.N., Kraemer, W.J., & Cooke, C.B. (2003). Changes in dynamic exercise performance following a sequence of preconditioning isometric muscle actions, Journal of Strength and ConditioningResearch, 17(4),678-685.
.8 Freriks, B .and Hermens, H.(1999). SENIAM 9 :European recommendations for surface electromyography.ISBN :90-75452-14 –
4.Roessingh Research and Development bv.
.9 Gourgoulis, V., Aggeloussis, N., Kasimatis, P., Mavromatis, G., &Garas, A. (2003) .Effect of a submaximal half-squats warm-up program on vertical jumping ability, Journal of Strength andConditioning Research, 17(2),342-344.
10.Guellich, A., &Schmidtbleicher, D .(1996). MVC- induced short -term potentiation of explosive force. New Studies in Athletics, 11(4), 67- 81.
11.Hamada, T., Sale, D. G., MacDougall, J. D., &Tarnopolsky, M. A. (2000). Postactivation potentiation, fiber type, and twitch contraction time in human knee extensor muscles. J ApplPhysiol, 88, 2131-2137.
12.Hoffman, J.R. (2006). Norms for fitness, performance and health. Champaign, Ill: Human Kinetics. 48-53.
13.Hoffman, J. R., Ratamess, N. A., Faigenbaum, A. D., Mangine, G. T., & Kang, J.(2007). Effects of maximal squat exercise testing on vertical jump performance in American college football players. Journal of Sports Science and Medicine, 6, 149-150.
14.Jones, P., & Lees, A. (2003). A biomechanical analysis of the acute effects of complex training using lower limb exercises. Journal of Strength and Conditioning Research,17(4), 694-700.
15.Ratamess, N.(2012). ACSM’S Foundations of Strength Training and Conditioning. American College of Sports Medicine. 47-51.
16.Rixon, P.K., Lamont, H.S., &Bemben, M.G. (2007). Influence of type of muscle contraction, gender, and lifting experience on Postactivation potentiation performance. Journal of Strength and ConditioningResearch, )2(12, 500-505.
17.Santos, E.J. and Janeira, M.A.(2008). Effects of complex training on explosive strength in adolescent male basketball players. J Strength Cond Res, 22:903–909.
18.Sotiropoulos, k., Ilias, S., Marios. C., Karolina, B., Angelos, S., Helen, D.,&Savvas, P. T. (2010). Effects of warm-up on vertical jump performance and muscle electrical activity using half-squats at low and moderate intensity, Journal of Sports Science and Medicine, 9, 326-331.
19.Tsimachidis, C., Patikas, D., Galazoulas, C., Bassa, E., & Kotzamanidis, C.(2013). The post-activation potentiation effect on sprint performance after combined resistance/sprint training in junior basketball players. Journal of Strength and ConditioningResearch, Feb 15. [Epub ahead of print].
20.Wilson, J. M., Duncan, N. M., Marin, P. J., Brown, L. E., Loenneke, J. P., Wilson, S. M., Jo, E., Lowery, R. P., & Ugrinowitsch, C. (2013). Meta-Analysis of Postactivation Potentiation and Power: Effects of Conditioning Activity, Volume, Gender, Rest Periods, and Training Status. Journal of Strength and ConditioningResearch, 27(3), 854-859.
21.Witmer, C. A., Shala, E. D., & Gavin, L. M. (2010). The acute effects of back squats on vertical jump performance in men and women. Journal of Sports Science and Medicine, 9, 206-213.



قیمت: تومان


پاسخ دهید