علوم زيستي ورزشي _ زمستان 1394 دورة7، شمارة 4، ص : 541 – 561 تاريخ دريافت : 01 / 10 / 92 تاريخ پذيرش : 27 / 09 / 93

مقايسة تأثيرات ضددردي و ضدالتهابي زعفران و ايندومتاسين در پيشگيري و درمان كوفتگي عضلاني تأخيري (DOMS)

عباس معمارباشي1- علي رجبي 2
1. دانشيار گروه تربيت بدني و علوم ورزشي دانشگاه محقق اردبيلي، اردبيل، ايران 2. كارشناس ارشد فيزيولوژي ورزشي دانشگاه محقق اردبيلي، اردبيل، ايران

چكيده
در تحقيق پيش رو مصرف دهروزة زعفران و مقايسة آن با ايندومتاسين در پيشگيري از كوفتگي عضلاني تأخيري بررسي شد. مطالعه روي 39 دانشجوي پسر سالم در سه گروه زعفران (300 ميليگرم)، ايندومتاسين (75 ميليگرم) و كنترل به مدت ده روز انجام گرفت. پس از هفت روز، با دستگاه پرس پا و وزنة معادل 80 درصد حداكثر نيروي ايزوتونيك در چهار نوبت و هر نوبت با 20 تكرار و 3 دقيقه استراحت بين هر نوبت كوفتگي عضلاني ايجاد شد. قبل از دورة مصرف و نيز بلافاصله، 24، 48 و 72 ساعت پس از انجام پروتكل ايجاد كوفتگي عضلاني، محيط ران اندازه گيري شد و سنجش ادراك درد با شاخص VAS صورت پذيرفت و همچنين آستانه و حداكثر تحمل درد فشاري بر عضلة چهارسر ران اندازهگيري شد و مصرف خوراكي ادامه داشت. از آزمونهاي تحليل واريانس با اندازهگيري مكرر استفاده شد. نتايج نشان داد كه زعفران و ايندومتاسين موجب كاهش شايان ملاحظه و معنادار درد و التهاب شد (0001/0P<)، ولي زعفران نسبت به ايندومتاسين تأثير بيشتري داشت. درصد تحمل درد فشاري در گروه زعفران نسبت به ساير گروهها بيشتر و معنادار بود (0001/0P<). مصرف زعفران در پيشگيري و احتمالاً درمان درد و التهاب ناشي از DOMS مؤثر است.

