علوم زيستي ورزشي _ زمستان 1394 دورة7، شمارة 4، ص : 675 – 688 تاريخ دريافت : 15 / 06 / 93 تاريخ پذيرش : 10 / 10 / 93

تأثير تمرينات پيلاتس بر سطح BDNF سرم مردان سالمند

ايمان زكوي1– علي اصغر ولي پور2- مژگان بني هاشمي امام قيسي3 – بنفشه بيژني4-
رفعت عيسي زاده5

1و2. كارشناس ارشد، كميتة تحقيقات دانشجويي، دانشكدة علوم پزشكي آبادان، آبادان، ايران
كارشناس ارشد، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه آزاد خوراسگان، اصفهان. ايران
كارشناس ارشد آمار، دانشگاه علوم پزشكي جندي شاپور اهواز. خوزستان، ايران
كارشناس ارشد، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه الزهرا تهران، تهران، ايران

چكيده
فاكتور نوروتروفيك مشتق از مغز (BDNF) كه از نظر ساختاري شبيه فاكتور رشد عصبي است، در قسـمت هيپوكامـپتوليد مي شود و يكي از فاكتورهايي است كه در دوران سالمندي در اثر فقدان فعاليت كاهش مي يابد. كاهش BDNF بر حافظه، يادگيري و شناخت، ، جذب غذا و متابوليسم انرژي تأثير مي گذارد و سبب اختلال رفتاري مـيشـود؛ بـا فعاليـتورزشي مي توان اين كمبود را جبران و حتي از بروز آلزايمر جلوگيري كـرد . هـدف از اجـراي ايـن پـژوهش، بررسـي اثـرتمرينات پيلاتس بر سطح BDNF سرم در مردان سالمند بود. براي اين منظور20 مرد سالمند بـه طـور تصـادفي در دو گروه تجربي و كنترل با ميانگين سني (گروه كنترل 67/2±65 سال، گروه تجربي 62/2±64 سال) و ميانگين وزن (گروه كنترل 59/3±73 كيلوگرم، گروه تجربي 54/3±71 كيلوگرم) تقسيم شدند. از كلية آزمودني ها 24 ساعت قبل از شـروعتمرينات و 24 ساعت پس از پايان دورة تمريني، به صورت ناشتا خون گيري به عمل آمد. سپس گروه تجربي به مدت 12 هفته (هر هفته 5 جلسه و هر جلسه به مدت 60 دقيقه) برنامة ورزشي پيلاتس را دريافت كردند. درحالي كه گروه كنترل هيچ مداخلهاي دريافت نكردند و تنها پيگيري شدند. به منظور مقايس ة درون گروهي از آزمـون آمـاريt همبسـته و بـرايمقايسة بينگروهي از t مستقل استفاده شد. يافته ها نشان داد كه سطوح BDNF سرم در گـروه تجربـي در مقايسـه بـاگروه كنترل به طور معناداري افزايش يافت (05/0<P). نتايج اين تحقيق نشان مي دهد كه تمرينات پيلاتس به عنوان يك روش ايمن و مؤثر، سبب افزايش سطوح BDNF سرم مردان سالمند مي شود. بنابراين، با توجـه بـه اينكـهBDNF در دوران سالمندي بر اثر بي تحركي كاهش مي يابد، مي توان كمبود آن را با اجراي تمرينات كمهزينـه و بـيخطـر پـيلاتسجبران كرد.

