علوم زيستي ورزشي _ تابستان 1395 دورة8، شمارة 2، ص : 221 – 230 تاريخ دريافت : 27 / 10 / 94 تاريخ پذيرش : 20 / 12 / 94

تأثير هشت هفته تمرين هوازي تناوبي بر سطوح ايمونوگلوبولين G،A وM پلاسماي
مردان چاق و طبيعي

م هدي صفايي 1– حسين مجتهدي 2 – فاطمه قرباني3 – نيما قره داغي4
كارشناسارشد فيزيولوژي ورزش، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ايران
استاديار فيزيولوژي ورزش، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ايران
كارشناس ارشد فيزيولوژي ورزش، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ايران
دانشجوي دكتري فيزيولوژي ورزش، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، دانشگاه تهران، تهران، ايران

چكيده
اين پژوهش نشان داد كه هشت هفته برنامة تناوبي هوازي با شدت 60 تا70 درصد حداكثر ضربان قلب، به طور يكسان موجب كاهش IgA,IgM,IgG گروه چاق و گروه طبيعي شد، و تفاوتي از اين نظر بين بين دو گروه چاق و طبيعي مشاهده نشد و فعاليت تناوبي هوازي تأثير متفاوتي در گروه چاق و طبيعي ايجاد نكرد. در نتيجه احتمالاً مدت زمان پژوهش آنقدر كافي نبود تا سازگاري مناسب حاصل شود، بنابراين مدت زمان تمرين، شدت تمرين و سطح فعاليت اولية شركت كنندگان مي تواند بر نتايج پژوهش تأثير بگذارد. هدف از پژوهش حاضر بررسي تأثير تمرينات متناوب هوازي بر سطوح ايمونوگلوبولين هاي پلاسماي30 مرد جوان چاق و طبيعي بود كه به صورت در دسترس به دو گروه چاق (15= n)(با ميانگين سني23 سال، قد 173 سانتي متر، وزن 98 كيلوگرم و درصد چربي 6/28 درصد) و طبيعي (15=n)( با ميانگين سني 21 سال، قد 177 سانتي متر، وزن 69 كيلوگرم و درصد چربي 5/12درصد) تقسيم شدند. برنامة تمريني تناوبي هوازي به مدت 8 هفته، 3 جلسه در هفته و هر جلسه 90 دقيقه شامل 10دقيقه گرم كردن، 5 مرحلة 9 دقيقه اي دويدن با شدت 60 تا 70 درصد حداكثر ضربان قلب همراه با چهار دقيقه ريكاوري غيرفعال و 5 تا 10دقيقه سرد كردن به اجرا درآمد. نمونه هاي خون آزمودني ها به منظور اندازه گيري سطوح ايمونوگلوبولين A,M,G، پيش و پس از برنامة تمريني گرفته شد. براي مقايسة تفاوت هاي درون گروهي از روش آماري t وابسته و مقايسة تفاوت هاي بين گروهي از روش آماري t مستقل استفاده شد. همچنين داده ها در سطح معناداري 05/0≤ P تجزيه و تحليل شد.

واژه هاي كليدي
ايمونوگلوبين، تمرين تناوبي، چاقي، سيستم ايمني.
