علوم زيستي ورزشي _ زمستان 1394 دورة7، شمارة 4، ص : 635 – 647 تاريخ دريافت : 15 / 12 / 92 تاريخ پذيرش : 20 / 09 / 93

تأثير مصرف حاد كافئين بر كراتين كيناز و لاكتات دهيدروژناز پلاسما پس از يك جلسه فعاليت مقاومتي در مردان ورزشكار

عباس فروغي پردنجاني1 – محسن ابراهيمي2 – روح اﷲ حق شناس3
1. كارشناس ارشد فيزيولوژي ورزشي، دانشگاه سمنان، سمنان، ايران 2. استاديار گروه فيزيولوژي ورزش دانشگاه سمنان، سمنان، ايران 3. استاديار گروه فيزيولوژي ورزش دانشگاه سمنان، سمنان، ايران

چكيده
براساس برخي شواهد مصرف كافئين قبل از فعاليت ورزشي بر آسيب عضلاني بدن اثر مي گذارد. هـدف پـژوهش حاضـربررسي مصرف 6 ميلي گرم بر كيلوگرم كافئين متعاقب يك جلسه فعاليت ورزشـي مقـاومتي بـر كـراتين كينـاز (CK) و لاكتات دهيدروژناز (LDH) در مردان فعال بود. 20 دانشجوي پسر رشتة تربيت بـدني (سـن 25/1±22/21 سـال، قـد 88/6±13/175 سانتي متر، وزن 10/7±22/69 كيلوگرم و شاخص تـودة بـدن 21/2±21/22 كيلـوگرم بـر متـر مكعـب،به صورت تصادفي در دو گروه دارونما (10=n) و كافئين (10=n) تقسيم شدند و يك ساعت پـيش از فعاليـت مقـاومتيبه صورت دوسوكور كافئين يا دارونما دريافت كردند. فعاليت مقاومتي شامل يك مرحله تمـرين دايـرهاي در 5 ايسـتگاه وهر ايستگاه شامل 3 نوبت بود كه هر نوبت با 75 درصد يك تكرار بيشينه در 8 تا 10 تكرار انجام گرفت. نمونههاي خوني قبل از مصرف كافئين يا دارونما، بلافاصله پس از تمرين، 24 و 48 ساعت بعد از تمرين جمعآوري شد. نتـايج نشـان دادتمرين مقاومتي موجب افزايش معنادار سطوح آنزيمي P=0/013) CK) و P=0/001) LDH) شـد . امـا ايـن تغييـراتبين دو گروه تفاوت معناداري نداشت (05/0≥P). به نظر مي رسد مصرف 6 ميلي گرم بر كيلوگرم كافئين قبـل از فعاليـتمقاومتي نميتواند موجب كاهش شاخصهاي آسيب عضلاني در خون شود.