واژه هاي كليدي
التهاب، ايندومتاسين، درد، زعفران، كوفتگي عضلاني.
مقدمه
كوفتگي عضلاني تأخيري(DOMS) از شايعترين صدمات ورزشي و حالت دردآوري است كه مستقل ازآمادگي بدني و بهدفعات در طول زندگي هر فردي ممكن است بهوجود آيد (15). با توجه به زمان بروز،علائم كوفتگي عضلاني، به دو نوع حاد و تأخيري تقسيم ميشود (20). كوفتگي عضلاني تأخيري، به طور معمول پس از فعاليت عضلاني غيرمعمول، متوسط، شديد و طولاني مدت و در فعاليتهاي ورزشي كه با انقباضات عضلاني برونگرا همراه است، ايجاد ميشود (15،33). از جمله نشانههاي بيوشيميايي DOMS، افزايش سطح آنزيم كراتينكيناز (CPK) است كه با پارگي ساركومرها ارتباط دارد (25).
همچنين اين عارضه معمولاً با افزايش آنزيم لاكتاتدهيدروژناز (LDH) (15)، افزايش ميوگلوبين در خون و ادرار (48)، هيدروكسي پرولين و هيدروكسي ليزين (15،19)، افزايش كراتينين، و نيز افزايش آمينوترانسفرازها در خون (50) توأم است كه نشانههاي آسيب بافت عضلانياند. از طرف ديگر، افزايش ردههاي مختلف گلبولهاي سفيد خون (15،51) بهويژه كاهش مونوسيت ها (51) همراه با افزايش ماكروفاژها (51) و نيز افزايش شاخصهاي التهابي مانند سيتوكينها و افزايش استرس اكسيداتيو كه محصولات جانبي راديكالهاي آزادند، در عارضة كوفتگي عضلاني مشاهده ميشود (6). از علائم ظاهري و عملكردي DOMS ميتوان به كاهش قدرت عضله، محدود شدن دامنة حركتي مفاصل، احساس سفتي و خستگي عضله، التهاب و درد اشاره كرد (41). نظريههاي متعددي دربارة سازوكارهاي كوفتگي مطرح است كه از آن جمله ميتوان به نظرية نقش اسيد لاكتيك (45)، آسيب در بافت همبند، انتشار آنزيمهاي اكسيداتيو، مايع ميانبافتي (45)، بنيان هاي آزاد (21) و نيز مهمترين آنها، نظرية التهاب اشاره كرد (48). در واقع فرايند التهاب، پاسخي است به آسيب عضلاني، كه بهواسطة انتقال پروتئينهاي پلاسما و مهاجرت گلبولهاي سفيد به درون بافت، در پاسخ به آسيبها، عفونت يا اثر آنتيژنها صورت ميگيرد و هدف از اين عملكرد پاكسازي بافت آسيب ديده و حذف مواد ميكروبي و سلولهاي آسيبديده است (6). در كوفتگي عضلاني تأخيري، التهاب و ادم مربوط به افزايش نفوذپذيري عروق آسيبديده و عبور پروتئين هاي پلاسما به فضاي ميانبافتي و در نتيجه ادم بافتي است (34). فرايند كوفتگي عضلاني تأخيري با پاسخ التهابي بافت عضلاني و همبند در ارتباط است. مهمترين توضيح براي ايجاد احساس درد اين است كه در نتيجة تأثير موادي كه هنگام تخريب از بافتها آزاد مي شوند، ايجادحساسيت به درد و ايجاد حس درد در گيرندههاي درد بهوجود ميآيد (24). در كوفتگي عضلانيتأخيري درد از نوع درد آهسته است و احساس درد احتمالاً از طريق فشار به عنوان محرك مكانيكي دردبر روي گيرندههاي حساس به فشار اعمال شده و سبب تحريك توليد مواد شيميايي مختلف دردزا مانند براديكينين، سروتونين، يونهاي پتاسيم، هيستامين، آنزيمهاي پروتئوليتيك، اسيدها، استيل كولين، يون هيدروژن، آدنوزين، پروستاگلاندينها و مادة P كه پيامهاي درد را از اعصاب حسي منتقل ميكند، مي شوند و حساسيت پايانههاي درد را افزايش ميدهند و بدين طريق سبب احساس درك درد ميشوند (9). درد و گرفتگي عضلاني در كوفتگي عضلاني تأخيري معمولاً 24 تا 48 ساعت بعد از فعاليت به اوج مي رسد و حداكثر 5 تا 7 روز پس از آن از بين ميرود (50).
از جمله راهكارهاي پيشگيري DOMS ميتوان به افزايش تدريجي فشار تمرين و پرهيز از فعاليتهاي ناآشنا، تكرار فعاليت مورد نظر جهت بروز روند سازگاري و نيز كاهش فعاليتهاي عضلاني برون گرا اشاره كرد (6). از جمله راهكارهاي درماني كه در تحقيقات بررسي شده اند، ميتوان به اثر تمرينات گرم كردن (46)، انجام فعاليت سبك (47)، تمرينات كششي (46)، استفاده از امواج مافوق صوت (54)، سرمادرماني (23)، ماساژ (54)، مكملهاي آنتي اكسيداني مانند ويتامينهاي C وE (49)، داروهاي ضدالتهاب مانند ايندومتاسين و ايبوپروفن (30،31) و نيز گياهان دارويي (5،10) اشاره كرد.
معمارباشي و عابديني (1391 و 2011) با بررسي تأثير مصرف خوراكي عصارة گياه خرفه نشان دادند كه عصارة گياه خرفه به طور چشمگيري در پيشگيري از كوفتگي عضلاني تأخيري مؤثر است (10،37). دريانوش و همكاران (1391) در مقاله اي با عنوان »تأثير مصرف كوتاهمدت عصارة زنجبيل بر كوفتگي عضلاني تأخيري پس از يك جلسه تمرين در دختران« اعلام كردند كه مصرف زنجبيل پيش از اجراي فعاليت ورزشي (پيشگيري) نسبت به مصرف آن پس از فعاليت (درمان) در كاهش علائم كوفتگي عضلاني تأخيري سودمندتر است (5). گزارش شده است كه استفاده از داروي مسكن استامينوفن و داروي ضدالتهاب ايبوپروفن در يك دوره 48 ساعت بعد از ورزش اكسنتريك، موجب كاهش علائم ناشي از كوفتگي عضلاني تأخيري ميشود (43). در مقابل گزارشهايي از موفق نبودن برخي از روشهاي مذكور وجود دارد، ازاين رو نمي توان در مورد اثربخشي هر يك از روشهاي اشاره شده با قاطعيت اظهار نظر كرد.
با توجه به عوارض زياد مصرف داروهاي شيميايي مؤثر در كاهش درد و التهاب و ساير عوارضكوفتگي عضلاني تأخيري، امروزه به جايگزيني اين داروها با تركيبات طبيعي كم خطر (10) توجه زياديشده است، هرچند تا كنون اين شيوة درماني چندان بررسي نشده است (5،21،37). در تحقيقاتفارماكولوژيك انجام گرفته بر روي درد و التهاب، از عوامل آنتي اكسيدان طبيعي استفاده شده است (15). همچنين در تحقيقات مختلف روي كوفتگي عضلاني تأخيري از آنتياكسيدانهاي با منشأ طبيعي و غيرسنتزي (37، 10، 5) و آنتي اكسيدانيهاي طبيعي ديگر مثل ويتامين هاي C و E استفاده شده است (21). گياه زعفران مواد آنتي اكسيداني زيادي دارد (42، 32، 16، 12) كه تأثيرات ضددردي (28، 13،
2) و ضدالتهابي (2،13) آن در تحقيقات مختلف به اثبات رسيده است.
گياه زعفران با نام علميCrocus Sativus L. گياهي علفي، بدون ساقه و پاياست. مهم ترين تركيبات زعفران، كروسين، پيكروكروسين و سافرانال هستند. مطالعات گذشته تأثيرات آنتياكسيداني عصارة زعفران و بعضي اجزاي موجود در آن را نشان داده اند (16). كريمي و همكاران (2010) عنوان داشتند كه فلانوئيدهاي موجود در زعفران، خاصيت از بين بردن راديكالهاي آزاد به خصوص راديكالهاي آزاد سوپراكسيد را دارند (32). اوچياي و همكاران (2007) تأثيرات آنتي اكسيداني و زدايش راديكالهاي آزاد توسط زعفران را تأييد كردند (42). تحقيق مهاجري و همكاران (1388) به منظور بررسي تأثيرات آنتياكسيداني عصارة الكلي كلالة زعفران در مقابله با سميت كبدي ريفامپين نشان داد كه عصارة الكلي كلالة زعفران بهطور معناداري پراكسيداسيون چربي را كاهش داد و موجب افزايش معناداري در سطوح آنتي اكسيدانها در موشهاي مورد مطالعه شد (12). اربابيان و همكاران (1388) در مقالهاي با عنوان »تأثير عصارة آبي گياه زعفران بر درد مزمن ناشي از آزمون فرمالين در موش سوري« اظهار داشتند كه عصارة زعفران موجب بيدردي در موش شده و اين اثر را ناشي از مهار آنزيم نيتريك اكسايد سنتتاز دانستهاند (2). نصري و همكاران (1389) به منظور بررسي اثر عصارة اتانولي زعفران، كروسين و سافرانال در مهار درد و التهاب ناشي از تست فرمالين در موشهاي سوري نر آزمايشگاهي، نشان دادند كه همگي قادر به مهار التهاب ناشي از تزريق فرمالين بودند و نيز توانايي مهار فاز حاد درد ناشي از سافرانال را دارند (13). نتايج تحقيق اخير در زمينة مصرف خوراكي زعفران حاكي از تأثير شايان توجه زعفران در كاهش علائم بيوشيميايي كوفتگي عضلاني تأخيري در گروه مصرفكنندة زعفران در مقايسه با گروه كنترل بود (14).
با توجه به دارا بودن مواد آنتياكسيداني و تأثيرات ضددردي و ضدالتهابي زعفران، آثار مصرفده روزة زعفران بر درد و التهاب ناشي كوفتگي عضلاني تأخيري در مقايسه با داروي ايندومتاسين به عنوان داروي ضددرد و ضدالتهاب استاندارد بررسي و مقايسه شد.

روش پژوهش
نمونه و جامعة آماري: در اين تحقيق نيمه تجربي دوسوكور با دو گروه تجربي و كنترل، 39 دانشجوي پسر غيرفعال دانشگاه محقق اردبيلي در محدودة سني 93/0±9/18 سال كه سابقة بيماري هاي قلبي-عروقي و بيماريهاي عضلاني و اسكلتي نداشتند و فاقد سابقة كوفتگي عضلاني در سه ماه اخير بودند، انتخاب
شدند. پس از تكميل پرسشنامة آمادگي براي انجام فعاليت هاي جسماني (PAR-Q)، آزمودنيها بهطور تصادفي به سه گروه زعفران (12 نفر)، ايندومتاسين (12 نفر) و كنترل (12 نفر) تقسيم شدند.

تهيه و مصرف كپسول زعفران، ايندومتاسين و كنترل
با توجه به اينكه تحقيقي مشابه در خصوص مصرف زعفران بر كوفتگي عضلاني وجود نداشت، مطابق با برخي تحقيقات انساني، از دوز روزانه 300 ميليگرم پودر سرگل زعفران (يك بار در روز) استفاده شد (38). اين دوز بسيار كمتر از دوز سمي (50LD) زعفران است.
مقدار 300 ميليگرم سرگل زعفران پود شده در كپسولهاي 500 ميليگرمي همرنگ و همشكل قرار گرفت. داروي ايندومتاسين با دوز 75 ميليگرم كپسول ايندومتاسين (سه بار در روز) (3)، استفاده شد. كپسولهاي كنترل، محتوي 300 ميليگرم لاكتوز براي گروه شاهد تهيه شد. تمام آزمودنيها ساكن خوابگاه دانشجويي بودند و از برنامة غذايي يكسان غذاخوري دانشگاه استفاده ميكردند و از آنان خواسته شد تا در طول دورة تحقيق تا حد امكان از هيچ داروي گياهي يا ضددرد و التهاب استفاده نكنند. پيش از دورة مصرف زعفران، ايندومتاسين و كنترل، آزمونهاي سنجش درد و اندازهگيري محيط ران انجام گرفت و اين آزمون ها بلافاصله، 24، 48 و 72 ساعت پس از ايجاد كوفتگي تكرار شدند.
ايجاد كوفتگي عضلاني
به دليل اينكه در تمرين با دستگاه پرس پا1، انقباضات اكسنتريك عضلات چهارسر راني در حين پايين آوردن وزنه موجب بروز كوفتگي عضلاني ميشود و پروتكل ايجاد كوفتگي عضلاني نيز قبلاً بررسي شده است (معمارباشي و رجبي، 1391؛ افشار جعفري و همكاران، 1389) و نشان داده شده كه ميتواند در تمام آزمودنيها كوفتگي عضلاني تأخيري ايجاد كند (4،11)، ازاين رو از اين روش به منظور ايجاد كوفتگي عضلاني تأخيري استفاده شد. هفت روز پس از مصرف زعفران، ايندومتاسين و كنترل، يك جلسه تمرين با فعاليت اكسنتريك به كمك دستگاه پرس پا براي ايجاد كوفتگي عضلاني انجام گرفت.
متعاقب 15 دقيقه گرم كردن ويژه و 5 دقيقه استراحت، آزمودنيها در چهار نوبت و هر نوبت با 20 تكرار و سه دقيقه استراحت بين هر نوبت، تمرين پرس پا را با وزنههاي معادل 80 درصد يك تكرار بيشينه ايزوتونيك انجام دادند.

