علوم زيستي ورزشي _ تابستان 1395 دورة8، شمارة 2، ص : 193 – 206 تاريخ دريافت : 05 / 03 / 93 تاريخ پذيرش : 31 / 03 / 94

تأثير تمرينات هوازي همراه با مصرف مكمل زردچوبه بر شاخص التهابي قلبي – عروقي
و تركيب بدن در زنان غيرفعال
تكتم شادكام1– پروانه نظرعلي2 – ناهيد بيژه3
كارشناس ارشد،گروه فيزيولوژي ورزشي، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه الزهرا، تهران
دانشيار، گروه فيزيولوژي ورزشي، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه الزهرا، تهران3. دانشيار، گروه فيزيولوژي ورزشي، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه فردوسي مشهد

چكيده
هدف پژوهش حاضر بررسي شش هفته تمرين هوازي و مصرف مكمل پودر زردچوبه بر ميزان CRP پلاسما و تركيب بدن در زنان غيرفعال بود. بدين منظور 32 زن غيرفعال 25-23 ساله داوطلب شركت در پژوهش شدند و و بهطور تصادفي در چهار گروه 8 نفري تمرين هوازي، تمرين هوازي –مكمل، مكمل و گروه كنترل قرار گرفتند. برنامة تمريني به مدت شش هفته و هر جلسه به مدت 40 دقيقه با HR max 55% شروع و به صورت فزاينده اجرا شد.گروه مكمل روزانه يك گرم پودر زردچوبه مصرف كردند. از همة گروهها قبل و بعد از اتمام برنامة تمريني در شرايط ناشتا خونگيري به عمل آمد. دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS19، آزمون آناليز واريانس يكطرفه و آزمون تعقيبي Benferoniدر سطح معناداري 05/0 P< تجزيه وتحليل شدند. يافتهها نشان داد در همة گروهها مقدار (P=0/000) CRPنسبت به گروه كنترل و مقاديرP=0/ 535) BMI ) نسبت به قبل از مداخله كاهش معناداري يافت، اين در حالي است كه بين گروه هاي تمرين، مكمل و تمرين، مكمل و كنترل تفاوت معناداري مشاهده نشد (355/0 P=). مقادير WHR نسبت به قبل از مداخله كاهش معناداري يافت، ولي از نظر آماري معنادار نبود (458/0 (P= . به طوركلي يافتهها نشان داد كه شش هفته تمرين هوازي و مصرف مكمل زردچوبه، اثر مثبتي بر كاهش مقادير CRPدارد و بهنظر ميرسد تركيب فعاليت و مكمل گيري زردچوبه در درازمدت بر تركيب بدني افراد تأثيرات سودمندي دارد.
واژه هاي كليدي
بيماري هاي قلبي-عرقي،پودر زردچوبه، تمرين هوازي، CRP.
مقدمه
به دليل سبك زندگي غيرفعال و بي تحركي، در چند دهة اخير بيماري هاي قلبي-عروقي افزايش يافته است. امروزه يكي از مهم ترين عوامل مرگ ومير به خصوص در كشورهاي توسعه يافته، بيماري هاي قلبي -عروقي است و سالانه نزديك به40 درصد مرگوميرها در جهان به اين بيماريها اختصاص دارد. دو عامل اصلي در زمينة احتمال بروز بيماري هاي قلبي-عروقي، چاقي و كم تحركي است (12). نتايج تحقيقات حاكي از آن است كه به ازاي هر يك واحد افزايش در شاخص تودة بدني، خطر وقوع بيماري هاي قلبي-عروقي 8 درصد افزايش مييابد. در مقابل، با افزايش فعاليت بدني، احتمال بروز بيماري هاي قلبي –عروقي 8 درصد كاهش مي يابد (26). يافته هاي پژوهشي حاكي از آن است كه پيشبيني كنندة مناسب براي غلظت چربيهاي خطرناك VLDL-Cو فشار خون در زنان و مردان،BMI است (32). براساس نتايج تحقيقات فعاليت جسماني موجب كاهش درصد چربي و BMI ميشود (2). همچنين گزارش شده است تا سال 2030 حدود 58 درصد از جمعيت جهان شاخص تودة بدن بيشتر از 30 خواهند داشت (39). اخيراً پژوهشگران به شاخص هاي التهابي به عنوان عامل پيشگويي كنندة بيماريهاي قلبي-عروقي توجه زيادي داشتهاند. پروتئين واكنشدهندة CRP)C) يكي از ميانجيهاي اصلي واكنش مرحلة حاد است كه در پاسخ به افزايش سايتوكاينهاي التهابي مانند IL-6و IL1b، توسط كبد ترشح ميشود (16،5،15). اين پروتئين بخشي از سيستم ايمني ذاتي است و قبل از ايمني اختصاصي شروع به فعاليت ميكند. محققان پروتئين هاي فاز حاد را به عنوان يكي از معيارهاي ارزيابي سلامت در نظر دارند (15). براساس نتايج تحقيقات سطح CRP بالاي سرم ارتباط نزديكي با چاقي دارد و اينترلوكين-6 ترشحشده از بافت چربي نقش مهمي در افزايش آن دارد و با شاخصهاي اندازهگيري بافت مثل دور كمر، نسبت دور كمر به دور باسن دارد (30). كاهش فعاليت بدني، عادت و رژيم غذايي نادرست و چاقي، از مهم ترين عوامل افزايش CRP سرمي است، حتي برخي محققان آن را مهمترين پيشبيني كنندة بيماريهاي قلبي – عروقي، بهويژه در زنان ميدانند (21،34). شناخت عوامل خطرزاي قلبي –عروقي در پيش بيني و پيشگيري از چاقي و بروز بيماري هاي قلبي –عروقي در بزرگسالي مؤثر است (24).