واژه هاي كليدي
آسيب عضلاني، كافئين، كراتين كيناز، لاكتات دهيدروژناز، فعاليت مقاومتي.
مقدمه
هنگام فعاليت بدني شديد، مصرف اكسيژن ميتواند به بيش از 20 برابر زمان استراحت افزايش يابد. در اين زمان مصرف اكسيژن در تارهاي عضلاني فعال ممكن است به 200 برابر برسد و توليد راديكالهاي آزاد را افزايش دهد (17). اين پديده با اندازهگيري آنزيمهايي كه شاخصهاي آسيب عضلاني هم ناميده ميشوند، اندازهگيري ميشود. از جملة اين شاخصها ميتوان كراتين كيناز (CK) و لاكتات دهيدروژناز (LDH) را نام برد. چندين نظريه براي توجيه سازوكارهاي بروز آسيب عضلاني پيشنهاد شده كه شامل نظريههاي اسيد لاكتيك، اسپاسم عضلاني، تخريب بافت همبند، التهاب، نشت آنزيمهاي درون عضلاني و نظرية تخريب عضلاني است (16). با توجه به اينكه گونههاي آزاد اكسيژن (ROS) در پاسخ به ورزش توليد شده و به آسيب اكسايشي و آسيب عضلات اسكلتي منجر ميشود، امكان دارد مكملهاي آنتي اكسيداني با تقويت دفاع آنتياكسيداني بدن از فشار اكسايشي حاصل از ورزش، التهاب و آسيب عضلاني جلوگيري كنند (32). ازاين رو محققان علوم ورزشي همواره در پي راهكارهايي هستند تا به منظور بهبود عملكرد، از تغييرات نامطلوب افزايش شاخصهاي آسيب عضلاني جلوگيري كنند يا دست كم آن را به پايينترين حد ممكن برسانند. يكي از شيوههاي مقابله با تأثيرات نامطلوب خستگي و فشارهاي ناشي از فعاليتهاي به نسبت شديد استفاده از مكملهاي خوراكي است (3). از طرفي براساس نتايج برخي پژوهش ها، مداخلات تغذيهاي و استفاده از مكملهاي آنتي اكسيداني مي تواند يكي از راههاي مناسب براي محافظت در برابر آسيب عضلاني ناشي از فعاليت هاي ورزشي باشد (28).
كافئين (1،3،7-تري متيل گزانتين) مادهاي است كه بهطور طبيعي در برخي مواد غذايي مانند قهوه، چاي، كاكائو، شكلات و نوشابههاي كولادار وجود دارد (14). كافئين در ورزشكاران رقابتي و تفريحي، يك كمك ارگوژنيك شناخته شده است (31). كافئين بر بافتهاي مختلف مانند سيستم عصبي، متابوليكي، هورموني، عضلاني، قلبي-عروقي، ريوي و عملكرد كليه طي استراحت و فعاليت تأثير ميگذارد (24، 19). دوازگايام و همكاران (1996) كافئين را به لحاظ دارا بودن خواص آنتي اكسيداني و فراواني در نسوج بدن همتراز با گلوتاتيون پراكسيداز معرفي كردهاند (12). براساس يافتههاي اين محققان در غلظتهاي ميلي مولار، كافئين بازدارندة مؤثري در مقابل راديكالهاي هيدروكسيل، پراكسيل و سوپراكسيد است. باسيني كامرون و همكاران (2007)، طي مطالعهاي تأثير مصرف كافئين بر آسيب عضلاني ورزشكاران متعاقب فعاليت ورزشي شديد را بررسي كردند. آنها گزارش كردند كه مصرف كافئين موجب كاهش درد در ساق و عضلات پا در طول ورزش فوتبال شديد ميشود (5).
موتل و همكاران (2003)، پيشنهاد كردند احتمالاً اثر نيروافزايي كافئين علت اصلي كاهش درد در طول ورزش است (26). همچنين ماركو و همكاران (2009)، در پژوهشي با عنوان »تأثير مصرف كافئين بر آسيب عضلاني بازيكنان«، عدم تأثير كافئين بر افزايش شاخصهاي آسيب عضلاني را مشاهده كردند (22). از طرفي پترسون و همكاران (2007)، افزايش معنادار شاخصهاي آسيب عضلاني را متعاقب مصرف كافئين و فعاليت ورزشي شديد مشاهده كردند (29). نظر به اينكه كافئين اهميت زيادي در رژيم غذايي روزانة افراد دارد و كميتة بينالمللي المپيك نيز مصرف متعارف كافئين را بلامانع دانسته است و با توجه به اينكه پژوهش هاي بسيار كمي در زمينة تأثير كافئين بر آسيب عضلاني انجام گرفته و نتايج اين پژوهش ها بسيار متناقض است، پرسشهاي زيادي در زمينة تأثير كافئين بر آسيب عضلاني مطرح مي شود كه لزوم بررسيهاي بيشتر را آشكار ميكند. از جملة اين پرسشها اين است كه آيا مصرف كافئين در ورزشكاراني كه فعاليت مقاومتي انجام ميدهند، از آنها در مقابل آسيب عضلاني محافظت ميكند يا اينكه برعكس به صورت يك مادة اكسيداتيو عمل ميكند؟ با توجه به موارد بالا محقق احتمال ميدهد ارتباطي بين مصرف كافئين و آسيب عضلاني و گونههاي راديكال آزاد (ROS) وجود داشته باشد. احتمالاً بررسي تغييرات اين متغيرها در حين ورزش تأثير كافئين بر آسيب عضلاني و ROS را روشنتر خواهد كرد. بنابراين پژوهش حاضر در پي بررسي چگونگي تأثير كافئين متعاقب يك جلسه فعاليت مقاومتي با وزنه بر برخي شاخصهاي آسيب عضلاني در مردان جوان ورزشكار است. بر اين اساس هدف از اين پژوهش بررسي اثر مصرف 6 ميلي گرم بر كيلوگرم كافئين و اجراي يك جلسه فعاليت مقاومتي با وزنة آزاد بر كراتين كيناز و لاكتات دهيدروژناز (شاخص هاي آسيب عضلاني) در مردان جوان ورزشكار بود.