اندازه گيري محيط ران
به منظور ارزيابي تورم عضلات ران، محيط ران اندازهگيري شد (49). از فرد خواسته شد تا به حالت ايستاده قرار گيرد و پاها به اندازة عرض شانه باز شود و در حين اندازهگيري، وزن خود را روي پاي تكيهگاه قرار دهد. ابتدا نقطة ميانه تروكانتر بزرگ استخوان ران تا اپي كنديل خارجي ران پاي غير تكيهگاه تعيين و با ماژيك علامت گذاري شد تا در نوبت هاي بعدي از اندازهگيري مجدد خودداري شود.
محيط ران با متر نواري قبل، بلافاصله، 24، 48 و 72 ساعت پس از فعاليت برونگرا اندازهگيري شد.

مقياس بصري درد آنالوگ٢
مقياس بصري درد آنالوگ يا VAS روش اندازهگيري پايا و معتبري براي تعيين شدت درد در مطالعات تجربي انساني است (44). اين مقياس، خطي به طول 10 سانتيمتر است كه عدد صفر بيانگر حالت بدون درد و عدد 10 توصيف كنندة بدترين حالت ممكن درد بود. از آزمودني خواسته شد كه شدت احساس درد در پاها را با علامت گذاشتن روي محور مشخص كند (5).

. Leg press
.Visual Analog Scale

نمودار 1. تعيين شدت درك درد عضلاني با استفاده از مقياس VAS

آستانه و حداكثر تحمل درد فشاري
روش ابتكاري تعيين آستانه و حداكثر تحمل درد فشاري، با استفاده از فشارسنج جيوه اي (مدل Hansen ساخت ژاپن) با كاف بزرگ روي خط مياني و وسط ران پاي غالب آزمودنيها انجام گرفت. ابتدا از آزمودنيها خواسته شد كه روي صندلي بنشينند، به طوري كه زانو زاوية 90 درجه داشته و وسط ران روي صندلي قرار نداشته باشد. يك لولة پلاستيكي به طول 25 و قطر 5/2 سانتي متر در زير كاف قرار داده شد. با پمپ كردن هوا با سرعت يكنواخت، در اولين لحظة احساس درد، مقدار فشار ثبت شد، سپس به افزايش يكنواخت فشار ادامه داده شد تا هنگامي كه آزمودني تحمل درد را نداشته باشد. فشار در اين لحظه به عنوان درد تحملناپذير يادداشت شد. به منظور تفسير بهتر نتايج، حداكثر فشار معادل با 100 درصد تحمل درد فشاري فرض شد و مقادير فشار وارد بر ران در دو محدودة حداقل و حداكثر تحمل درد براي برآورد درصد تحمل درد استفاده شد.

تجزيه وتحليل يافته هاي تحقيق
نرمال بودن توزيع دادههاي پيشآزمون با استفاده از آزمون هاي كولموگروف-اسميرنوف و شاپيرو ويلك انجام گرفت. اين آزمونها توزيع نرمال دادههاي سه گروه را در مرحلة پيشآزمون نشان دادند. به منظور تجزيه وتحليل يافته هاي تحقيق علاوه بر آمار توصيفي، از آزمون هاي تحليل واريانس با اندازهگيري هاي مكرر و آزمون مقايسة بونفروني استفاده شد. از آزمون تي مستقل براي مقايسة نتايج دو گروه در هر مرحلة زماني استفاده شد. كلية محاسبات آماري با بهره گيري از نرمافزار SPSS نگارش 19 انجام گرفت، از آزمون Cohen’s d به منظور برآورد اندازة اثر استفاده شد. اندازة اثر كمتر از 2/0 به عنوان اندازة اثر ناچيز، بين 2/0 تا 5/0 اندازة اثر كم، مقادير 5/0 تا 8/0 اندازة اثر متوسط و بيشتر از 8/0 اندازة اثر زياد ارزيابي شد.

يافتههاي پژوهش
الف) ويژگيهاي فردي آزمودنيها
جدول 1. ويژگيهاي فردي آزمودنيها در گروههاي زعفران، ايندومتاسين و كنترل
ويژگيها سن قد وزن شاخص تودة تعداد
345186-212265

گروه (سال) (Kg) (cm) بدن (BMI) آزمودنيها
12 24/46±0/66 75/41± 2/64 175/58±3/05 18/66±0/77 زعفران
12 23/99±0/69 72/30±2/75 173/60±3/50 18/80±0/77 ايندومتاسين
15 23/72±0/44 72/33±3/13 174/60±4/23 19/33±1/35 كنترل

مقياس بصري درد آنالوگ
پيش از ايجاد كوفتگي، هيچ يك از گروهها اعلام درد نداشتند. با اين حال مقايسة درد در گروههاي زعفران و كنترل و همچنين ايندومتاسين و كنترل در مرحلة زماني 24 ساعت (0001/0P<)، 48 ساعت (0001/0P<) و 72 ساعت (0001/0P<) بعد از ايجاد كوفتگي عضلاني تفاوت معناداري مشاهده شد
(شكل 1). تغييرات درون گروهي نشان داد گروه زعفران در تمام مراحل فاقد درد با مقياسVAS است
(0001/0P<). گروه ايندومتاسين در 24 (005/0P<) و 48 ساعت (005/0P=) پس از كوفتگي احساس درد معناداري داشتند، ولي 72 ساعت بعد فاقد درد بودند. بيشترين اندازة اثر متعلق به گروه زعفران در مقايسه با كنترل و در مرحلة زماني 48 ساعت بعد از تمرين بود (919/7Cohen’s d=).