اتخاذ شيوة نامناسب زندگي شامل بي تحركي و تغذية نامناسب از يك سو و شيوع بيماري هاي قلبي – عروقي از سوي ديگر، راهكارهاي مختلفي از سوي محققان براي كاهش خطر بيماريهاي قلبي –عروقي و شاخص هاي التهابي بررسي ارائه شده است. در سالهاي اخير توجه محققان به بررسي تأثير طب گياهي در پيشگيري و درمان مشكلات مختلف معطوف شده است. مصرف آنتياكسيدان ها و ضدالتهاب هاي موجود در طبيعت نمونهاي از اين تدابير است (1). از جمله مهمترين ضدالتهابهاي موجود در طبيعت، كوركومينوئيدها هستند. زردچوبه محتواي گروهي از تركيبات پلي فنوليك به نام كوركومينوئيدهاست و در بين كوركومينوئيدها، كوركومين رايج ترين و فراوان ترين پليفنول با خاصيت آنتياكسيداني و ضدالتهابي قوي است. رنگ زرد زردچوبه (كوركوما لونگا) ناشي از پيگمانهاي پليفنوليك است كه به كوركومينوئيد معروف است. كوركومينوئيدها در كل 9 -2 درصد تومريك را تشكيل ميدهند كه كوركومين اصليترين و فعالترين كوركومينوئيدهاست (75 درصد)، و سايرين شامل دمتوكسي كوركومين (20-10 درصد) و بيس دمتوكسي كوركومين (5 درصد) است (39) كه اثرهاي محافظتي بر كبد دارد و مسهل صفراوي و محافظ كبدي است (6). اثرهاي ضدالتهابي و آنتياكسيدانتي مشاهدهشده توسط ريزوم گياه زردچوبه، تأثيرات درماني زيادي در بيماريهاي مختلف از جمله بيماريهاي التهابي مزمن آلزايمر، پاركينسون، مالتيپل اسكلروزيس (2MS)، صرع، آسيبهاي مغزي، بيماري هاي قلبي – عروقي، انواع سرطان، آلرژي، آسم، آرتريت، چاقي، افسردگي، خستگي، ايدز و ديابت دارد (27).
براساس نتايج تحقيقات مادة مؤثرة زردچوبه (كوركومين) قابليت واكنشي بالا با مولكولهاي درگير در التهاب دارد و پاسخ هاي التهابي را از طريق كاهش فعاليت آنزيم سيكلواكسيژناز 2، ليپواكسيژناز و آنزيم نيترواكسايد سنتاز و كاهش توليد سايتوكاينهاي التهابي از جمله فاكتور نكروزدهندة تومور (TNFآلفا)، اينترلوكين 1-2 -6-8 -و 12 كاهش ميدهد. كوركومين مانع از بيان فاكتور هسته اي NF-KB)KB)، آنزيم سيكلواكسيژناز و آنزيم نيترواكسايدسنتاز ميشود و فرايند التهاب و تومورزايي را مهار ميكند (18،22،28،35). ازاين رو كوركومين علاوهبر فرايندهاي التهابي، توليد سايتوكاينهاي پيش التهابي را نيز مهار ميكند (8).
سوگاوارا و همكاران (2012) در پژوهشي در زمينة بررسي برنامة تمرين استقامتي همراه با مصرف كوركومين بر روي هموديناميك شريان مركزي زنان يائسة سالم، به اين نتيجه دست يافتند كه مصرف روزانه 150ميلي گرم كوركومين همراه با فعاليت ورزشي هوازي 6-3 جلسه در هفته (هر جلسه به مدت40 – 25 دقيقه) به مدت هشت هفته، شاخص تودة بدن آزمودنيها را به طور معناداري كاهش ميدهد (38). در تحقيق چاندران و همكاران (2012) در زمينة بررسي تأثير مصرف كوركومين بر بيماران روماتوئيت آرتريت، نشان دادند مصرف روزانه 500 ميلي گرم كوركومين به كاهش شاخص التهابي پروتئين واكنشگر C منجر شد (13). همچنين تحقيقات نشان داده است كه مصرف كوركومين به مقدار150ميلي گرم در روز همراه با فعاليت ورزشي هوازي به مدت هشت هفته (سه جلسه در هفته) موجب بهبود عملكرد اندوتليال در زنان يائسه سالم شد (30).
بيشتر تحقيقات به مطالعة اثر تمرينات هوازي يا مصرف مكمل زردچوبه به تنهايي بر شاخص التهابي CRP پرداختهاند و مطالعه اي كه تركيبي از اين روش ها را بر سطح CRP در افراد غيرفعال بررسي كرده باشد، مشاهده نشد. با توجه به نتايج پژوهشهاي انجام گرفته و تأكيد بر اين مسئله كه تحقيقي در زمينة بررسي و مقايسة اثر مصرف مكمل پودر زردچوبه و تمرينات هوازي توأم با هم بر روي نمونة انساني وجود ندارد، اين پژوهش درصدد پاسخگويي به اين پرسش مهم است كه هر يك از روش ها (تمرينات هوازي، مصرف پودر زردچوبه و تركيبي از اين دو) چه تأثيري بر سطح CRP دارد.