روش پژوهش
آزمودني ها: اين پژوهش از نوع نيمه تجربي است. جامعة آماري اين پژوهش را 120 نفر از دانشجويان پسر رشتة تربيت بدني 19 تا 24 ساله، با حداقل شش ماه ورزش مداوم و دستكم 3 جلسه فعاليت ورزشي در هفته تشكيل دادند. از ميان اين افراد 20 دانشجوي تربيت بدني به صورت نمونه گيري در دسترس و داوطلبانه در پژوهش حاضر شركت كردند. پيش از آزمون، آزمودنيها پرسشنامة سلامتي و فرم رضايت نامة شركت در پژوهش را تكميل كردند. همچنين براساس نياز طرح و با استفاده از پرسشنامة مصرف كافئين، آزمودنيهاي با مصرف بيشتر از 300 ميليگرم كافئين در شبانهروز حذف شدند. آزمودنيها براساس دستورالعمل كتبي از هر گونه فعاليت شديد و مصرف فراوردههاي تغذيهاي مكمل و مواد غذايي داراي خواص آنتياكسيداني 72 ساعت و مواد مصرفي حاوي كافئين 48 ساعت قبل از برگزاري آزمون اصلي منع شدند.
اندازهگيري اوليه: يك هفته پيش از آزمون، آزمودنيها تحت سنجش متغيرهاي آنتروپومتريكي قرار گرفتند و داده هاي مربوط به قد، وزن، درصد چربي و شاخص تودة بدني اندازه گيري شد. بلافاصله پس از اندازه گيري اوليه، به منظور آشنايي آزمودنيها با حركات و دستگاههاي مورد استفاده، تمامي آزمودنيها به سالن آمادگي جسماني و بدنسازي فراخوانده شدند تا هم با شيوة مناسب جابهجا كردن وزنهها و تكنيك صحيح نفسگيري آشنا شوند و هم يك تكرار بيشينه (1RM) آنها در حركات مورد نظر محاسبه شود، براي تعيين 1RM از فرمول برزيسكي استفاده شد (8).
پروتكل ورزشي: پروتكل تمرين مقاومتي به صورت دايرهاي و شامل پنج ايستگاه بود، كه به ترتيب عبارت است از اسكات، پرس سينه، پرس پا، جلو بازو و سرشانه با هالتر. هر حركت شامل سه نوبت و هر نوبت شامل 8 تا 10 تكرار بود. بين هر نوبت 90 ثانيه و بين هر مرحله 5 دقيقه استراحت گنجانده شد، شدت فعاليت برابر 75 درصد 1RM بود، اين حركات پس از 15 دقيقه گرم كردن انجام گرفت (25، 4).
نحوة تهية مصرف مكمل: مكمل كافئين با نام تجاري SIGMA-ALORICH از داخل كشور تهيه شد. 60 دقيقه پيش از فعاليت (به منظور به حداكثر رسيدن غلظت كافئين در خون)، مقدار 6 ميلي گرم بر كيلوگرم و همين مقدار دارونما (نشاسته) به همراه 200 ميلي ليتر آب به روش دوسوكور به آزمودنيها داده شد.
نمونه گيري خون و ارزيابي بيوشيميايي: اولين نمونة خون در ساعات اولية صبح آزمون در حالت ناشتا (12 ساعت ناشتايي) پيش از مصرف مكمل از محل وريد پيش آرنجي بازوي راست هر گروه اخذ شد و بهدنبال آن نمونة خون دوم بلافاصله بعد از فعاليت مقاومتي و بار ديگر نمونههاي خون سوم و چهارم در فاصلة زماني 24 و 48 ساعت پس از اجراي پروتكل ورزشي از همة آزمودنيها جمع آوري شد.
سطوح CK پلاسما با استفاده از كيتهاي شركت پارس آزمون (تهران، ايران) با حساسيت يك واحد و سطوح LDH هم با استفاده از كيتهاي شركت پارس آزمون و با حساسيت پنج واحد با دستگاه اتو آنالايزر مدل هيتاچي (مدل 902، ژاپن) تعيين شد.
روش تجزيه وتحليل آماري: براي تجزيهوتحليل دادهها ابتدا از آزمون كولموگروف – اسميرنوف براي تعيين نرمال بودن دادهها استفاده شد. سپس براي تفسير شاخصها در پاسخ به مكمل و ورزش در دو گروه از آزمون t مستقل و براي مقايسة تغييرات درون گروهي دادهها از تحليل واريانس مكرر (يكطرفه) و تعقيبي بن فروني در سطح معناداري 05/0 استفاده شد. از نرم افزار spss.20 براي تجزيه وتحليل آماري دادهها استفاده شد.

