علوم زيستي ورزشي _ پاييز 1394 دورة7، شمارة3 ، ص : 431 – 441 تاريخ دريافت : 05 / 05 / 92 تاريخ پذيرش : 19 / 11 / 92

تأثير دو پروتكل پيش آمادگي متفاوت بر برون داد توان عضلاني

زينب ويس پور1- وحيد ولي پور ده نو2- احمد همت فر3
1.دانشجوي كارشناسي ارشد فيزيولوژي ورزشي، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامي، بروجرد، ايران،2.استاديار گروه تربيت بدني، دانشكدة علوم انساني، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ايران، 3.استاديار، گروه فيزيولوژي ورزشي، دانشگاه آزاد اسلامي واحد بروجرد، بروجرد، ايران

چكيده
هدف از پژوهش حاضر بررسي تغييرات اجراي حركت پويا به دنبال توالي اي از اعمال پيشآمادگي متفاوت بود. دوازده آزمودني زن سالم، فعال و غيرورزشكار (سن: 1±16سال، قد: 34/6±162 سانتيمتر، وزن: 21/9±60 كيلوگرم) داوطلبانه انتخاب شدند. آزمودنيها در دو پروتكل پيشآمادگي به فاصلة يك هفته شركت كردند. پروتكل اول شامل اجراي 5 تكرار با 50 درصد و 2 تكرار با 75 درصد يك تكرار بيشينه حركت اسكات و پروتكل دوم شامل اجراي 5 تكرار با 60 درصد و 2 تكرار با 90 درصد يك تكرار بيشينه جهت پيش آمادگي بود. آزمودنيها آزمونهاي سارجنت و بوسكو 5، 15، 30 و 60 ثانيهاي را انجام دادند. نتايج نشان داد پروتكل دوم در هر پنج آزمون تغييرات بيشتر و معناداري نسبت به پروتكل اول ايجاد كرد (01/0P<). درصد تغييرات يا اختلاف بين دو گروه به ترتيب در آزمون سارجنت (05/19)، پرش بوسكو 5 ثانيهاي (20/15)، 15 ثانيهاي (58/14)، 30 ثانيهاي (37/11) و 60 ثانيهاي (06/11) كمتر بود. به طور كلي مي توان نتيجه گرفت احتمالاً در اجراي پروتكلهاي پيش آمادگي هرچه شدت بيشتر باشد، اجراي پوياي پيايند بهتر خواهد بود و به نظر ميرسد اثر پروتكلهاي پيشآمادگي با گذشت زمان كاهش مييابد.