مقدمه
چاقي نه تنها مشكل رايج در جوامع پيشرفته است، بلكه در كشورهاي در حال توسعه نيز بيشتر از 35 درصد از افراد بزرگسال چاقاند. به علاوه، همان طوركه مشخص شده نقص عملكرد سيستم ايمني با چاقي در ارتباط است و با اينكه مكانيسم افزايش خطر ايجاد عفونت و تغييرات كيفيت سيستم ايمني در افراد چاق هنوز كاملاً مشخص نشده، احتمالاً اين تغييرات با تأثيرات منفي افزايش قند خون، افزايش غلظت انسولين و افزايش چربي خون بر برخي از سلول هاي سيستم ايمني در ارتباط اند (26). سيستم ايمني هومورال، يكي از بخش هاي مهم دفاع اختصاصي بدن است كه نقش مهمي در مصونيت از بيماري ه ا دارد. ايمونوگلوبولينها (Ig) به عنوان بخشي از سيستم ايمني هومورال، نقش مهمي در مبارزه عليه عوامل بيماريزا برعهده دارند (7). ايمونوگلوبولين ها، گليكوپروتئين هاي توليدشده توسط سلول هاي B و سلو لهاي پلاسما هستند و در پلاسماي خون و ساير مايعات بافتي بدن پستانداران يافت شده و به پنج گروه تقسيم مي شوند (A.D.E.G.M)(22). مشخص شده كه IgA مخاطاتي اولين سد دفاعي بدن در برابر بعضي ويروس هاي بيماري زا مانند رينو ويروسهاست كه تكثير آنها موجب عفونت هاي مجاري تنفسي فوقاني (URI) مي شود (5). ترشح IgA داراي ريتم شبانه روزي است و غلظت آن به طور طبيعي در طول روز در حال نوسان است. در شب ترشح اين ايمونوگلوبولين افزايش مي يابد و در صبح به كمترين مقدار مي رسد. تمرين صبحگاهي ممكن است سبب افزايش حساسيت به عفونت در مقايسه با بعدازظهر شود (8). IgM ايمونوگلوبولين اصلي در پاسخهاي زودرس سيستم ايمني هومورال است و اولين ايمونوگلوبوليني است كه در پاسخ هاي ايمني توليد مي شود (12). همچنين، ايمونوگلوبولين G براي عملكرد صحيح سيستم دفاعي بدن براي سالم ماندن و مبارزه عليه عوامل بيماري زا بسيار حياتي است (13).
از طرف ديگر بسياري از مطالعات نشان دادهاند كه تغييرات عملكرد سيستم ايمني پس از فعاليت ورزشي به طور موقت تغيير مييابند كه يكي از اين موارد، سد يا سركوب سيستم ايمني بين 3 تا 24 ساعت پس از فعاليت ورزشي است (16). ورزش با شدت و مدت مختلف با ايجاد سازوكارهاي هورموني و فيزيولوژيكي مي تواند تأثيرات مثبت، منفي يا خنثي بر سيستم ايمني داشته باشد (2،1). بر همين اساس، در برخي تحقيقات، كاهش سطوح (17،23) يا افزايش سطوح (13،6) ايمونوگلوبولين هاي IgA، IgG و IgM مشاهده شد و در بعضي تحقيقات تفاوت معناداري در سطوح ايمونوگلوبولين هاي ذكرشده مشاهده نشد (24،19). به همين دليل توجه به زمان، شدت و نوع فعاليت ورزشي در تقويت سيستم ايمني اهميت بسياري دارد ( 8).
از طرف ديگر نشان داده شده است كه تمرينات طولاني مدت شش ماهه موجب سركوب غلظت پادتن ها از جمله ايمونوگلوبين A و G پلاسمايي در حالت استراحت در ورزشكاران مي شود (11). همچنين فعاليت ورزشي متناوب بي هوازي مي تواند موجب آسيب بافي، توليد هورمونهاي استرسي و تغييرات در مقادير و عملكرد سلولهاي ايمني مختلف شود. از طرف ديگر نشان داده شده كه فعاليت ورزشي متناوب هوازي شديد ميزان ايمونوگلوبولين ها را كاهش داده و به خصوص در نواحي فوقاني سيستم تنفسي، بدن را در معرض آسيب و عفونت قرار ميدهد، اين در حالي است كه فعاليت بدني با شدت متوسط موجب افزايش ايمونوگلوبين A ميشود و خطر عفونت را كاهش مي دهد (14). تغييرات در غلظت و عملكرد ايمونوگلوبولين ها با شدت و مدت فعاليت ورزشي تناوبي در ارتباط است. نشان داده شده كه تمرينات ورزشي طولانيمدت ممكن است سطوح ايمونوگلوبين G را كاهش دهند. براي مثال سطوح پايين ايمونوگلوبين G در نمونه هاي استراحتي شناگران حرفهاي به دست آمده است (18).
