علوم زيستي ورزشي _ پاييز 1395 دورة8، شمارة 3، ص : 411 – 425 تاريخ دريافت : 11 / 10 / 94 تاريخ پذيرش : 16 / 03 / 95

اثر هشت هفته تمرينات تناوبي با شدت بالا (HIIT) بر سطوح آديپونكتين سرمي و
مقاومت به انسولين زنان ديابتي نوع دو

بهرام عابدي 1– الهام اخوت 2
1. دانشيار، گروه تربيت بدني، واحد محلات، دانشگاه آزاد اسلامي، محلات، ايران 2. كارشناس ارشد، واحد محلات، دانشگاه آزاد اسلامي، محلات، ايران

چكيده
ديابت، اختلال متابوليكي است كه به وسيلة هيپرگليسمي به دنبال نقص در ترشح انسولين، مقاومت به انسولين يا هـر دومشخص مي شود. هدف از اين مطالعه بررسي اثر تمرينات تناوبي با شدت بالا (HIIT) بر سـطوح آديپـونكتين سـرمي ومقاومت به انسولين زنان ديابتي نوع دو بود. به همين منظور 35 نفر از زنان ديابتي نوع دو داراي اضافه وزن (BMI بـين30-25 كيلوگرم بر متر مربع) با دامنة سني 45 تا 60 سـال داوطلبانـه در تحقيـق حاضـر شـدند و در دو گـروه تمـرينn=17) HIIT) و كنترل (18n=) قرار گرفتند. گروه HIIT به مدت هشت هفته (سه جلسـه در هفتـه، 6-4 تكـرار 30 ثانيه اي با حداكثر تلاش با شدت 250 درصد و استراحت 4 دقيقه اي بين تكرارها) تمرينات چرخ كارسنج را انجام دادنـد .
نتايج تي وابسته نشان داد بين ميانگين دادههاي پيش آزمون و پس آزمون مقاومت به انسولين و درصد چربي بـدن گـروهHIIT كاهش معنادار و بين ميانگين سطوح آديپونكتين سرمي و حداكثر اكسيژن مصرفي افـزايش معنـاداري مشـاهدهشد (05/0P<). همچنين نتايج تحليل كوواريانس تفاوت معنـا داري را بـين گـروههـاي تمرينـي در ميـزان آديپـونكتين(026/0P= و 21/3F=)، مقاومت به انسولين (007/0P= و 28/5F=) و درصد چربي (041/0P= و 60/2F=) نسبت به گروه كنترل نشان داد. از طرفي ميزان وزن و شاخص تودة بدني آزمودني ها تغيير معناداري نداشت (05/0> P). احتمـالاًمي توان گفت كه انجام هشت هفته تمرينات سرعتي شديد (HIIT) بدون تغييـر در مقـدار وزن و شـاخص تـودة بـدنيمي تواند تأثيرات مثبتي بر مقاومت به انسولين، درصد چربي و سطوح آديپونكتين زنان مبـتلا بـه ديابـت نـوع دو داشـتهباشد.