يافته هاي پژوهش
جدول 1 آمار توصيفي ويژگيهاي فردي شامل سن، وزن، قد و BMI آزمودنيها در دو گروه كافئين و دارونما را نشان ميدهد.
در بررسي اطلاعات متغيرهاي پژوهش، آمار توصيفي و نتايج تحليل واريانس يكطرفه به تفكيك در دو گروه مكمل و دارونما در چهار مرحلة آزمون در جدول 2 نشان داده شده است.

جدول 1. آمار توصيفي مربوط به ويژگيهاي فردي آزمودنيها در دو گروه
BMI (كيلوگرم بر مترمربع) قد (سانتيمتر) وزن (كيلوگرم) سن (سال)
21/76±2/13 174/11±8/20 66/52±7/44 20/82±1/26 گروه كافئين
22/86±2/28 177/56±5/00 77/56±5/94 21/64±1/15 گروه دارونما

جدول 2. دادههاي گروه كافئين و دارونما Sig*** **P بين
گروهي M±SDكافئين دارونما M±SD آزمون
پيش از مصرف مكمل 44/62±33/135 15/46±78/155 442/0 *گروه
0/996 195/89±62/25 195/67±131/98 بلافاصله بعد از تمرين
0/203 330/33±137/47 253/00±107/49 24 ساعت بعد از تمرين
كافئين₌033/0 *گروه دارونما₌013/0
45721-279982

CK

CK

48 ساعت بعد از تمرين 88/75±67/195 72/85±00/241 255/0 زمان
×گروه₌284/0
كافئين₌021/0
*گروه
دارونما₌001/0 زمان
×گروه₌454/0
0/230 219/33±27/34 242/67±48/95 بلافاصله بعد از تمرين
0/926 191/33±21/66 193/00±48/54 24 ساعت بعد از تمرين
0/702 198/33±22/64 203/78±35/19 48 ساعت بعد از تمرين
3946558453858

LDH

LDH

پيش از مصرف مكمل 60/51±33/222 28/20±44/200 255/0 *گروه

در سطح (05/0≤p)
**مقدار P بيانگر آزمون تي مستقل بين گروه كافئين و دارونما
*** Sig بيانگر آزمون تحليل واريانس يكطرفه و تعقيبي بن فروني در گروههاي مكمل و دارونما

نتايج نشان داد مقدار CK در گروه كافئين پس از تمرين مقاومتي به طور معناداري افزايش يافت
(033/0P=). همچنين مقدار CK در گروه دارونما پس از تمرين مقاومتي بهطور معناداري افزايش پيدا كرد (013/0P=)، اما تفاوت بين گروه كافئين و دارونما در افزايش CK معنادار نبود (284/0P=). بهعبارت ديگر مصرف 6 ميلي گرم بر كيلوگرم كافئين در كاهش CK متعاقب يك مرحله تمرين مقاومتي با 75درصد 1RM تأثير نداشته است (نمودار 1).
نتايج نشان داد مقدار LDH در گروه كافئين پس از تمرين مقاومتي به طور معناداري افزايش يافت
(021/0P=). همچنين مقدار LDH در گروه دارونما پس از تمرين مقاومتي بهطور معناداري افزايش پيدا كرد (001/0P=)، اما تفاوت بين دو گروه كافئين و دارونما در افزايش LDH معنادار نبود (454/0P=).
به عبارت ديگر مصرف 6 ميلي گرم بر كيلوگرم كافئين در كاهش LDH متعاقب يك مرحله فعاليت مقاومتي با 75 درصد 1RM تأثير نداشته است (نمودار 2).