به علاوه نتايج پژوهش ديگري نشان داد كه پس از 15 هفته تمرينات متناوب شدت متوسط ايمونوگلوبين G مردان تمريننكرده تغيير معناداري نكرده است (18). با توجه به تناقضهاي موجود در نتايج پژوهش هاي مختلف در مورد تمرينات تناوبي و همچنين نقش اضافه وزن در پاسخ هاي سيستم ايمني، به نظر مي رسد كه انجام پژوهشهاي بيشتر در اين زمينه لازم باشد. بر همين اساس هدف از پژوهش حاضر بررسي تأثير يك دوره تمرين هوازي متناوب بر ميزان ترشح ايمونوگلوبولين هاي مختلف در مردان چاق و طبيعي است.

روش شناسي
آزمودني ها. در اين پژوهش نيمه تجربي، جامعة آماري افراد چاق و افراد وزن طبيعي اند كه از اين بين 30 نفر با دامنة سني 20 تا 26 سال به عنوان نمونه در نظر گرفته شدند، به طوري كه در دو گروه چاق (15 نفر) و طبيعي (15 نفر) قرار گرفتند. نمونه ها از دانشجويان حاضر در خوابگاه دانشجويي دانشگاه بوعلي سيناي شهر همدان انتخاب شدند. بدين صورت كه ابتدا پرسشنامه هايي كه شامل اطلاعات شخصي، پزشكي و ورزشي بود، بههمراه فرم رضايت نامه براي اجراي اين پژوهش به افراد واجد شرايط داده شد. پس از جمعآوري فرم ها پانزده آزمودني طبيعي از بين 38 فرد واجد شرايط و همچنين 15 آزمودني چاق از بين 23 فرد واجد شرايط ب هصورت تصادفي از بين دانشجويان مرد انتخاب شدند. نحوة گروهبندي اين افراد بدين گونه بود كه افراد داراي درصد چربي بدن بالاتر از 26 درصد در گروه چاق و افراد داراي درصد چربي بدن كمتر از 14 درصد در گروه وزن طبيعي قرار گرفتند (27). گروه چاق داراي ميانگين سني23 سال، قد 173 سانتي متر، وزن 98 كيلوگرم با درصد چربي 6/28 درصد بود و گروه طبيعي داراي ميانگين سني 21 سال، قد 177 سانتيمتر، وزن 69 كيلوگرم با درصد چربي 5/12 درصد بود. عدم سابقة فعاليت ورزشي منظم در شش ماه قبل از تحقيق و عدم مصرف دخانيات و مشروبات الكلي از معيارهاي ورود به مطالعه بودند. همچنين ابتلا به بيماري هاي قلبي-عروقي، ديابت، بيماريهاي كليوي و تنفسي و مصرف منظم دارو از معيارهاي خروج از مطالعه بودند.
