علوم زيستي ورزشي _ پاييز 1395 دورة8، شمارة 3، ص : 365 – 380 تاريخ دريافت : 07 / 02 / 94 تاريخ پذيرش : 07 / 05 / 94

مقايسة تمرين تداومي با شدت متوسط و اينتروال هوازي با شدت بالا بر سطوح سرمي رزيستين و مقاومت به انسولين در زنان چاق ديابتي نوع دو

رحمان سوري 1– نيكو خسروي 2 – هانيه يزداندوست3 – محمدحسين آيتي4
1. دانشيار گروه فيزيولوژي ورزش دانشكدة تربيت بدني دانشگاه تهران، تهران، ايران 2. دانشيار گروه فيزيولوژي ورزش دانشكدة تربيت بدني دانشگاه الزهرا (س) ، تهران ، ايران 3. دانشجوي دكتري فيزيولوژي ورزش دانشگاه مازندران، بابلسر ، ايران 4. استاديار گروه طب سنتي دانشكدة طب سنتي دانشگاه علوم پزشكي تهران، تهران،
ايران

چكيده
پژوهش حاضـر مقايسـة دو نـوع تمـرين هـوازي بـا شـدت هـاي مختلـف بـر سـطوح سـرمي رزيسـتين و مقاومـت بـهانس ولين در زن ان دي ابتي ن وع دو را مطالع ه م ي كن د. 24 زن ميانس ال مب تلا ب ه دياب ت ن وع دو (ب ا ميـانگين و انحـــراف اســـتاندارد ســـني 45/3±8/41 ســـال، وزن61/3±8/76 كيلـــوگرم، شـــاخص تـــودة بـــدن 02/1±1/31 كيلـوگرم بـر متـر مربـع، درصـد چربـي بـدن 38/1±6/41و WHR 05/0±94 /0) بـه طـور هدفمنـد انتخـاب شـدند و به طور تصـادفي در سـه گـروه تمـرين تنـاوبي بـا شـدت بـالا ، تمـرين اسـتقامتي بـا شـدت متوسـط و گـروه كنتـرلقـرار گرفتنـد. دو گـروه تجربـي تمرينـات را بـه مـدت 16 هفتـه و 3 روز در هفتـه دريافـت كردنـد. پـس از 12 سـاعت ناشــتايي خــون گيــري صــورت گرفــت و از آن بــراي ســنجش غلظــت رزيســتين ســرم و انســول ين اســتفاده شــد. تجزيــه وتحليــل داده هــا بــا آزمــون كولمــوگروف– اســميرنوف، واريــانس يكطرفــه،آزمون تعقيبــي بــانفرنس و، تــي زوجي در سطح معنـا داري 05/0<P انجـام گرفـت . يافتـه هـا نشـان داد بـين دو نـوع تمـرين، تنـاوبي بـا شـدت بـالا و استقامتي با شـدت متوسـط، از لحـاظ آمـاري تفـاوت معنـا داري در ميـزان رزيسـتين سـرمي و مقاومـت بـه انسـولينوجـود نـدارد و هـر دو نـوع تمـرين كـاهش معنـاداري در سـطوح رزيسـتين، مقاومـت بـه انسـولين،BMI و درصـد چربـي بـدن ايجـاد كردنـد (05/0<P). امـا تغييـر معنـاداري را در مقـادير WHR ايجـاد نكردنـد (05/0>P). نتـايج مطالعة حاضر حاكي از آن است كـه بـين 16 هفتـه تمـرين تنـاوبي بـا شـدت بـالا و اسـتقامت ي بـا شـدت متوسـط بـررزيسـتين و شـاخص آنتروپومتريـك و مقاومـت بـه انسـولين تفـاوتي وجـود نـدارد و هـر دو نـوع تمـرين مـ يتواننـد سبب بهبـود مقاومـت بـه انسـولين و كـاهش رزيسـتين سـرمي شـوند و ايـن كـاهش مـي توانـد نشـان دهنـد ة كـاهشعوامل خطرزاي قلبي- عروقي و متابوليكي باشد.