واژه هاي كليدي
آديپونكتين، ديابت نوع دو، مقاومت به انسولين، ورزش.
مقدمه
چاقي يكي از مشكلات اصلي تهديدكنندة سلامتي به حساب ميآيد. تغييرات فيزيولوژيكي و متابوليكي ناشي از افزايش بافت چربي در افراد چاق، به برخي بيماري هاي مزمن مانند بيماري هاي قلبي – عروقي، آترواسكلروز، سندروم متابوليك و به ويژه ديابت نوع دو منجر ميشود. ديابت نوع دو، سندروم ناهمگوني است كه با مقاومت انسوليني يا اختلال در ترشح انسولين مشخص مي شود. بيش از 90 درصد موارد ابتلا به ديابت، از نوع دو است و تقريباً 8 درصد افراد مبتلا به اين بيماري، چاق اند (12).
بافت چربي به عنوان يك ارگان ترشحي (غدة درونريز) عمل مي كند. علاوه بر آن نقش منبع سوختي، عايق بندي، سازوكار هاي حمايتي، آزادسازي سايتوكاين هايي را كه آديپوكاين ناميده مي شوند نيز بر عهده دارد (28).
آديپونكتين از بافت چربي سفيد ترشح مي شود. آديپونكتين اولين بار در سال 1995 به عنوان ACRP30 و AdipoQشناخته شد. اين هورمون پروتئيني است كه از بافت چربي به خون وارد مي شود.
مشخص شده است كه آديپونكتين به علت حساسيت به انسولين و خواص ضدالتهابي اش، تأثير معنا داري بر بيماريهاي متابوليكي مانند چاقي، ديابت نوع دو، بيماري هاي عروق كرونري و سندروم متابوليك دارد. همچنين آديپونكتين بيوژنز ميتوكندريايي را تحريك مي كند. گزارش شده است كه آديپونكتين با حساسيت به انسولين ارتباط دارد (37). تحقيقات حاكي از آن است كه در حضور چاقي سطح آديپونكتين كاهش مي يابد (20).
ورزش و تمرينات بدني مؤثرترين راه درمان بيماران مبتلا به ديابت نوع دو است. تمرينات بدني نقش مستقلي در پيشگيري و به تأخير انداختن زمان شروع ديابت نوع دو دارد (6). انجمن ديابت آمريكا براي افراد مبتلا به ديابت نوع دو پيشنهاد ميكند كه تمرينات هوازي را حداقل 150 دقيقه با شدت متوسط يا حداقل 90 دقيقه از تمرينات سخت هوازي را در هفته انجام دهند (6).
از ديرباز تمرينات با شدت كم يا متوسط به مدت طولاني روشي مطلوب براي چربي سوزي و كاهش وزن بوده است (16). اما معضل كاهش وزن در كنار ساير جنبه هاي زندگي ماشيني و زمان كمتري كه بشر امروز نسبت به سابق مي تواند صرف ورزش كند، پژوهشگران را واداشت تا به بررسي و تحقيق روي روش هاي جديدتر كاهش وزن بپردازند (13). در يك دهة اخير تحقيقات نشان مي دهند كه تمرينات با شدت بالا مي تواند تأثير بيشتري بر كاهش وزن، افزايش چربي سوزي و ساير عوامل فيزيولوژيكي بگذارد
.(36)
محققان اعلام كردند بهنظر ميرسد شدت و تواتر تمرين عوامل مهمي در افزايش سطح آديپونكتيندر پاسخ به تمرينات ورزشي اند (21). واژة تمرينات تناوبي خيلي شديد (HIIT) و تمرينات سرعتي تناوبي (HIT) به عنوان تمرينات تناوبي خيلي شديد در بين افراد عموميت ندارد؛ اما متخصصان علوم ورزشي و همچنين متخصصان علوم باليني به اين نكته توجه دارند كه استفاده از تمرينات سرعتي تناوبي (انفجاري) در مقايسه با تمرينات طولاني مدت با شدت متوسط ميتواند از تأثيرات مفيدتري براي بهبود عملكرد ورزشكاران، افزايش آمادگي جسماني افراد سالم و همچنين درمان و بازتواني برخي بيماري ها برخوردار باشد (33). از طرف ديگر، علاوهبر كمبود وقت كه مبتلايان به ديابت نوع دو بهانه اي براي نپرداختن به فعاليت بدني منظم داشتند، تحقيقات كاهش قند خون حتي تا 48 ساعت پس از يك وهله ورزش تداومي را در افراد مبتلا به ديابت نوع دو نشان دادند كه اين دو علت اصلي نپرداختن به فعاليت هاي ورزشي رايج در بين مبتلايان بهشمار ميآيد (29). از سوي ديگر نشان داده شده است كه هزينة انرژي در تمرينات با شدت بالا (HIIT) بيشتر است (1). همچنين نقش اين تمرينات در بهبود آمادگي هوازي نشان داده شده است (27). براساس يافتههاي موجود تمرينات HIIT براي بيماران ديابتي مفيد است و آنها ميتوانند با صرفهجويي در زمان و هزينه از فوايد اين نوع تمرينات بهرهمند شوند (30).
در تحقيقات با شدت بالاي تمرين هوازي نشان داده شده است كه اين شدت از تمرينات مي تواند سبب افزايش، كاهش يا عدم تغيير سطوح آديپونكتين پلاسما شود. براي مثال در مطالعه اي شينگ و همكاران (2013) افزايش ميزان آديپونكتين، VO2 اوج و كاهش درصد چربي بدن را پس از چهار هفته تمرين تناوبي با شدت بالا در قايقرانان ورزشكار مشاهده كردند (34). همچنين لي و همكاران (2015) افزايش ميزان گيرندههاي آديپونكتين، VO2max، حساسيت انسولين و كاهش درصد چربي بدن را پس از دوازده هفته فعاليت جاگينگ (5 روز در هفته با 60 تا 75 در حداكثر ضربان قلب) در مردان جوان مشاهده كردند (24). درحالي كه ليگات و همكاران (2012) در مطالعه اي كاهش ميزان آديپونكتين را با دو هفته تمرين تناوبي خيلي شديد (HIIT) در افراد داراي اضافه وزن و چاق مشاهده كردند (25). از طرفي كوكر و همكاران (2006) عدم تغيير مقدار انسولين و حساسيت انسولين را در افراد مسن با دوازده هفته تمرين با شدت 50 درصد حداكثر اكسيژن مصرفي نشان دادند (8). سمپسون و همكاران (2008) در تحقيقي عدم تغيير آديپونكتين را با تمريني با شدت 75 درصد حداكثر اكسيژن مصرفي درافراد ورزشكار نشان دادند (33).
تمرين ورزشي غلظت آديپونكتين خون را بهبود مي بخشد (24). در افراد ديابتي و مقاومت به انسولين، فعاليت ورزشي به عنوان يك شيوة درماني غيردارويي براي افزايش آديپونكتين چرخة خون و بهبود حساسيت انسولين پيشنهاد شده است (34). اما در مطالعة ديگري بهبود حساسيت و مقاومت به انسولين ناشي از كاهش وزن نه به تغييرات آديپونكتين، بلكه به ساير سايتوكاين هاي ترشحي از بافت چربي نسبت داده شده است (32). همچنين برخي مطالعات بيان ميكنند كه حساسيت انسولين مستقل از تغيير آديپونكتين به واسطة تمرين ورزشي بهبود مي يابد (8).
با توجه به نتايج متناقض مطالعات موجود، (3،9،15) و نيز خلأهاي علمي، هدف از اين تحقيق بررسي و مقايسة اثر هشت هفته تمرينات سرعتي تناوبي شديد بر سطوح آديپونكتين سرمي و مقاومت به انسولين زنان ديابتي نوع دو است.
با توجه به نتايج متناقض مطالعات موجود، ميتوان گفت تأثير فعاليت ورزشي بر مقادير آديپونكتين هنوز آشكار نيست و بيشتر مطالعات در زمينة تأثير فعاليت ورزشي بر مقادير آديپونكتين از فعاليت ورزشي استقامتي سنتي كه نيازمند صرف زمان زيادي است يا يك جلسه فعاليت ورزشي وامانده ساز به عنوان مداخلة تمريني استفاده كرده اند. بنابراين مطالعة يك برنامة فعاليت ورزشي جايگزين با سازگاري هاي متابوليكي مشابه و بدون تعهد زماني شايان ملاحظه مورد نياز است. با توجه به موارد مذكور و نيز خلأهاي علمي، هدف از اين تحقيق بررسي اثر هشت هفته تمرينات سرعتي تناوبي شديد بر سطوح آديپونكتين سرمي و مقاومت به انسولين زنان ديابتي نوع دو است.