براي اندازه گيري درصد چربي بدن از كاليپر چربي سنج ياگامي و از روش برآورد سهنقطه اي (ران، شكم، سينه) جكسون – پولاك استفاده شد (12). در وضعيت استراحت از هر نقطه دو بار اندازهگيري و ميانگين دو نقطه در فرمول زير قرار داده شد:
-2( مجموع سه نقطه×0000016/0 ) + (مجموع سه نقطة شكم، ران و سينه×0008267/0)-10938/1D=
(سن×0002574/0 )
اندازه گيري خوني
به منظور اندازه گيري سطوح استراحتي ايمونوگلوبولين ها، در هنگام صبح و حداقل 48 ساعت پيش از شروع تمرينات 10 سي سي خون در حالتي كه آزمودني ها 9 ساعت ناشتا بودند، از وريد بازويي بهدست آمد كه نمونههاي خوني داخل محفظه هايي حاوي مادة ضد انعقاد K2EDTA ريخته شد و پس از سانتريفيوژ كردن نمونه ها، پلاسماي آنها جدا شد و پلاسماي به دست آمده در دماي 20 – درجة سانتيگراد نگهداري شد تا با استفاده از آزمون ايمونوتوربومتريك و كيت هاي آزمون پارس ميزان IgA، IgG و IgM مورد سنجش قرار گيرند. شايان ذكر است فرا يند مشابهي 48 ساعت پس از آخرين جلسة تمريني نيز اجرا شد تا تأثير آخرين جلسة تمريني نيز حذف شود (21).
برنامة تمريني. پس از مرحلة اول خونگيري، برنامة فعاليت ورزشي هوازي تناوبي به مدت 8 هفته به اجرا درآمد. برنامة تمريني منتخب شامل 3 جلسه در هفته هر جلسه به مدت 90 دقيقه با شدت 60 تا 70 درصد ضربان قلب بيشينه (MHR) بود. براي اندازه گيري حداكثر ضربان قلب از فرمول سن-220 استفاده شد و ضربان قلب در حين تمرين نيز به وسيلة ضربان سنج (بيورر مدل PM45، آلمان) انداز ه گيري شد. برنامة تمريني ذكرشده شامل 10دقيقه گرم كردن و حركات كششي، 5 مرحلة 9دقيقه اي دويدن بود كه بين آنها چهار دقيقه استراحت غيرفعال وجود داشت. همچنين در پايان، 5 تا
10 دقيقه سرد كردن و حركات كششي انجا م گرفت (21).
با توجه به اينكه تمامي آزمودنيها از بين دانشجويان ساكن خوابگاه انتخاب شدند، شرايط تغذيه اي يكساني داشتند و تنها به آنها توصيه شد كه از مصرف مواد اضافي محرك مانند مكمل، دارو و غيره در طول مطالعه خودداري كنند. محدوديت شايان ذكر در اين پژوهش عدم اندازه گيري فعاليت روزانة آزمودني هاست كه مي تواند احتمالاً بر ميزان ايمونوگلوبولين هاي استراحتي تأثيرگذار باشد.
تجزيهوتحليل آماري. با توجه به نتايج آزمون هاي كولموگروف اسميرنوف و لون كه نشان داد توزيع داده ها طبيعي و تجانس واريانس وجود داشته است، براي تعيين تفاوت ميانگين هاي هر يك از ايمونوگلوبولين ها با توجه به اندازهگيري آنها قبل و بعد از هشت هفته تمرين، در هر يك از گروه هاي چاق و طبيعي از آزمون آماري t زوجي و همچنين براي سنجش تفاوت بين ميانگين هاي گروه چاق و طبيعي با توجه به تجانس واريانس ها از آزمون t مستقل استفاده شد. تمامي تحلي لها در سطح 05/0≤P و با استفاده از نرم افزار SPSS16 انجام گرفت.