واژه هاي كليدي
تمرين تناوبي با شدت بالا، تمرين استقامتي با شدت متوسط ، رزيستين ، مقاومت به انسولين.
مقدمه
مطالعات روي جمعيت هاي مختلف نشان داده اند منشأ بسياري از بيماري هاي متابوليك افزايش پيشرونده در مقادير انسولين ناشتاست كه اين موضوع اغلب با شرايط التهابي همراه است (10). وضعيت التهابي مزمن، مكانيسم مهمي در بروز ديابت نوع دو و بيماري هاي قلبي- عروقي است (3). بافت چربي از طريق توليد و ترشح تعدادي پروتئين غيرطبيعي از جمله لپتين و رزيستين در ايجاد مقاومت به انسولين نقش مهمي دارد (32). رزيستين يكي از هورمون هايي است كه در سال هاي اخير شناسايي شده و به خانوادة پروتئين هاي داراي انتهاي كربوكسيل غني از سيستئين تعلق دارد و به FIZZ وRELM نيز معروف است (13،32) و اغلب در ذخاير چربي شكمي سنتز مي شود. افزايش مقادير رزيستين خون بيشتر در شرايط التهاب سيستماتيك به وجود مي آيد (6) و يكي از علائم التهاب تصلب شرايين است كه از عوامل مهم پيش بيني كنندة بيماري هاي قلبي – عروقي به شمار ميرود. همچنين مشخص شده كه رزيستين تحريككنندة سنتز و ترشح سايتوكاين هاي پيش التهابي است (30). افزايش رزيستين تحمل گلوكز را دچار نقص كرده و مقاومت به انسولين را در كبد افزايش مي دهد و فعاليت انسولين را دچار نقص مي كند
.(28،12،3)
در انسان تنها مقادير كمي رزيستين در بافت چربي بيان مي شود و بيشتر در مغز استخوان، طحال، بافت ريه و جفت است. همچنين طي تمايز مونوسيت/ماكروفاژ توليد مي شود (1). اين هورمون ابتدا به صورت mRNAجدا و سپس مشخص شد كه بيان آن توسط آگونيست هاي گيرنده هاي فعال كنندة تكثير پراكسي زوم PPARy سركوب مي شود (32). افزايش رزيستين، انتقال گلوكز وابسته به انسولين را كاهش مي دهد و در نهايت به افزايش مقاومت به انسولين منجر مي شود؛ درحالي كه مصرف آنتي بادي هاي ضدرزيستين ظرفيت انتقال گلوكز به وسيلة انسولين را افزايش ميدهد (35).
براساس برخي گزارش ها اسيد چرب آزاد ، فاكتور نكروزدهندة آلفا ( (TNF-α ميتوانند مانع بيان رزيستين شوند (37). در برخي مطالعات عنوان شده است بيان رزيستين با عواملي همچون افزايش اسيد چرب سرم و تري گليسريد عضلات، اختلال متابوليسم گلوكز اسكلتي- عضلاني و عدم تحمل قند همراه است (29). بيان رزيستين در آديپوسيتها در حالت ناشتا كاهش و با تغذيه افزايش مي يابد (23).
برخي تحقيقات انجام گرفته روي انسان نشان مي دهد كه سطوح بالاي رزيستين سرم با چاقي همراه است (4،6،36)، ولي برخي ديگر، اين همراهي را تأييد نكردند (8،20). از طرف ديگر، چاقي يكي از علل اصلي مقاومت به انسولين به حساب مي آيد (4،30). در مورد ارتباط و همراهي رزيستين با مقاومت به انسولين و ديابت نوع دو نتايج موافق (3،10،31) و مخالفي (16،22،36) وجود دارد. برخي تحقيقات ارتباط مستقيم، برخي عدم ارتباط و حتي برخي ارتباط معكوس اين هورمون را با مقاومت به انسولين نشان داده اند (21،22). به طوريكه جونز و همكاران (2007) پس از هشت ماه تمرين هوازي كاهش معنادار رزيستين سرم و عدم تغيير مقاومت به انسولين را در نوجوانان چاق مشاهده كردند (14).