نمودار 1. تغييرات مقادير CK در مراحل مختلف اندازهگيري

نمودار 2. تغييرات مقادير LDH در مراحل مختلف اندازهگيري بحث
با توجه به نتايج به نظر ميرسد مصرف 6 ميلي گرم بر كيلوگرم كافئين نميتواند تأثيري بر افزايش آنزيمهاي CK و LDH داشته باشد. آتشك و بتوراك (2012) بيان كردند كه تمرين مقاومتي به عنوان فشار مكانيكي ميتواند موجب افزايش تغييرات بيوشيميايي در بدن شود (30). نتايج اين پژوهش ضمنتأييد اين مطلب حاكي از افزايش مقادير CK گروه تجربي به مقدار 48 درصد و افزايش LDH گروهتجربي به مقدار 10 درصد بود. همچنين افزايش CK و LDH گروه دارونما به مقدار 40 و 10 درصد بود.
در برخي مطالعات پيشين از افزايش آنزيمهاي CK و LDH به عنوان شاخصي براي ارزيابي آسيبهاي سلولهاي عضلاني پس از فعاليت ورزشي استفاده ميشود (2). از سوي ديگر، مطالعات نشان دادهاند تمرينهاي شديد و طولاني مدت بدون توجه به زمان بازيافت مناسب، موجب صدمه ديدن تارهاي عضلاني در طول انقباضات، تجزية دروني عضلات اسكلتي و بافتهاي همبند ميشوند و با يك پاسخ التهابي، نفوذ ماكروفاژها، آنزيمهاي سيتوزومي و سيتوپلاسمي تارهاي عضلاني، آزاد شدن آنزيمهاي CK و LDH همراه ميشود و به دنبال آنها علائم درد، محدوديت حركتي و تغييرات بيوشيميايي و اسپاسم تارهاي عضلاني پديد مي آٍيد (18، 6). در عين حال افزايش CK و LDH، به ويژه در مراحل تمرين و بازيافت، منعكسكنندة تراوش پروتئينها و احتمالاً ساير مواد از طريق غشاي عضله است. ضمن اينكه عواملي مانند سن، جنس، آمادگي بدني، فصل سال و نيز تمرين با افزايش نوسانات اين آنزيمها در ارتباط است (33، 13، 9، 7).
همسو با نتايج پژوهش حاضر، مك برايد و همكاران (2000) نشان دادند يك جلسه فعاليت مقاومتي شديد موجب افزايش شاخصهاي آسيب عضلاني در مردان تمرينكرده ميشود (25). در مطالعهاي آوري2 و همكاران (2003) به بررسي پروتكلي با سه جلسه فعاليت مقاومتي در سه روز مجزا پرداختند و بيان كردند كه فعاليت مقاومتي موجب افزايش شاخصهاي آسيب عضلاني ميشود (4). در مطالعهاي ديگر گوزل و همكاران (2007) به بررسي تأثير دو پروتكل متفاوت فعاليت مقاومتي بر شاخصهاي آسيب عضلاني مردان كم تحرك سالم پرداختند. اين محققان دريافتند كه فعاليت ورزشي با شدت بالا موجب افزايش بيشتر شاخص پراكسيداسيون ليپيدي به نسبت فعاليت ورزشي با شدت پايين ميشود (15). همچنين ليو و همكاران (2005)، نوين همكاران (2007)، دمينيك و همكاران
(2010 و 2011) در تأييد اين مسئله بيان كردند كه فعاليت مقاومتي موجب ايحاد آسيب عضلاني ميشود (27، 20، 11، 10). با اين حال، اين نتايج در تضاد با يافتههاي مطالعة مك آنالتي و همكاران(2005) بود كه گزارش دادند يك جلسه فعاليت مقاومتي تأثير معناداري بر شاخصهاي آسيب عضلانيدر مردان ورزشكار ندارد (23). شايد يكي از دلايل تناقض يافتههاي آنها با مطالعة حاضر، شدت كمتر فعاليت ورزشي در مطالعة آنها (60 -40 درصد 1RM) در مقايسه با مطالعة حاضر (75 درصد 1RM) باشد.
