علوم زيستي ورزشي _ زمستان 1394 دورة7، شمارة 4، ص : 649 – 659 تاريخ دريافت : 18 / 06 / 92 تاريخ پذيرش : 03 /03 / 93

رابطة بين ويژگيهاي آنتروپومتريك و قابليتهاي فيزيولوژيك فوتباليستهاي نوجوان آماتور

سعيد محمدحسيني1– محمدرضا محمودخاني2 – اميد محمديان3 – مژگان احمديان4 –
محمدحسن گردي اشكذري5

1.دانشجوي دكتري آسيب شناسي ورزشي و حركات اصلاحي، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، گروه آسيب شناسي ورزشي، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ايران 2. دانشجوي دكتري آسيب شناسي ورزشي و حركات اصلاحي، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، گروه آسيب شناسي ورزشي، دانشگاه تهران، تهران، ايران 3.
مربي گروه تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه علم و صنعت ايران، تهران، ايران 4.دانشجوي دكتري مديريت ورزشي، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، گروه مديريت ورزشي، دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب، تهران، ايران 5.دانشجوي دكتري آسيبشناسي ورزشي و حركات اصلاحي، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، گروه آسيب شناسي ورزشي، دانشگاه كرمان، كرمان، ايران

چكيده
هدف از تحقيق حاضر بررسي ارتباط ميان برخي شاخصهاي آنتروپومتري و آزمونهاي فيزيولوژيك (آمادگي جسماني) بازيكنان فوتبال پايه است. تحقيق حاضر توصيفي- مقايسهاي و از نوع ميداني است. جامعة آماري پژوهش را نونهالان فوتباليست پسر 9 تا 13ساله كه داوطلب حضور در پايگاههاي اوقات فراغت تابستاني سازمان ورزش بسيج در مراكز استانها بودند، تشكيل ميدادند. نمونة آماري شامل 153 نفر با ميانگين سني 2/1± 7/11 سال، وزن 3/9± 9/40 كيلوگرم و قد 2/9± 5/147 سانتي متر بود. براي اندازهگيري متغيرهاي پيكري براساس دستورالعمل انجمن بينالمللي پيشبرد پيكرسنجي (ISAK) عمل شد. در آزمون هاي فيزيولوژيك از پرش سارجنت، چابكي ايلينويز و دو 540 متر استفاده شد. تجزيه وتحليل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخة 18 انجام گرفت. براي بررسي توزيع طبيعي دادهها از آزمون K-S و همچنين از آمارههاي توصيفي و رگرسيون در سطح معناداري 05/0 ˂P استفاده شد. نتايج نشان داد چربي بدن (8/2t=؛ 00/0t=2/8) ،(P=؛ 00/0p=)، شاخص باليدگي (7/2t=؛ 00/0p=) و جزء اندومورفي (47/0-t=؛ 00/0p=) مي توانند به شكل معني داري توان بي هوازي را پيش بيني كنند. همچنين قد (7/2-t=؛ 00/0p=)، وزن
(3/2t=؛ 02/0 p=)، چربي بدن (9/3-t=؛ 00/0p=)، شاخص باليدگي (5/3-t=؛ 00/0p=)، جزء اندومورفي (3/4t=؛
00/0p=)، و جزء اكتومورفي (4/2t=؛ 00/0p=)، مي توانند به شكل معنا داري توان هوازي را پيش بيني كنند. ميان چابكي و متغيرهاي آنتروپومتري ارتباط معني داري مشاهده نشد.

واژه هاي كليدي
آنتروپومتري، فوتبال، قابليت هاي فيزيولوژيك.