پينگ و همكاران (2007) نيز كاهش معنادار رزيستين و مقاومت به انسولين را پس از تمرينات هوازي نشان دادند (24). مونزيلو و همكاران (2003) پس از شش ماه فعاليت بدني با شدت متوسط عدم تغيير رزيستين و افزايش حساسيت به انسولين را مشاهده كردند (21). چندين مطالعه تأثيرات مجزاي تمرينات با شدت بالا و پايين را همراه با رژيم غذايي بر هورمون هاي مترشحه از بافت چربي را بررسي و نتايج متضادي را گزارش كردند (18).
در تحقيقي، برنامة طولاني مدت فعاليت ورزشي هوازي و رژيم غذايي به كاهش معنا دار رزيستين و لپتين در افراد چاق منجر شد (14) .در مطالعة پرسگهين و همكاران (2010) روي 32 ورزشكار نخبه (دونده هاي سرعتي، نيمهاستقامتي و ماراتون) و 27 مرد غيرفعال لاغر و چاق مشخص شد كه ورزشكاران استقامتي (و نه سرعتي) داراي سطوح رزيستين بيشتري نسبت به افراد غيرفعال بودند. رشيدلمير و همكاران (1389) گزارش كردند تمرين هوازي منظم علاوهبر كاهش وزن و درصد چربي، موجب كاهش فيبرينوژن و افزايش رزيستين در مردان سالم غيرفعال ميشود (26).
براساس نتايج تحقيقات شدت تمرين عامل مهمي در كاهش عوامل سندروم متابوليكي است. در همين زمينه ارنست و همكاران (2008) با مقايسة تمرين هوازي تناوبي شديد (90% حداكثر اكسيژن مصرفي) و تداومي با شدت متوسط (70 درصد حداكثر اكسيژن مصرفي) بهبود ظرفيت هوازي و اكسيداسيون ميتوكندريايي، افزايش كيفيت زندگي افراد در معرض خطر ابتلا به ديابت را در گروه تناوبي نسبت به گروه تداومي بارزتر گزارش كردند (8). البته پيش از آن گروت و همكاران (2003) با مقايسة تمرين هوازي تناوبي با شدت پايين (50 -40 درصد ضربان قلب بيشينه) و بالا (80-70 درصد ضربان قلب بيشينه) كاهش ميزان كلسترول و تري گليسريد خون پس از فعاليت شديد را گزارش كردند، اما تفاوت معنا داري را در حساسيت انسولين بين دو گروه نشان ندادند (7).
در سال هاي اخير محققان بر استفاده از تمرينات تناوبي با شدت بالا تأكيد كرده اند. همچنين در زمينة تأثير تمرين با شدت بالا بر مقادير رزيستين پلاسما تحقيقات اندك گذشته به نتايج كاملاً متناقضي (افزايش، كاهش و عدم تغيير) رسيده اند كه هنوز تأثير فعاليت ورزشي بر آنها آشكار نشده و نيازمند مطالعات بيشتر در آينده است. با توجه به اطلاعات موجود، مبني بر ارتباط كاهش بافت چربي با كاهش رزيستين و همچنين تأثير مثبت تمرين هوازي با شدت بالا بر كاهش چربي بدن و كم بودن پژوهش مشابه در اين زمينه و نيز شدت استفاده شده در تمرينات با شدت متوسط، به طور سنتي تعديل عوامل خطرزا از مدت ها قبل مورد توافق قرار گرفته است. از طرفي زنان در مقايسه با مردان با توجه به محتواي بافت چربي بالاتر از يك سو و در پي تجمع چربي احشايي و اضافه وزن از سوي ديگر در ابتلا به سندروم متابوليك و بيماري هاي قلبي – عروقي آترواسكلروزيس در مقايسه با مردان مستعدترند و با توجه به اهميت بهداشت زنان در حفظ سلامت خانواده و جامعه، هدف از پژوهش حاضر مقايسة دو نوع تمرين هوازي با شدت هاي مختلف بر سطوح سرمي رزيستين و مقاومت به انسولين در زنان چاق ديابتي نوع دو است.