واژه هاي كليدي
پيلاتس، سالمن ،BDNF.
مقدمه
فاكتور نوروتروفيك مشتق از مغز (BDNF) يكي از فاكتور هاي رشد عصبي است كه نقش تنظيمي درتفكيك نورون ها، شكل پذيري سيناپسها و آپوپتوزيس دارد (9،24،51). BDNF اولين بار در سال 1982 از مغز جدا (5) و در سال 1989 سنتز شد (26). به علاوه شواهد زيادي نشان مي دهند كه BDNF نقش مهمي در حافظه، يادگيري (31،32)، اختلال رفتاري، جذب غذا و متابوليسم انرژي دارد
(35). BDNF توسط تعدادي از بافت هاي محيطي و همچنين دستگاه عصبي مركزي (CNS) توليد مي شود (28،35) و در هيپوكامپ و قشر مخ بهوفور وجود دارد. همچنين در گردش خون با مقادير مختلف در سرم، پلاسما و پلاكت ها يافت ميشود (29). كرگ و همكاران (20) نشان دادند كه ارتباطي مثبت بين سطوح BDNF سرم و قشر مغز در موشها وجود دارد، به طوريكه سطوح BDNF سرم ميتواند بازتابي از BDNF مغز باشد.
مطالعات مختلف ارتباط احتمالي بين سطوح پايينBDNF و شرايطي همچون افسردگي، اسكيزوفرني، اختلالات عصبي، آلزايمر، هانتيگتون، زوال عقل و نيز بي اشتهايي عصبي و پرخوري عصبي را نشان مي دهند (36،3). اگرچه BDNF نقش حفاظتي عصبي واضحي دارد، در بعضي از اختلالات غيرعصبي ممكن است به عنوان تعديل كنندة عفونت و انژيوژنس تومور به پاتوژنز كمك كند. سطوح بالاي BDNF خون با افزايش بقاي تومور و رشد آن در چندين بيماري نئوپلاستيك همراه است (55) كه در پاتوژنز بيماري شريان كرونري مشخص ميشود (11). سطوح BDNF همچنين تحت تأثير تمرين قرار ميگيرد. مشخص شده كه تمرين، نروژنز را تقويت ميكند و سطوح BDNF مغز را در مطالعات حيواني و انساني بالا ميبرد (29). مشخص شده است كه در انسان افزايش موقتي غلظت هاي BDNF سرم بلافاصله بعد از تمرين با شدت متوسط (29) و تمرين كوتاه مدت با شدت بالا تا واماندگي وجود دارد (53). در حيوانات، تمرينات ورزشي با افزايش mRNA BDNF در بعضي نواحي مغز گزارش شده است (37،39). يك رژيم با چربي تام بالا، سطوح BDNF هيپوكامپ در حيوانات را كاهش ميدهد، اما ورزش ميتواند اين كاهش در BDNF را معكوس كند (33)؛ اگرچه بيانmRNA BDNF در هيپوكامپ به طور مثبتي با مسافت دويدن همبسته است. براساس اين يافتهها احتمالاً فعاليت بدني روزانه ميتواند بر سطوح BDNFسرم مؤثر باشد. مطالعات ديگر نشان دادند كه تمرين با شدت كم نسبت به تمرين با شدت متوسط در 360 دقيقه، پروتئين BDNF بيشتري حاصل ميكند (49). همچنين سطوح BDFN به شدت تمرين وابسته است. تمرين ميتواند به افزايش BDNF كمك كند (52). مطالعات اخير نشان دادهاند كه دورههاي تمريني كوتاهمدت با شدت بالا به افزايش BDNF سرم در انسان ها منجر مي شود(14،42،52) و دقايقي پس از پايان تمرين به سطوح پايه باز مي گردد. افزايش BDNF سرم در پاسخ بهتمرين با بهبود يادآوري حافظه در انسان مرتبط است (55). اين يافتهها از اين فرضيه كه افزايش مربوطبه BDNF خون ممكن است براي سلامت مغز مفيد باشد، حمايت مي كنند. كار اخير نوفوجي و همكاران، ارتباطي معكوس بين غلظت هاي BDNF سرم و فعاليت بدني را نشان داد كه با شمارش گام برداري و هزينة تعيين انرژي در مردان بررسي شد (38). همچنين پرسشنامة استفاده شده توسط چان و همكاران، سطوحBDNF سرم پايين تري را در گروه فعال بدني در مقايسه با افراد غيرفعال نشان داد (8). با توجه به تأثيرات مثبت ورزش و فعاليت بدني بر سالمندان، يكي از شكلهاي جديد ورزش ذهني بدني به نام پيلاتس، معرفي مي شود كه در آن بر كنترل حركات، وضعيت قرارگيري بدن و تنفس تمركز مي شود (10). پيلاتس روشي براي بهبود و تقويت سلامت ذهن و جسم است كه در سال 1920 توسط جوزف پيلاتس مطرح شد (18). پيلاتس (كنترولوژي) به معناي ايجاد هماهنگي بين جسم، ذهن و روح است (48). روش تمريني پيلاتس، متشكل از ورزش هايي است كه بر بهبود انعطاف و قدرت در تمام اندام هاي بدن تمركز دارد، بدون اينكه عضلات را حجيم كند يا آنها را از بين ببرد. اين روش تمريني از حركات كنترل شده اي تشكيل شده كه در مغز، هارموني فيزيكي ايجاد ميكند و توانايي بدني افراد را در هر سن، افزايش مي دهد (22). پزشكان اين ورزش را روشي منحصربه فرد از آمادگي جسماني كه در آن تركيبي از تقويت، كشش و تنفس عضلاني بهمنظور توسعة عضلات تنه و بازگرداندن تعادل عضله استفاده مي شود، معرفي كرده اند (22). محققان براي ترسيم نتايج سودمند ورزش پيلاتس بر بهبود عملكرد جسماني و ساير فاكتورهاي سلامت در بين سالمندان به تحقيقات بيشتري نياز دارند (1).
مطالعات اخير گزارش كردهاند كه ورزش پيلاتس براي تمام سنين، تمام تيپهاي بدني و آمادگي هاي بدني مختلف مناسب است (18). بيشتر پژوهشهاي تجربي دربارة تأثيرات پيلاتس به مطالعة جوانان و افراد ميانسال محدود شده است (46، 25). همچنين، تحقيقات اندكي در خارج از كشور به تأثيرات ورزش پيلاتس بر سالمندان پرداخته اند (4،47). در برخي از تحقيقات صورت گرفته در داخل كشور گزارش شده است كه يك دوره تمرينات پيلاتس حتي موجب كاهش تركيبات بدن مي شود (1). براي مثال زكوي و همكاران (1394) در تحقيقي بيان كردند يك دوره تمرينات پيلاتس سبب كاهش معنادار تركيبات بدن در مردان سالمند چاق ميشود (1).
با توجه به تناقض نتايج تحقيقات و اينكه تاكنون تحقيقي با اثر 12 هفته تمرين پيلاتس بر سطوحBDNF سرم مردان سالمند انجام نگرفته است، انگيزه اي به وجود آمد تا در اين زمينه تحقيقي صورتگيرد.