مقدمه
ويژگي هاي آنتروپومتري بازيكنان (مانند قد، وزن، تركيب بدني، ابعاد استخوان و دور اندامها) گاهي به طور پيچيده اي با عملكرد ورزشي ارتباط دارند (25). هنگام انتخاب بازيكنان جوان فوتبال بهتر است به قابليت هاي فيزيولوژيك و آنتروپومتريك بازيكنان توجه شود (23). هدف از تحقيق حاضر بررسي ارتباط ميان برخي شاخص هاي آنتروپومتري و آزمون هاي آمادگي جسماني (فيزيولوژيك) بازيكنان جوان فوتبال است.
شناخت ويژگي هاي آنتروپومتريكي و فيزيولوژيكي در هر رشتة ورزشي از عوامل مهم و مؤثر بر اجراي ورزشكاران است. اطلاع از اين ويژگيها در مقايسة ورزشكاران با خود و ديگران، كشف ضعف ها و رفع و اصلاح آنها و طراحي صحيح و اصولي برنامه هاي تمريني نقش مهمي دارد.
در بسياري از تحقيقات ديده شده كه در رشته هاي مختلف ورزشي ورزشكاران نخبه خصوصيات فيزيولوژيكي و آنتروپومتري ويژهاي دارند. توريولا و همكاران (1987) در تحقيقي نشان دادند كه نداشتن فيزيك مناسب بر عملكرد موفقيتآميز ورزشكار تأثيرگذار است. به نظر وي تفاوت موجود بين ورزشكاران در عوامل مورفولوژيكي بر عملكرد آنها تأثير مهمي دارد (30).
در ميان رشته هاي ورزشي، فوتبال بهدليل داشتن تماشاچي زياد و هزينههاي هنگفتي كه در آن صرف مي شود، جايگاه ويژه اي در افكار عمومي داشته و در كانون توجه قرار دارد (23). برخي محققان نيازهاي فيزيولوژيك رشتة فوتبال را گزارش كرده اند. انرژي مورد نياز يك مسابقه حدود 5700 كيلوژول براي يك مرد 75 كيلوگرمي و حداكثر اكسيژن مصرفي 60 ميلي ليتر/كيلوگرم در دقيقه است(24).
فوتبال رشته اي است كه به توان هوازي بالايي نياز دارد. همچنين استارت ها و فعاليتهاي انرژي فسفاژن در آن به وفور يافت ميشود (24). سيستم انرژي غالب در فوتبال هوازي بوده (16) و اجراي حركات بدون توپ در اين رشته بسيار رايج است. اين حركات موجب ميشود فرد براي هم تيمي خود موقعيت ايجاد كند، حريف را فريب دهد يا به دنبال بازيكن حريف بدود. اگرچه حركات بدون توپ اغلب به شكل هوازي اجرا ميشود، فعاليتهايي كه مستقيماً با توپ انجام ميگيرد اغلب بيهوازي هستند (22). فعاليت هاي همراه با حمل توپ حدود 30 ثانيه به طول مي انجامند و مهم ترين بخش هاي يك بازي مانند مالكيت توپ و حمله و غيره را شامل مي شود كه در بازيكنان جوان زمان كمتري را شامل مي شود. در اجراي چنين فعاليت هايي برخي متغيرهاي فيزيولوژيك اثرگذارند. براي مثال قدرت پايين تنه با اكستنسورهاي پا ارتباط دارد و به اجراي قدرتمند يك ضربة شوت كمك مي كند (23). اهميت اين نظر كه چگونه تركيب بدني با عملكرد جسماني مرتبط است، در برخي رشتهها مطالعه شده است (27، 2) و تيمهاي حرفه اي از آن بهعنوان شاخص هاي گزينش ورزشكاران استفاده كرده اند (19). با وجود اين ميزان اهميت اين شاخصها در رشته هاي مختلف، متفاوت است. حتي در برخي رشتهها مانند فوتبال نميتوان به تعريف واحدي از ويژگيهاي پيكري ورزشكاران موفق در پستهاي مختلف رسيد و گاه ديده ميشود در يك زمان ورزشكاراني با ويژگي هاي كاملاً متفاوت در يك پست مشابه به عنوان نخبه مطرح مي شوند. چنين واقعيت هايي موجب شده است كه اثربخشي، اعتبار و روايي اين شاخص ها به عنوان آزمون هاي تشخيصي به صورت نظريه باقي بماند. به ويژه در داخل كشور و در رشتة فوتبال پژوهش هاي اندكي به اين مسائل پرداخته اند.