واژه هاي كليدي
بوسكو، پتانسيلسازي پس از فعال سازي، توان بيهوازي.
مقدمه
گرمكردن براي ورزش، تمرين و فعاليتهاي رقابتي ورزشكاران اشكال گوناگون دارد. الگوي گرم كردن سنتي شامل يك دورة كوتاه فعاليت كم شدت هوازي و به دنبال آن كشش ايستا و حركات ويژة فعاليت است. پژوهش در زمينة حمايت از اين روشها به طور كلي مبهم است و هر دو اثر مثبت و منفي را نشان داده اند. از آنجا كه نيازهاي فيزيولوژيكي فعاليتها متفاوت است، نوع گرم كردن بايد ويژة نيازهاي تكليف باشد. هدف كلي گرم كردن بايد به طور حاد به حداكثر رساندن اجرا و كاهش خطر آسيب در يك ورزش معين باشد (بيشاپ، 2003؛ چيو، 2003) و نشان داده شده كه گرم كردن پيش از فعاليت جسماني، تمرين و رقابت اجرا را بهبود ميبخشد (10).
ويژگيهاي اجرايي عضلة اسكلتي طبيعتي گذرا دارند و ميتوانند از طريق انقباضهاي پيشين تحت تأثير قرار گيرند (8، 3). به دنبال باردهي سنگين، اعمال بعدي عضله ميتواند به طور موقت تحت تأثير افزايش تحريكپذيري سيستم عصبي مركزي بهبود يابد. اين افزايش تحريك عصبي نتيجة سازگاري فيزيولوژيكي حادي است (براي مثال، تغيير ماندگار تا 8 يا 10 دقيقه) كه به پتانسيلسازي پس از فعال سازي (PAP) اشاره دارد. PAP به منزلة بهبودي در نيروي انقباضي عضله به دنبال فعاليت انقباضي آمادگي (براي مثال، حداكثر انقباض اختياري) شناخته شده است. فرضية اصلي PAP اين است كه بار سنگين قبلي درجة بالايي از تحريك عصبي را موجب ميشود كه به استفادة بيشتر واحد حركتي و كدگذاري ميزان با تواتر بالاتر به مدت چند دقيقه پس از آن منجر ميشود (8).
بيشتر مطالعات نشان داده اند كه سطح تمريني فرد ممكن است پاسخ به پتانسيلسازي پس از فعال سازي را تحت تأثير قرار دهد. براي مثال نشان داده شده كه بهبود اجراي افراد قوي بيشتر از افراد ضعيف است (5). در همين زمينه چيو و همكاران (2003) به منظور تعيين اثر حالت تمريني بر پاسخ به پتانسيلسازي پس از فعالسازي، ورزشكاران داراي تمرين قدرت انفجاري را با افرادي كه بهصورت تفريحي فعاليت داشتند، مقايسه كردند. فعاليت پيش آمادگي آنها شامل 5 دور يك تكراري با 90 درصد يك تكرار بيشينه بود. نتايج نشاد داد كه فعاليت پيشآمادگي اثري بر آزمودنيها به عنوان يك نمونة واحد نداشت. اما هنگامي كه درصد فعال سازي بين دو گروه مقايسه شد، شاخصهاي نيرو و توان بهطور معناداري در افراد داراي تمرين قدرتي-انفجاري افزايش يافت. بنابراين پتانسيلسازي پس از فعال سازي ممكن است روشي عملي براي افزايش حاد اجراي قدرت انفجاري در ورزشكاران و نه در افراد به طورتفريحي تمرين كرده، باشد (5).
انقباضهاي پويا، ايستا و پرتابي يا پليومتريك در سطوح بيشينه يا زيربيشينه به عنوان حركات پتانسيلساز براي افزايش اجراي اندام بالايي و پاييني در تكاليف مختلف بهكار برده شده است. اما بهطور قطع مشخص نشده كه كدام نوع انقباض موجب بيشترين اثر پتانسيلسازي پس از فعال سازي ميشود (13). سولاكيس و همكاران (2011) اثر نوع انقباض عضله (اجراي PAP به وسيلة حركات پليومتريك و ايستا) بر PAP اجراي انفجاري اندام پاييني در شمشيربازان نخبه را بررسي كردند. آنها پرش با حركت مخالف را قبل و بلافاصله پس از اجراي PAP و 4، 8 و 12 دقيقه بعد اندازهگيري كردند. نتايج اثر زماني معنادار براي اوج توان پا در خلال پرش با حركت مخالف را نشان داد. ارزشها پس از اجراي PAP ايستا در زمانهاي 8 و 12 كمتر از سطح پايه بود، درحالي كه پس از اجراي PAP پليومتريك، اوج توان پا بدون تغيير باقي ماند. آنها نتيجه گرفتند كه اجراي تواني اندام پاييني در شمشيربازان نخبه ممكن است به طور منفي بعد از انقباضهاي ايستا تحت تأثير قرار گيرد. با توجه به نتايج مطالعات انجام گرفته اجراي PAP وابسته به نوع (ايستا، پويا) و شدت آن (درصد حداكثر انقباض ارادي)، نوع آزمودنيها (زن و مرد)، سطح آمادگي (ورزشكار يا غيرورزشكار)، زمان اجراي فعاليت پي آيند (مدت زماني كه اجراي فعاليت ورزشي به طول ميانجامد) و زمان بين PAP و اجراي ورزش پويا متفاوت است.
بنابراين هدف اول در اين مطالعه مقايسة شدت PAP بر اجراي ورزشي پي آيند است. به اين منظور از دو شدت 75 و 90 درصد يك تكرار بيشينه استفاده شد. هدف دوم بررسي اثر PAP بر فعاليتهاي پي آيند با زمان اجراي متفاوت است كه براي اين منظور از آزمونهاي پرش عمودي (كمترين زمان اجراي آزمون)، پرش بوسكو 5، 15، 30 و 60 ثانيهاي (بيشترين زمان اجراي آزمون) استفاده شد.