شكل 1. ميزان درد طبق معيار VAS (10 -0) در گروههاي سهگانه طي پنج مرحلة آزمون
*** تفاوت معنا دار در سطح 0001/0P< نسبت به گروه كنترل

حداقل تحمل درد فشاري
تحمل درد فشاري تمام گروهها در مرحلة قبل از ايجاد كوفتگي 100 درصد فرض شد. بلافاصله پس از ايجاد كوفتگي آستانة تحمل درد فشاري در تمام گروهها كاهش يافت و تفاوت آن با گروه كنترل معنادار بود. بين گروههاي زعفران و كنترل در مرحلة زماني بلافاصله (05/0P<)، 24، 48 و 72 ساعت (0001/0P<) بعد از تمرين برونگرا و بين گروه كنترل و ايندومتاسين در مرحلة زماني بلافاصله
(005/0P=)، 48 و 72 ساعت (0001/0P<) پس از تمرين برون گرا تفاوت معناداري وجود داشت. همچنين نتايج گروه زعفران در مرحلة بلافاصله بعد از تمرين 5/11 درصد كاهش در حداقل تحمل درد فشاري را داشت و در مراحل بعدي درصد تحمل درد فشاري به 100 درصد افزايش يافت. گروه ايندومتاسين در مرحلة زماني بلافاصله و 24 ساعت بعد بهترتيب 52/10 و 92/5 درصد كاهش تحمل درد فشاري داشت و در مراحل 48 و 72 ساعت، درصد تحمل درد فشاري به 100 درصد افزايش يافت.
گروه كنترل در مرحلة زماني بلافاصله، 24، 48 و 72 ساعت پس از تمرين به ترتيب 1/24، 5/53، 05/51 و 3/47 درصد كاهش حداقل تحمل درد را نشان داد (شكل 2). بيشترين اندازة اثر متعلق به دو گروه زعفران (653/9Cohen’s d=) و ايندومتاسين (653/9Cohen’s d=) در مقايسه با كنترل در مرحلة زماني 48 ساعت بعد از تمرين بود. اين در حالي بود كه فقط گروه زعفران طي سه مرحلة زماني 24، 48 و 72 ساعت كاملاً احساس بيدردي داشت.

شكل 2. تغييرات حداقل تحمل درد فشاري (%) در گروههاي سه گانه طي پنج مرحلة آزمون
*** تفاوت معنا دار در سطح 0001/0P<
** تفاوت معنا دار در سطح 005/0P< ǂ تفاوت معنا دار در سطح 05/0P<

د) حداكثر تحمل درد فشاري
پيش از تمرين تمامي گروهها در حداكثر فشار وارده به ران نيز داراي حداكثر 100/0 تحمل درد بودند.
بين گروههاي زعفران و كنترل در مرحلة زماني بلافاصله (05/0P=)، 24، 48 و 72 ساعت (0001/0P<) پس از تمرين برونگرا تفاوت معناداري مشاهده شد. بين گروه كنترل و ايندومتاسين در فاصلة زماني بلافاصله بعد اختلاف معناداري وجود نداشت، ولي در مراحل زماني 24، 48 و 72 ساعت (0001/0P<) پس از تمرين برونگرا تفاوت معنادار بود. نتايج نشان داد گروه مصرف كنندة زعفران در تمام مراحل اندازه گيري، 100 درصد تحمل درد را دارند. درگروه ايندومتاسين در مرحلة بلافاصله پس از تمرين حداكثر تحمل درد نسبت به قبل 46/4 درصد كاهش يافت و 54/95 درصد تحمل درد فشاري داشت، ولي در فواصل زماني 24، 48 و 72 ساعت پس از تمرين حداكثر تحمل را نشان داد. گروه كنترل در مرحلة بلافاصله 5/8 درصد كاهش تحمل حداكثر درد را داشت و تحمل درد در 24، 48 و 72 ساعت بعد كاهش بيشتري يافت (به ترتيب 4/45، 6/39 و 7/31 درصد) (شكل 3). بيشترين اندازة اثر متعلق به دو گروه زعفران (577/6Cohen’s d=) و ايندومتاسين (577/6Cohen’s d=) در مقايسه با گروه كنترل در مرحلة زماني 48 ساعت بعد از تمرين بود، اين در حالي بود كه فقط گروه زعفران در تمام مراحلكاملاً بيدرد بود.

شكل 3. تغييرات حداكثر تحمل درد فشاري (%) در گروههاي سهگانه طي پنج مرحلة آزمون
*** تفاوت معنا دار در سطح 0001/0P<
** تفاوت معنا دار در سطح 05/0P<

ذ) اندازة محيط ران
بين گروه هاي زعفران و كنترل در مرحلة زماني بلافاصله (539/0P=)، 24 ساعت (11/0P=) و 72 ساعت (132/0P=) پس از تمرين برونگرا تفاوت معناداري مشاهده نشد، ليكن 48 ساعت پس از تمرين برونگرا محيط ران به طور معناداري افزايش داشت (05/0P<). بين گروه ايندومتاسين و كنترل در تمام مراحل اندازهگيري تفاوت معناداري مشاهده نشد (348/0P=) (جدول 2). نتايج درون گروهي نشان داد در گروه دريافتكنندة زعفران اندازة محيط ران در مرحلة زماني بلافاصله پس از تمرين برونگرا افزايش يافت (0001/0P<) و سپس در فواصل زماني 24، 48 و 72 ساعت به حالت اوليه بازگشت و اختلاف معنادار نبود (000/1P=)، اما در گروه كنترل در مرحلة زماني بلافاصله، 24، 48 (0001/0P<) و 72 ساعت (001/0P<)، نسبت به قبل از تمرين برونگرا (مبنا) افزايش نشان داد. در گروه ايندومتاسين در مرحلة زماني بلافاصله (0001/0P<) و بعد افزايش يافت و در مرحلة زماني 48 و 72 ساعت به اندازة اوليه بازگشت، اما تفاوت دو گروه معنادار نبود (150/0P=). بيشترين اندازة اثر متعلق به گروه زعفران درمقايسه با كنترل در مرحلة زماني 48 ساعت پس از تمرين بود (843/0Cohen’s d=).

جدول 2. نتايج آزمون تي مستقل براي اندازة محيط ران (cm) بين گروههاي سهگانه طي پنج مرحلة
(mean±SD) آزمون
72 ساعت بعد 48 ساعت بعد 24 ساعت بعد بلافاصله بعد پيش از كوفتگي گروه
53/0±4/91 53/0±4/91 53/0±4/87 54/5±4/94ǂ 53/0±4/91 زعفران
54/0±4/72 54/0±4/72 54/7±4/72 56/6±5/51ǂ 54/1±4/70 ايندومتاسين
55/9±4/75Ɨ 57/1±4/81ǂ 56/2±5/15ǂ 55/7±5/24ǂ 53/8±4/83 كنترل
ǂ تغييرات معنادار نسبت به مرحلة زماني مبنا 0001/0P< Ɨ تغييرات معنادار نسبت به مرحلة زماني مبنا 001/0P<

