علوم زيستي ورزشي _ زمستان 1394 دورة7، شمارة 4، ص : 563 – 578 تاريخ دريافت : 17 / 08 / 92 تاريخ پذيرش : 08 / 06 / 93

تأثير تمرينات مقاومتي بر شاخصهاي ريوي و تركيب بدني زنان چاق و
دچار اضافه وزن مبتلا به ديابت نوع دو

رحيمه مهدي زاده1- سارا حاصلي 2
1. دانشيار فيزيولوژي ورزش، دانشكدة تربيت بدني، دانشگاه شاهرورد، شاهرود، ايران 2.كارشناسي ارشد فيزيولوژي ورزش، دانشكدة تربيت بدني، دانشگاه شاهرود، شاهرود، ايران

چكيده
هدف از اين تحقيق، بررسي تأثير تمرين مقاومتي بر عملكرد ريوي زنان چاق و دچار اضافه وزن مبتلا به ديابت نوع دو است. 24 بيمار مبتلا به ديابت نوع دو با دامنة سني 55-40 سال، ميانگين شاخص تودة بدني (BMI) 26/3±16/30 كيلوگرم بر متر مربع و قند خون ناشتاي بيشتر از 126 ميليگرم در دسيليتر بهطور هدفمند انتخاب شدند. پس از اندازهگيريهاي آنتروپومتريك و شاخصهاي ريوي، آزمودنيها به طور تصادفي در دو گروه تجربي و كنترل قرار گرفتند.
برنامة تمريني به مدت 12 هفته، هفتهاي 3 روز و هر روز به مدت60 تا 75 دقيقه و با شدت 40 تا 80 درصد 1RM انجام گرفت. شاخصهاي ريوي از طريق اسپيرومتري ارزيابي شدند. براي مقا يسة تفاوتها در پايان تمرين بين دو گروه از آزمون تحليل كوواريانس استفاده شد. در پايان تحقيق بين وزن بدن (001/0 P= 0/01) BMI ،(P=)،
P= 0/04) FEV1/FVC ،(P= 0/001) FEV1 ،(P= 0/001) FVC ،(P= 0/004) WHR ،(P= 0/001)WC) و گلوكز ناشتاي خون (001/0 P=) گروهها تفاوت معناداري مشاهده شد. براساس نتايج اين تحقيق، برنامة تمرين ورزشي كه موجب كاهش قند خون در افراد ديابتي شود، مداخلة درماني مؤثري براي بهبود عملكرد ريوي به شمار مي رود.