روش شناسي پژوهش روش تحقيق
اين مطالعه از نوع كاربردي با روش نيمه تجربي است كه با هدف كلي بررسي مقايسة آثار نوع تمرينات بر سطوح سرمي رزيستين و مقاومت به انسولين در زنان چاق ديابتي نوع دو اجرا شد. در ابتدا با مراجعه به كلينيك ديابت آريان از بين پرونده هاي بيماران مبتلا به ديابت نوع دو افراد واجد شرايط توسط محقق شناسايي شدند. پس از ارائة توضيحات كامل دربارة روند اجراي پژوهش، فوايد و مضرات احتمالي مطالعه، رضا يتنامة كتبي از داوطلبان اخذ شد. پس از تكميل پرسشنامه هاي استاندارد سلامت و ميزان فعاليت بدني ، 24 نفر از افراد واجد شرايط از بين زنان 55- 40 سال ، با تودة بدني بيشتر از 30 (افراد چاق) ، مبتلا به ديابت نوع دو ، غيرفعال (عدم مشاركت در فعاليت هاي ورزشي منظم طي سه سال گذشته) و بدون سابقة اجراي فعاليت ورزشي يا محدوديت كالريك، به طور هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفي در دو گروه تجربي و گروه كنترل قرار گرفتند. گروه تجربي در طول پژوهش به اجراي برنامة تمريني پرداختند و گروه كنترل نيز بدون مداخله به فعاليت هاي روزانة خود ادامه دادند. پيش از اجراي برنامة تمريني، ارزيابي هاي اوليه مانند تعيين حداكثر اكسيژن مصرفي از طريق آزمون راكپورت و اندازه گيري شاخص هاي آنتروپومتري مانند قد، وزن، تودة بدني، محيط هاي بدن و ضخامت چربي زيرپوستي، در شرايط تجربي صورت پذيرفت. به علاوه پس از دوازده ساعت ناشتايي خون گيري به منظور ارزيابي سطح سرمي رزيستين و انسولين خون انجام گرفت. شاخص هاي جسماني مورد بررسي، بار ديگر پس از پايان دوره هاي تمريني اندازه گيري و ثبت شدند. نمونه هاي خوني حداقل 48 ساعت پس از آخرين جلسة تمريني جمع آوري شد. آزمودني هاي پژوهش در طول دورة پژوهش از داروي متفورمين، گلي بنگلاميد به صورت خوراكي استفاده مي كردند و رژيم غذايي براساس پرهيز افراد ديابتي در طول دورة پژوهش رعايت شد.