روش شناسي آزمودنيها
دوازده آزمودني دختر سالم، فعال و غيرورزشكار (سن 1±16 سال، قد 34/6±162 سانتيمتر و وزن
21/9±60 كيلوگرم) ساكن شهرستان چگني كه سابقة تمرين قدرتي و پليومتريك در اندامهاي پاييني را نداشتند، پس از توضيحات كامل در مورد پژوهش و چگونگي روند كار، انتخاب شدند و در پژوهش شركت كردند. همة شركت كنندگان رضايتنامه كتبي را امضا كردند.

اندازهگيريها
قدرت: قدرت عضلاني از طريق يك تكرار بيشينه (1RM) حركت اسكات اندازهگيري شد. آزمودنيها گرم كردن غيرويژة دويدن و سپس كشش پويا را پيش از 10-5 تكرار اسكات پا با مقاومت سبك اجرا كردند. سپس مقاومت بهطور پيشرونده تا مقاديري نزديك يك تكرار بيشينه آزمودني براي چند دور گرم كردن افزايش يافت. در نهايت براي آزمون يك تكرار بيشينه، مقاومت به طور افزايشي به دنبال هر بار اجراي موفق يك تكرار بيشينه تا واماندگي افزايش يافت. براي اطمينان از اعتبار آزمون، همة مقادير يك تكرار بيشينه با 4 تا 5 تلاش تعيين شدند (1).
پرش عمودي: آزمون شونده كنار ديوار قرار ميگرفت، دست خود را بالا ميآورد و محل تماس انگشت با ديوار معلوم ميشد، آزمون شونده به صورت عمودي بالا ميپريد و محل تماس انگشت وي با ديوار مشخص ميشد. اختلاف بالاترين نقطة اثر انگشت در مرحلة اول (ايستاده) تا بالاترين نقطة اثر انگشت در مرحلة دوم (با جهش) اندازهگيري شد. آزمون شونده براي اجراي پرش فقط مقدار كمي دست كنار ديوار خود را ميتوانست پايين بياورد، دست ديگر كاملاً به صورت كشيده كنار بدن قرار ميگرفت (به اين دليل كه هنگام پرش از شتاب دست استفاده نشود). براي مشخص شدن اثر انگشت آزمون شونده روي ديوار از استامپ استفاده شد و در هر مرحله براي ثبت اندازه، قسمت فوقاني اثر انگشت محاسبه شد.
توان بيهوازي با اسيد لاكتيك: توان بيهوازي با اسيد لاكتيك در مدتهاي تعيين شده در دستگاه
(ارگو جامپ، شركت دانش سالار ايرانيان، ايران) يعني 5، 15، 30 و60 ثانيه اندازهگيري شد. آزمودني با قرار گرفتن روي دستگاه سعي ميكرد تا پرشهاي متوالي با حداكثر ارتفاع و بيشترين تواتر براي زمانهاي موجود در دستگاه را انجام دهد. برنامة پرشها در دستگاه موجود بود.