روش بررسي آزمودني ها
اين تحقيق به لحاظ هدف كاربردي و به لحاظ شيوة گردآوري دادهها نيمه تجربي است. پس از هماهنگيهاي اوليه با مراكز انجمن ديابت براي اجراي پژوهش و همچنين اطلاعيههاي پخش شده در سطح شهر براي اطلاع رساني، از افراد واجد شرايط براي شركت در تحقيق دعوت بهعمل آمد، كه از بين افراد مراجعه كننده به كلينيك توانبخشي ورزشي، 35 زن ديابتي نوع دو با دامنة سني 45 تا60 سال (با استفاده از پرسشنامة تاريخ عادت ماهيانه ثبت شد) و قند خون ناشتاي بالاتر از 126 ميلي گرم بر دسيليتر، و شاخص تودة بدني 25 تا30 كيلوگرم بر متر مربع، انتخاب شدند. آزمودنيها در دو گروهتمرين HIIT (17نفر) و كنترل (18نفر) قرار گرفتند. آزمودنيها فرم رضايتنامه، پرسشنامة سابقة پزشكي، پرسشنامة آمادگي براي شروع فعاليت بدني را به منظور بررسي سابقة بيماري و آمادگي افراد براي شركت در برنامة تمرين پر كردند. اين افراد سابقة بيماري قلبي – عروقي، مفصلي و عصبي عضلاني، زخم پاي ديابتي و نفروپاتي نداشتند. براي ارزيابي رژيم غذايي و بررسي اثر آن بر شاخص هاي خوني مورد نظر، از پرسشنامة 24 ساعته يادآمد رژيم غذايي در دو روز قبل از خونگيري اول و 48 ساعت پاياني قبل از مرحلة دوم خونگيري استفاده شد. تحليل اين پرسشنامه با استفاده از نرم افزار كامپيوتري پردازش غذا و توسط كارشناس تغذيه صورت گرفت (7) . ابتدا طي يك جلسه داوطلبان شركت در اين طرح با نوع طرح، اهداف و روش اجراي آن بهطور شفاهي آشنا شدند. به داوطلبان اطمينان داده شد كه اطلاعات دريافتي از ايشان كاملاً محرمانه خواهد ماند. 24 ساعت قبل و 48 ساعت پس از اتمام آخرين جلسة تمريني نمونة خوني در شرايط يكسان از آنها گرفته شد.
اندازه گيري شاخص هاي بيوشيميايي و آنتروپومتريكي آزمودنيها
سنجش هاي آنتروپومتري: آزمودنيها در دو مرحله، پيش از شروع پروتكل تمريني و پس از هشت هفته در محل مركز توانبخشي ورزشي حاضر شدند و بدون كفش و با لباس سبك در حالت ناشتا ويژگيهاي آنتروپومتري اندازه گيري شد. اندازه گيري قد با قدسنج (دقت 1/0 سانتي متر) و وزن با ترازوي سكاي آلمان (دقت 1/0 كيلوگرم) صورت گرفت. سپس شاخص تودة بدني از تقسيم وزن بر حسب كيلوگرم بر مجذور قد بر حسب متر به دست آمد. توزيع چربي با اندازه گيري محيط كمر (در حد واسط حاشية تحتاني دندة آخر و فاز خاصرة قدامي در سطح ناف) و باسن (در بيشترين قطر باسن) و بيان آن به صورت نسبت دور كمر به باسن (WHR) انجام گرفت. براي محاسبة درصد چربي آزمودني ها، ابتدا ضخامت چربي زير پوستي سه نقطه اي (سه سر بازويي، تحت كتفي، فوق خاصره) با استفاده از كاليپر مدل هارپندن ساخت انگلستان اندازهگيري و پس از جايگذاري در معادلة عمومي جكسون و پولاك محاسبه شد (7). براي برآورد VO2max، آزمودني ها از آزمون اصلاح شدة بروس روي نوار گردان براساس فرمول (545/8+(كل زمان طيشده)282/2=VO2max) استفاده كردند (23).
براي اندازه گيري سطوح استراحتي متغيرهاي بيوشيميايي، خونگيري در صبح و پس از دوازدهساعت ناشتايي صورت گرفت. نمونة خوني توسط متخصص آزمايشگاه به مقدار 10 ميلي ليتر از وريد آنتي كوپيتال از هر آزمودني گرفته شد.
سطح آديپونكتين سرمي به روش ELISA با استفاده از كيت EASTBIOPHARM ساخت آمريكا اندازه گيري شد. سطح گلوكز سرمي به روش ELISA با استفاده از كيت Pars ساخت ايران و سطح انسولين سرمي به روش ELISA با استفاده از كيت Diaplus ساخت آمريكا اندازه گيري شد. براي محاسبة مقاومت به انسولين از فرمول HOMA-IR استفاده شد.
[18×5/22 ÷ (انسولين ناشتا سرم (ميلي واحد بر ميلي ليتر) × گلوكز ناشتا سرم (ميلي گرم بر دسيليتر)[ HOMA-IR =