برنامة تمرين
برنامة تمرين تقريباً براساس مطالعة تاسوكي ترادا و همكاران (2012) در جدول 3-1 ارائه شده است (34). آزمودني ها 3 جلسه در هفته (شنبه ، دوشنبه و چهارشنبه) بين ساعت 10-8 به فعاليت پرداختند. پيش از اجراي پروتكل اصلي 10دقيقه گرم كردن (3 -2 دقيقه راه رفتن سريع، 5 دقيقه اجراي حركات كششي و 3-2 دقيقه دويدن آرام) و در پايان فعاليت مشابهي براي سرد كردن در نظر گرفته شد. شدت تمرينات در طول اجراي آزمون با استفاده از ضربان سنج پلار كنترل شد. تكرار تمرينات تناوبي با شدت بالا ابتدا (هفتة اول تا چهارم) با 2 تكرار و در پايان (هفتة پانزدهم و شانزدهم) با 5 تكرار انجام گرفت.
جدول 1. پروتكل تمريني به تفكيك برنامه هاي تمريني دو نوع تمرين
كنترل تجربي (تمرين
استقامتي با شدت متوسط) تجربي (تمرين تناوبي با شدت بالا) گروه


شدت:40%ضربان قلب بيشينه
زمان فعاليت: 35 دقيقه شدت استراحت: 35-30%ضربان قلب بيشينه زمان استراحت: 1 دقيقه و 30ثانيه شدت فعاليت: 75% ضربانقلب بيشينه
زمان فعاليت:30ثانيه تعداد تكرارها: 2 تعداد ستها:1 هفتة اول
و دوم


شدت:45%ضربان قلب بيشينه
زمان فعاليت: 35 دقيقه شدت استراحت: 35-30%ضربان قلب بيشينه زمان استراحت: 3دقيقه شدت فعاليت: 75 % ضربان قلب بيشينه
زمان فعاليت: 1 دقيقه تعداد تكرارها: 2 تعداد ستها:1 هفتة سوم
و چهارم


شدت: 45%ضربان قلب بيشينه
زمان فعاليت: 40 دقيقه شدت استراحت: 35-30%ضربان قلب بيشينه زمان استراحت: 4 دقيقه و 30ثانيه شدت فعاليت: 80 % ضربانقلب بيشينه
زمان فعاليت: 1دقيقه و 30 ثانيه
تعداد تكرارها: 3 تعداد ستها:1 هفتة
پنجم و
ششم


شدت: 45%ضربان قلب بيشينه
زمان فعاليت: 40 دقيقه شدت استراحت:35-40%ضربان قلب بيشينه زمان استراحت: 6 دقيقه شدت فعاليت:80 %ضربانقلب بيشينه
زمان فعاليت: 2 دقيقه تعداد تكرارها: 3 تعداد ستها: 1 هفتة
هفتم و هشتم


شدت:50% ضربان قلب بيشينه
زمان فعاليت: 45 دقيقه شدت استراحت: 40-35%ضربان قلب بيشينه
زمان استراحت: 7دقيقه و30 ثانيه شدت فعاليت: 85% ضربانقلب بيشينه
زمان فعاليت: 2 دقيقه و 30ثانيه
تعداد تكرارها: 3 تعداد ستها: 2 هفتة نهم
و دهم


شدت:50% ضربان قلب بيشينه
زمان فعاليت: 45 دقيقه شدت استراحت: 40-
35%ضربان قلب بيشينه زمان استراحت : 9 دقيقه شدت فعاليت: 85% ضربانقلب بيشينه
زمان فعاليت: 3 دقيقه تعداد تكرارها: 4 تعداد ستها: 2 هفتة
يازدهم و دوازهم

شدت:50% ضربان قلب بيشينه
زمان فعاليت:50 دقيقه شدت استراحت:45-
40%ضربان قلب بيشينه زمان استراحت: 10دقيقه و
30 ثانيه شدت فعاليت: 90% ضربانقلب بيشينه
زمان فعاليت: 3 دقيقه و 30 ثانيه
تعداد تكرارها: 4 تعداد ستها:2 هفتة
سيزدهم وچهاردهم

– شدت: 55% ضربان قلببيشينه
زمان فعاليت:50 دقيقه شدت استراحت: 45-40%ضربان قلب بيشينه زمان: 12 دقيقه شدت فعاليت: 90% ضربانقلب بيشينه
زمان فعاليت: 4 دقيقه
تعداد تكرارها: 5 تعداد ستها: 2 هفتة
پانزدهم و شانزدهم
روش هاي اندازه گيري متغيرهاي خوني
خون گيري پس از 12 ساعت ناشتايي در مرحلة پيش آزمون و 48 ساعت بعد از آخرين جلسة تمرين در مرحلة پس آزمون، در شرايط آزمايشگاهي، انجام گرفت. نمونه گيري در ساعت معيني از روز انجام گرفت تا سطح رزيستين سرم متأثر از نوسانات شبانهروزي آن تغيير نكند. نمونه هاي خوني به منظور جداسازي پلاسما به مدت 15 دقيقه با سرعت 3000 دور در دقيقه سانتريفيوژ شده و در دماي 20 – درجة سانتي گراد منجمد و براي آناليزهاي بعدي ذخيره شدند. آناليز بيوشيميايي و سنجش مقادير سرمي رزيستين به روش Elisa و با استفاده از كيت تجاري باستر ساخت آمريكا انجام گرفت و براي سنجش گلوكز ناشتا از دستگاه گلوكومتر و براي اندازه گيري انسولين از كيت ديوپلاس استفاده شد و مقاومت به انسولين با استفاده از فرمول ذيل محاسبه شد:
HOMA-IR = انسولين ناشتا (μU/mL) × گلوكز ناشتا (mmol/L)/22/5