با توجه به اينكه در طول بلوغ تفاوتهاي چشمگيري در باليدگي زيست شناختي افراد همسن وجود دارد، شاخصهايي مانند سن رسيدن به اوج سرعت نمو ميتواند در انتخاب ورزشكاران مستعد جوان حائز اهميت باشد (18). سن رسيدن به اوج سرعت قد (PHV) سني است كه در آن ميزان نمو قد به حداكثر سرعت خود ميرسد (26). پسران در حدود 5/13 تا 14 سالگي به اوج سرعت نمو مي رسند و سرعت آن كمي از دختران نيز بيشتر است (9 سانتي متر در سال در مقابل 8 سانتي متر در سال)، سرعت نمو پسران در حدود 17 سالگي به تدريج متوقف ميشود (13).
براساس منابع موجود و همچنين با توجه به تجربيات مربيان، اغلب پسراني كه از نظر زيست شناختي باليدهترند نسبت به ساير همسالان خود اجراي بهتري دارند (21). برخي پژوهش ها گزارش كرده اند كه در سنين پايه، احتمال انتخاب شدن در ورزش در افراد مسنتر و آنهايي كه از نظر جسماني بلندترند، افزايش مي يابد (29، 7).
يافتهها نشان داده است كه شاخصهاي زيست-حركتي، در ارتباط با سن PHV تغييراتي را نشان ميدهند (21). در زمينة برخي شاخصهاي پيكري نيز نتايج برخي مطالعات نشان داده است رابطة معنادار و مثبتي بين مقدار درصد چربي بدن با برخي عوامل فيزيولوژيك وجود دارد (1). بين قد و چابكي با توان هوازي و توان بي هوازي در بازيكنان فوتسال نيز ارتباط معناداري يافت شده است (3). در تحقيق حاضر سعي شده درصد چربي بدن، اجزاي اندومورفي، مزومورفي، اكتومورفي، قد، وزن و شاخص باليدگي (phv) به عنوان عوامل پيش بين در فاكتورهاي چابكي، توان هوازي و توان بي هوازي بررسي شود.

روش پژوهش
تحقيق حاضر توصيفي- ارتباطي و از نوع ميداني است. جامعة آماري پژوهش حاضر را نونهالان فوتباليست پسر 9 تا 13ساله كه داوطلب حضور در پايگاههاي اوقات فراغت تابستاني سازمان ورزش بسيج در مراكز استانها بودند، تشكيل ميدادند. نمونة آماري شامل 153 نفر با ميانگين سني 2/1± 7/11 سال، وزن 3/9± 9/40 كيلوگرم و قد 2/9± 5/147 سانتي متر از بين افرادي كه در دامنة سني مذكور قرار داشتند و با توزيع متوازن از استانهاي كردستان، ايلام، بوشهر، هرمزگان و فارس انتخاب شدند.