روش شناسي
روش اين تحقيق از نوع نيمهتجربي است. نمونة آماري پژوهش حاضر 20 سالمند مرد 64 تا 65 ساله با ميانگين وزن (گروه كنترل 59/3±73 كيلوگرم، گروه تجربي 54/3±71 كيلوگرم) و ميانگين قد (گروه كنترل 53/4±174 سانتي متر، گروه تجربي 95/43±173 سانتي متر) از آسايشگاه سالمندان شهر اهواز انتخاب و به صورت تصادفي به دو گروه تجربي و كنترل تقسيم شدند.
بعد از گرفتن پيش آزمون از آزمودني ها، گروه تجربي به مدت 12 هفته (5 جلسه در هر هفته، هر جلسه 60 دقيقه) به تمرينات پيلاتس پرداختند. تمرينات در نوبت صبح و زير نظر مربي پيلاتس هدايت شدند. مربي هر تمرين را نمايش مي داد، سپس به صورت كلامي براي اطمينان از صحت يادگيري تمرين را تكرار ميكرد. در ادامه بر نحوة اجراي سالمندان نظارت و در صورت لزوم آنان را راهنمايي ميكرد. همچنين تمام حركات به صورت آهسته و كنترل شده به منظور افزايش هماهنگي و تسهيل فرايند يادگيري به سالمندان آموزش داده ميشد. كلية تمرينات اين تحقيق، با برنامههاي تمريني كه از مرور كتابها و مقالات بهدست آمده بود، مطابقت داشت (44 ،40، 25، 19). هر جلسه تمرين به سه قسمت تقسيم مي شد: گرم كردن، اجراي تمرينات پيلاتس و بازگشت به حالت اوليه. تمرينات در حالات مختلف خوابيده، نشسته و ايستاده انجام ميگرفت. اين تمرينات به بخش اول تمرينات بر روي تشك (شش هفتة اول) و بخش دوم تمرينات با استفاده از باند ( شش هفتة دوم) تقسيم شد. حركات از ساده شروع و در ادامه به شدت و پيچيدگي آن ها افزوده مي شد. تمرينات ابتدا در حالت خوابيده، سپس نشسته و ايستاده هدايت شدند. همچنين يك دوره استراحت 30 ثانيه اي بين حركات در نظر گرفته شد. مدت زمان تمرينات پيلاتس براساس تعداد تكرارهاي هر حركت، پيشرفت و ازدياد حركات از 40 تا 60 دقيقه در جلسات پاياني متغير بود. رعايت اصل اضافه بار با توجه به پيشرفت هاي فردي سالمندان در نظر گرفته ميشد؛ به اين صورت كه تمرينات با پنج تكرار شروع شدند و در نهايت با شانزده تكرار پايان يافتند. سرعت پيشرفت تمرينات براي همة آزمودنيها در يك سطح بود و به آنها توصيه شد تمرينات را تا جايي كه احساس درد و ناراحتي نداشته باشند، انجام دهند. چنانچه آزمودني ها احساس مي كردندهنگام اجراي حركات، كنترل خود را از دست ميدهند، به آنها توصيه ميشد تا يك مرحله به عقببازگردند تا به سطح پايه برسند. رعايت اين مورد سبب توجه به تفاوت هاي فردي آزمودني ها و عدماحساس درد يا سرخوردگي آنان ميشد. تمامي جلسات تمرين در ساعت 9 تا 10 صبح انجام ميگرفت. افراد گروه شاهد در دورة تمرينات فقط به فعاليت هاي روزانة خود پرداختند. پس از اتمام تمرينات براي بررسي اثر تمرينات، از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد.
از كلية آزمودنيها در دو مرحله؛ 24 ساعت قبل از شروع برنامه و 24 ساعت پس از اتمام آخرين جلسه، خون گيري به عمل آمد. نمونه هاي خوني جم ع آوري شده به سرعت به آزمايشگاه منتقل و به مدت 10 دقيقه و با سرعت 1500 دور در دقيقه سانتريفيوژ شد تا سرم آنها جدا شود. براي تعيين ميزان غلظت BDNF سرم از كيت BOSSTER به روش آنزيم لينك ايمنواسي (ELISA) و براساس دستورالعمل كارخانه سازندة كيت (آمريكا) تعيين شد.
از آمار توصيفي براي بررسي ويژگي هاي آزمودني ها همة متغيرها شامل سن، قد، وزن و BDNF سرم در دو گروه استفاده شد. پس از بررسي نرمال بودن توزيع دادهها با استفاده از آزمون كولموگروف- اسميرنوف براي مقايسة درون گروهي از آزمون t همبسته و به منظور مقايسة بين گروهي از tمستقل استفاده شد. كلية محاسبات آماري با استفاده از نرمافزار SPSS نسخة 19 انجام گرفت و نتايج تجزيه وتحليل هاي آماري به طور كامل در نتايج تحقيق بررسي شد.