پروتكلهاي پيشآمادگي
پيش از شروع پروتكلها، آزمودنيها به مدت دو هفته (شش جلسه) به منظور آشنايي بيشتر با حركت اسكات پا و كار روي دستگاه به تمرين پرداختند. هدف كار با وزنه به مدت دو هفته اين بود كه آزمودنيها هنگام اجراي پروتكلهاي پيش آمادگي با 75 و 90 درصد يك تكرار بيشينه دچار كوفتگي ودرد عضلاني نشوند.
پروتكل 75 درصد
جلسة اول: آزمودنيها پس از گرم كردن، نخست پنج تكرار با 50 درصد و سپس دو تكرار حركت اسكات پا با 75 درصد يك تكرار بيشينه، بهمنظور پيشآمادگي انجام دادند. بعد از 2 دقيقه استراحت، نخست آزمون پرش عمودي (3 تكرار با فاصلة 15 ثانيه)، 2 دقيقه بعد آزمون بوسكو 5 ثانيهاي و 5 دقيقه بعد آزمون بوسكو 60 ثانيهاي اجرا شد.
جلسة دوم: آزمودنيها پس از گرم كردن، ابتدا پنج تكرار با 50 درصد و سپس دو تكرار حركت اسكات پا با 75 درصد يك تكرار بيشينه، به منظور پيشآمادگي انجام دادند. پس از 2 دقيقه استراحت نخست آزمون بوسكو 15 ثانيهاي و 5 دقيقه بعد آزمون بوسكو 30 ثانيهاي اجرا شد.
پروتكل 90 درصد
از آنجا كه احتمال تأثير سازگاري عصبي بر قدرت و توان آزمونشوندهها ميرفت، پيش از اجراي پروتكل 2، يك تكرار بيشينه حركت اسكات پا براساس روال پيشين دوباره محاسبه شد.
جلسة اول: آزمودنيها پس از گرم كردن، ابتدا چهار حركت با 50 درصد و سپس يك تكرار با 75 درصد و بعد يك تكرار با 90 درصد يك تكرار بيشينه، بهمنظور پيشآمادگي انجام دادند. پس از 2 دقيقه استراحت، ابتدا آزمون پرش عمودي (3 تكرار با فاصلة 15 ثانيه)، 2 دقيقه بعد آزمون بوسكو 5 ثانيهاي و 5 دقيقه بعد آزمون بوسكو 60 ثانيهاي اجرا شد.
جلسة دوم: آزمودنيها پس از گرم كردن، ابتدا چهار حركت با 50 درصد و سپس يك تكرار با 75 درصد و بعد يك تكرار با 90 درصد يك تكرار بيشينه، بهمنظور پيشآمادگي انجام دادند. پس از 2 دقيقه استراحت ابتدا آزمون بوسكو 15 ثانيهاي و 5 دقيقه بعد آزمون بوسكو 30 ثانيهاي اجرا شد.

تجزيه وتحليل آماري
نتايج آزمون كولموگروف -اسميرنوف نشان داد كه دادهها از توزيع طبيعي برخوردارند. بنابراين براي بررسي اختلافات احتمالي بين دو پروتكل از آزمون t وابسته استفاده شد و سطح معناداري نيز 05/0P< در نظر گرفته شد. عمليات آماري با استفاده از نرمافزار كامپيوتري spss نسخة 20 انجام گرفت. يافتهها
نتايج نشان داد كه درصد تغييرات يا اختلاف بين دو گروه به ترتيب در آزمون سارجنت (05/19 درصد)، پرش بوسكو 5 ثانيهاي (20/15 درصد)، 15 ثانيهاي (58/14 درصد)، 30 ثانيهاي (37/11 درصد) و 60 ثانيهاي (06/11 درصد) كمتر بود. به عبارت ديگر، افزايش اجرا پس از پروتكل پيشآمادگي 2 (90 درصد يك تكرار بيشينه) نسبت به پروتكل پيشآمادگي 1 (75 درصد يك تكرار بيشينه) بيشتر بوده و نيز با افزايش مدت زمان اجراي آزمون، اين اختلاف كمتر شده است. نتايج آزمون t وابسته اختلاف معنادار بين اثرهاي دو پروتكل پيشآمادگي متفاوت بر روي پرش عمودي (001/0₌P)، پرش بوسكو 5 ثانيهاي (001/0₌P)، پرش بوسكو 15 ثانيهاي (011/0₌P)، پرش بوسكو 30 ثانيهاي (001/0₌P) و پرش بوسكو
60 ثانيهاي (002/0₌P) را نشان داد. نتايج همچنين اختلاف معنادار (001/0₌P) بين دو مرحلة اندازهگيري يك تكرار بيشينة حركت اسكات پا را نشان داد و درصد تغييرات نيز 48/7 درصد يعني كمتر از آزمونهاي ديگر بود. نتايج در جدول 1 نشان داده شده است.
جدول 1. دادههاي توصيفي در دو پيشآمادگي (ميانگين± انحراف معيار)، سطح معناداري و درصد تغييرات
درصد تغييرات سطح معناداري پروتكل 2 پروتكل 1 متغير
7/48 p<0/001 68/25±9/49 63/50±8/16 قدرت (1RM)
(كيلوگرم)
19/05 p<0/001 31/74±5/10 26/65±4/06 پرش عمودي (سانتيمتر)
15/20 p<0/001 23/57±3/13 20/46±3/36 بوسكو 5 ثانيهاي (وات)
14/58 p<0/011 22/40±2/72 19/55±2/97 بوسكو 15 ثانيهاي
(وات)
11/37 p<0/001 22/73±2/59 20/41±2/51 بوسكو 30 ثانيهاي
(وات)
11/06 p<0/002 16/67±2/42 15/01±2/37 بوسكو 60 نثا يهاي (وات)