براي اندازهگيري متغيرهاي پيكري براساس دستورالعمل انجمن بين المللي پيشبرد پيكرسنجي (ISAK) عمل شد كه شامل مشخصات آزمودني، وزن، قد ايستاده و نشسته، چينهاي پوستي در هشت نقطه، محيط اندام در پنج نقطه و دو پهناي استخواني بود. قد ايستاده و نشستة شركتكنندگان با قدسنج ديواري SECA (با دقت 1 ميلي متر) و وزن آنها با ترازوي ديجيتالSECA (با دقت 1/0 كيلوگرم) اندازهگيري شد. سپس قطر اندامها (بازو در حالت ريلكس، بازو در حالت خم شده، كمر، لگن و ساق) با متر نواري Lufkin (با دقت 1 ميلي متر) اندازهگيري شد. ضخامت چربي زير پوستي در هشت نقطه (دوسر بازو، سه سر بازو، تحت كتفي، تاج خاصره، خار خاصره، شكمي، ران و ساق) با كاليپرSlim guide (با دقت 5/0 سانتي متر) اندازهگيري شد و پهناهاي استخواني بازو و ران با كاليپر مخصوص استخوان mitutoyo (با دقت 1 ميلي متر) اندازهگيري شد (5) به منظور محاسبة اجزاي سوماتوتايپ (اندومورفي، مزومورفي، اكتومورفي) و نوع پيكري از نرمافزار پيكرسنجي استفاده شد كه روايي و پايايي اين نرم افزار توسط محمودخاني و براتي (1391) گزارش شده است (4).
به منظور برآورد ويژگي هاي فيزيولوژيك، از آزمون 540 متر براي ارزيابي توان هوازي استفاده شد و نتايج به صورت ثانيه ثبت شد. اين آزمون در نوجوانان از اعتبار و روايي مناسبي برخوردار است (20). همچنين به منظور بررسي توان بيهوازي از پرش سارجنت استفاده شد. اين آزمون كه توان عضلات اكستنسور پايين تنه را ارزيابي مي كند (9)، براي ارزيابي توان ورزشكاران فوتباليست مي تواند مناسب باشد. نتيجة آزمون سارجنت به وسيلة فرمول لوييس و با واحد توان محاسبه شد. چابكي يكي ديگر از عوامل فيزيولوژيكي مهم در فوتبال است كه در پژوهش حاضر با استفاده از آزمون ايلينويز و با واحد ثانيه بررسي شد (12)
تجزيه وتحليل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخة 18 انجام گرفت. براي بررسي توزيع طبيعي دادهها از آزمون K-S و همچنين آمارههاي توصيفي و به منظور بررسي فاكتورهاي ملاك و پيش بين از آزمون رگرسيون خطي در سطح معناداري 05/0 ˂P استفاده شد.
يافته ها
مشخصات جمعيت شناختي نمونه ها در جدول 1 نشان داده شده است.

جدول 1. مشخصات جم عيتشناختي آزمودنيها (153 نفر)
انحراف استاندارد ميانگين حداكثر حداقل
1/2 11/7 13 8 سن
9/2 147 172 126 قد
9/3 40/9 73 23 وزن
3 18/6 28/5 15/6 شاخص تودة بدني

نتايج به دست آمده از تحليل رگرسيوني در خصوص مؤلفههاي آنتروپومتري در جدول شماره 2 نشان داده شده است. حدود 33 درصد متغير توان بي هوازي را ميتوان از روي متغيرهاي آنتروپومتري پيش بيني كرد (4/10F=؛ 00/0p=)، متغيرهاي معادله (نسبت هاي t و ضرايب بتا) سطح معناداري و اولويت وزن عوامل پيش بين را نشان ميدهند. بدين شكل كه چربي بدن (8/2t=؛ 00/0p=)، شاخص باليدگي (7/2t=؛ 00/0p=) و جزء اندومورفي (47/0-t=؛ 00/0p=) ميتوانند به شكل معناداري توان بي هوازي را پيش بيني كنند.
در خصوص متغير چابكي، سهم عوامل پيش بين ناچيز بوده (07/0) و نسبت F معنادار نيست
(7/1F=؛ 1/1p=). حدود 33 درصد متغير توان هوازي را مي توان از روي متغيرهاي آنتروپومتري پيش بيني كرد (2/10F=؛ 00/0p=)، متغيرهاي معادله (نسبت هاي t و ضرايب بتا) سطح معناداري و اولويت وزن عوامل پيش بين را نشان ميدهند. بدين شكل كه قد (7/2-t=؛ 00/0p=)، وزن (3/2t=؛ 02/0p=)، چربي بدن (9/3-t=؛ 00/0p=)، شاخص باليدگي (5/3-t=؛ 00/0p=)، جزء اندومورفي (3/4t=؛ 00/0p=)، و جزء اكتومورفي (4/2t=؛ 01/0p=)، مي توانند به شكل معناداري توان هوازي را پيشبيني كنند.
