علوم زيستي ورزشي _ پاييز 1394 دورة ،7 شمارة3 ، ص : 489 – 502 تاريخ دريافت: 03 / 11 / 92 تاريخ پذيرش: 29 / 05 / 93

اثر هشت هفته تمرينات هوازي داخل آب بر سرعت راه رفتن و مقياس وضعيت ناتواني جسماني توسعه يافتة (EDSS) زنان مبتلا به مولتيپل اسكلروزيس
ا كرم عزآبادي1- عيدي عليجاني2 – مسعود معيني شبستري3
1.كارشناس ارشد فيزيولوژي ورزشي دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج ايران 2. دانشيار دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج، ايران 3. استاديار دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج، ايران

چكيده
مولتيپل اسكلروزيس يا به اختصار ام.اس بيماري مزمن دميلينه كنندة (ازبين برندة ميلين) سيستم عصبي مركزي است كه با اختلال در هدايت عصبي همراه مي باشد و با مشخصه هاي كلينيكي متعدد ظاهر مي شود. با توجه به بار مالي سنگين، عوارض جانبي و عدم درمان قطعي اين بيماري به وسيلة داروها، درمان هاي غيردارويي براي كنترل علائم ام.اس پيشنهاد مي شود. هدف از اين تحقيق بررسي تأثير هشت هفته تمرينات هوازي داخل آب بر سرعت راه رفتن و EDSS زنان مبتلا به ام.اس بود. به اين منظور 30 بيمار زن مبتلا با درجة 2 EDSSتا 5.5 و داراي فرم R-R (عودكننده-فروكش كنندة بيماري و دامنة سني 40-20 سال به عنوان نمونه هاي تحقيق انتخاب شدند و بهطور تصادفي هدفدار در دو گروه تجربي (پانزده نفر) و كنترل (پانزده نفر) همتاسازي شدند. گروه تجربي برنامة تمريني هوازي داخل آب را به مدت هشت هفته هر هفته سه جلسه و هر جلسه به مدت 60-40 دقيقه با 40 تا60 درصد حداكثر ضربان قلب انجام دادند. هر جلسه شامل سه مرحله حركات كششي و انعطاف پذيري خارج از آب، حركات نرمشي و حركتي داخل آب، بازي و سرگرمي داخل آب بود.EDSS بيماران با استفاده از ابزار EDSS و توسط نورولوژيست و سرعت راه رفتن به وسيلة آزمون 10 متر ارزيابي شد. براي تجزيه وتحليل داده ها از آزمون T مستقل و وابسته استفاده شد. براساس نتايج بين نمرة EDSS و سرعت راه رفتن بيماران مبتلا به ام.اس در دو گروه تجربي و كنترل تفاوت معناداري ديده شد
(05/0 P<). بنابراين تمرينات هوازي داخل آب مي تواند EDSS و سرعت راه رفتن افراد مبتلا به ام.اس را بهبود بخشد.

واژه هاي كليدي
تمرينات هوازي داخل آب، سرعت راه رفتن، مقياس وضعيت ناتواني جسماني توسعهيافته، مولتيپل اسكلروزيس.