بحث و نتيجهگيري
با توجه به مصرف هفتروزة زعفران و ايندومتاسين و ادامة مصرف زعفران، ايندومتاسين و كنترل در طي 24، 48 و 72 ساعت پس از ايجاد كوفتگي عضلاني ميتوان نتايج اين تحقيق را علاوه بر تأثيرات پيشگيرانة آن، به تأثيرات درماني زعفران نيز نسبت داد. تحقيق حاضر نخستين مطالعه در خصوص مصرف زعفران و مقايسة آن با داروي ايندومتاسين براي پيشگيري و درمان درد و التهاب در كوفتگي عضلاني تأخيري است. يافتههاي پژوهش نشان داد كه زعفران بيش از ايندومتاسين در كاهش درد و التهاب كوفتگي عضلاني تأخيري مؤثر است.
مصرف خوراكي زعفران موجب احساس بيدردي شد، بهنحوي كه در آزمون سنجش درد VAS و نيز حداكثر تحمل درد فشاري در تمام نوبتهاي مطالعه فاقد درد بودند. گروه زعفران در آزمون حداكثر تحمل درد فشاري، در مرحلة زماني بلافاصله بعد از تمرين برونگرا، درد جزيي را تجربه كرد، ولي شدت درد در مقايسه با گروههاي ديگر به طور چشمگير و معناداري كمتر بود. نتايج آزمونهاي سنجش درد در گروه زعفران نسبت به ايندومتاسين نيز نشان داد كه گروه زعفران بيشترين اندازة اثر در آزمونهاي درد را دارد.
تحقيقات پيشين بر آثار ضددردي عصارة زعفران در موش كوچك آزمايشگاهي نسبت به داروهايضددرد رايج تأكيد دارد و نيز ثابت شده كه عصارة زعفران، ادم ناشي از قرار دادن كتان آغشته به گزيلندر زير پوست گوش موش را مهار كرده است (30). جمال شمس و همكاران (1388) در تحقيقي نشاندادند كه تجويز عصارة آبي كلالة زعفران به موشهاي ماده موجب القاي بيدردي در اين حيوانات شده است (8). اين اثر در تحقيق حسينزاده و همكاران (2002) نيز تأييد شده است (30). با توجه به اينكه در تحقيق جمال شمس، درد نخاعي بررسي شده، اين نظريه را مطرح كرده كه عصارة زعفران آثار ضددرد را اغلب از طريق نخاع اعمال ميكند. تحقيق حسينزاده (2007) در خصوص تعيين اثر حفاظتي سافرانال (يكي از مواد مؤثرة زعفران) بر روي تشنج ناشي از pentylentetrazol در موش صحرايي نشان داد كه زعفران مكانيزم اثر ضددردي خود را از طريق رسپتورهاي گابائرژيك و اوپيوئيدي اعمال ميكند (29). عصارة زعفران با سيستم دوپاميني مغز نيز تداخل دارد و اثر آن را كاهش ميدهد و نقش اين سيستم در بيدردي نيز به اثبات رسيده است (57، 8).
نوربالا و همكاران (2005) نتيجه گرفتند كه مواد متشكلة زعفران در حيوانات آثار ضدالتهابي دارند
(41). نصري و همكاران (1389) در تحقيق دربارة تركيبات زعفران و توانايي مهار درد و التهاب نتيجهگيري كردند كه سافرانال يا تركيباتي از عصارة الكلي زعفران با اتصال به گيرندههاي درد در نواحي مختلف دستگاه عصبي و مهار آن، در القاي بي دردي در موشهاي نر كوچك آزمايشگاهي مؤثر است (13). تحقيقات قبلي نيز اثر تجويز عصارة زعفران و ايندومتاسين را بر فاز حاد و مزمن درد بررسي و اظهار كردند كه سازوكار اثر ايندومتاسين از طريق مهار آنزيم سيكلواكسيژناز موجب مهار توليد پروستاگلاندين ها ميشود (2) و اين اثر براي ايندومتاسين در تحقيقات قبلي هم تأييد شده است (23، 3). از طرف ديگر، عصارة زعفران از مسيري ديگر و احتمالاً با مهار گيرنده هاي NMDA گلوتاماتي و نيز مهار آنزيم نيتريك اكسايد سنتتاز تأثيرات ضدالتهابي و ضددردي خود را ايجاد ميكند (2). مطالعات گذشته نشان داده كه مهار درد حاد پس از تجويز عصارة اتانولي زعفران بهدليل وجود سافرانال است (13). شايان ذكر است سافرانال كه مسئول عطر مخصوص زعفران است، تأثيرات ضدافسردگي نيز دارد
(28). نتايج تحقيقات ديگر نشان داده كه عصارة الكلي زعفران، سافرانال و كروسين، همگي قادر به مهار التهاب ناشي از تزريق فرمالين در موش نر كوچك آزمايشگاهي اند و اثربخشي عصارة زعفران، بسيار بيشتر از تجويز كروسين يا سافرانال است (13).
در شرايط التهاب بافتي، مقدار آدنوزين به علت خواص ضددردي و ضدالتهابي آن افزايش مييابد وتأثيرات ضددردي آن نيز از طريق گيرندة 1A آدنوزيني اعمال ميشود. گيرندة 1A آدنوزيني بر رويپايانههاي اعصاب حسي اثر ميكند و سبب مهار آدنيل سيكلاز شده و از اين طريق CAMP را نيز كاهشميدهد و موجب حالت بيدردي ميشود (53). احتمال دارد مصرف زعفران از طريق مهار گيرندههاي پيشسيناپسي آدنوزيني موجب كاهش درد در عضلات شود (27).
شايان توضيح است كه استرس مكانيكي در كوفتگي عضلاني تأخيري موجب آسيب غشاي برخي تارهاي عضلاني شده (37)، متعاقب آن موجب اختلال در هموستاز كلسيم از منابع خارجسلولي و فعال شدن متابوليسم اسيد آرشيدونيك ميشود (19). متابوليسم اسيد آرشيدونيك موجب حساس كردن تارهاي عصبي آوران نوع III و IV به تحريكات شيميايي و مكانيكي و افزايش ادراك درد عضلاني ميشود (56، 54). ليو (2005) نشان داد كه زعفران ميتواند بهطور معناداري موجب مهار اثر نوراپي نفرين و كلريد پتاسيم در ورود يون كلسيم از طريق كانالهاي كلسيمي وابسته به ولتاژ در موش صحرايي شود (36). نتايج تحقيق بسكابادي (2008) نشان داد كه زعفران بر كانالهاي كلسيمي قلب خوكچة هندي، اثر مهاري شايان ملاحظه در مقايسه با ديلتيازم داشته است (18). بنابراين احتمال دارد در تحقيق حاضر مصرف دهروزة زعفران موجب جلوگيري از ايجاد اختلال در هموستاز كلسيم از منابع خارجسلولي و ممانعت از فعال شدن متابوليسم اسيد آرشيدونيك و توليد پروستاگلاندينها شده و در نهايت با جلوگيري از حساس كردن تارهاي عصبي آوران نوع III و IV موجب احساس بي دردي شود.