به نظر ميرسد از جمله سازوكارها و نظريههاي عمل احتمالي كه از طريق آن ورزشهاي مقاومتي ميتواند موجب توليد آسيب عضلاني شود، تئوري »آسيب تزريق مجدد – ايسكمي« است (1) كه بيانگر آن است كه انقباضهاي عضلاني شديد ممكن است موجب كاهش موقت جريان خون و در دسترس بودن اكسيژن و در نتيجه ايسكمي شود. پس از انقباضهاي (مرحلة انبساط عضلاني) تزريق مجدد خون موجب عرضة فراوان اكسيژن و در نتيجه توليد راديكالهاي آزاد اكسيژن ميشود. استرس و فشارهاي مكانيكي فرضيه و سازوكار بعدي توجيه كنندة افزايش آسيب عضلاني متعاقب فعاليت هاي مقاومتي ميتواند باشد (1). بر اين اساس، ورزشهاي مقاومتي به ويژه انقباضهاي برون گرا موجب آسيب بافت عضلاني و متعاقب آن شروع فرايندهاي التهابي و سرانجام توليد راديكالهاي آزاد اكسيژن و پراكسيداسيون ليپيدي ميشود.
اما در زمينة اثر كافئين بر آسيب عضلاني، نتايج اين پژوهش نشان داد كه تغييرات سطوح كراتين كيناز و لاكتات دهيدروژناز به عنوان شاخص پلاسمايي آسيب عضلاني تحت تأثير مصرف كافئين قرار نگرفت (نمودارهاي 1 و 2) كه اين نتايج همسو با نتايج ماركو و همكاران (2009) و مهدوي و همكاران (2012) است.
ماركو و همكاران تأثير مصرف 5/5 ميلي گرم بر كيلوگرم كافئين بر شاخصهاي آسيب عضلاني پس از دوازده مرحله آزمون دوي سرعت 20 متر را بررسي كردند. نتايج اين پژوهش هيچ اثري از خواص پراكسيداني – آنتياكسيداني كافئين بعد از آزمون آشكار نساخت (22). همچنين مهدوي و همكاران در تحقيقي اثر مصرف 5 ميلي گرم بر كيلوگرم كافئين را متعاقب آزمون وينگت بر شاخصهاي فشار اكسايشي و آسيب عضلاني بررسي كردند. آنها در وهلة اول افزايش معناداري از اين شاخصها متعاقب تست وينگيت مشاهده نكردند. همچنين تفاوت معناداري بين دو گروه كافئين و دارونما مشاهده نكردند (21). از طرفي برخي پژوهشها نشان دادند كه مصرف كافئين از بروز آسيب عضلاني جلوگيري ميكند ياخود ميتواند موجب بروز آسيب عضلاني شود. براي مثال باسيني كامرون و همكاران (2007)، طيمطالعهاي تأثير مصرف كافئين بر آسيب عضلاني ورزشكاران متعاقب فعاليت ورزشي شديد را بررسي كردند. آنها گزارش كردند كه مصرف كافئين موجب كاهش درد در ساق و عضلات پا در طول ورزش شديد ميشود (5). موتل و همكاران (2003) بيان كردند احتمالاً اثر نيروافزايي كافئين علت اصلي كاهش درد در طول ورزش است (26). از طرفي پترسون و همكاران (2007)، افزايش معنادار شاخصهاي آسيب عضلاني را متعاقب مصرف كافئين و فعاليت شديد ورزشي را مشاهده كردند (29).
اين تناقضها ممكن است ناشي از عوامل اثرگذار و مداخلهگر مانند سن، جنس، تفاوتهاي فردي، آمادگي بدني، نوع فعاليت بدني و نحوة مكملدهي باشد. همچنين شدت و مدت فعاليت بدني هم ممكن است از دلايل اصلي وجود تناقض بين پژوهش هاي مختلف باشند.
نتيجهگيري
با توجه به افزايش معنادار غلظت CK و LDH كه يكي از نشانگرهاي اصلي آسيب عضلاني است، نتيجه گرفته ميشود حتي يك جلسه فعاليت مقاومتي ميتواند موجب آسيب عضلاني شود. همچنين مكمل سازي كافئين نميتواند روند آسيب سلولي را مهار كند و از آسيب سلولي ناشي از توليد راديكالهاي آزاد متعاقب يك جلسه فعاليت مقاومتي جلوگيري بهعمل آورد.
تشكر و قدرداني
از دانشجويان عزيزي كه با صبر و حوصله در اين تحقيق شركت كردند تشكر و قدرداني ميشود.