تعيين درصد چربي بدن و اندازه گيري محيط بدن
چربي زيرپوستي آزمودني ها با استفاده از كاليپر در سه نقطة سهسر بازو، شكم و فوقخاصره، در سمت راست بدن و پس از جايگذاري در معادلة عمومي جكسون و پولاك براي تعيين درصد چربي در زنان، محاسبه شد. اندازه گيري محيط كمر و لگن براساس روش ارائهشده توسط انجمن ملي سلامت انجام گرفت. قد با متر و وزن با ترازو اندازه گيري شد.

روش آماري
ابتدا با استفاده از آزمون كولموگروف – اسميرنوف نحوة توزيع دادهها بررسي شد. سپس با توجه به طبيعي بودن توزيع داده ها ، از آزمون تحليل واريانس يكطرفه بهمنظور بررسي تفاوت بين گروهها (كنترل، تمرين هوازي با شدت متوسط و تمرين اينتروال با شدت بالا) در مقادير متغيرهاي مورد نظر استفاده شد. در صورت معنا داري تفاوت بين گروهي با توجه به اينكه تعداد آزمودنيها در گروهها يكسان است، از آزمون تعقيبي بانفرنس استفاده شد. همچنين براي بررسي تفاوت درون گروهي از آزمون تي زوجي يا وابسته استفاده شد. تجزيه وتحليل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخة 16 تحت ويندوز و در سطح 05/0 <α انجام گرفت.

يافته هاي پژوهش
الف) مقايسة دو نوع تمرين هوازي با شدت بالا و شدت متوسط بر سطح رزيستين سرمي
براساس آزمون تحليل واريانس يكطرفه تغييرات رزيستين سه گروه از لحاظ آماري معنا دار نيست.
نتايج آزمون تي زوجي نشان داد كه در گروه تمرين تناوبي با شدت بالا و گروه تمرين استقامتي با شدت متوسط رزيستين تغيير معنا دار داشته و كاهش يافته است (05/0<P) و در گروه كنترل رزيستين تغيير معنا داري نداشته است (05/0>P) (جدول هاي 3،2 و نمودار 1).

نمودار 1. تغييرات رزيستين (ng/ml) آزمودني ها در پيش آزمون و پس آزمون علامت * نشان دهنده اختلاف معنادار نسبت به پيش آزمون است