نتايج تحقيق حاضر در آزمون سنجش درد فشاري در گروه ايندومتاسين نشان داد كه در اين گروه ميزان درد، 24 ساعت پس از فعاليت برون گرا افزايش معناداري دارد، درحاليكه در زمانهاي 48 و 72 ساعت پس از فعاليت، افزايش درد معنادار نبود. در سنجش درد با مقياس VAS گروه ايندومتاسين فقط در 72 ساعت بعد كاملاً بيدرد بود. نتايج تحقيق ترتيبيان و همكاران (1388) با استفاده از مصرف روزانه 75 ميليگرم داروي ايندومتاسين به مدت 7 روز بر علائم بيوشيميايي و ظاهري كوفتگي عضلاني تأخيري در مردان غيرورزشكار (3) در مقايسه با نتايج داروي ايندومتاسين در تحقيق حاضر بيانگر مؤثرتر بودن مصرف ده روزة اين داروست. به نظر ميرسد كه تأثيرات ضددردي و ضدالتهابي ايندومتاسين در تحقيق حاضر تحت تأثير مقدار و افزايش طول دورة مصرفي دارو قرار گرفته باشد. همچنين تحقيقات نشان داده تزريق داروي ايندومتاسين قبل، حين و بعد از انقباض برون گرا در خرگوشها، از پيشرفت نشانههاي كوفتگي عضلاني تأخيري و به وجود آمدن نقطة حساس به درد جلوگيري كرده است (32). با توجه به مقايسة انجامگرفته بين دو نوع سنجش درد ادراكي و فشاري در پژوهش حاضر احتمالميرود بهترين روش سنجش درد در مطالعات پيشگيري و درمان كوفتگي عضلاني، سنجش درد فشاريباشد. در تحقيق زينلي و همكاران (1388) و ساير تحقيقات، فقط آستانة درد فشاري عضله ثبت شدهاست (7)، اما در تحقيق حاضر در دو مرحلة ابتدا مقدار فشاري كه موجب ايجاد درد شده ثبت و در ادامه حداكثر تحمل به درد فشاري تعيين شد. هرچند تقريباً نتايج درد VAS با سنجش درد فشاري داراي الگوي مشابهي بود، بايد گفت كه فقط روش درد فشاري حساسيت لازم را براي آشكار شدن درد در مرحلة زماني بلافاصله پس از تمرين برونگرا در گروه زعفران را داراست. نتايج اندازهگيري محيط ران، مختصري التهاب را در بافت عضلاني ران نشان ميدهد، ازاين رو بهدليل وجود التهاب روش تعيين درد فشاري توانسته است در دو سطح مختلف، احساس درد را ارزيابي كند.
نتايج بررسي درون گروهي نشان داد كه مصرف زعفران تأثير معناداري بر محيط ران و جلوگيري از التهاب در مراحل 24، 48 و 72 ساعت بعد از تمرين برون گرا دارد. در گروه دريافتكنندة زعفران فقط در مرحلة زماني بلافاصله پس از تمرين (94/4±5/54 سانتي متر)، شاهد افزايش اندازة محيط ران نسبت به پيش از انجام پروتكل برونگرا (91/4±0/53 سانتي متر) بوديم و در ساير مراحل اندازهگيري تغييري مشاهده نشد. در اين گروه اندازة ران در فاصلة زماني بلافاصله بعد از تمرين برونگرا افزايش (0001/0P<) و سپس در فواصل زماني 24، 48 و 72 ساعت بعد، كاهش يافت و به حالت اوليه بازگشت
(000/1P=)، اما در گروه كنترل در تمام مراحل زماني نسبت به قبل از تمرين برون گرا افزايش محيط ران مشاهده شد. بهنظر ميرسد كه تأثيرات ضدالتهابي زعفران در اين تحقيق تحت تأثير مقدار و همچنين نوع مصرف باشد. مهار التهاب و درد در رات در تست فرمالين توسط عصارة الكلي زعفران (13) به مهار آنزيم سيكلواكسيژناز كه آنزيم اصلي توليدكنندة پروستاگلاندينها در بدن است، نسبت داده شده و نيز احتمال داده شده كه تركيباتي از زعفران موجب تحريك رها شدن هورمونهاي گلوكوكورتيكوئيدي از قسمت قشري غدة فوق كليه ميشود و بدين طريق موجب جلوگيري و مهار درد و التهاب ميشود (13). در نظريهاي ديگر با توجه به روند توليد راديكال هاي آزاد به دنبال تمرين برون گرا، برخي محققان معتقدند كه مصرف آنتياكسيدانها موجب كاهش راديكال هاي آزاد ميشود و ازاين رو واكنش هاي التهابي و فرايند آسيب سلول را به تأخير مياندازد يا آن را متوقف مي كند. با توجه به دارا بودن تأثيرات آنتياكسيداني زعفران به واسطة وجود كروسين، سافرانال، كاروتنوئيدها، فلاونوئيدها و نيز كروستين (12،15،43) و با توجه به اينكه مصرف عصارة زعفران مانع كاهش آنزيمهاي سوپراكسيد ديسموتاز (SOD)، كاتالاز (CAT) و گلوتاتيون پراكسيداز (GPX) مي شود (12) و اينآنزيمهاي آنتياكسيداني اولين سد دفاعي را در مقابل انواع اكسيژن فعال (ROS) تشكيل مي دهند (6)، تا حدي ميتوان آثار مثبت زعفران را به آثار آنتي اكسيداني آن مرتبط دانست. با وجود اين تحقيقات مشابه در زمينة تأثيرات پيشگيري كنندة مواد آنتياكسيداني مانند ويتامين E وC (1،50) نتوانسته است مشابه با تحقيق حاضر علائم DOMS را مهار كند. نتايج تحقيق معمارباشي (1391 و 2011) با استفاده از گياه خرفه كه حاوي مواد آنتياكسيداني و اسيدهاي چرب غير اشباع امگا-3 است، در مقايسه با نتايج تحقيق حاضر بيانگر تأثير بيشتر زعفران نسبت به عصارة خرفه در پيشگيري از ايجاد DOMS است (10،38). نتايج درون گروهي ايندومتاسين نيز نشان داد كه در مرحلة زماني بلافاصله (0001/0P=)، و
24 ساعت بعد اندازة محيط ران افزايش و در مراحل زماني بعد كاهش يافت و به مقدار اوليه رسيد، اما اين تغيير معنادار نبود (150/0P=). ترتيبيان و همكاران (1388) و نيز ايتو و همكاران (2002) اعلام داشتند كه داروي ايندومتاسين به دليل تأثير بر غشاهاي سلولي، مسيرهاي سيكلواكسيژناز 2 و ليپواكسيژناز 5 را كه به ترتيب موجب توليد ترومبوكسان و پروستاگلاندينهاي سري 2 ميشوند و لوكوترينهاي سري 4 را كه تأثيرات التهابي شديد ايجاد ميكند، مهار ميكنند و در عوض موجب توليد ترومبوكسان و پروستاگلاندينهاي سري 3 از مسير سيكلواكسيژناز 2 و لوكوترين سري 5 از ميسر ليپواكسيژناز 5 كه خواص ضدالتهابي كمتري نسبت به فراوردههاي مسير قبلي دارند، ميشوند.
ترومبوكسان و پروستاگلاندينهاي حاصل از مسير سيكلواكسيژناز 2 و لوكوترين حاصل از مسير ليپواكسيژناز 5 از طريق افزايش آستانة درد در تارهاي عصبي آوران VI و IIIنسبت به محركهاي شيميايي و مكانيكي، ميزان درد ادراك شده توسط فرد را كاهش ميدهند (3،32).
اين تحقيق بديع پيشنهاد ميكند كه مصرف خوراكي زعفران ميتواند به ميزان زيادي در پيشگيري و احتمالاً درمان سندروم كوفتگي عضلاني تأخيري مؤثر باشد و بهدليل تأثير قويتر از ايندومتاسين و وجود عوارض دارويي داروهاي ضدالتهابي، توصيه ميشود از زعفران استفاده شود. با توجه به اينكه تاكنون اطلاعات كافي براي توجيه تأثيرات زعفران در پيشگيري و درمان كوفتگي حاد و تأخيري وجود ندارد (39)، تعيين سازوكار هاي تأثير زعفران در پيشگيري از كوفتگي عضلاني نيازمند تحقيقات گستردهتري است.
تقدير و تشكر
بدين وسيله از دانشگاه محقق اردبيلي بهدليل پشتيباني مالي پاياننامة دانشجويي و امكانات آزمايشگاهي سپاسگزاريم. همچنين به طور ويژه از دانشجويان شركت كننده در اين فعاليت تحقيقي تشكر ميشود.