بحث
در پژوهش حاضر اين فرضيه كه تأثيرات دو پيشآمادگي با 75 و 90 درصد يك تكرار بيشينه بر توان عضلاني متفاوت است، آزمون شد. نتايج نشان داد كه آزمودنيها با دو باردهي متفاوت، برونده نيروي متفاوتي را از خود نشان دادند. همچنين درصد تغييرات به ترتيب در همة آزمونها در پروتكل 2 (90 درصد يك تكرار بيشينه) نسبت به پروتكل 1 (75 درصد يك تكرار بيشينه) بيشتر بود و در هر دوپروتكل تغييرات اجرا با افزايش مدت زمان اجراي آزمون كاهش يافت.
وابسته به مقدار كار قبلي انجامگرفته، اجراي عضلات ممكن است به علت خستگي مختل شود يا بهسبب پديدهاي به نام پتانسيلسازي پس از فعال سازي، افزايش يابد (6). در مطالعة حاضر دو پروتكل پيشآمادگي را بدون گروه كنترل (گروهي كه پروتكل پيشآمادگي با صفر درصد حداكثر انقباض ارادي انجام دهد) داشتيم و تنها با مقايسة دو گروه متوجه ميشويم كه پروتكل با 90 درصد يك تكرار بيشينه تأثير بيشتري بر اجراي پيآيند داشته است و احتمالاً هر دو پروتكل موجب خستگي و در نتيجه اختلال در اجرا نشدهاند، زيرا نشان داده شده كه انقباضهاي ارادي كه كمتر از 75 درصد حداكثر انقباض ارادي هستند، پتانسيلسازي كم يا هيچ پتانسيلسازي ايجاد نميكند. همچنين به نظر ميرسد كه انقباضهاي ارادي بيشينه (در برابر زيربيشينه) كه تقريباً 10 ثانيه به طول ميانجامند، بيشترين پتانسيلسازي توئيچ را موجب ميشوند (9). در تأييد نتايج مقالة مروري هاگسون و همكاران (2005) در مطالعة حاضر نيز شدت انقباض پيش آمادگي 75 و 90 درصد حداكثر انقباض ارادي و كمتر 10 ثانيه بوده است كه احتمالاً هيچ گونه خستگي يا افت پس از فعالسازي را موجب نشدهاند.
پتانسيلسازي پس از فعالسازي پديدهاي است كه تنها در تارهاي تندانقباض عضله (4) يا در هر دو نوع تار وجود دارد، اما در تارهاي تندانقباض نسبت به كندانقباض متداولتر است (10، 9)، زيرا اين تارها فسفوريلاسيون بيشتر زنجيرههاي سبك تنظيمي ميوزين را در پاسخ به آمادگي انقباضي قبلي نشان ميدهند (9) و اثر عمدة آن افزايش نيرو در سطوح فعال سازي زيربيشينه براي يك دورة كوتاه زماني به دنبال فعال سازي پيشين عضله است (4). افراد داراي درصد بيشتر تارهاي تندانقباض پتانسيلسازي بيشتري دارند. براي مثال عضلة درشت نيي قدامي كه حدوداً از 27 درصد تارهاي تندانقباض تشكيل شده در مقايسه با عضلة نعلي كه حدوداً از 11 درصد تارهاي تندانقباض تشكيل شده است، پتانسيلسازي بيشتري را نشان ميدهد. اين مسئله نشان مي دهد كه پس از انقباضهاي با شدت بيشتر كه تارهاي تندانقباض بيشتري را فعال ميكند در مقايسه با انقباضهاي با شدت كمتر، پتانسيلسازي بيشتري ممكن است اتفاق بيفتد (10). در مطالعة حاضر همة سطوح فعال سازي زيربيشينه بودهاند (نسبت به حداكثر انقباض ارادي) و يافتههاي تحقيق حاضر پيشنهاد بالا را تأييد ميكند، زيرا پروتكل پيشآمادگي با 90 درصد يك تكرار بيشينه نسبت به پروتكل پيشآمادگي با 75درصد يك تكرار بيشينه اجراي بهتري را موجب شده است.