يافته ها
نتايج آماري با توجه به جدول 1 نشان داد كه درصد چربي بدن آزمودنيهاي چاق و طبيعي پس از دورة تمرين هوازي منتخب كاهش يافت. همچنين سطوح IgA،IgG،IgM پلاسماي افراد چاق و طبيعي پس از تمرين كاهش داشت. با توجه به نتايج آماري و جدول 1، هشت هفته تمرين هوازي تناوبي دويدن بر P=0/01) IgM،(P=0/00 ) IgG ،(P=0/00) IgA) پلاسماي مردان چاق تأثير داشت و اين تأثير در جهت كاهش مقدار IgA ،IgG ،IgM پلاسما بود. همچنين هشت هفته تمرين هوازي تناوبي دويدن بر IgA (01/0=P=0/00 ) IgM،(p=0/00) IgG ،(P) پلاسماي مردان طبيعي تأثير داشت و اين تأثير در جهت كاهش مقدار IgA،IgG ،IgM پلاسما بود. با توجه به يافته هاي اين پژوهش با اينكه تمرين تناوبي هوازي سبب كاهش IgA در هر دو گروه چاق و طبيعي شد، اين كاهش در گروه چاق به صورت غيرمعناداري بيشتر بود. همچنين ميزان كاهش IgM در گروه طبيعي بيشتر از گروه چاق بود. تمرين تناوبي هوازي تأثير متفاوتي بر IgG مردان جوان چاق و طبيعي نگذاشت، اما موجب كاهش بيشترIgG در مردان طبيعي شد.

جدول 1. سطوح ايمونوگلوبولين هاي پلاسماي آزمودني ها قبل و پس از تمرين

گروه تعداد آزمودني ها سن (سال) مرحلة دبدنچربيرصد IgM(mg/dl) IgG(mg/dl) IgA(mg/dl)
آزمون
172102-10638

آپيش زمون 6/28 24±6/282 2/471±1234 1/48±3/130 چاق 15 3/2±27/24 آپس زمون 2/27 *3/53±191 *6/412±1121 *54±11/124
آپيش زمون 5/12 6/84±7/234 1/812±1196 8/68±156
طبيعي 15 1/3±52/22 آپس زمون 7/11 *42/23±42/168 *7/885±7/1072 *4/49±131
*. نشان دهندة تفاوت معنادار بين ميانگين متغيرهاي مختلف در زمان پيش آزمون و پس آزمون.# نشان دهندة تفاوت معنادار بين ميانگين متغيرهاي مختلف بين دو گروه چاق و طبيعي.

بحث و نتيجه گيري
در بررسي تغييرات به دست آمده در ايمونوگلوبولين هاي افراد چاق و طبيعي در اين پژوهش نتايج نشان داد كه هر سه فاكتور مورد نظر (IgM , IgG , IgA)پس از هشت هفته برنامة تناوبي هوازي كاهش داشته اند كه با نتيجة تحقيقات لي لي و راش (2009)، طبرستاني و همكاران (1390)، كخ و همكاران (2007)، الگرو و همكاران (2008) شيرواني و همكاران (1392) و ماشيكو و همكاران (2004)، همخواني داشت (17،16،15،9،4،3) و با نتايج تحقيقات مصطفي زاده (1385)، كورسات و همكاران (2005)، پارك و همكاران (2008)، وانگ و همكاران (2011)، متناقض بود (25،20،13،7). همچنين براساس نتايج پژوهش حاضر تفاوتي در تغييرات ايمونوگلوبولين ها ناشي از فعاليت ورزشي در بين افراد چاق و طبيعي وجود نداشت. بيشتر پژوهش هايي كه افزايش سطوح ايمونوگلوبولينها ناشي از فعاليت ورزشي را نشان دادند، احتمالاً به دليل عوامل متفاوتي مانند مدت و شدت برنامة تمريني، سن و جنس آزمودني ها و ميزان آمادگي بدني اولية آزمودني هاست. ازاين رو اين تناقض ها را مي توان با دلايل متفاوتي توجيه كرد. بر همين اساس، فعاليت شديد طولاني مدت با نقص سيستم ايمني همراه بود كه مكانيسم آن سد لمفوسيتها، 1NF و سد ترشح IgA است. بر همين اساس نشان داده شده كه فعاليت ورزشي شدت متوسط مرگومير را 46-38 درصد كاهش مي دهد، درحالي كه فعاليت وامانده ساز مرگ ومير را

1. Natural Killer
35-17 درصد افزايش ميدهد (27). همچنين نشان داده شده كه پس از فعاليت هاي استقامتيطولاني مدت، گلوتامين به سمت عضلات فعال انتقال مي يابد و در نتيجه مقدار آن در پلاسما كاهش مي يابد و از آنجا كه گلوتامين در تكثير لنفوسيت ها لازم است، در نتيجه، كاهش گلوتامين موجب محدوديت در تكثير لنفوسيتها شده و به كاهش سطوح ايمونوگلوبولينهاي پلاسما منجر مي شود (21). از طرف ديگر در زمينة فعاليت تناوبي هم 15 هفته تمرين شديد با شدت 80 درصد VO2ma موجب كاهش عملكرد سيستم ايمني و سطح IgG شد. اين در حالي بود كه تمريناتي با شدت 50 درصد VO2ma موجب بهبود عملكرد سيستم ايمني و سطح IgG شد(18). بنابراين از آنجا كه كار بيش ازحد عضلات ممكن است مقدار گلوتامين پلاسما را كاهش دهد و با توجه به اين نتايج مي توان گفت كه فعاليت هاي انجامگرفته در پژوهش حاضر با توجه به آمادگي بدني اولية پايين آزمودني ها موجب كاهش سطوح ايمونوگلوبولين ها شد. در مقابل، پژوهشگران در برخي تحقيقات نشان دادهاند كه سيستم ايمني در اثر فعاليتهاي طولاني مدت سازگار مي شود و افرادي كه فعاليت جسماني منظم و طولاني تري دارند، به دليل افزايش ايمنوگلوبولين ها داراي سيستم ايمني قوي تري نسبت به افراد بي تحرك اند (21). با توجه به اين نتايج نيز ميتوان گفت كه احتمالاً با توجه به سطح پايين آمادگي جسماني آزمودني هاي چاق و طبيعي، طول دورة تمرينات به اندازة كافي طولاني نبوده است تا موجب بروز سازگاريهايي در سطوح ايمونوگلوبولين شود.
هورمون كورتيزول در زمان استرس ترشح مي شود و ممكن است ميزان آن در آزمودني هايي كه تحت تأثير استرس ورزشي قرار ميگيرند، افزايش يابد و اثر منفي روي ايمونوگلوبولين ها بگذارد (21).
به بيان ديگر، سطح آمادگي جسماني و هورمون كورتيزول در افزايش يا كاهش سيستم ايمني تأثيرگذار است. بر همين اساس، به دليل افزايش كورتيزول ناشي از فعاليت ورزشي شديد، ميزان ايمونوگلوبولين ها به دليل افزايش فعاليت محور هيپوتالاموس-هيپوفيز كاهش مي يابد كه افزايش كورتيزول ناشي از تحريك سيستم عصبي سمپاتيك، مي تواند محرك محور هيپوتالاموس-هيپوفيز، افزايش دماي بدن و تغيير PH خون، هايپوكسي، تجمع لاكتات و فشار رواني باشد (18).
با توجه به نتايج پژوهش ها ي انجام گرفته، سطح استراحتي IgA پس از هشت هفته تمرين متناوب در ورزشكاران تغيير نكرد كه عنوان شده طول تمرينات در يك جلسه بسيار كوتاه بوده و احتمالاً به اين دليل IgA تغيير نكرده است، زيرا علاوه بر سطح آمادگي اوليه، طول و شدت تمرينات نيز از عوامل مؤثر در تعيين سطح ايمونوگلوبولينها هستند (15). در اين پژوهش احتمالاً تغيير غلظت پلاسما خود عامل مؤثر در تغييرات ميزان ايمونوگلوبولين ها باشد كه علاوه بر سطح پلاسما، غلظت كورتيزول نيز در اينپژوهش اندازه گيري نشد و جزو محدوديت هاي پژوهش هستند.