جدول 2. نتايج رگرسيون چندمتغيرة مؤلفه هاي ملاك و متغيرهاي آنتروپومتري
P T β F Rsquared R متغيرهاي پيشبين متغيرهاي
ملاك
0/09
0/49
*0/00
*0/00 1/7
-0/68
2/8
2/7 0/55
-0/25
0/47
0/20 *10/4 0/33 0/57 قد
وزن
چربي بدن شاخص
باليدگي(PHV) سارجنت (توان بي هوازي)
*0/00 – 3 -0/47 جزء اندومورفي 0/12 – 1/5 -0/11 جزء مزومورفي 0/17 – 1/3 -0/37 جزء اكتومورفي 0/99
0/49
0/95
0/15 0/00
-0/68
0/05
– 1/4 0/00
-0/29 0/01
-0/12 1/7 0/07 0/27 قد
وزن
چربي بدن شاخص
باليدگي(PHV) ايلينويز (چابكي)
0/53 0/62 0/11 جزء اندومورفي 0/74 0/33 0/02 جزء مزومورفي 0/54 -0/61 -0/19 جزء اكتومورفي *0/00
*0/02
*0/00
*0/00
*0/00 2/7
2/3
3/9
3/5
4/3 -0/90 0/85
-0/65
-0/25
0/69 *10/2 0/33 0/57
قد
وزن
چربي بدن
شاخص
باليدگي(PHV)
جزء اندومورفي دو 540 متر (توان هوازي)
0/23 1/1 0/08 جزء مزومورفي *0/01 2/4 0/65 جزء اكتومورفي

P T β F R-squared R متغيرهاي پيش بين متغيرهاي ملاك
0/09
0/49
*0/00
*0/00
*0/00 1/7
-0/68
2/8
2/7
– 3 0/55
-0/25
0/47
0/20
-0/47 *10/4 0/33 0/57 قد
وزن
چربي بدن
شاخص باليدگي(PHV)جزء اندومورفي سارجنت (توان بي هوازي)
0/12 – 1/5 -0/11 جزء مزومورفي 0/17 – 1/3 -0/37 جزء اكتومورفي 0/99
0/49
0/95 0/15
0/53 0/00
-0/68
0/05
– 1/4
0/62 0/00
-0/29 0/01
-0/12
0/11 1/7 0/07 0/27 قد
وزن
چربي بدن شاخص باليدگي(PHV)جزء اندومورفي ايلينويز (چابكي)
0/74 0/33 0/02 جزء مزومورفي 0/54 -0/61 -0/19 جزء اكتومورفي *0/00
*0/02
*0/00
*0/00
*0/00 2/7
2/3
3/9
3/5
4/3 -0/90 0/85
-0/65
-0/25
0/69 *10/2 0/33 0/57 قد
وزن
چربي بدن
شاخص باليدگي(PHV)جزء اندومورفي دو 540 متر (توان هوازي)
0/23 1/1 0/08 جزء مزومورفي *0/01 2/4 0/65 جزء اكتومورفي
بحث و نتيجه گيري
هدف از تحقيق حاضر پيشبيني عوامل فيزيولوژيك براساس متغيرهاي آنتروپومتريك بود. نتايج آزمون آماري رگرسيون نشان داد كه شاخص قد عامل مهمي در پيش بيني توان هوازي است. بر اين اساس هرچه فرد قد بلندتري داشته باشد توان هوازي كمتري خواهد داشت. اين مورد با تحقيق عابدي و همكاران (1389) و وونگ و همكاران (2009) ناهمسو بود (32، 1). همچنين در تحقيق حاضر ارتباط معناداري بين شاخص قد و پرش سارجنت ديده نشد. اين يافته با بيشتر تحقيقات قبلي مغاير است (32، 18، 1). دليل اين ناهمسويي را ميتوان به تفاوت در عوامل روششناختي اين تحقيقات نسبت داد. در تحقيقات گذشته براي بررسي ارتباط از آزمون آماري همبستگي پيرسون استفاده شده كه اعتبار آن به منظور پيش بيني، نسبت به آزمون آماري رگرسيون كمتر است (10). حال آنكه در تحقيق حاضر از آزمون آماري رگرسيون استفاده شده است. همچنين تفاوت در گروه سني، سابقة تمريني و سطح فني شركت كنندگان در تحقيق پيشين ميتواند از عوامل اثرگذار بر ناهمسويي نتايج باشد.