مقدمه
مولتيپل اسكلروزيس يا به اختصار ام.اس، بيماري مزمن دميلينهكنندة (از بين برندة ميلين) سيستمعصبي مركزي (مغز و نخاع) است كه با اختلال در هدايت عصبي، همراه ميباشد و با مشخصههايكلينيكي متعددي ظاهر مي شود (18،17). تخريب و التهاب غلاف ميلين با از بين بردن هدايت پرشي در طول رشتة عصبي و نيز با در معرض قرار دادن كانالهاي پتاسيمي در غشاي اكسون، كه بهطور طبيعي توسط ميلين پوشيده شدهاند، هدايت عصبي را مختل ميكند. تخريب غلاف ميلين راههاي عصبي در بيماري ام.اس، در نواحي خاصي همچون عصب بينايي، ساقة مغز و مخچه صورت مي گيرد كه اين مناطق ضايعه ديده، پلاك يا زخمگاه نام دارد ،6 (7). بصام پور و همكاران (1386) در تحقيقات خود، عامل اصلي بيماري ام.اس را ناشناخته اعلام كردند، اما بيشتر سرنخ ها، بر دخالت عوامل ذيل اشاره و تأكيد دارند: عوامل و بيماري عفوني، استرسهاي عاطفي و هيجاني، عوامل بيوشيمي، رژيم غذايي، كمبود ويتامين و واكنشهاي آلرژيك عوامل محيطي اتوايميون (حساسيت بدن نسبت به خود) و زمينة ژنتيكي (9،8،7،3).
كار (2008) و اكنل و همكاران ( 2003) بيماري ام.اس را به چهار گروه تقسيم كردند:
1. فرم عود كننده –فروكش كننده؛ 2. فرم پيشروندة اوليه؛ 3. فرم پيشروندة ثانويه؛ 4. نوع عودكننده–پيشرونده ( عود پيشرونده) (16،13). تشخيص متداول و رايج اين بيماري را براساس تاريخچة پزشكي بيماري، يافتههاي كلينيكي، آناليز مايع مغزي نخاعي و مشاهدات حاصل از ام.آر.آي بيان ميدارند (17،10). علائم و نشانههاي بيماري ام.اس، دامنة وسيعي دارد، بهگونهاي كه اين بيماري را هزارچهره نيز مينامند. هال نشانههاي باليني ام.اس را به سه دسته تقسيم كر ده است: نشانههاي اوليه شامل 1. نوريت اپتيك؛ 2. خستگي؛ 3. احساس سنگيني و كاهش فرمان پذيري عضو؛ 4. مورمور شدن؛ 5. عدم هماهنگي، يا هماهنگي ضعيف اندام؛ 6 . علامت ال هرميت (14،12). نشانههاي ثانويه كه عوارض ناشي از آسيب به سيستم عصبي مركزي است و عبارتاند از اختلالات خواب، كاهش فعاليت زندگي روزانه، عفونت مجاري اداري، بياختياري ادرار و مدفوع، آسيب پوستي، انقباضات عضلاني و مشكلات عصبي –محيطي و در نهايت، دستة سوم علائم كه نتيجة نشانههاي اوليه و ثانويه و شامل از دست دادن شغل، تغيير نقش در خانواده، طلاق و از دست دادن توانايي انجام فعاليتهاي مالي، اجتماعي، شغلي، محيطي و در كل ناتواني است. اين بيماري عامل مهم ناتواني در افراد بالغ جوان است. سن شيوع بيماري بين 20 تا 40 سال و تعداد مبتلايان زن نيز تقريباً 7/1 برابر تعداد مبتلايان مرد استو ميزان شيوع آن تا5/1 11 در هر 100 هزار نفر اعلام شده است (10).
اگرچه بيماران مبتلا به ام.اس، علاقهاي به آزمايش روش هاي درماني مختلف ندارند، درمان هايغيردارويي نه تنها بيضررند، حتي ممكن است مفيد هم باشند. يكي از اين درمان هاي غيردارويي كه در بسياري از جمعيتها بر كاهش عوامل خطرساز سلامتي مؤثر است ، ورزشدرماني است. عليرغم اميدهاي فعلي براي درمان ام.اس، ورزش روشي است كه در همه جا در دسترس است و ميتواند طرحي آماده براي هر سطحي از ناتواني باشد. در سالهاي اخير توجه زيادي به توانبخشي مبتلايان به ام.اس شده است، چراكه توانبخشي مي تواند موجب بهبود پايدار در عملكرد بيمار شود و كيفيت زندگي او را بهبود بخشد 8( -5).
انواع مختلف تمرينات ورزشي وجود دارد كه هر كدام هدف خاصي را دنبال مي كنند. در واقع هدف اصلي ورزش درماني براي مبتلايان به ام.اس تعيين نوع ورزش براي هر بيمار است. با توجه به اينكه افزايش دماي بدن علائم ام.اس را تشديد ميكند، آب درماني (ورزش در آب) شامل انجام تمرينات تعادلي، تركيبي و به ويژه تمرينات هوازي در آب يكي از بهترين انتخاب هايي است كه فرد مبتلا به ام.اس ميتواند داشته باشد. اين تمرينات بهترين شرايط را براي اين افراد فراهم ميكند (19،7،6). آب تأثير جاذبه را كاهش ميدهد و با ايجاد حالت بيوزني يا كم وزني موجب مي شود تا اندامهاي ضعيفتر نيز بتوانند به راحتي در آب حركت كنند. از طرفي در آب نياز به تعادل كمتر مي شود و بيماران ميتوانند با تلاش كمتر براي حفظ تعادل، فعاليت كنند. آب دماي مركزي بدن بيماران را كاهش ميدهد و با مقاومت در برابر حركات بيمار، به تقويت عضلات بدن منجر مي شود (21،9).