روش شناسي پژوهش
پژوهش حاضر از نوع نيمهتجربي با چهار گروه تمرين هوازي، مكمل، تمرين هوازي+مكمل و كنترل بود.
جامعة آماري دانشجويان غيرفعال در حال تحصيل دانشگاه الزهرا بودند. آزمودنيهاي پژوهش 32 زن 25-22 ساله بودند. تمام افراد براساس پرسشنامة سلامت بيماري و عارضة خاصي نداشتند و براساس معيارهاي پژوهش (عدم فعاليت ورزشي منظم طي چهار ماه اخير، مصرف نكردن داروي خاص و مصرف مكمل غذايي) وارد تحقيق شدند. اين افراد داوطلبانه و از نمونههاي در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفي در چهار گروه كنترل، تمرين هوازي، مكمل و تمرين هوازي+مكمل قرار گرفتند. طي يك جلسة توجيهي آزمودنيها با پروتكل و نحوة انجام كار، هدف و چگونگي اجراي پژوهش آشنا شدند. آزمودني ها فرم رضايت نامه و شركت داوطلبانه، و پرسشنامة سلامت را كامل كردند. اطلاعات مربوط به سن، قد، و تودة بدني تمام افراد ثبت شد. وزن داوطلبان با ترازوي Seca با شرايط كمترين لباس، بدون كفش، ايستاده در وسط ترازو و قرار گرفتن دست ها در كنار بدن، چشم ها و صورت رو به جلو، اندازه گيري شد. قد افراد با قدسنج Seca با دقت 1/0سانتي متر با شرايط بدون كفش ثبت شد. پس از اندازه گيري قد و وزن آزمودنيها، از تقسيم وزن (كيلوگرم) بر قد به توان 2 (متر)،BMI محاسبه شد. براي اندازه گيري دور كمر، محيط شكم در محدودة اف و براي اندازه گيري دور باسن، پهنترين قسمت باسن با متر نواري اندازه گيري شد. سپس با تقسيم اندازة دور كمر بر اندازة باسن WHR به دست آمد. براي بررسي متغيرهاي بيوشيميايي، خونگيري پس از دوازده ساعت ناشتا و يك روز قبل از شروع دوره انجام گرفت.
در مرحلة اول، از آزمودنيها خواسته شد تا دو روز قبل از آزمون، هيچگونه فعاليت ورزشي انجام ندهند. از سياهرگ دست چپ هر آزمودني در وضعيت نشسته و در حالت استراحت، 5 ميلي ليتر خون گرفته شد و نمونهها براي اندازهگيري CRP سرمي استفاده شدند. اندازه گيري CRP در آزمايشگاه و پس از تهية سرم با بهره گيري از كيت آزمايشگاهي انساني به روش دستگاهي و با استفاده از دستگاه Nicocard ساخت آلمان صورت گرفت.
پروتكل تمرين: تمرينات هوازي به مدت شش هفته و سه جلسه در هفته با شدت 75 -55 درصد ضربان قلب بيشينه انجام گرفت. هر هفته 5 درصد بر شدت تمرين اضافه ميشد، به صورتي كه در هفتة اول با شدت HRmax 55 درصد و به مدت 40 دقيقه شروع شد. در هفتة آخر با شدت 75 درصد HRmax و به مدت 50 دقيقه انجام گرفت. تمرين در هر جلسه شامل 10دقيقه گرم كردن با انواع حركات كششي، نرمشي، راه رفتن و دويدن بود. فعاليت اصلي35 -30 دقيقه شامل دويدن هاي متنوع- حركات پاية ايروبيك- تمرينات ايستگاهي (با سيستم هوازي) انجام گرفت. شدت تمرين با استفاده از ضربان سنج پلار ساخت چين كنترل شد و در انتهاي هر جلسه، عمل سرد كردن با اجراي دويدن نرم و انجام حركات كششي به مدت 5 دقيقه انجام گرفت.
تهيه و آماده سازي پودر زردچوبه
براساس مطالعات انجامگرفته مصرف 3-1 گرم زردچوبه در روز عوارض جانبي ندارد. در نتيجه براساس مطالعات انساني انجام گرفته دوز 1000ميلي گرم روزانه انتخاب شد (23). پوكه هاي خالي از شركت توليد ژلاتين كپسول ايران تهيه شد و براساس استانداردهاي فارما كوپهاي دارويي در شرايط كنترل شده از پودر زردچوبه به مقدار مورد نظر 500 ميلي گرم در داخل كپسول ها پر شد و با ترازوي آزمايشگاهي براي تعيين وزن دقيق اندازه گيري شد.
برنامة مكمل زردچوبه: گروه مصرف مكمل به مدت شش هفته روزانه دو كپسول 500 ميليگرمي حاوي پودر زردچوبه در دو وعدة غذايي مصرف كردند (33). چون دانشجويان خوابگاهي انتخاب شدند، از رژيم هاي غذايي نسبتاً يكساني پيروي مي كردند. گروه كنترل مداخلة خاصي نداشتند. پس از طي اين مرحله، آزمودنيها به مدت شش هفته در برنامة تمرين هوازي، تمرين هوازي +مكمل، مكمل و كنترل شركت كردند. پس از سپري شدن اين مدت و گذشت 24 ساعت پس از آخرين جلسة تمرين، از افراد دوباره همانند مرحلة اول در شرايط 12ساعت ناشتا خون گيري به عمل آمد.
روش آماري: پس از جمعآوري و وارد كردن اطلاعات حاصله در محيط نرمافزار IBM SPSS نسخة 19، دادههاي خام تجزيه وتحليل شد. بهطوري كه براي محاسبة شاخصهاي گرايش مركزي و پراكندگي و رسم نمودارهاي متغيرها از آمار توصيفي استفاده شد. طبيعي بودن دادهها با استفاده از آزمون كولموگروف- اسميرنوف تأييد شد (05/0>(P. سپس با توجه به طبيعي بودن توزيع دادهها، از آزمون تحليل واريانس يكطرفه به منظور بررسي تفاوت بين گروه ها (كنترل، مكمل، مكمل و تمرين، تمرين) و در صورت معنا داري تفاوت بين گروهي از آزمون تعقيبي بونفروني استفاده شد. همچنين براي بررسي تفاوت درون گروهي از آزمون تي زوجي استفاده شد.