نتايج نشان داد، درصد چربي بدن به طور معناداري با آزمون سارجنت مرتبط بود. اين يافته با نتايج تحقيق پرنو و همكاران (1384) همسوست (1). درصد چربي بدن به شكل معنادار و منفي ميتواند پيش بين در توان هوازي افراد باشد (1). در اين راستا برخي پژوهشگران معتقدند، درصد چربي بالا در فعاليت هايي كه نيازمند تحمل وزن در طولانيمدت باشند، مانند دويدن استقامتي ميتواند اثر منفي داشته باشد (32، 14).
شاخص باليدگي (phv) ارتباط معنادار مثبت با توان بيهوازي و ارتباط معنادار و منفي با توان هوازي داشت. به اين معنا كه هرچه فرد به سن PHV نزديك تر باشد، از توان هوازي بيشتري برخوردار خواهد بود. اين يافته با نتايج جيتنر و همكاران (2004) و شيرر و همكاران (2007) همراستاست (28، 11). نكتة مهم در اين زمينه نتايج تحقيق جيتنر و همكاران (2004) بود كه نشان داد سن رسيدن به اوج سرعت نمو توان هوازي (vo2max) دقيقاً با PHV مقارن است، بنابراين تفاوت در سن PHV يكي از مهم ترين عوامل زيربنايي تفاوت در عملكرد هوازي است (28، 11).
يافته ها نشان داد بين جزء اندومورفي تيپ بدني با توان بي هوازي ارتباط منفي و معناداري وجود دارد، اما اين شاخص پيكري با توان هوازي ارتباط مثبت و معناداري نشان داد. ميزان جزء اكتومورفي نوع پيكري نيز ارتباط مثبت و معناداري با توان هوازي نشان داد. در اين مورد ميتوان به اهميت توان هوازي براي بازيكنان فوتبال اشاره كرد. داشتن سطح مناسبي از توان هوازي ميتواند در بازگشت به حالت اولية بازيكنان در زمان استراحت كمك مؤثري كند و مربيان نيز نبايد اهميت توان هوازي را در اجراي ورزشي بازيكنان فوتبال ناديده بگيرند. ماهيت اينتروال فعاليت هاي داخل زمين فوتبال ايجاب مي كند كه بازيكنان اين رشته آمادگي هوازي مناسبي داشته باشند (3).
يافته ها نشان داد ميان شاخص مزومورفي با چابكي ارتباط معناداري وجود ندارد. توجه به اين نكته ضروري است كه چابكي يكي از عوامل زيستحركتي تركيبي است و از تركيب فاكتور توان با انعطاف پذيري به وجود مي آيد. عامل توان از سرعت بيشينه و قدرت بيشينه حاصل مي شود (6). از آنجا كه ميزان قدرت و بافت عضله تأثير مهمي در ميزان توان عضلاني دارد؛ در مورد شركتكنندگان در تحقيق حاضر بايد به اين نكته توجه داشت كه شرايط سني و فيزيولوژيك آنها بهگونه اي است كه باليدگي قدرت در ايشان به وجود نيامده است و قرار گرفتن در دورة پيش از بلوغ نيز موجب محدوديت در بافت عضلاني شده است (31). بنابراين فاكتورهاي وابسته به قدرت و بافت عضله نميتواند در اين گروه متأثر از عوامل فوق باشد. با توجه به نكات مذكور عدم ارتباط ميزان جزء مزومورفي با چابكي در ميان شركت كنندگان اين تحقيق به لحاظ اصول فيزيولوژيك قابل تفسير است.