EDSS1معياري باليني براي بررسي ناتواني در ام.اس است. در اين معيار حداكثر توانايي بيماران تنها براساس يافتهها و معاينات دقيق عيني و نورولوژيكي و نه براساس علائم و نشانههاي بيمار به ده مرحله تقسيم مي شود؛ يعني با توجه به امتياز حاصل در هشت گروه جداگانه از دستگاه عصبي بر حسب شدت اختلال كه خود نشاندهندة ميزان و وسعت درگيري مادة سفيد دستگاه عصبي است، از صفر تا ده، امتيازبندي مي شود. صفر به معناي طبيعي بودن وضعيت سيستمها و ده به معناي مرگ در اثر ام.اس است 8،5 ().
مطالعات نشان مي دهد كه تمرينات هوازي منتخب در آب در كاهش شدت بيماري مؤثر است. در همين راستا افتخاري (2008) در تحقيقي با عنوان »اثر 12 هفته تمرينات هوازي داخل آب بر EDSSبيماران مبتلا به ام. اس« به صورت هفتهاي 3 جلسه دريافت كه اينگونه تمرينات مي تواند به كاهششدت بيماري در افراد منجر شود 2(). سلطاني (2007) نيز اثر هشت هفته تمرينات داخل آب (3 جلسهدر هفته) را بر شدت بيماري در مبتلايان به ام.اس بررسي و در پايان گزارش كرد كه تمرينات داخل آببه بهبود بيماران و كاهش شدت بيماري منجر شده است 7(). كليف و اشبرن (2005) نيز با برنامة تمريني مشابه به نتايج مشابهي دست يافتند (14).
يكي از بزرگترين مشكلات بيماران ام.اس اختلال در راه رفتن و گام برداشتن مستقل است كه به دليل اسپاسيتي، ضعف عضلاني و خستگي، كاهش ديد و كاهش تحريكات عصبي اندامهاي بدن ايجاد مي شود. اين بيماران در مقايسه با افراد سالم با كاهش در طول و تواتر گام، كاهش سرعت و مسافت راه رفتن، كاهش چرخش لگن، زانو و مچ پا (گام برداشتن خشك و بدون انعطاف) و افزايش فلكشن تنه در حين راه رفتن مواجهاند و مهم ترين نتيجة حاصل از چنين اختلالاتي در تعادل، راه رفتن، افتادن و سقوط بيمار است (11). مشكل سرعت و سهولت حركت در بيماران با صرف انرژي و تلاش زياد در حين راه رفتن، استقامت و تحملپذيري ضعيف همراه است كه اين مصرف غيرطبيعي انرژي را ميتوان عامل مهمي در خستگي پاها، حين انجام فعاليت معرفي كرد (17،15).
در همين زمينه سلطاني (2013) در تحقيقي با عنوان »اثر 8 هفته تمرينات هوازي داخل آب بر سرعت راه رفتن بيماران مبتلا به ام.اس« بهصورت هفته اي 3 جلسه دريافت كه اين گونه تمرينات مي تواند به افزايش سرعت راه رفتن در افراد منجر شود 6().
سالم (2011) نيز اثر پنج هفته تمرينات داخل آب (2 جلسه در هفته) را بر سرعت راه رفتن در مبتلايان به ام.اس بررسي كرد و در پايان گزارش داد كه تمرينات داخل آب به بهبود بيماران و افزايش سرعت راه رفتن در آنان منجر شده است و بيان مي كند كه از اين رهگذر مي توان كمك شاياني به توانبخشي بيماران كرد (19). علي نيا و جوزي (2006) با پروتكل تمرين مشابه به نتايج مشابهي دست يافتند و پيشنهاد كردند كه اين تمرينات ميتواند در كنار درمان هاي دارويي كمك بسزايي به حفظ عملكرد مستقل و رضايت مندي بيماران از زندگي و وضعيت بدني آنها كند 9().
با توجه به دستة سوم علائم ام.اس (از دست دادن شغل و خانواده و…) و از آنجا كه اين بيماري جوانان را گرفتار خويش كرده و برنامة زندگي آنان را تهديد ميكند و از طرف ديگر ميزان شيوع بيماري كه روزبه روز بر آمار مبتلايان به آن افزوده ميشود و همچنين اينكه درمان هاي دارويي بار مالي سنگيني را به جامعه، خانواده و بيمار تحميل مي كند و عوارض جانبي متعددي نيز دارد. لزوم ورزشدرماني براياين دسته از بيماران كاملاً مشهود است. در اين راستا و با توجه به محدود بودن پژوهشها و ضدونقيضبودن نتايج محقق بر آن شد كه تأثير تمرينات هوازي داخل آب را بر مهم ترين دغدغه هاي بيمارانام.اس را كه همان شدت بيماري (EDSS) و وخيم تر شدن علائم بيماري و همچنين عملكرد مستقلدر قدم برداشتن و سرعت راه رفتن است، بررسي كند و به اين پرسش پاسخ دهد كه آيا هشت هفته تمرينات هوازي داخل آب بر علائم ام.اس زنان مبتلا با درجة EDSS تا 2 5.5 مانند شدت بيماري و سرعت راه رفتن تأثير دارد؟