نتايج و يافته هاي تحقيق
با توجه به جدول 1 نتايج نشان داد كه سطوح CRP در تمامي گروه هاي مداخله اي (مكمل، مكمل و تمرين، تمرين) نسبت به گروه كنترل و نسبت به زمان قبل از مداخله كاهش معنا داري را نشان مي دهند (0001/0 = P). درحالي كه نسبت مقادير CRP بين گروههاي تمرين، تمرين و مكمل، مكمل تفاوت معنا داري را نشان نداد. جدول 2 نتايج حاصل از مقادير WHR را نشان ميدهد. با توجه به اين جدول مقادير WHRدر تمامي گروه ها نسبت به گروه كنترل كاهش داشت كه اين كاهش معنادار نبود (458/0 = P). در جدول 3 نيز مقادير BMI نشان داد كه در شاخص تودة بدني افراد در همة گروه ها نسبت به زمان قبل از مداخله در هر گروه كاهش معناداري وجود دارد. اين در حالي است كه بين گروههاي تمرين، مكمل و تمرين، مكمل، كنترل تفاوت معنا داري مشاهده نميشود (355/0 = P).
جدول 1. تغييرات درون گروهي و بين گروهي CRP در چهار گروه
265827-7324

زمان پيش آزمون پس آزمون درون گروهي بين گروهي ميانگين± انحرافميانگين± انحراف
متغير گروه استاندارد استاندارد مقدار P مقدار P
0/023
0/000 0/600 0/001
0/000 0/150 ± 0/02
118/0 ±012/0
109/0 ± 20/0 0/147 ± 0/03 142/0 ± 02/0
149/0± 02/0 كنترل مكمل
مكمل و تمرين CRP
0/006 0/002 121/0 ± 01/0 148/0 ± 30/0 تمرين

جدول 2. تغييرات درون گروهي و بين گروهي WHR در چهار گروه
172863-6540

زمانپيشآزمون پسآزمون درون گروهي بين گروهي متغير گروه ميانگين± انحراف ميانگين± انحراف مقدار P مقدار P استاندارد استاندارد
كنترل 03/0 ± 714/0 02/0 ± 715/0 617/0 458/0 WHR مكمل 08/0 ± 778/0 07/0 ± 784/0 084/0 مكمل و تمرين 04/0 ± 702/0 05/0 ± 708/0 0/457 تمرين 02/0 ± 728/0 02/0 ± 727/0 0/122

جدول 3. تغييرات درون گروهي و بين گروهي BMI در چهار گروه
زمان پيش آزمون پس آزمون درون گروهي بين گروهي
197248-258032

متغير گروه ميانگين± انحرافميانگين± انحراف مقدار P مقدار P
استاندارد استاندارد
0/355

0/0001
0/0001
0/004 22/214± 1/976
25/542 ± 4/84
23/014 ± 3/03 23/957 ± 2/15
25/8 ± 2/91
24/3 ± 2/65 كنترل مكمل
مكمل و تمرين BMI Kg/m2
0/001 21/885 ± 2/73 23/614 ± 2/66 تمرين