براساس نتايج برخي پژوهشها هنگام انتخاب بازيكنان مستعد فوتبال علاوه بر شاخصهاي آنتروپومتريك و فيزيولوژيك شاخص هاي مهارتي و رواني نيز بايد در نظر گرفته شود (8). بنابراين پيشنهاد مي شود در ساير تحقيقات مجموعه عوامل اثرگذار و شاخص هاي اصلي شناسايي شده و بهصورت يكجا بررسي شود. با وجود اين، تحقيقاتي از اين دست نيز ميتواند اطلاعات مفيدي در اختيار مربيان و دست اندركاران گزينش بازيكنان مستعد قرار دهد.

منابع و مĤخذ
پرنو، عبدالحسين. قراخانلو، رضا. آقا علي نژاد، حميد. (1384). بررسي نيمرخ تركيب بدني، فيزيولوژيكي و انتروپومتريكي بازيكنان نخبة فوتسال ايران. (2): 58-49.
جعفري، اكرم. آقا علي نژاد، حميد. قراخانلو، رضا. مرادي، محمدرضا. (1385) توصيف و تعيين رابطة بين ويژگي هاي آنتروپومتريكي و فيزيولوژيكي با موفقيت تكواندوكاران. (16): 16-7.
عابدي، بهرام. (1389). بررسي رابطة بين ويژگيهاي آنتروپومتريك و برخي قابليتهاي فيزيولوژيك بازيكنان فوتسال دانشجوي پسر. 2: 94-79.
.4 Bloomfield, J., Ackland, T. R., & Elliott, B. C. (1994). Applied anatomy and
biomechanics in sport: Blackwell Scientific Publications Melbourne.
.5 Bompa, T. O. (1996). Variations of periodization of strength. Strength & Conditioning Journal, 18(3), 58-61.
.6 Brewer, J., Balsom, P., & Davis, J. (1995). Seasonal birth distribution amongst European soccer players. ;1:154-157
.7 Carling, C., Le Gall, F., Reilly, T., & Williams, A. (2009). Do anthropometric and fitness characteristics vary according to birth date distribution in elite youth academy soccer players? Scandinavian journal of medicine & science in sports, 19(1), 3-9.
.8 Challis, J. H., & Domire, Z. J. (2013). Insights to vertical jumping from computer
simulations. Movement & Sport Sciences-Science & Motricité.
.9 Field, A. (2009). Discovering statistics using SPSS: Sage publications.
.01 Geithner, C. A., Thomis, M. A., Eynde, B. V., Maes, H. H., Loos, R. J., Peeters, M., . . . Beunen, G. P. (2004). Growth in peak aerobic power during adolescence. Medicine and science in sports and Exercise, 36(9), 1616-1624.
.11 Hachana, Y., Chaabène, H., Nabli, M. A., Attia, A., Moualhi, J., Farhat, N., & Elloumi, M. (2013). Test-retest reliability, criterion related validity and minimal detectable change of the Illinois agility test in male team sport athletes. Journal of strength and conditioning research/National Strength & Conditioning Association.
.21 Haywood, K. M., & Getchell, N. (2009). Life span motor development: Human Kinetics.
.31 Helsen, WF, Van Winckel, J, and Williams, AM( 2005). The relative ageeffect in youth soccer across Europe. J Sports Sci 23: 629–636,
.41 Hosseini, S. S., Panahi, M., Naghilo, Z., & Ramandi, L. D. (2011). The Effect of Exercise Training on Perceptual Motor Skills and Physical Fitness Factors in Preschool Children. Middle-East Journal of Scientific Research, 9(6), 764-768.