به عنوان نتيجه، از آنجا كه نمونه هاي اين پژوهش هيچ گونه سابقة ورزشي نداشتند، مدت زمان پژوهش آنقدر كافي نبوده تا سازگاري مناسب حاصل شود. بنابر اطلاعات ذكرشده مدت زمان تمرين و زمان برگزاري آن در صبح يا عصر، شدت تمرين، سطح فعاليت اولية شركت كنندگان مي تواند بر نتايج پژوهش تأثير گذاشته باشد. همچنين تغذية گروه ها كنترل نشد كه اين امر ممكن است بر نتايج تحقيق اثرگذار باشد.

منابع و مĤخذ
ترتيبيان، بختيار؛ مؤذني، سيد محمد (1381). اثر تمرينات كشتي در پيش از فصل مسابقه و فصل مسابقه روي ايمني هومورال كشتي گيران جوان. المپيك، ش 22. ص 114-105.
دبيدي روشن، ولي اﷲ؛ فلاح محمدي، ضياء؛ برزگرزاده، حسين.(1386). تأثير مكمل گيري كوتاه مدت گلوتامين بر ايمنوگلوبين A در بزاق پسران فعال به دنبال فعاليت درمانده ساز. المپيك.
سال پانزدهم. ش 2(پياپي 38)، ص 15-7.
شيرواني، حسين؛ قهرمان تبريزي، كوروش؛ سبحاني، وحيد ( 1392). تأثير فعاليت ورزشي تناوبي شديد بر پاسخ ايمونوگلوبولينها و سيستم كمپلمان سرم، در بازيكنان جوان فوتبال. مجلة علمي دانشگاه علوم پزشكي بيرجند.دورة 20، ش 3، ص243-233.
طبرستاني، منور؛ چوبينه، سيروس؛ كردي، محمد رضا؛ طبرستاني، محسن (1390). مقايسة تأثير يك جلسه فعاليت هوازي و بي هوازي بر تغييرات نسبتIgA به پروتئين تام بزاقي دختران غيرورزشكار. مجله علوم زيستي ورزشي، ش 9، ص 76-63.
طراوتي، محمدرضا؛ ترتيبيان، بختيار؛ صادق خليلي، فهيمه (1386). تأثير تمرينات شديد كشتي روي غلظت IgA بزاق. مجله علوم پزشكي اروميه. ش 18 (1). ص 413 -407.
مددي، تكذبان(1387). تأثير يك برنامة ورزشي منتخب هوازي بر ايمنوگلوبولين GوA سرم دختران دانشآموز. پاياننامة كارشناسيارشد، دانشگاه گيلان.
مصطفي زاده، امراﷲ؛ فلاح محمدي، ضياء، محمودي، علي اكبر، موسوي، عزت اﷲ(1385). تأثير يكدوره تمرينات منتخب و رقابتهاي فوتبال بر سطح ايمني هومورال ورزشكاران فوتباليست دانشگاهي. پژوهش نامه علوم ورزشي. ش 2(3). ص 32 -23 .
نورشاهي، مريم؛ هوانلو، فريبرز؛ اربابي، احمد (1387). تأثير ورزش منظم صبحگاهي با شدت متوسط بر برخي شاخص هاي دستگاه ايمني افراد ميانسال. مجلة غدد درونريز و متابوليسم ايران، دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي- درماني شهيد بهشتي، ش 10 (3)، ص 245- 241.
.9 Allgrove JE, Gleeson M, Gomes Elisa, Hough John (2008). Effects of exerciseintensity on salivary antimicrobial proteins and markers of stress in active men, Journal of Sports Sciences.; Vol.26, No.6; PP: 653 – 661
.01 Baroody F M, Naclerio R M (2005). Allergy and immunology of the upper airway.
Otolaryngology Head and Neck Surgery, St Louis: Mosby-Year Book, 251-280.
.11 Gleeson M (2000) . Mucosal immunity and respiratory illness in elite athletes.Int. J. Sports Med. Vol.21, No.1; PP: 33-43.