نتايج و يافته هاي تحقيق
ويژگي جسماني آزمودنيهاي گروه هاي تجربي و كنترل در جدول 1 نشان داده شده است. جدول 2 ميزان تغييرات BDNF سرم را بين گروهها نشان ميدهد. نتايج نشان داد مقادير سرمي BDNF متعاقب 12 هفته تمرين پيلاتس به طور معناداري افزايش يافت (05/0≤P). شكل 1 مقايسة ميانگين تغييرات BDNF سرم در گروه تجربي (پيش آزمون 95/66±3/174، پس آزمون71/116±7/286) و كنترل
(پيش آزمون 044/49±6/112، پس آزمون 805/47±3/118) را بعد از 12 هفته تمرينات پيلاتس نشان مي دهد كه در مقايسههاي بين گروهي افزايش معناداري داشته است (002/0P=).

جدول 1. مشخصات دموگرافي شركتكنندگان
وزن(كيلوگرم) قد (نسا تي متر) سن (سال) تعداد گروه
73 174 65 10 كنترل
71 173 64 10 تجربي
جدول 2. تغييرات متغيرهاي پژوهش از پيشآزمون تا پس آزمون در گروه هاي كنترل و تجربي
p t مستقل p t
همبسته پس آزمون پيش آزمون گروه شاخص
آماري
ميانگين±انحراف معيار ميانگين±انحراف معيار
*0/002
-4/324
*0/023
*0/001 2/745
4/572 118/3±47/805
286/7±116/71 112/6±49/044
174/3±66/95 كنترل

تجربي BDNF (pg/ml)
* معناداري در سطح 05/0≤P

112
/
6
118
/
3
174
/
3
286
/
7
0
50
100
150
200
250
300
350
كنترل

گروه
پيلاتس

تمريني

روه
گ
BDNF (pg/ml)
آزمون

پيش
آزمون

پس

112

/

6

118

/

3

174

/

3



قیمت: تومان


پاسخ دهید