شرح PAP بر روي پتانسيلسازي توئيچ و پتانسيلسازي بازتاب متمركز است. ملاحظه شده كه پتانسيلسازي توئيچ مستلزم فسفوريلاسيون زنجيرههاي سبك تنظيمي ميوزين است كه آكتين و ميوزين را به پيام كلسيم درونسلولي حساستر ميكند. اين به تعامل بيشتر پل عرضي براي غلظت كلسيم درونسلولي مشابه منجر خواهد شد كه به نوبت تنش عضله براي سطح مطلق مشابه محرك عصبي افزايش ميدهد (12، 10، 9، 6). بنابراين اگر پديدة PAP را به حساب آوريم، پروتكل 90 درصد يك تكرار بيشينة فسفوريلاسيون زنجيرههاي سبك تنظيمي ميوزين بيشتر و در نتيجه عملكرد بهتري را نيز موجب شده است. با توجه به پتانسيلسازي توئيچ ناشي از انقباض ارادي، بزرگي پتانسيلسازي به هر دوي شدت و مدت تلاش ارادي و نوع تار عضله وابسته است. پتانسيلسازي توئيچ در عضلات درشت نيي قدامي و پلانتار فلكسور به دنبال انقباضهاي همطول اختياري بيشينه تقريباً 10 ثانيهاي در حد بيشينه است و پس از انقباضهاي ارادي طولانيتر، پتانسيلسازي در اثر خستگي كاهش مييابد.
علاوه بر اين نشان داده شده كه انقباضهاي ارادي كه كمتر از 75 درصد حداكثر انقباض ارادي هستند، پتانسيلسازي كم يا هيچ پتانسيلسازي ايجاد نميكند (9).
يكي از نتايج مهم تحقيق حاضر كاهش اثر PAP با افزايش مدت زمان اجراي آزمون يا فاصلة بين اجراي پيشآمادگي و اجراي آزمون بود. نتايج نشان داد كه با گذشت زمان اين اثر كمتر خواهد شد. در اين زمينه بادري و همكاران (2007) در مطالعهاي اثر انقباض آمادگي (6 ثانيه حداكثر انقباض ارادي) را بر اوج سرعت زاويهاي نزديك شدن انگشت شست بررسي و افزايش آن را مشاهده كردند و نشان دادند كه پتانسيلسازي بيشينه 1 دقيقه بعد از حداكثر انقباض ارادي آمادگي به اوج ميرسد و پس از آن با گذشت زمان پتانسيل به وجودآمده كاهش مييابد. بيشاپ (2003) اظهار كرده كه بازگشت به حالت اولية10 ثانيهاي بين PAP و اجراي ورزش پوياي پي آيند، نيروي عضله را به طور معناداري افزايش نميدهد، زيرا خستگي باقيماندة ناشي از حداكثر انقباض ارادي اجراي پيآيند را مختل ميكند، اما 5-3 دقيقه بازگشت به حالت اوليه به افزايش اجراي ورزش پوياي پي آيند منجر شده است. يكي از سازوكارهاي اصلي پديدة پتانسيلسازي پس از فعال سازي ميزان بالاتر تشكيل پلهاي عرضي در نتيجه افزايش حساسيت پروتئينهاي انقباضي (آكتين و ميوزين) به كلسيم است (12). به نظر ميرسد باگذشت زمان مقدار كلسيم آزادشده از شبكة ساركوپلاسمي در نتيجة پتانسيلسازي كاهش مييابد.
بنابراين احتمال كاهش حساسيت به كلسيم در پروتئينهاي انقباضي و در نتيجه كاهش برونداد نيرو وجود دارد (9).
در پژوهش حاضر از حركت درون گرا براي ايجاد پتانسلسازي استفاده شد. در همين زمينه دچيچي و همكاران (2013) به بررسي اثر حركت نيم اسكات درون گرا و برون گرا با 90 درصد يك تكرار بيشينه بر اجراي دوي 50 متر سرعت پرداختند. آنها نتيجه گرفتند كه اجراي حركت درونگرا نسبت به برون گرا اثر بيشتري بر اجراي پي آيند داشته است. نتايج تحقيق دچيچي و همكاران (2013) و نتايج مطالعة حاضر اهميت بالقوة حركت اسكات درونگرا براي افزايش اجراي ورزش پوياي پيآيند را تأييد ميكنند.