روش تحقيق
پژوهش حاضر از نوع نيمهتجربي، كاربردي و شامل دو گروه (كنترل و آزمايش) با پيش آزمون و پس آزمون است. جامعة آماري پژوهش 120 بيمار زن مبتلا به M.S در انجمن M.S تهران بودند كه به تشخيص پزشك مغز و اعصاب وجود بيماري در آنان به اثبات رسيده است و همگي آنها تحت مداواي دارويي بودند و در يكي از مراكز معتبر خصوصي پروندة پزشكي داشته و تحت درمان بودند.
براي انتخاب نمونة آماري از كلية بيماران جامعة آماري طي اطلاعيهاي دعوت به همكاري شد. سپس بين آنها پرسشنامه اي توزيع و از آنان درخواست شد كه در صورت تمايل داوطلبانه در اين تحقيق شركت كنند. در اين پرسشنامه در مورد شيوة اجراي تحقيق و برنامة تمريني، سن، تحصيلات، تاريخ شروع علائم بيماري، سال تشخيص بيماري، نوع داروي مصرفي و عدم ابتلاي بيمار به مشكلاتي مانند بيماري هاي صرع، ديابت، قلبي- تنفسي، آرتروز، بيماري هاي رواني، عدم استفاده از قرص هاي روان گردان، عدم بارداري كنوني و همچنين نداشتن فعاليت ورزشي منظم در دو ماه قبل از تحقيق و گذشت حداقل دو ماه از تاريخ يا آخرين عود بيماري، توضيحات لازم داده شد. پس از بررسي پرسشن امهها نمونه هاي مناسب براساس معيارهاي ورود به تحقيق انتخاب شدند. معيارهاي ورود به تحقيق عبارت بودند از داشتن فرم عودكننده- فروكشكنندة M.S و EDSS تا 2 5/5 كه هر دو مورد مذكور پس از معاينات دقيق پزشك متخصص مغز و اعصاب انجمن احراز شد. سپس از بين بيماران 30 نفر به طور تصادفي هدفدار در دو گروه پانزده نفره آزمايش و كنترل همتاسازي شدند. بيماران يك روز پيش از شروع برنامة تمرين در محل مورد نظر گرد آمدند و پس از توضيحات در مورد نحوة تمرين و شدت آن در پيش آزمون شركت كردند. در اين مرحله سرعت راه رفتن از طريق آزمون 10 متر و مقياس و ضعيت ناتواني جسماني توسعه يافته توسط نورولوژيست اندازهگيري و ثبت شد. بيماران گروه آزمايشبه مدت هشت هفته (3 جلسه در هفته) فعاليت خود را زير نظر محقق و مربي آبدرماني انجمن براساس برنامة تمريني از پيش تعيينشده انجام دادند و از بيماران گروه كنترل نيز خواسته شد كه روندعادي و طبيعي زندگي خود را طي كنند. آزمودنيهاي گروه آ زمايش سه جلسه در هفته تمرينات خودرا از زمان 40 دقيقه در جلسة اول شروع كردند و به 60 دقيقه در جلسة آ خر رساندند. بهطوري كه پس از هر هشت جلسه ده دقيقه به زمان تمرين اضافه مي شد. تمرينات با 10 دقيقه حركات كششي و انعطاف پذيري خارج از آب شروع، با 20 تا 40 دقيقه حركات نرمشي و حركتي داخل آب (براساس پروتكل تمرين) ادامه مي يافت و در پايان با 10 دقيقه بازي و سرگرمي داخل آب به اتمام مي رسيد.
شدت تمرينات 40 تا 60 درصد حد اكثر ضربان قلب معادل ميزان درك فشار 10 تا 11 بورگ (طبقه بندي شدت سبك) دنبال شد. پس از اتمام دورة تمرين در مرحلة پسآزمون تست سرعت راه رفتن و شدت بيماري از هر دو گروه گرفته شد و نتايج با استفاده از آزمونT مستقل و وابسته و سطح معناداري آلفاي 05/0 نرمافزار spss نسخة 19 تجزيه وتحليل شد.
ابزار و روش اندازهگيري
الف) آزمون سرعت راه رفتن: از آزمون10 متر براي اندازهگيري سرعت راه رفتن بيماران مبتلا به M.S استفاده ميشود. روش اجراي آن به اين صورت است كه در سالني كه از لحاظ امكانات و تأسيسات گرمايي سرمايي و تهويه مطلوب بوده و در محل اجراي تست زمين به لحاظ كفپوش ايمن و صاف باشد، فاصله اي به اندازة 10 متر را علامت مي زنيم. آزمونشونده كه داراي لباس و كفش مناسب است، در پشت نقطة صفر قرار مي گيرد و با فرمان رو شروع به حركت با نهايت سرعتي كه ميتواند در راه رفتن (قدم زدن) داشته باشد ميكند. البته بايد اين سرعت براي همة آزمون شوندگان ايمن باشد.
آزمون گيرنده با فرمان رو كرونومتر را روشن كرده و پس از اينكه آزمونشونده از نقطة 10 متر عبور كرد آن را خاموش مي كند. اين ركورد به عنوان نمرة تست براي بيمار ثبت ميشود. اين تست سه بار از بيمار گرفته شده و بهترين ركورد ثبت مي شود.
ب) مقياس وضعيت ناتواني جسماني توسعهيافتة بيماران با استفاده از ابزار EDSS و توسط نورولوژيست اندازهگيري شد. اين پرسشنامه حالات و عملكردهاي مختلف سيستم اعصاب مركزي را مي سنجد. عملكرد سيستم راه هاي هرمي، عملكرد سيستم راههاي مخچه اي، عملكرد سيستم راههاي ساقة مغز، عملكرد سيستم راههاي حسي، عملكرد سيستم راههاي روده و مثانه، عملكرد سيستم راه هاي بينايي و عملكرد سيستم راه هاي مغزي. اين مقياس نمره اي بين تا0 10 را براي بيماران (بسته بهميزان آسيب وارده به سيستم اعصاب مركزي) خواهد داد. هرچه آسيب بيشتر باشد نمرة كسب شدهبيشتر است. شايان ذكر است كاهش EDSS به معناي بهبود بيماران ام.اس است.

نتايج و يافته هاي تحقيق
ويژگيهاي فردي آزمودني ها شامل ميانگين و انحراف استاندارد متغير سن، قد و وزن در جدول 1 نشان داده شده است.
جدول 1. ميانگين و انحراف استاندارد ويژگيهاي فردي آزمودني ها به تفكيك گروهها
گروه كنترل گروه تجربي متغير
30/93±4/59 31/20±5/53 سن (سال)
163/53±6/41 163/06±7/07 (cm) قد
61/93±7/46 62/20±8/19 وزن (kg)

ميانگين و انحراف استاندارد متغير هاي سرعت راه رفتن و EDSS دو گروه تجربي و كنترل در جدول 2 آمده است.
جدول 2. ميانگين و انحراف استاندارد متغيرهاي سرعت راه رفتن و EDSS زنان مبتلا به ام.اس دو گروه تجربي و كنترل در پيشآزمون و پس آزمون
متغير

آزمون

تجربي

گروه

كنترل

گروه

رفتن

راه

سرعت
)
s
(

پيش

آزمون

57
/
0
±
78
6
/

68
/
0
±
86
/
6

پس

آزمون

39
0
/
±
09
6
/

77
0
/
±
00
7
/

EDSS

پيش
آزمون

95
/
0
±
83
3
/

95
0
/
±
90
3
/

پس

آزمون

88
/
0
±
33
/
3

00
/
1
±
00
/
4

متغير

آزمون

تجربي

گروه

كنترل



قیمت: تومان

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید


پاسخی بگذارید