منابع و مĤخذ
ابراهيم، خسرو؛ رحمانينيا، فرهاد؛ طالبي، الهه (1380). “بررسي تأثير دو شيوة مصرف ويتامين C بر ميزان دامنة حركتي و قدرت برون گراي عضلات تاكنندة آرنج پس از كوفتگي عضلاني تأخيري”.
نشرية حركت. (7) ص 76-67.
اربابيان، صديقه؛ ايزدي، حميدرضا؛ قشنوي، حسن. (1388). “تأثير عصارة آبي گياه زعفران بر درد مزمن ناشي از تست فرمالين در موش كوچك آزمايشگاهي ماده”. مجلة كوثر، (18) ص 18-11.
ترتيبيان، بختيار؛ درفشي، بهروز؛ حاجيزاده ملكي، بهزاد؛ توفيقي، اصغر. (1388). “تأثير مصرف داروي ايندومتاسين بر علائم بيوشيميايي، عملكردي و ظاهري كوفتگي عضلاني تأخيري ناشي از انقباضات اكسنتريك در مردان غير ورزشكار”. مجلة علوم زيستي ورزش، (3) ص 110 -93.
جعفري، افشار؛ پوررضي، حسن؛ زماني ثاني، سيد حجت. (1389). “تأثير تمرين مقاومتي با دو شدت متفاوت (50 و 70 درصد يك تكرار بيشينه) بر شاخصهاي DOMS در مردان غيرورزشكار”.
پژوهش در علوم ورزشي، (26) ص 60-45.
دريانوش، فرهاد؛ حسينزاده، خديجه؛ حقيقي، مسعود. (1391). “تأثير مصرف كوتاه مدت عصارة زنجبيل بر كوفتگي عضلاني تأخيري پس از يك جلسه تمرين در دختران”. نشرية فيزيولوژي ورزشي، (13) ص 108 -89.
رحمانينيا، فرهاد؛ بابايي، پروين؛ نخستين روحي، بابك. (1386). “پيشگيري و درمان كوفتگي عضلاني”. انتشارات دانشگاه شمال، چ اول، ص 90 -16.
زينلي، سجاد؛ رضا نژاد، صابر؛ مرندي، سيد محمد؛ خيام باشي، خليل. (1388). “بررسي تأثير ارتعاش جهت كاهش درد عضلاني تأخيري قبل از تمرين درماني”. مجلة دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني شهيد صدوقي يزد، (17) ص 194 -184.
شمس، جمال؛ مولوي، صفيه؛ مرجاني، صديقه؛ كمالينژاد، محمد؛ زردور، حميراء؛ صحرائي، هدايت؛ نوروززاده، علي. (1388). “كاهش بيان تحمل به مورفين توسط عصارة آبي كلالة زعفران Crocus)
(sativus “. مجلة فيزيولوژي و فارماكولوژي، (13) ص 178 -170.
گايتون، هال. (1391). “فيزيولوژي پزشكي گايتون و هال”. ترجمة اصغر قاسمي، مسلم، محمدي، ويرايش دوازدهم، تهران، انتشارات خسروي، ص 63-58.
معمار باشي، عباس؛ عابديني، فرهاد. (1391). “تأثير مصرف خوراكي عصارة گياه خرفه بر كوفتگي عضلاني تأخيري”. نشرية فيزيولوژي ورزشي، (14) ص 106-91.
معمارباشي، عباس؛ رجبي، علي. (1391). “تأثير ده روز مصرف خوراكي زعفران بر علائم بيو شيميايي و عملكردي كوفتگي عضلاني تأخيري”. پژوهش در علوم ورزشي، (18) ص 66-53.
مهاجري، داريوش؛ دوستار، يوسف؛ رحماني، جعفر. (1388). “بررسي تأثيرات آنتياكسيداني عصارة الكلي زعفران در مقابله با سميت كبدي ريفامپين”. مجلة گوارش، (14) ص 218-211.
نصري، سيما؛ حسيني، ياسمن؛ صحراي، هدايت. (1389). “مهار درد و التهاب ناشي از تست فرمالين در موش نر كوچك آزمايشگاهي با عصارة اتانولي زعفران و اجزاي آن كروسين و سافرنال”.
مجلة كوثر، (15) ص 195-189.
معمارباشي عباس؛ رجبي علي. (1392). “تأثير ده روز مصرف خوراكي زعفران بر علائم بيوشيميايي و عملكردي كوفتگي عضلاني تأخيري”. فيزيولوژي ورزشي، (18) ص 66-53.
.51 Abdullaev, F.I. (2002). “Cancer chemopreventive and tumoricidal properties of saffron (Crocus sativus L.) ”. Experimental Biology and Medicine, (227): pp: 20-25.
.61 Armstrong, R.B. (1984). “Mechanisms of exercise-induced delayed onset muscular soreness: a brief review”. Medicine & Science in Sports & Exercise, (16): pp: 529-538.
.71 Assimopoulou, A.N., Sinakos, Z., Papageorgiou, V.P. (2005). “Radical scavenging activity of Crocus sativus L. extract and its bioactive constituents”. Phytotherapy Research, 19(11): pp: 997-1000.
.81 Boskabady, M.H., Shafei, M.N., Shakiba, A.S., Sefidi, H. (2008). “Effect of aqueousethanol extract from Crocus sativus (saffron) on guinea-pig isolated heart”. Phytotherapy Research, 22(3): pp: 330-334.
.91 Brotto, M.A., Nosek, T.M. (1996). “Hydrogen peroxide disrupts Ca2+ release from the sarcoplasmic reticulum of rat skeletal muscle fibers”. Journal of Applied Physiology, 81(2): pp: 731-737.
.02 Brown, S.J., Child, R.B., Day, S.H., Donnelly, A.E. (1997). “Indices of skeletal muscle damage and connective tissue breakdown following eccentric muscle contractions”.
European Journal of Applied Physiology and Occupational Physiology, (75): pp: 369-374.
.12 Clarkson, P.M., Hubal, M. (2002). “Exercise-induced muscle damage in humans”. American journal of physical medicine & rehabilitation, 81(11): pp: S52-S69.
.22 Declan, A.J., Connolly, J., Stephen, P., Sayers, S.E., McHugh, M.P. (2003). “Treatment and prevention of delayed onset muscle soreness”. The Journal of Strength & Conditioning Research, (17): pp: 197-208.
.32 Dubuisson, D., Dennis, S.G. (1977). “The formalin test: Aquantitative study of the analgesic effects of morphine, mepridine and brainstem stimulation in rats and cats”. Pain, (4): pp: 161-174.
.42 Eston, R., Petens, D. (1999). “Effects of cold water immersion on the symptoms of exercise-induced muscle damage”. Journal of sports sciences, 17(3): pp: 231-238.
.52 Ganong, W.F. (2005). “Review of Medical Physiology”. 22nd ed. McGraw-Hill, New York: pp:385-393.
.62 George, S.Z., Dover, G.C., Wallace, M.R., Sack, B.K., Herbstman, D.M., Aydog, E., et al. (2008). “Biopsychosocial influence on exercise-induced delayed onset muscle soreness at the shoulder: pain catastrophizing and catechol-o-methyltransferase (COMT) diplotype predict pain ratings”. The Clinical journal of pain, (24): pp: 793-801.
.72 Greer, F., Hudson, R., Ross, R., Graham, T. (2001). “Caffeine ingestion decreases glucose disposal during a hyperinsulinemic-euglycemic clamp in sedentary humans”. Diabetes, 50(10): pp: 2349-2354.
.82 Hosseinzade, H., Karimi, G., Niapoor, M. (2004). “Antidepressant effect of Crocus sativus L. stigma extracts and their constitutes, crocin and safranal, in mice”. Journal of Medicinal Plants, (11): pp: 48-58.
.92 Hosseinzadeh, H., Sadeghnia, H.R. (2007). “Protective effect of safranal on pentylentetrazol-induced seizures in the rat: involvement of GABAergic and opioids systems”. Phytomedicine, (14): pp: 256-62.
.03 Hosseinzadeh, H., Younesi, H.M. (2002). “Antinociceptive and anti-inflammatory effects of Crocus sativus L. stigma and petal extracts in mice”. BMC Pharmacol, 2(1): pp: 7-15.
.13 Hyldahl, R.D., Keadle, J., Rourier, P.A., Pearl, D., Clarkson, P.M. (2010). “Effects of ibuprofen topical gel on muscle soreness”. Medicine and science in sports and exercise, 42(3): pp: 614.
.23 Itoh, K., Kawakita, K. (2002). “Effect of indomethacin on the development of eccentric exercise induced localized sensitive region in the fascia of the rabbit”. The Japanese journal of physiology, 52(2): pp: 173-180.
.33 Karimi, E., Oskoueian, E., Hendra, R., Hawa, Z.E. (2010). “Evaluation of Crocus sativus L. stigma phenolic and flavonoid compounds and its antioxidant activity”. Molecules, 15(9): pp: 6244-6256.
.43 Kate L.P., Kieran, E.F., Alan, B., Shona, P. (2011). “The effects of Lyprinol on delayed onset muscle soreness and muscle damage in well trained athletes: A double-blind randomised controlled trial”. Complementary therapies in medicine, 19(6): pp: 311-318.
.53 Kazunori, I., Hideki, O., Hiroshi, K. (2008). “Effects of tender point acupuncture on delayed onset muscle soreness (DOMS) – a pragmatic trial”. Chinese Medicine. BioMed Central Ltd, (10): pp: 3-14.
.63 Liu, N., Yang, Y., Mo, S., Liao, J., Jin, J. (2005). “Calcium antagonist effects of Chinese crude drugs: preliminary investigation and evaluation by 45Ca”. Applied radiation and isotopes, 63(2): pp: 151-155.
.73 McHugh, M.P., Connolly, J., Eston, R.G., Gleim, G.W. (2000). “Electromyographic analysis of exercise resulting in symptoms of muscle damage”. Journal of sports sciences, 18(3): pp: 163-172.
.83 Meamarbashi, A., Abedini, F. (2011). “Preventive effects of purslane extract on delayed onset muscle soreness induced by one session bench-stepping exercise”. Isokinetics and Exercise Science, (19): pp: 199-206.
.93 Meamarbashi A, Rajabi A. The effects of ten days saffron consumption on the biochemical and functional indicators of Delayed-Onset Muscle Soreness (DOMS). Clinical journal of sport medicine, 2015; 25(2):105-512.
.04 Modaghegh, M.H., Shahabian. M., Esmaeili, H.A., Rajbai, O., Hosseinzadh, H. (2008). “Safety evaluation of saffron (Crocus sativus) tablets in healthy volunteers”. Phytomedicine, 15(12): pp: 1032-1037.
.14 Noorbala, A.A., Akhondzadeh, S.h., Tahmacebi, P.N., Jamshidi, A.H. (2005). “Hydroalcoholic extract of Crocus sativus L. versus fluoxetine in the treatment of mild to moderate depression: a double-blind, randomized pilot trial”. Journal of ethnopharmacology, 97(2): pp: 281-284.
.24 Nunan, D., Howatson, G., van, S., Ken, A. (2010). “Exercise-induced muscle damage is not attenuated by [beta]-hydroxy-[beta]-methylbutyrate and [alpha]-ketoisocaproic acid supplementation”. The Journal of Strength & Conditioning Research, (24): pp: 531-537.
.34 Ochiai, T., Shimeno, H., Mishima, K., Iwasaki, K., Fujiwara, M., Tanaka, et al. (2007). “Protective effects of carotenoids from saffronon neuronal injury in vitro and in vivo”. Biochimica et Biophysica Acta (BBA)-General subjects, 1770(4): pp: 578-584.
.44 Peterson, J.M., Trappe, T.A., Mylona, E. (2003). “Ibuprofen and acetaminophen: effect on muscle inflammation after eccentric exercise”. Medicine & Science in Sports & Exercise, (35): pp: 892-896.
.54 Price, D.D., Mcgrath, P., Rafli, A., Buckingham, B. (1983). “The validation of visual analogue scales as ratio scale measures for chronic and experimental pain”. Pain, 17(1):
pp: 45-56.
.64 Pyne, D.B. (1994). “Exercise-induced muscle damage and inflammation: a review”.
Australian journal of science and medicine in sport, (26): pp: 49-58.
.74 Rodenburg, J.B., Steenbeck P., Bar, P.R. (1994). “Warm-up, stretching and massage diminish harmful effects of eccentric exercise”. International journal of sports medicine, (15): pp: 414-19.
.84 Sayers, S.P., Clarkson, P.M., Lee, J. (2000). “Activity and immobilization after eccentric exercise: I. Recovery of muscle function”. Medicine and science in sports and exercise, (9): pp: 1587-1592.
.94 Segan, D.J., Sladek, E.C., Gomez, J., McCoy, J., Cairns, D.A. (1988). “Weight lifting as a cause of bilateral upper extremity compartment syndrome”. Physician and sports medicine, (16): pp: 73-76.
.05 Shafat, A., Butler, P., Jensen, R.L., Donnelly, A.E. (2004). “Effects of dietary supplementation with vitamins C and E on muscle function during and after eccentric contractions in humans”. European journal of applied physiology, 93(1): pp: 196-202.
.15 Skurvydas, A., Brazaitis, M., Kamandulis, S. (2010). “Prolonged muscle damage depends on force variability”. International journal of sports medicine, (31): pp: 77-81.
.25 Smith, L.L. (1991). “Acute inflammation: the underlying mechanism in delayed onset muscle soreness”. Medicine and Science in Sports and Exercise, (23): pp: 542-551.
.35 Taiwo, Y.O., Levine, J.D. (1991). “Further confirmation of the role of adenyl cyclase and of cAMP-dependent protein kinase in primary afferent hyperalgesia”. Neuroscience, (44): pp: 131-135.
.45 Takekura, H., Fujinami, N., Nishizawa, T., Ogasawara, H., Kasuga, N. (2001). “Eccentric exercise-induced morphological changes in the membrane systems involved in excitationcontraction coupling in rat skeletal muscle”. The Journal of physiology, 533(2): pp: 571583.
.55 Tiidus, P.M. (1999). “Massage and ultrasound as therapeutic modalities in exercise induced muscle damage”. Canadian journal of applied physiology, 24(3): pp: 267-278.
.65 Weerakkody, N.S., whitehead, N.P., Canny, B.J., Gregory, J.E., Proske, U. (2001). “Large-fiber mechanoreceptors contribute to muscle soreness after eccentric exercise”.
The journal of pain 2(4): pp: 209-219.
.75 Zarrindast, M.R., Dinkoub, Z., Homayoun, H., Bakhtiarian, A., Khavandgar, S. (2002). “Dopamine receptor mechanism(s) and morphine tolerance in mice”. Journal of Psychopharmacology. 16(3): pp: 261-266.



قیمت: تومان

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید


دیدگاهتان را بنویسید