منابع و مĤخذ
آتشك، سيروان؛ شرفي، حسين؛ آذربايجاني، محمدعلي؛ گلي، محمدامين؛ بتوراك، كاوه؛ كريمي، وريا. (1391).
“تأثير مكمل اسيد چرب امگا -3 بر پراكسيداسيون ليپيدي و ظرفيت آنتياكسيداني تام پلاسما متعاقب يك جلسه فعاليت مقاومتي در مردان ورزشكار جوان”. مجلة علمي دانشگاه علوم پزشكي كردستان. دورة هفدهم، ص 59 -51.
شيخ الاسلامي وطني، داريوش؛ مرادي، آرزو. (1391). “پاسخ هورموني، شاخصهـاي آسـيب عضـلاني وغلظت اسيدهاي آمينة پلاسما به دنبال فعاليت مقاومتي حاد همراه بـا مصـرف مكمـلBCAA “. علـومزيستي ورزش. ش 15، ص 62 -45.
كاشــف، مجيــد؛ بنيــان، عبــاس؛ راد، مرتضــي. (1391). “تــأثير مصــرف مكمــل كــراتين و مخلــوطكراتين_كربوهيدرات بر توان بيهوازي و شاخصهاي آسيب سلولي (CK , LDH) در پسـران ورزشـكار
18 -15 ساله”. علوم زيستي ورزشي. ش 13، ص 152 -125.
Avery NG, Kaiser JL, Sharman MJ, Scheett TP, Barnes DM, Gomez AL, et al. (2003). Effects of vitamin E supplementation on recovery from repeaded bouts of resistance exercise. Journal of Strength and Conditoning Research; 17(4): 801-809.
Bassini-Cameron A, Sweet E, Bottino A, Bittar C, Veiga C, Cameron LC. (2007). Effect of caffeine supplementation on haematological and biochemical variables in elite soccer players under physical stress conditions. Br. J. Sports Med; 41: 523-530.
Belviranli M, and Gokbel H. (2006). Acute Exercise Induced Oxidative Stress and Antioxidant Changes. European Journal of General Medicine; 3: 126-131.
Bloomer RJ, Flavo MJ, Schilling BK, and Smith, WA. (2007). Prior Exercise and Antioxidant Supplementation: Effect on Oxidative Stress and Muscle Injury. Journal of the International Society of Sports Nutrition; 4: 9-15.
Brzycki MA. (1995). Practical approach to strength training. 2th Edition. Indianapolis. Master Press; p: 62-65.
Cooper CE, Vollaard NBJ, Choueiri T, Wilson MT. (2002). Exercise, Free Radicals and Oxidative Stress. Biochemical Society Transactions; 30: 280-285.
Deminice R, Sicchieri T, Mialich MS, Milani F, Ovidio PP, Jordao AA (2011). Oxidative stress biomarker responses to an acute session of hypertrophy-resistance traditional interval training and circuit training. J Strength Cond Res; 25(3): 798-804.
Deminice R, Sicchieri T, Payão PO, Jordão AA (2010). Blood and salivary oxidative stress biomarkers following an acute session of resistance exercise in humans.
International Journal of Sports Medicin; 31(9): 599-603.
Devasagayam TPA, Kamat JP, Mohan H, Kesavan PC. (1996). Caffeine as an antioxidant: inhibition of lipid peroxidation induced by reactive oxygen species. BBA Biomembranes; 1282(1): 63-70.
Evans WJ. (2000). Vitamin E, Vitamin C and Exercise. American Journal of Clinical Nutrition; 72: 647-652.
Greer, B.K. (2006). Dissertation: The effects of Branched-chain amino acid supplementation on indirect indicators of muscle damage and performance. ProQuest Information and Learning Company.
Güzel NV, Hazar S, Erbas D. (2007). Effects of different resistance exercise protocols on nitric oxide, lipid peroxidation and creatine kinase activity in sedentary males. J Sport Sci Med; 6: 417- 422.
Howatson G, van someren K. (2008). The prevention and treatment of exercise-induced muscle damage. Sports medicine; 38(6): 483-503.