نتيجهگيري
نتايج مطالعة حاضر نشان داد كه باردهي با 90 درصد يك تكرار بيشينه تأثير بيشتري بر پرش سارجنت، بوسكو 5، 15، 30 و 60 ثانيهاي دارد. همچنين به نظر ميرسد اين اثرگذاري PAP با گذشت زمان كاهش مييابد. بنابراين با توجه به نتايج تحقيق حاضر پيشنهاد ميشود كه براي تأثير بيشتر بر فعاليت پي آيند از شدتهاي نزديك تر به حداكثر انقباض ارادي استفاده شود و نيز زمان فعاليت پيآيند هرچه كمتر باشد اثربخشي PAP بيشتر خواهد بود.

منابع و مĤخذ
.1 Binkley, H.M. (2001). “Strength, size, or power”. NSCA’s Performance Training Journal, Vol.1, No.4, PP: 14-18.
.2 Baudry, S., Duchateau, J. (2007). “Postactivation potentiation in a human
muscle: effect on the load-velocity relation of tetanic and voluntary
shortening contractions”. J Appl Physiol, Vol. 103; PP: 1318–1325.
.3 Bishop, D. (2003). “Warm Up I: potential mechanisms and the effects of
passive warm up on exercise performance”. Sports Med, Vol. 33, No.6, PP: 439-454.
.4 Brown, I.E., Loeb, G.E. (1998). “post-activation potentiation- A clue for simplifying models of muscle dynamics”. Amer. Zool, Vol. 38, PP: 743-754.
.5 Chiu, L.Z.F., Fry, A.C., Weiss, L.W., Schilling, B.K., Brown, L.E., Smith, S.L. (2003). “Postactivation potentiation response in athletic and recreationally trained individuals”. Journal of Strength and Conditioning Research, Vol.17, No. 4, PP: 671–677.
.6 Cochrane, D.J., Stannard, S.R., Firth, E.C., Rittweger J. (2010). “Acute whole-body vibration elicits post-activation potentiation”. Eur J Appl Physiol, Vol.108, PP: 311–319.
.7 Dechechi, C., Lopes, C., Galatti, L.R., Ribeiro, R. (2013). “Post activation potentiation for lower limb with eccentric and concentric movements on sprinters”. International Journal of Sports Science, Vol. 3, No. 1, PP: 1-3.
.8 French, D.N., Kraemer, W.J., Cooke, C.B. (2003). “Changes in dynamic exercise performance following a sequence of preconditioning isometric muscle actions”. Journal of Strength and Conditioning Research, Vol. 17, No. 4, PP: 678–685.
.9 Hodgson, M., Docherty, D., Robbins, D. (2005). “Post-activation potentiation: underlying physiology and implications for motor performance”. Sports Med, Vol. 35, No. 7, PP: 585-595.
.01 Khamoui, A.V., Brown, L.E., Coburn, J.W., Judelson, D.A., Uribe, B.P., Nguyen, D., et al. (2009). “Effect of potentiating exercise volume on vertical jump parameters in recreationally trained men”. Journal of Strength and Conditioning Research, Vol. 23, No. 5, PP: 1465–1469.
.11 Mettler, J.A., Griffin, L. (2012). “postactivation potentiation and muscular endurance training”. Muscle Nerve, Vol. 45, PP: 416–425.
.21 Rampichini, E.C.S., Maggioni, M.A., Veicsteinas, A., Merati, G. (2008). “Effects of passive stretching on post-activation potentiation and fibre conduction velocity of biceps brachii muscle”. Sport Sci Health, Vol. 4, PP: 43-50.
.31 Tsolakis, C., Bogdanis, G.C., Nikolaou, A., Zacharogiannis, E. (2011). “Influence of type of muscle contraction and gender on postactivation potentiation of upper and lower limb explosive performance in elite fencers”. Journal of Sports Science and Medicine, Vol. 10, PP: 577-583.



قیمت: تومان


پاسخ دهید