.51 Keir, D. A., Thériault, F., & Serresse, O. (2013). Evaluation of the Running-Based Anaerobic Sprint Test as a Measure of Repeated Sprint Ability in Collegiate-Level Soccer Players. The Journal of Strength & Conditioning Research, 27(6), 1671-1678.
.61 le Gall, F., Carling, C., Williams, M., & Reilly, T. (2010). Anthropometric and fitness characteristics of international, professional and amateur male graduate soccer players from an elite youth academy. Journal of Science and Medicine in Sport, 13(1), 90-95.
.71 Malina, R. M., Bouchard, C., & Bar-Or, O. (2004). Growth, maturation, and physical activity: Human Kinetics.
.81 McGee, K. J., & Burkett, L. N. (2003). The National Football League combine: a reliable predictor of draft status? The Journal of Strength & Conditioning Research, 17(1), 6-11.
.91 Pasbakhsh, H., Ghanbarzadeh, M., & Ebadi, G. (2011). Relationships between skinfold thicknesses, body mass index and physical fitness of female students. Studies in Physical Culture & Tourism, 18(2), 149-155.
.02 Philippaerts, R. M., Vaeyens, R., Janssens, M., Van Renterghem, B., Matthys, D., Craen, R, Malina, R. M. (2006). The relationship between peak height velocity and physical performance in youth soccer players. Journal of sports sciences, 24(3), 221-230.
.12 Reilly, J., & Wong, S. H. (2012). The Development of Aerobic and Skill Assessment in Soccer. Sports Medicine, 42(12), 1029-1040.
.22 Reilly, T., Bangsbo, J., & Franks, A. (2000). Anthropometric and physiological predispositions for elite soccer. Journal of sports sciences, 18(9), 669-683.
.32 Reilly, T., Williams, A. M., Nevill, A., & Franks, A. (2000). A multidisciplinary approach to talent identification in soccer. Journal of sports sciences, 18(9), 695-702.
.42 Reilly,T, Williams, M.(2003). Science & soccer, 2nd ed. Routledge, LONDON & NEW YORK.
.52 Roger, E., Eston, R. G., & Reilly, T. (2009). Kinanthropometry and exercise physiology laboratory manual: tests, procedures and data (Vol. 1): Taylor & Francis.
.62 Sawyer, D. T., Ostarello, J. Z., Suess, E. A., & Dempsey, M. (2002). Relationship between football playing ability and selected performance measures. The Journal of Strength & Conditioning Research, 16(4), 611-616.
.72 Sherar, L. B., Baxter-Jones, A. D., Faulkner, R. A., & Russell, K. W. (2007). Do physical maturity and birth date predict talent in male youth ice hockey players? Journal of sports sciences, 25(8), 879-886.
.82 Simmons, C., & Paull, G. C. (2001). Season-of-birth bias in association football. Journal of sports sciences, 19(9), 677-686.
.92 Toriola, A., Adeniran, S., & Ogunremi, P. (1987). Body composition and anthropometric characteristics of elite male basketball and volleyball players. Journal of sports medicine and physical fitness, 27(2), 235-239.
.03 Wilmore, J. H., Costill, D. L., & Kenney, W. L. (2004). Physiology of sport and exercise (Vol. 726): Human kinetics USA.
.13 Wong, P.-L., Chamari, K., Dellal, A., & Wisløff, U. (2009). Relationship between anthropometric and physiological characteristics in youth soccer players. The Journal of
Strength & Conditioning Research, 23(4), 1204-1210.
32. محمودخاني، محمدرضا.، براتي،اميرحسين. (1391). طراحي و ساخت نرم افزار پيكرسنجي.
مطالعات طب ورزشي (12): 42 -27.



قیمت: تومان


پاسخ دهید