برنامة تمرين
دورة تمريني هشت هفته و هر هفته سه جلسه به طول انجاميد. گروه HIIT تمرين اصلي شامل 6-
4 تكرار آزمون وينگيت 30 ثانيهاي روي چرخ كارسنج با تلاش حداكثر بود. تعداد اجراهاي تست وينگيت طي هر هفته تمريني افزايش يافت (14) و چنانچه آزمودني ميتوانست در دو جلسة متوالي سه تكرار را با سرعت و بار تعيين شده انجام دهد، 10 درصد به مقدار بار اضافه ميشد. زمان ريكاوري بين هر تكرار، چهار دقيقه استراحت غيرفعال در نظر گرفته شد. زمان كل فعاليت براي اين شيوة تمريني 20 تا 40 دقيقه در نظر گرفته شد. افراد در اين گروه يك فعاليت ركابزني در آزمون وينگيت 30 ثانيهاي با مقاومت معادل 5/7 درصد وزن بدن خود را انجام دادند. در اين روش تمريني شديد از آزمودنيها خواسته شد تا با حداكثر تلاش ركاب بزنند. در پايان هر جلسة تمرين، از افراد خواسته شد تا به مدت 5 دقيقه با انجام حركات كششي و راه رفتن بدنشان را سرد كنند (17). در اين تحقيق آزمودني ها براساس رژيم غذايي توصيه شده از سوي پزشك معالج به تمرينات زير نظر متخصص پرداختند.