بحث و نتيجه گيري
در بسياري از پژوهش ها ارتباط بين چاقي و بيماريهاي قلب –عروقي به اثبات رسيده، اما دلايل آنهنوز مورد بحث است. پژوهش هاي جديد عامل مشترك اين بيماريها را واكنش هاي التهابي معرفيكردهاند. نشان داده شده است مولكول هاي پيشالتهابي در پيشرفت عوارض چاقي نيز نقش دارند (9).
در پژوهش حاضر پس از شش هفته تمرين هوازي با مكمل ياري روزانه يك گرم پودر زردچوبه موجب كاهش شاخص التهابي CRP شد كه با يافته هاي پتر و همكاران (2005) چاندران و همكاران (2012) در زمينة مصرف مكمل به تنهايي همسوست (13،14).
زردچوبه اثر حفاظتي بر سيستم ايمني دارد. پتر و همكاران (2005) به بررسي كوركومين درماني در بيماري التهاب شكمي پرداختند. مصرف كوركومين به مدت دو ماه در اين بيماران به ميزان 550 ميلي گرم در ماه اول دو بار در روز و در ماه دوم 550 ميلي گرم سه بار در روز نشان داد كه كوركومين از طريق مهار فاكتور هسته ايNF-KB)KB)، فاكتور نكروزدهندة تومور (TNF-α) و مهار سنتز IL-2 موجب كاهش توليد سايتوكاين التهابي CRP ميشود (14). در پژوهش حاضر در گروهي كه روزانه يك گرم پودر زردچوبه مصرف كردند، سطح CRP سرم به طور معنادار كاهش يافت. به نظر ميرسد مكانيسمي كه موجب ميشود زردچوبه پاسخهاي التهابي را كاهش دهد، مادة مؤثرة آن يعني كوركومين است.
كوركومين پاسخ هاي التهابي را از طريق كاهش فعاليت آنزيم سيكلواكسيژناز 2، ليپواكسيژناز و آنزيم نيترواكسايد سنتاز و كاهش توليد سايتوكاينهاي التهابي از جمله فاكتور نكروزدهندة تومور (TNFآلفا)، اينترلوكين 1-2-6-8-و 12كاهش ميدهد. همچنين مانع از بيان فاكتور هسته اي NF-KB)KB)، آنزيم سيكلواكسيژناز و آنزيم نيترواكسايدسنتاز ميشود و از اين طريق فرايند التهاب و تومورزايي را مهار مي- كند (22).
يافتههاي پژوهشي حاكي از اين است كه كوركومين موجود در زردچوبه آنزيم سيكلواكسيژناز و ليپواكسيژناز را مهار ميكند (22). اين آنزيم ها اسيد آراشيدونيك را به ميانجيهاي التهابي از جمله هيستامين، سروتونين، براديكنين، سيتوكينينها و پروستوگلاندينها تبديل ميكند (25). تورمرين يك كوركومين حلقوي است كه نقش محافظتي شديدي از عوامل آسيبرسان اكسيداتيو دارد (37).
تحقيقات در اين زمينه نشان مي دهد كه كوركومين به د ليل خاصيت آنتي اكسيداني، از توليد راديكال-هاي آزاد اكسيژن جلوگيري ميكند (36). با توجه به نقش اين مواد در ايجاد التهاب، به نظر مي رسد قسمتي از اثر ضدالتهابي پودر زردچوبه ناشي از مكانيسم مذكور باشد. در گروه تمرين هوازي نيز مقدار CRP به طور معناداري كاهش يافت كه با نتايج تحقيق رحيمي و همكاران (2012) و بيژه وهمكاران
(2012) همسوست (10،29). آريكاوا و همكاران (2011) در تحقيقي تأثير طولاني مدت فعاليت ورزشيبر مقدار CRP را مطالعه كردند و نشان دادند شانزده هفته تمرين هوازي موجب كاهش معنادار CRPميشود (11). پژوهش هايي كه از نمونههاي حيواني استفاده كرده اند، گزارش كردهاند كه تأثير تمرين در ميان آزمون (هفتة ششم) بارز نبوده است، اما با ادامة تمرين هفته (هفتة دوازدهم) اين كاهش معنادار شده است (9). نقش فعاليت بدني در مطالعة پاسخهاي التهابي، بر مقادير CRP سرمي ميتواند مؤثر باشد. بيشتر پژوهشها نشان ميدهند كه غلظت CRP سرمي با فعاليتهاي فيزيكي طولاني مدت و هوازي كاهش مييابد (17). نتايج هافمن و همكاران (2006) كه تأثير طولاني مدت فعاليت ورزشي را بررسي كردند، نشان داد كه فعاليت ورزشي هوازي موجب كاهش مقدارCRP در آزمودني هاي بزرگسال و افرادي كه مقادير پاية اين شاخصها بيشتر است (مانند بيماريهاي التهابي، عفوني و بيماريهاي قلبي) ميشود (20). TNF-αتوليد اينترلوكين -6 را تحريك ميكند و اينترلوكين -6 نيز محرك توليد CRP است. بنابراين زياد بودن بافت چربي در افراد چاق سبب بيشتر شدن مقدار CRP ميشود. محققان گزارش كردند كه در حالت پايه غلظتهاي سرمي CRP در افراد چاق در حد معناداري زيادتر از افراد لاغر است (4). مطالعات اخير گزارش كرده اند افرادي كه سبك زندگي فعال و آمادگي جسماني بهتري دارند، سطح شاخصهاي التهابي پايينتري دارند (31).