jakson MJ. (1999). Freeradicalin skin and muscle: damaging agent or signals for adaptation? Proc nutr soc; 58: 673-676.
Krustrup P, Hellsten Y, Bangsbo J. (2004). Intense interval training enhances human skeletal muscle oxygen uptake in the initial phase of dynamic exercise high hut not at low intensities. J Physiol; 559(1): 335-345.
Lenn JON, Uhl T, Mattacola C, Boissonneault G, Yates J, Ibrahim W. (2002). The effects of fish oil and isoflavones on delayed onset muscle soreness. Med Sci Sports Exercise; 34: 1605-1613.
Liu JF, Chang WY, Chan KH, Tsai WY, Lin CL, Hsu MC. (2005). Blood lipid peroxides and muscle damage increased following intensive resistance training of female weightlifters. Ann N Y Acad Sci; 1042: 255-261.
Mahdavi R, Daneghian S, Homayouni A, Jafari A. (2012). Effects of Caffeine Supplementation on Oxidative Stress, Exercise-Induced Muscle Damage and
Leukocytosis. Age (year); 24: 2-65.
Marco M, Anselmo CB, Marcio CX, Jarbas RS, José FFV. (2009). Caffeine Supplementation and muscle damage in soccer players. Brazilian Journal of
Pharmaceutical Sciences; v45, n. 2, abr.
Mcanulty S, Mcanulty L, Nieman D, Morrow J, Utter A, Dumke C. (2005). Effect of resistance exercise and carbohydrate ingestion on oxidative stress Res; 39: 1219–1224.
McArdle WD, Katch FI, Katch VL. (2005), sport & exercise nutrition. Baltimore (MD): Lippincott Williams & Wilkins; (Series Editor).
McBride JM, Kraemer WJ, McBride TT, Sebastianelli W. (1998). Effect of resistance exercise on free radical production. Med Sci Sports Exer; 30: 67–72.
Motl RW, O’connor PJ, Dishman RK. (2003). Effect of caffeine on perceptions of leg muscle pain during moderate intensity cycling exercise. J Pain; 4: 316-321.
Nevin AG, Hazar S, Erbas D. (2007). Effect of different resistance exercise protocols on nitric oxide, lipid peroxidation and creatine kinase activity in sedentary males. Journal of sport science andmedicine; 6(41): 417-422.
Nieman DC, Henson DA, McAnulty L. (2002). Influence of vitamin C supplementation on oxidative and immune changes after an ultamarathon. J Appl Phyiol; 92: 1970-1977.
Pettersson J, et al. (2007). Muscular exercise can cause highlypathological liver function tests in healthy men. Br J Clin Pharmacol; 65(2): 253-259.
Atashak S, Baturak K. (2012). The Effect of BCAA supplementation on serum C – Reactive protein and Creatine Kinase after acute resistance exercise in soccer players. Annals of Biological Research; 3(3): 1569-1576.
Tokmakidis SP, Kokkinidis EA, Smilios I. (2003). The effects of ibuprofen on delayed muscle soreness and muscular performance after eccentric exercise. J Strength Cond. Res; 17: 53-59.
Vassilakopoulos T, Karatza MH, Katsaounou P, Kollinttza A, Zakynthinos S, Roussos C. (2003). Antioxidnts attenuate the plasma cytocine response to exercise in humans. J Appl Physiol; 94: 1025-1032.
Williams MH. (2004). Dietary Supplements and Sports Performance: Introduction and Vitamins. Journal of the International Society of Sports Nutrition; 1(2): 1-6.



قیمت: تومان


پاسخ دهید