.21 Jackson A S, Pollock M L (1978). Generalized equations for predicting body density of men. British Journal of Nutrition, Vol.40, No.03,PP: 497-504.
.31 Karacabey K, Saygin O, Ozmerdivenli R, Zorba E, Godekmerdan A, Bulut V (2005). The effects of exercise on the immune system and stress hormones in sportswomen. Neuroendocrinology Letters, Vol.26, No.4, PP: 361-366.
.41 Klentrou P, Cieslak T, Mac Neil M, Vintinner, Plyley A (2002). Effect of moderate exercise on salivary immunoglobulin A and infection risk in human. Eur. J. Appl. Physiol.; Vol.87, No.2:PP: 153-158.
.51 Koch AJ, Wherry AD, Petersen MC, Johnson J.C(2007). salivary immunoglobulin a response to a collegiate rugby game. Journal of Strength and Conditioning Research. Vol.21, No.1.PP: 86-90.
.61 Li Li T, Rush B (2009).The Effects of Prolonged Strenuous Exercise on Salivary Secretion of IgA Subclasses in Men. International Journal of Sport and Exercise Science. Vol.1, No.3: PP:69-74.
.71 Mashiko T, Umeda T, Nakaji S and Sugawara K(2004). Effects of exercise on the physical condition of college rugby players during summer training camp. Sports Med. Vol.38, No.2, PP: 186-190
.81 Mohebbi H, Azizi M, Moradiani H (2012). Effect of 8 Weeks Low and High Intensity Resistance Training on Leukocyte Count, Igg, Cortisol and Lactate Concentration in Untrained Men. World Applied Sciences Journal, Vol.16, No.7,PP: 949-954.
.91 Niman DC , Johanssen LM , Lee JW (2004). Infection Episoded in Runners before and after a read race “, Jsport.medcine and phys. fitness ; Vol.29, No.2 , PP : 289 -296.
.02 Park CH, Park TG, Kim TU, Kwak YS (2008). Changes of immunological markers in elite and amateur triathletes. Inter Sport med J. Vol.9, No.3, PP :116-130.
.12 Pourvaghar M J, Ghaeini A A, Ravasi A A, Kordi M R (2010). Effects of training time on serum immunoglobulin alteration and cortisol testosterone responses in male athlete students. Biol. Sport, Vol.27, No.1, PP: 25-28.
.22 Rahimi R, Ghaderi M, Mirzaei B, Ghaeni S, Faraji H, Sheikholeslami Vatani D, Rahmani-Nia F (2010). Effect of very short rest periods on Immunoglobulin A and cortisol responses to resistance exercise in men. J. Hum. Sport Exerc. Vol.5, No.2. PP:146-157
.32 Teixeira AM, Rama L, Rosado F, Martins M, Cunha M R(2007). Kinetic Response of Salivary IgA, Cortisol and Testosterone, to Several Exercise Protocols Performed by welltrained Swimmers. 12th Annual Congress of the ECSS, Jyväskylä, Finland.
.42 Thomas N E, Leyshon A, Hughes MG, Davies B, Graham M, Baker JS(2009). The effect of anaerobic exercise on salivary cortisol, testosterone and immunoglobulin (A) in boys aged 15–16 years. Eur J Appl Physiology. Vol.107, No.4: PP:455-461.
.52 Wang M-Y, An L-G (2011). effect of 12 weeks TAI CHI CHUAN practice on the immune function of female college students who lack physical exercise. biol. Vol.28, No.1. PP: 45-49.
.62 Womack J, Tien PC, Feldman J (2007). Obesity and immune cell counts in women. Metabolism; Vol.56, No.7. PP:998-1004.
.72 El-Kader, S. M. A. (2011). Moderate Versus High Intensity Exercise Training on Leptin and Selected Immune System Response in Obese Subjects. Eur J Gen Med, Vol.8, No.4,
PP:268-272.



قیمت: تومان


پاسخ دهید