روش آماري
از آمار توصيفي براي محاسبة ميانگين و انحراف معيار متغيرهاي تحقيق استفاده شد. همچنين براي ارزيابي طبيعي بودن توزيع دادهها از آزمون كولموگروف اسميرنوف و براي تعيين تفاوتهاي درونگروهي از آزمون t وابسته و براي تعيين تغييرات پيش و پس آزمون گروه ها از روش آماري تحليل كوواريانس استفاده شد. تمامي محاسبات آماري با نرمافزار SPSS نسخة 21 و سطح معناداري 05/0انجام گرفت.
يافته ها
ويژگيهاي آنتروپومتريكي، تركيب بدني و فيزيولوژيكي آزمودنيها در جدول 1 و دادههاي آديپونكتين، گلوكز، انسولين سرم و شاخص مقاومت به انسولين در جدول 2 نشان داده شده است. مقايسة تغييرات درون و بين گروهي نشان ميدهد كه پس از مداخلة هشت هفته اي، دور باسن، نسبت دور كمر به باسن، شاخص تودة بدن و ميانگين فشار خون در هر دو گروه، تغيير معناداري نكرده است (05/0P>)، درحاليكه مقدار حداكثر اكسيژن مصرفي در هر دو درون و بين گروه افزايش و مقدار درصد چربي بدن كاهش معناداري داشت (05/0P<). بين ميانگين دادههاي سطوح آديپونكتين سرمي و مقاومت به انسولين پيش و پس از آزمون در گروه HIIT و بين دو گروه تمريني و كنترل بهترتيب افزايش و كاهش معناداري مشاهده شد(05/0P<).
جدول 1. تغييرات ويژگيهاي آنتروپومتريكي و فيزيولوژيكي آزمودنيها در دو گروه در مرحلة
پيش آزمون و پسآزمون
HIT كنترل
75335-229275

متغير آمارة گروه امعيار±نحرافميانگين امعيار±نحراف ميانگين بين F گروهي بين P گروهي

0/197
1/69 71/44±13/20
71/26±13/06 73/06±21/62
77/00±12/34 پيشآزمون
آپس زمون
تودة بدن (كيلوگرم)
0/481 -0/914 t درونگروهي

0/603
0/51 29/70±4/17
29/13±4/41
1/386 29/57±2/77
28/97±3/39
1/211 پيشآزمون
آپس زمون t درونگروهي شاخص تودة بدن
(BMI)
(كيلوگرم/مترمربع)
43/92±2/49 42/64±2/23 پيشآزمون درصد چربي(%BF)
041/0٭ 2/60 42/64±4/95 †40/14±4/34 آپس زمون 0/911 1/042 t درونگروهي 0/838
0/17 1/01±0/018
0/98±0/070 1/01±0/13 0/93±0/06 پيشآزمون
آپس زمون محيط دور كمر به باسن (WHR)
1/107 1/455 t درونگروهي 03/0٭ 3/71
31/12±5/33
33/18±6/83
-0/23 32/54±7/3
†41/44±6/09
3/12 پيشآزمون
آپس زمون t درونگروهي حداكثر اكسيژن مصرفي
(ميلي ليتر/كيلوگرم/ دقيقه)
ادامة جدول 1. تغييرات ويژگيهاي آنتروپومتريكي و فيزيولوژيكي آزمودنيها در دو گروه در مرحلة
پيش آزمون و پسآزمون
HIT كنترل
75335-229149

متغير آمارة گروه امعيار±نحرافميانگين امعيار±نحراف ميانگين بين F گروهي بينP گروهي

0/75

0/15
134/89±12/12
135/11±1/01
0/911 133/25±10/67
122/02±11/84
2/32 پيشآزمون

آپس زمون t درونگروهي فشارخون سيستوليك(ميليمتر جيوه)

0/12
1/2 85/92±3/12
86/03±2/89
-0/447 85/45±4/60
83/25/±3/30
2/058 پيشآزمون

آپس زمون t درونگروهي فشار خون دياستولي(ميليمتر جيوه)

†: تفاوت قبل و بعد در يك گروه (05/0<P)
٭: تفاوت بين دو گروه (01/0<P٭٭ ، 05/0<P٭)

جدول 2. مقايسة تغييرهاي درون گروهي و بين گروهي در دو گروه در مرحلة پيش آزمون و پس آزمون
HIT كنترلآمارة

F

P

آمارة



قیمت: تومان

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید


دیدگاهتان را بنویسید