واژه هاي كليدي
تمرين مقاومتي، ديابت نوع دو، شاخصهاي چاقي شكمي، عملكرد ريوي، قند خون ناشتا.
مقدمه
چاقي به لحاظ پزشكي يكي از معضلات جدي است؛ به طوري كه سازمان بهداشت جهاني چاقي رابه عنوان اپيدمي جهاني و بيماري قرن معرفي كرده است. به دليل روند فزايندة چاقي و افزايش وزن، چاقي يكي از بزرگترين چالشهاي سلامت در دنيا به شمار ميرود (2). براساس شواهد پژوهشي موجود، چاقي به دليل ارتباط با اختلالات سوختوسازي و هورموني مانند اختلال در سوختوساز چربي، ديابت نوع دو، بيماريهاي قلبي- عروقي و بيماريهاي تنفسي، يكي از عوامل تهديدكنندة سلامت است. براساس نتايج مطالعات چاقي و چگونگي توزيع چربي در بدن، به ويژه در بخش مركزي (كمر و شكم)، عامل پيشگويي كنندة قوي براي ابتلا به بيماريهاي متابوليكي است (9). نتايج پژوهشها ارتباط بين چاقي شكمي و بيماريهاي متابوليكي مانند ديابت را تأييد ميكنند (19،32). ديابت به ويژه ديابت نوع دو، بهعنوان شايع ترين بيماري اندوكرين، عوارض متعددي در پي دارد و يكي از عمدهترين علل مرگ ومير در جوامع بشري به شمار ميرود. يكي از عوارض بيماري ديابت كه در مقايسه با ساير عوارض آن مانند زخم پاي ديابتي و قطع عضو، نابينايي، ناراحتي قلبي-عروقي، عوارض كليوي، اختلالات گوارشي و غددي كمتر مورد توجه محققان قرار گرفته، اختلالات تنفسي است. براساس نتايج مطالعات ميزان كاهش حجم ريه و محدوديت جريان هوا در بيماران ديابتي به ميزان قند خون بستگي دارد و انسداد راههاي هوايي از عوامل خطرزاي مرگ ومير بيماران مبتلا به ديابت نوع دو شناخته شده است (24). ريه به دليل داشتن بافت همبند فراوان و گردش عروقي گسترده، تحت تأثير افزايش قند خون قرار ميگيرد و كاهش شايان توجه تعداد مويرگها به دليل افزايش قند خون به اختلالات تنفسي منجر مي شود. ازاينرو، در بيماران ديابتي، ريه به عنوان يك بافت هدف مورد توجه قرار گرفته است (22،24).
نتايج مطالعات مقطعي مؤيد كاهش عملكرد ريوي بيماران ديابتي مستقل از عواملي چون استعمال دخانيات و چاقي است (26،40). ازاين رو، محققان اظهار داشتند كه ضعف عملكرد ريه با عدم توانايي در كنترل ميزان قند خون ارتباط دارد. در اين زمينه، ارتباط معناداري بين سطح هموگلوبين گليكوزيله (HbA1c) با اندازههاي اسپيرومتري حداكثر نيروي بازدمي در ثانية اول(FEV1) و حداكثر نيروي حياتي (FVC) گزارش شده است (27). نتايج مطالعات حاكي از آن است كه 1 درصد افزايش در ميانگين HbA1c با كاهش 4 درصدي FVC همراه است. به علاوه، براساس نتايج مطالعات انجام گرفته،ميزان كاهش سالانة FEV1 در افراد ديابتي 71 ميليليتر گزارش شده است؛ اين در حالي است كهميزان كاهش آن در افراد سالم غيرسيگاري 30-25 ميليليتر است (23). نتايج مطالعات مركز تحقيقات و سلامت قلب زنان بريتانيا نيز نشان داد كه به دنبال مقاومت به انسولين و تشخيص باليني ديابت، FEV1 و FVC كاهش مييابد (25). ازاين رو، اخيراً كاهش FEV1 و FVC شاخص مهمي در بررسي باليني ديابت است. FVC شامل حجم جاري به علاوه حجم ذخيرة دمي و بازدمي و همچنين جزء حجمهاي پوياي ريوي است (39). FEV1 بيانگر مجموع ظرفيت ريه، انسداد راههاي هوايي، از دست رفتن نيروي برگشتپذيري ريه و بهطور غيرمعمول رشد ناكافي عضلات تنفسي است (5). نسبت FEV1 به FVC بيانگر درصدي از FVC است كه در ثانية اول با يك بازدم پرفشار از ريهها خارج ميشود. اين نسبت قدرت تنفس و همچنين مقاومت جريان هوا را نشان مي دهد كه در افراد بزرگسال به سن و اندازة بدن بستگي دارد. كاهش اين شاخص نشانة افزايش مقاومت راه هاي هوايي و كاهش راندمان تهويه است (3). اگرچه سازوكار آسيب ريوي در بيماري ديابت بهطور كامل شناخته نشده است، نتايج مطالعات پاتولوژيكي نشان ميدهد علت اختلال در عملكرد ريوي افراد ديابتي، تغييرات عمدة هيستولوژيكي از جمله تغيير در ضخامت ديوارههاي آلوئل، ضخامت ديوارة مويرگهاي آلوئل و همچنين ضخامت ديوارة شريانچههاي ريوي هستند (26). مشاهدات باليني نيز نشان ميدهد هيپرگليسمي، التهاب و استرس اكسيداتيو ناشي از بيماري ديابت ميتواند با اختلال در عملكرد عضلات تنفسي همراه باشد كه يكي از عوامل خطرزاي بروز بيماريهاي محدودكنندة ريه به شمار ميرود (8). علاوه بر آن، در افراد چاق، رسوب چربي در ديوارة شكم، قفسة سينه و همچنين عضلات تنفسي، موجب ايجاد محدوديت در شاخصهاي ريوي ميشود. تجمع بافت چربي به تدريج خاصيت ارتجاعي عضلات تنفسي و كمپليانس قفسة سينه را كاهش مي دهد و موجب افزايش كار تنفسي و انرژي مصرفي براي انجام تهوية ريوي ميشود (9). ازاين رو، در افراد چاق مبتلا به ديابت نوع دو، عملكرد ريه تحت تأثير دو عامل چاقي و هيپرگليسمي قرار ميگيرد. به نظر ميرسد با تعديل عوامل خطرزاي ابتلا به بيماري ديابت مانند چاقي و بيتحركي بتوان از طريق بهبود تركيب بدني و كنترل قند خون بيماران، مقادير FVC و FEV1 را كه بيانگر عملكرد ريوي هستند، افزايش داد.
تأثير مطلوب ورزش در كاهش تودة چربي و بهبود فاكتورهاي متابوليكي و عملكرد عضلاني از ديرباز شناخته شده است. تمرينات ورزشي همچنين بهعنوان يك مداخلة درماني در برنامة توانبخشي ريويبيماران مبتلا به اختلالات ريوي مورد توجه قرار گرفته است (1،7).
فشاركي و همكاران (1389) نشان دادند تمرين هوازي به همراه تمرين مقاومتي به افزايش شاخصهاي اسپيرومتريك FEV1 و FVC منجر شد؛ اما تأثيري بر نسبت اين دو نداشت. درحالي كه تمرين هوازي به تنهايي تأثيري بر شاخصهاي ريوي نداشت (4). اشو و همكاران (2012) نيز اظهار داشتند 12 هفته تمرين مقاومتي به تنهايي يا همراه با تمرين هوازي، موجب بهبود عملكرد ريوي بيماران مبتلا به ديابت نوع دو شد (31).
اگرچه تمرينات هوازي مناسبترين نوع ورزش در درمان بيماران مبتلا به ديابت نوع دو نيز شناخته شده،اخيراً تمرينات مقاومتي به عنوان يك برنامة تمريني مؤثر براي بيماران ديابتي توصيه شده است و اعتقاد بر اين است كه تمرينات مقاومتي در مقايسه با تمرينات هوازي فوايد بيشتري براي اين بيماران دارد. براساس شواهد پژوهشي تمرين مقاومتي بهتنهايي يا همراه با تمرين هوازي به بهبود چشمگير قدرت عضلات بيماران مبتلا به انسداد مزمن ريوي منجر ميشود (33،36). در اين زمينه، بكرمن و همكاران (2005) نشان دادند تركيب تمرينات مقاومتي و هوازي، بيشتر از تمرين هوازي به تنهايي، در بهبود قدرت و استقامت عضلاني بيماران مبتلا به اختلالات ريوي مزمن مؤثر است. اين يافته بيانگر آن است كه حتي با وجود اختلالات شديد تهويهاي، سازگاري ساختاري در عضلات اسكلتي متعاقب تمرينات قدرتي بهوجود ميآيد (11). تمرينات مقاومتي علاوهبر افزايش قدرت عضلاني و بهبود عملكرد جسماني، موجب افزايش هزينة انرژي و اكسيداسيون چربي شده و به كاهش چربي احشايي منجر ميشود (12،29). در سالهاي اخير بررسي ارتباط پرداختن به فعاليت بدني و ابتلا به بيماريهاي متابوليكي مورد توجه بسياري از محققان علوم ورزشي و پزشكي قرار گرفته و بهطور چشمگيري توسعه يافته است. نقش فعاليت بدني در كاهش ابتلا به ديابت و متعاقباً كنترل عوارض آن را ميتوان از طريق تأثير بر عوامل خطرزاي مؤثر بر اين بيماري مانند چاقي، مقاومت به انسولين و چربي احشايي توجيه كرد. پژوهشها نشان دادهاند كه تمرينات مقاومتي حساسيت به انسولين را در كبد، عضله و بافت چربي بهبود ميبخشد و موجب كاهش چربي احشايي ميشود (18،28)؛ اما در زمينة تأثير تمرينات ورزشي به ويژه تمرينات مقاومتي بر شاخصهاي عملكرد ريوي افراد مبتلا به ديابت مطالعات محدودي انجام گرفته است. ازاينرو هدف از پژوهش حاضر، بررسي تأثير 12 هفته تمرين مقاومتي بر عملكرد ريويزنان چاق و دچار اضافه وزن مبتلا به ديابت نوع دو است.

روش تحقيق
روش تحقيق حاضر از نوع نيمهتجربي و طرح تحقيق از نوع پيشآزمون – پس آزمون با گروه كنترل بود.
جامعة آماري تحقيق حاضر را كلية زنان مبتلا به ديابت نوع دو ناحية دو شهر يزد تشكيل ميدادند. يك ماه پس از اعلام فراخوان، 58 زن مبتلا به ديابت، داوطلب همكاري با پژوهش حاضر شدند. از بين افراد داوطلب، 24 بيمار مبتلا به ديابت نوع دو به تشخيص پزشك متخصص و براساس مدارك پزشكي با دامنة سني 55-40 سال، ميانگين شاخص تودة بدني1 (BMI) 26/3 ±16/30 كيلوگرم بر متر مربع و قند خون ناشتاي بيشتر از 126ميليگرم در دسيليتر در دو آزمايش متوالي كه براساس اظهارات خود به جز داروهاي كاهش دهندة قند خون داروي ديگري مصرف نميكردند؛ سابقة استعمال سيگار و عوارض ديابتي به ويژه زخم پاي ديابتي نداشتند و تا زمان انجام تحقيق، در سه ماه گذشته فعاليت بدني منظم نداشتند، به روش نمونهگيري هدفمند بهعنوان نمونة آماري انتخاب شدند. ابتدا طي جلسهاي، داوطلبان شركت در اين طرح با نوع طرح، اهداف و روش اجراي آن به طور كتبي و شفاهي آشنا شدند. به آزمودنيها اطمينان داده شد كه اطلاعات دريافتي از آنها كاملاً محرمانه است و به منظور بررسي دادهها از روش كدگذاري استفاده خواهد شد. همچنين به آنها اجازه داده شد تا در صورت عدم تمايل به ادامة همكاري، انصراف دهند. آزمودنيها پس از امضاي فرم رضايتنامه براي شركت در تحقيق و تكميل پرسشنامه (شامل اطلاعات شخصي، سوابق پزشكي و ورزشي)، براي انجام آزمايش قند خون ناشتا و اسپيرومتري به آزمايشگاه معرفي شدند. به آزمودني ها توصيه شد، 24 ساعت قبل از اندازهگيري شاخصهاي ريوي در پيش آزمون و پس آزمون، از انجام فعاليت هاي بدني شديد اجتناب ورزند و پس از 12 ساعت ناشتايي در آزمايشگاه براي خون گيري حضور يابند. همچنين از آنها خواسته شد كه در مدت زمان انجام تحقيق داروهاي مصرفي و رژيم غذايي خود را تغيير ندهند. وزن بدن در حالت ناشتا توسط ترازو با حداقل لباس، بدون كفش و با دقت 1/0 كيلوگرم و قد به وسيلة متر نواري بدون كفش و با دقت
1/0 سانتيمتر اندازهگيري شد. BMI از تقسيم وزن (كيلوگرم) بر مجذور قد (متر) محاسبه شد. دور

.1 Body mass index
كمر (WC) در باريك ترين قسمت تنه بين آخرين دنده و تاج خاصره و دور لگن در پهن ترين قسمتآن بهوسيلة متر نواري اندازهگيري شد و از تقسيم دور كمر به دور لگن، نسبت دور كمر به دور لگن2 (WHR) به دست آمد (6). عملكرد ريوي توسط اسپيرومتري ارزيابي شد. با توجه به تغيير حجمهاي ريوي و مقادير اسپيرومتري طي يك شبانهروز، براي به حداقل رساندن تغييرات، اسپيرومتري بين ساعت هاي 10 صبح تا 12 ظهر در مدت سه روز انجام گرفت. اسپيرومتري هر بيمار سه مرتبه تكرار و بهترين نتيجه ثبت شد. شاخص هاي اسپيرومتري كه در اين پژوهش ارزيابي شد شاملFEV1 ،FVC و FEV1/FVC بود كه توسط دستگاه اسپيرومتري ساخت شركت ويتالوگراف ايرلند مدل6600 در محيط پژوهش اندازهگيري شد. ميزان گلوكز خون ناشتا به روش فتومتري (كيت پارس آزمون، تهران، ايران) و توسط دستگاه اتو آنالايزر تكنيكون RA-1000 (نيويورك، آمريكا) اندازه گيري شد. سپس آزمودني هاي مبتلا به ديابت نوع دو بهطور تصادفي در دو گروه تمرين مقاومتي (14 نفر) و گروه كنترل (10 نفر) قرار گرفتند. تمام اندازهگيريها بهغير از قد پس از 12 هفته و در پايان برنامة تمرين تكرار شدند. براي اطمينان از عدم تغيير رژيم غذايي در طول مطالعه، ميزان كالري دريافتي از طريق پرسشنامة ثبت پنج روزة رژيم غذايي در دو مرحله قبل از تمرين و شش هفته پس از شروع تمرين محاسبه شد.
برنامة تمرين مقاومتي: برنامة تمريني به مدت 12 هفته، هفتهاي 3 روز و هر روز 60 تا 75 دقيقه زير نظر مربي انجام گرفت. هر جلسة تمرين شامل 15 دقيقه گرم كردن، 45 -30 دقيقه كار با وزنه و 15 دقيقه سرد كردن بود. تمرينات مقاومتي در هفتة اول با تكرار زياد (16 تكرار) و بار كم (40 درصد قدرت بيشينه) شروع شد، در طول 12 هفته بهتدريج بار كار افزايش و تعداد تكرار به همان نسبت كاهش يافت تا در دو هفتة آخر به تكرار كم (8 تكرار) و بار زياد (80 درصد قدرت بيشينه) ختم شد. در طول دورة تمرين حجم تمرين براي كارهاي مقاومتي ثابت بود. يك تكرار بيشينه (1RM) بهطور مستقيم براي هر تمرين و هر فرد تعيين شد؛ ازاين رو حجم تمرين و افزايش بار هر تمرين براي هر فرد اختصاصي بود. در هفتة اول تمرين، آزمودنيها تكنيك صحيح بلند كردن وزنه، گرم كردن، سرد كردن و انجام صحيح حركات را آموزش ديدند. در چهار هفتة اول براي اينكه آزمودنيها به برنامههاي تمريني عادت كنند، افزايش بار كم و تدريجي بود و براي اينكه آزمودنيها انگيزة كافي براي ادامة كار داشته باشند، بار اضافه براساس ميزان پيشرفت آنها اضافه شد. اضافه بار زماني اعمال ميشد كه آزمودنيتمرين قبلي را به راحتي انجام ميداد. تمرينات مقاومتي در پژوهش حاضر از مطالعة هارتمن و همكاران (2007) گرفته شده است كه به طور خلاصه شامل پرس نظامي، پرس خوابيده، پرواز سينه، پشتبازو با دستگاه ايستاده، زيربغل نشسته با دستگاه، زيربغل پارويي، جلوبازو نشسته با هالتر، درازونشست بدون وزنه، پرس پا نشسته، اكستنشن زانو براي عضلة چهارسر (جلوپا با دستگاه)، فلكشن زانو براي عضلات هسترينگ (پشت پا خوابيده با دستگاه)، پرس ساق پا در حالت نشسته بود (20).
تمام اطلاعات در اين تحقيق براساس ميانگين ± انحراف استاندارد بيان شده است. براي مقايسة تفاوتها قبل و بعد از تمرين از آزمون t همبسته و براي مقايسة تفاوتها در پايان تمرين بين دو گروه از آزمون تحليل كوواريانس استفاده شد. سطح معناداري در كلية آزمونها 05/0 P< در نظر گرفته شد و براي تجزيه وتحليل داده ها از نرمافزار SPSS نسخة 18 استفاده شد.

يافتههاي تحقيق
ميانگين و انحراف استاندارد اندازههاي آنتروپومتريك و گلوكز ناشتاي خون در گروههاي تجربي و كنترل قبل و بعد از تمرين در جدول 1 گزارش شده است. دادههاي تحليل شده مربوط به 20 نفر از آزمودنيهاي ديابتي است كه به طور منظم و تا پايان مطالعه با محقق همكاري كردند. چهار نفر از گروه تجربي به دلايل شخصي از ادامة همكاري انصراف دادند. پيش از اجراي تمرين، تفاوت معناداري بين وزن بدن، WHR ،WC ،BMI، سطح گلوكز ناشتاي خون و همچنين شاخصهاي ريوي دو گروه كنترل و تجربي مشاهده نشد (05/0˃P). تحليل دادهها نشان داد بين BMI ،(P= 0/004) WHR ،(P= 0/001) WC (01/0 P=)، وزن بدن (001/0 P=) و گلوكز ناشتاي خون (001/0 P=) دو گروه در پايان مطالعه تفاوت معناداري وجود دارد. نتايج آزمون t همبسته نشان داد ميانگين تمام متغيرها در گروه تجربي پس از 12 هفته تمرين مقاومتي در مقايسه با اندازههاي پيشآزمون كاهش معناداري يافت.
جدول 1. اندازههاي آنتروپومتريك و سطح قند خون ناشتاي آزمودنيها قبل و بعد از تمرين
نترلپس آزمون ك پيش آزمون تجربي
پس

آزمون

تجربي

پس

آزمون

پيشآزمون گروهها متغيرها
72/60±10/78 71/90±10/33 **74/15±10/94 ‡75/06±10/9 وزن (kg)
29/66±3/09 29/49±2/85 *30/49±3/61 ‡30/82±3/65 (Kg/m2)BMI
96/50±3/83 95/80±3/88 **92/50±3/95 ‡94/10±3/87 (cm )WC
1/01±0/03 1±0/05 **0/98±0/03 ‡1/01±0/05 WHR
203/4±34/76 201/6±34/99 **181/4±20/06 ‡201/3±26/7 (mg/dl)گلوكز

* تفاوت معنادار بين گروه تجربي با گروه كنترل بعد از تمرين (05/0 <P)
** تفاوت معنادار بين گروه تجربي با گروه كنترل بعد از تمرين (01/0 <P)
‡ تفاوت معنادار بين گروهها قبل و بعد از تمرين (05/0 <P)

ميانگين و انحراف استاندارد شاخصهاي ريوي در گروههاي تجربي و كنترل قبل و بعد از تمرين در جدول 2 گزارش شده است. نتايج نشان داد بين P= 0/001) FEV1 ،(P= 0/001) FVC) و P= 0/04) FEV1/FVC) دو گروه در پايان مطالعه تفاوت معناداري وجود دارد. نتايج آزمون t همبسته نشان داد بين ميانگينP= 0/002) FEV1 ،(P= 0/001) FVC) در گروه تجربي بعد از 12 هفته تمرين قدرتي در مقايسه با اندازههاي پيشآزمون تفاوت معناداري وجود دارد.

پس آزمون پيش آزمون پس آزمون پيش آزمون متغيرها
2/66±0/13 2/72±0/12 **2/81±0/15 ‡2/60±0/23 (l) FVC
2/34±0/25 2/39±0/28 **2/64±0/32 ‡2/37±0/3 (l)FEV1
89±3/5 86/5±3/81 *86/6±4/76 86/9±4/3 (% )FEV1/FVC
266609302030گروهها

تجربي

كنترل

گروهها



قیمت: تومان


پاسخ دهید