نقش تمرينات هوازي با شدت پايين در پيشگيري و درمان بيماريهاي قلبي-عروقي، التهابي و عفوني در بسياري از تحقيقات به اثبات رسيده است. هنوز جاي بحث و بررسي زيادي وجود دارد كه چه مكانيسمي موجب كاهش سطح CRP همراه با فعاليت ورزشي ميشود. بسياري از تحقيقات مسير عمده در بهبود سطح CRP را اينترلوكينها ميدانند. با تحريك سمپاتيكي رهايش اينترلوكينها به ويژه IL-6 و )TNF-αفاكتور نكروزدهندة تومور) از بافت چربي افزايش مييابد. فعاليت بدني منظم سبب كاهش تحريك سمپاتيكي ميشود و اين احتمال وجود دارد كه به كاهش )TNF-αتحريك كنندة قوي توليد IL-6) و كاهش IL-6 (كاهش تحريك كنندة قوي توليد CRP) منجر ميشود (7). همچنين نتايج پژوهش حاضر نشان داد شش هفته تمرين هوازي با مكمل ياري روزانه يك گرم پودر زردچوبه موجب كاهش معنادار شاخص التهابي CRP شد. تحقيقات بسياري در زمينة استفاده از مكمل زردچوبه بر سطوح فاكتورهاي التهابي در بيماريها ي گوناگو ن صو رت پذيرفته، ا ما در حيطة مطالعات ورز شي استفاده از اين مكمل به منظور مهار توليد سايتوكاين التهابي به دنبا ل فشار ورزشي كمتر مورد توجه قرار گرفته است (38). از ديگر يافتههاي اين تحقيق كاهش معنادار BMI و كاهش غيرمعنادار WHR در گروه هاي موردمطالعه بود. سازمان بهداشت جهاني اندازة دور كمر بين 9/101-94 سانتي متر در مردان و 9/87-80سانتي متر در زنان و نسبت دور كمر به باسن بزرگ تر از 8/0 در زنان و 9/0در مردان را معادل با مقاديرشاخص تودة بدن در محدودة اضافهوزن (25تا30) معرفي كرده است (20).
ليسنر و همكاران (2001) اظهار داشتند كه دور كمر رابطة قوي و مستقيمي با خطر بيماري عروق كرونري دارد و بزرگ بودن دور كمر با دقت بالايي هم چاقي كلي و هم چاقي مركز بدن را نشان ميدهد (3). ازاين رو از دور كمر ميتوان به جاي شاخص تودة بدن و نسبت دور كمر به دور باسن در برنامههاي كنترل وزن استفاده كرد. بيك و همكاران (2000) نيز نشان دادند مرگ وميرهاي ناشي از سرطان و آترواسكلروز ارتباط معناداري با شاخص تودة بدن ندارد، اما بزرگ بودن دور كمر با خطر مرگومير ناشي از بيماريهاي قلبي- عروقي ارتباط مستقيم دارد. همچنين بيان كردند در جمعيتهاي مسنتر دور كمر و نسبت دور كمر به دور باسن ميتواند بهتر از شاخص تودة بدن، چاقي و خطر بيماري عروق كرونري را نشان دهد (3). در تحقيق ادب و همكاران (2013) مصرف روزانه 2100 ميليگرم پودر زردچوبه (سه كپسول 700 ميلي گرمي) موجب كاهش معناداري در وزن و BMI شد (1). در مطالعة وارد و همكاران (2000) تمرينات منظم ورزشي موجب افزايش بيان ژنهاي آنزيم ليپوليتيك، بتااكسيداسيون، چرخة كربس و زنجيرة انتقال الكترون، افزايش چگالي ميتوكندري و افزايش فراخوني چربي به جاي كربوهيدرات براي توليد انرژي شد و نتيجه گرفته شد كه مقدار چربي كاسته شده و به كاهش وزن وBMI منجر شده است (3). تحقيقات بسيار كمي در مورد ارتباط بين مصرف پودر زردچوبه و شاخص تودة بدني و نسبت دور كمر به باسن انجام گرفته است. در مطالعة هو و همكاران (2012) در زمينة بررسي تأثيرات ضدچاقي متانول كوركومين استخراج شده از زردچوبه به مقدار 2/0مولار در موشهاي چاق، كاهش معناداري در وزن مشاهده شد. اين مطالعة تجربي مكانيسم كوركومين در كاهش وزن را افزايش اكسيداسيون اسيد چرب آزاد، افزايش متابوليسم پايه و كاهش در سطح سايتوكاين هاي التهابي بيان كرده است (1).
نتيجه گيري: به طور كلي، نتايج نشان داد تمرين هوازي و مصرف مكمل پودر زردچوبه با تأثير مستقيم بافت چربي و اكسيداسيون آن ميتواند غلظت هاي سرمي شاخص التهابي (CRP) را در زنان غير ورزشكار كاهش دهد. ازاينرو با توجه به اثرهاي ضدالتهابي تمرين هوازي و پودر زردچوبه، بهكارگيري همزمان مكمل آنتياكسيداني زردچوبه همراه با فعاليت هوازي نسبت به استفاده از هر كدام به تنهايي ميتواند به بهبود عملكرد زنان در جامعه كمك شاياني كند. همچنين به نظر ميرسد تركيبتمرين هوازي و پودر زردچوبه در درازمدت تأثير جالب توجهي بر تركيب بدني افراد داشته باشد. البتهانجام مطالعات بيشتر و وسيع تر در اين زمينه و بررسي اثر پودر زردچوبه همراه با گروه دارونما برعملكرد اندام هاي ديگر نيز توصيه ميشود تا اثر رواني مكمل مورد استفاده مشخص شود.

منابع و مĤخذ
ادب.زهره (1392).”اثر مصرف زردچوبه بر شاخصهاي تن سنجي، وضعيت گليسمي و الگو چربي در بيماران مبتلا به ديابت نوع 2هايپر لپيدمي.”پايان نامة كارشناسي ارشد، دانشكدة علوم تغذيه و رژيم شناسي، دانشگاه علوم پزشكي تهران ص227-217.
بحرالعلوم، حسن؛ توحيدنژاد، عليرضا؛ ربيعي، محمدرضا (1389).”مقايسة تركيب بدني دانشجويان پسر داراي فعاليت بدني منظم و غيرفعال دانشگاه صنعتي شاهرود.” فصلنامة دانش و تندرستي،5، ص24 -19.
بيژه، ناهيد؛ عبداللهي،رضا؛ جعفري، محسن؛ عجم زيبد، زهره (1389).”رابطة بين اندازة دور گردن با ريسك فاكتورهاي قلبي-عروقي.”مجلة دانشگاه علوم پزشكي بابل. 13، ص43 -36.
ترتيبيان، بختيار؛ قدرت قرهباغ، زهرا؛ گائيني، عباسعلي؛ طلوعي آذر، جواد (1390).”تأثير 9هفته تمرين هوازي و مصرف مكمل مولتي ويتامين بر شاخص هاي هاي قلبي-عروقي .”مجلة تحقيقات علوم پزشكي زاهدان،13:ص30 -20
ذوالفقاري، مريم؛ تقيان، فزانه؛ هدايتي، مريم (1391). مقايسة سه روش مصرف عصارة چاي سبز، تمرينات هوازي و تركيب آنها بر سطح CRP در زنان چاق.
مروتي،حسن؛ نجف زاده،حسين؛ عزيزيان،هاجر؛(1392).”بررسي اثر كوركومين بر تغييرات بافت كبد در موش هاي صحرايي آدرنالكتومي شده.” مجلة علوم پزشكي بابل.15، ص 64-52.
نايبي فر، شيلا؛ افضلپور، محمداسماعيل؛ ثاقب جو، مرضيه؛ هدايتي، مهدي؛ شيرزايي، پريوش
(1391).” تأثير تمرين مقاومتي و هوازي بر سطوح سرم پروتئين واكنش گر C، نيمرخ ليپيدي و تركيب بدني زنان داراي اضافه وزن.”مراقبتهاي نوين، فصلنامة علمي دانشكدة پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي بيرجند.8، ص196-186.
8.ABE Y, Hashimoto S, HORIE T. Curcumin inhibition of inflammatory cytokine production by human peripheral blood monocytes and alveolar macrophages. Pharmacological Research. 1999;39(1):41-7.
Abbas-Ali Gaini 1 PDAN, MSc Arezoo Tabrizi 3,MSc Abolfazl Farahani 4,Ph.D. The effect of an eight-week aerobic training on high sensitivity C-reactive protein of high school students with different body mass indexes. Cardiovascular Nursing Journal. 2012;4.
Alireza Rahimi* SH, Ali Besharati, Alireza Shokrgozar and Saba Masoumi. The effect of an Aerobic exercise on IL6, CRP and TNFa concentration in women. 2012;1(3):125-31.
Arikawa AY, Thomas W, Schmitz KH, Kurzer MS. Sixteen weeks of exercise reduces Creactive protein levels in young women. Medicine and science in sports and exercise. 2011;43(6):1002-9.
Blake G, Ridker P. Inflammatory bio‐markers and cardiovascular risk prediction. Journal of internal medicine. 2002;252(4):283-94.
Chandran B, Goel A. A randomized, pilot study to assess the efficacy and safety of curcumin in patients with active rheumatoid arthritis. Phytotherapy Research. 2012;26(11):1719-25.
Peter R.Holt MD,Seymour Katz MD.Robert Kirshoff .Curcumin Therapy in Inflammatory Bowel Disease:A Pilot Study. Digestive Disease and Sciences.50(11):219 1-3.
Davar Rezaeimanesha * PAF, Soheil Saidianc. The effect of 8- week’s anaerobic intermittent exercises on the amount of fibrinogen, CRP and VO2max in student athletes. Procedia – Social and Behavioral Sciences. WCPCG-2011;30:2169 – 72.
Elgharib N CD, Yunis W, Wehbe S, Krishnawamy G. C-reactive protein as a novel biomarker Reactant can flag atherosclerosis and help redict cardiac events. . Postgard Med. 2014;(6)(114):39-44.
Gomes F, Telo DF, Souza HP, Nicolau JC, Halpern A, Serrano Jr CV. Obesity and coronary artery disease: role of vascular inflammation. Arquivos brasileiros de cardiologia. 2010;94(2):273-9.
Hatcher H, Planalp R, Cho J, Torti F, Torti S. Curcumin: from ancient medicine to current clinical trials. Cellular and Molecular Life Sciences. 2008;65(11):1631-52.
Huffman KM, et al. Response of high-sensitivity C-reactive protein to exercise training in an at-risk population. American Heart Journal. 2006;152(4):793-800.
Huxley R MS, Zheleznyakov E, Reddy S, Chan J. Body mass index,waistcircumfertence and waiist:hip ratio as predictors of cardiovascular risk:a review of the literature. Eur j Clin Nutr. 2010;1(64):16-22.
Impellizzeri F, Marcora S, Castagna C, Reilly T, Sassi A, Iaia F, et al. Physiological and performance effects of generic versus specific aerobic training in soccer players. International Journal of Sports Medicine. 2006;27(6):483-92.
Jurenka JS. Anti-inflammatory properties of curcumin, a major constituent of Curcuma longa: a review of preclinical and clinical research. Alternative Medicine Review. ).2(41;9002
Khajehdehi P, Zanjaninejad B,Aflaki E,Nazarinia M,Azad F ,Malekmakan L, et al.Oral supplemetion of turmeric decrease pressure in patients suffering from relapsing or reflactory lupus nephritis :a randomized and placebo-controlled study.Journal of Renal Nutrition 2012;22(1):50-7
Kim K, Valentine RJ, Shin Y, Gong K. Associations of visceral adiposity and exercise participation with C-reactive protein, insulin resistance, and endothelial dysfunction in Korean healthy adults. Metabolism. 2008;57(9):1181-9.
Lev-Ari S, Maimon Y, Strier L, Kazanov D, Arber N. Down-regulation of prostaglandin E2 by curcumin is correlated with inhibition of cell growth and induction of apoptosis in human colon carcinoma cell lines. Journal of the Society for Integrative Oncology. 2005;4(1):21-6.
Lira FS, Yamashita AS, Uchida MC, Zanchi NE, Gualano B, Jr EM, et al. Research Low and moderate, rather than high intensity strength exercise induces benefit regarding plasma lipid profile. 2010.
Maneewan C, Yamauchi K-e, Mekbungwan A, Maneewan B, Siri S. Effect of turmeric (Curcuma longa Linnaeus) on growth performance, nutrient digestibility, hematological values, and intestinal histology in nursery pigs. Journal of Swine Health and Production. 2012;20(5).
Maroon JC, Bost JW, Borden MK, Lorenz KM, Ross NA. Natural antiinflammatory agents for pain relief in athletes. Neurosurgical focus. 2005;21(4):E11-E.
29.N Bijeh 1 SAH, *K Hejazi 1. The Effect of Aerobic Exercise on Serum C – Reactive Protein and Leptin Levels in Untrained Middle-Aged Women. Iranian J Publ Health,. 2012;41(9):36-41..
Nobuhiko Akazawaa YCb, Asako Miyakia, Yoko Tanabea, Jun Sugawarac,, Ryuichi
Ajisaka b SM, ⁎. Curcumin ingestion and exercise training improve vascular endothelial function in postmenopausal women Nutrition Research. (32):795-9.
Oberbach A, Tönjes A, Klöting N, Fasshauer M, Kratzsch J, Busse MW, et al. Effect of a 4 week physical training program on plasma concentrations of inflammatory markers in patients with abnormal glucose tolerance. European Journal of Endocrinology. 2006;154(4):577-85.
Ozcelik O HD, H Kelestimur. Effects of eight weeks of exercise training & orlistant therapy on body composion & maximal exercise capecity in obese females. Public Health. Public Health. 2006 (120):76-82.
Pungcharoenkul K, Thongnopnua P. Effect of different curcuminoid supplement dosages on total in vivo antioxidant capacity and cholesterol levels of healthy human subjects. Phytotherapy Research. 2011;25(11):1721-6.
Ridker PM, Hennekens CH, Buring JE, Rifai N. C-reactive protein and other markers of inflammation in the prediction of cardiovascular disease in women. New England Journal of Medicine. 2000;342(12):836-43.
Shishodia S, Sethi G, AGGARWAL BB. Curcumin: getting back to the roots. Annals of the New York Academy of Sciences. 2005;1056(1):206-17.
Singh S, Khar A. Biological effects of curcumin and its role in cancer chemoprevention and therapy. Anti-Cancer Agents in Medicinal Chemistry (Formerly Current Medicinal Chemistry-Anti-Cancer Agents). 2006;6(3):259-70.
Srinivas L, Shalini V, Shylaja M. Turmerin: A water soluble antioxidant peptide from turmeric [Curcuma longa]. Archives of biochemistry and biophysics. 1992;292(2):617-23.
Sugawara J, Akazawa N, Miyaki A, Choi Y, Tanabe Y, Imai T, et al. Effect of endurance exercise training and curcumin intake on central arterial hemodynamics in postmenopausal women: pilot study. American journal of hypertension. 2012:25(6):651-6.
Woon EC, Toh JD. Anti-obesity Effects of Natural Products from an Epigenetic Perspective



قیمت: تومان

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید


دیدگاهتان را بنویسید