ب) مقايسة دو نوع تمرين هوازي با شدت بالا و شدت متوسط بر مقادير انسولين
براساس آزمون تحليل واريانس يکطرفه تغييرات انسولين سه گروه از لحاظ آماری معنا دار است، که نتايج آزمون تعقيبی نشان داد بين تغييرات انسولين در گروه کنترل با تمرين با شدت بالا (٠٠٠١/٠=P) و گروه تمرين با شدت بالا با گروه استقامتی متوسط (۴٠/٠=P) از لحاظ آماری تفاوت معنا داری وجود دارد، اما در گروه کنترل با گروه شدت متوسط (١٣/٠=P) تفاوت معنا داری وجود ندارد. نتايج آزمون تی زوجی نشان داد که در گروه تمرين با شدت بالا انسولين کاھش معنا دار داشته است (۵٠/٠<P)، اما در گروه تمرين ھوازی با شدت متوسط و گروه کنترل تغيير معنا داری نداشته است (۵٠/٠>P (جدول٢).
ج) مقايسة دو نوع تمرين هوازي با شدت بالا و شدت متوسط بر مقاومت به انسولين
براساس آزمون تحليل واريانس يکطرفه تغييرات مقاومت به انسولين سه گروه از لحاظ آماری معنا دار است. نتايج آزمون تعقيبی نشان داد که بين تغييرات انسولين در گروه کنترل با تمرين با شدت بالا (٠٠١/٠=P) و گروه کنترل با گروه شدت متوسط (٠٢/٠=P) از لحاظ آماری تفاوت معنا داری وجود دارد. اما در گروه تمرين با شدت بالا با گروه شدت متوسط (٤٣/٠=P) تفاوت معنا داری وجود ندارد. نتايج آزمون تی زوجی نشان داد که در گروه تمرين با شدت بالا و در گروه تمرين ھوازی با شدت متوسط کاھش معنا داری داشته است (٠٥/٠<P)، اما گروه کنترل تغيير معنا داری نداشته است (٠٥/٠>P). (جدول ھای ٢ و ٣).
د) مقايسۀ دو نوع تمرين ھوازی با شدت بالا و شدت متوسط بر ترکيب بدنی
يافته هاي پژوهش نشان داد تغييرات وزن، BMI و درصد چربي در هر دو گروه تجربي از نظر آماري معنا دار است و كاهش يافته است (05/0<P)، اما تغييرات WHR در هر دو گروه تجربي از نظر آماري معنا دار نيست (05/0>P) (جدول 2).

جدول 2. ميانگين± انحراف استاندارد مقادير عددي رزيستين سرم، نيمرخ متابوليكي و تركيبات بدن،
قبل و بعد از اجراي 16 هفته تمرين هوازي با شدت هاي مختلف
گروه تمرين تناوبي باگروه تمرين استقامتي
گروه كنترل
متغير مرحله شدت بالا با شدت متوسط
رزيستين آپيش زمون 81/220±75/4307 50/300 ±14/4726 41/310±15/4425
60857-560712

(ng/ml) آپس زمون 06/154±75/2903 33/271±86/3501 74/261±4437 انسولين آپيش زمون 00/14±83/30 55/5±95/22 55/9±75/28 (mU/liter) آپس زمون 85/4 ±95/11 80/5±68/15 09/10±50/30مقاومت آپيش زمون 61/7±81/12 52/4±49/10 26/4±47/11 انسوليني آپس زمون 81/1 ±65/3 31/1±76/4 72/4±55/12
گلوكز آپيش زمون 70/41±12/162 42/36±00/179 32/29±12/162
(mg/dl) آپس زمون 45/17±38/119 05/38 ± 75/130 42/35±37/167وزن آپيش زمون 96/9±87/71 1/10±00/75 32/16±93/76
(كيلوگرم) آپس زمون 00/ 10±00/70 69/9±87/72 43/17±75/77
ادامة جدول 2. ميانگين± انحراف استاندارد مقادير عددي رزيستين سرم، نيمرخ متابوليكي و تركيبات بدن، قبل و بعد از اجراي 16 هفته تمرين هوازي با شدت هاي مختلف
60857-6479

متغير مرحلهگروه تمرين تناوبي باگروه تمرين استقامتي گروه كنترل
شدت بالا با شدت متوسط
BMI آپيش زمون 11/3±42/29 90/3±33/30 94/4±84/30
(كيلوگرم بر متر مربع) آپس زمون 25/3±74/28 73/3±48/29 34/5±15/31 دور كمر آپيش زمون 74/ 5±06/97 88/3±38/103 37/13±75/105 (سانتي متر) آپس زمون 80/ 6±94 06/4±62/98 49/13±88/105 دور باسن آپيش زمون 65/4±12/108 50/4 ±00/109 98/7±12/109
60857-1103425



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید