ستاره بدرخشید وماه مجلس شد
دل رمیده‌ی ما را انیس ومؤنس شد

خوشا به سعادت شما، که به خدمتی مشغول هستید که سبب روشنایی رخ، در ملکوت الهی است.
خدمتی که اعظم تر از آن در درگاه احدیت نیست.
جناب دکتر اسدیان، راهنمای ارجمندم ؛که همچون چراغی، روشنی بخش راهم بودید.جناب دکتر شیخ زاده ، مدیرگروه و مشاور بزرگوارم، سرکار خانم دکتر وحدت ،داور ارجمندم ، جناب آقای عسگری و جناب آقای سلمانی، همکاران دلسوز و بزرگوارم ، با تشکر و قدردانی از زحمات بی شائبانه وبی نظیرتان،
از ایزد منان، عمری پر بار و سلامتی برایتان آرزومندم.

افسانه حبیبیآذر

تقدیم به:
پدرم؛
مادرم؛
همسر عزیزم؛
یگانه دخترم. صبا؛

«که مشوق وسنگ صبور من در طول دوران تحصیلم بودند».
فهرست مطالب
عنوان صفحه

چکیده 1
فصل اول- کلیات و طرح تحقیق
1- 1 مقدمه3
1-2 بیان مسأله 5
1-3 ضرورت و اهمیت مساله 8
1-4 هدف کلی پژوهش 10
1-5 اهداف فرعی پژوهش10
1-6 فرضیه‌ی اصلی پژوهش10
1-7 فرضیه‌ها‌ی فرعی پژوهش10
1-8 تعریف اصطلاحات و متغییرها 11
1-1-8 برنامه‌ی درسی 11
1-2-8 برنامه‌ی درسی آموزشی محور 11
1-3-8 برنامه درسی پژوهش محور 12
1-4-8 دانستنی های ضروری 13
1-5-8 مهارتهای ضروری 14
1-6-8 نگرش های ضروری 15
1-7-8 انگیزه و رضایت 16
فصل دوم (الف ـ مبانی نظری پژوهش ب ـ پیشینه‌ی پژوهش)
2-1مقدمه 18
2-2 مفهوم برنامه‌ی درسی 19
2-1-2جمع بندی تعاریف ارائه شده از برنامه درسی 20
2-2-2عناصر برنامه درسی 22
2-3-2رویکردهای برنامه درسی 23
2-1-3-2رویکرد علمی و فنی 24
2-2-3-2 رویکرد غیر علمی – غیر فنی 24
2-4 فلسفه‌ی زیربنایی رویکردآموزش محوری وپژوهش محور25
2-5 برنامه درسی آموزشی محور 26
2-1-5 عناصر برنامه‌ی درسی آموزش محور28
2-2-5 الگوی های رویکرد آموزش محور 28
2-3-5 مهمترین شیوه های تدریس در رویکرد آموزش محور 28
2-1 -2-5 الگوی مهارت آموزی 29
2-1-1-2-5 مراحل الگوی مهارت آموزی29
2-1-3-5 مهمترین شیوه تدریس الگوی مهارت آموزی در رویکرد آموزش محور 30
2-2-2-5 الگوی پیش سازمان دهنده 31
2-1-2-2-5 اصول اساسی الگوی پیش سازمان دهنده 31
2-2-3-5- مهمترین شیوه تدریس الگوی پیش سازماندهنده در رویکرد آموزش محور32
2-6 برنامه درسی پژوهش محور 33
2-1-6 عناصر برنامه درسی پژوهش محور 35
2-2-6 مراحل وفرایند پژوهش محوری 37
2-3-6 مهارتهای برنامه‌ی درسی پژوهش محور38
2-4-6 الگوی برنامه درسی پژوهش محور 40
2-1-4-6 الگوی کاوشگری 40
2-2-4-6 ساختار الگوی کاوشگری 41
2-3-4-6 مراحل اجرای الگوی کاوشگری 42
2-4-4-6 مهمترین شیوه های تدریس، در الگوی کاوشگری 44
2-1-4-4-6 روش اکتشافی 44
2-2-4-4-6 مراحل روش تدریس اکتشافی 45
2-3-4-4-6 روش آزمایشگاهی 46
2-5-6 تمهید مقدمات در برنامه درسی علوم به شیوه پژوهش محور 49
2-3 برنامه درسی علوم51
2-1-3- رویکرد برنامه درسی علوم در دوره ابتدایی54
2-2-3 اهداف کلی برنامه‌ی درسی علوم در دوره‌ی ابتدایی54
2-3-3 محتوای برنامه‌ی درسی علوم دوره‌ی ابتدایی 55
2-4-3 شیوه های تدریس در برنامه‌ی درسی علوم در دوره‌ی ابتدایی56
2-5-3 ارزشیابی از دانش آموزان در برنامه‌ی درسی علوم در دوره‌ی ابتدایی56
2-1-5-3 روشها وابزار جمع آوری اطلاعات درارزشیابی توصیفی57
2-6-3 وضعیت کنونی برنامه درسی علوم. در دوره‌ی ابتدایی58
2-7-3سواد علمی ـ فناورانه،به عنوان یک هدف محوری 59
2-1-7-3 تبدیل دانش آموزبه یادگیرنده‌ی مادام العمریک ضرورت انکار ناپذیر است.60
2-2-7-3‌ یادگیری مادام العمر منوط به کسب دانش پایه،مهارت یادگیری و اعتقاد به یادگیری است.60
2-8-3 اهداف کلی در طرح جدید آموزش علوم تجربی 60
2-1-8-3 انتقال دانستنی های لازم 61
2-2-8-3 ایجاد و پرورش مهارت های لازم 62
2-1-2-8-3 مهارت مشاهده63
2-1-1-2-8-3 مشاهده شباهت‌ها و تفاوت‌ها 64
2-2-1-2-8-3 مشاهده برای افزایش دانش 64
2-3-1-2-8-3 استفاده از مشاهده به هدف طرح پرسش و یافتن پاسخ 64
2-4-1-2-8-3 مشاهده برای کمک به بسط مفهوم 65
2-5-1-2-8-3 مشاهده برای بسط اطلاعات 66
2-6-1-2-8-3 مشاهده برای ایجاد انگیزه برای شروع یک پژوهش 66
2-2-2-8-3 مهارت برقراری ارتباط 67
2-1-2-2-8-3 شیوه های پرورش مهارت برقراری ارتباط 67
2-3-2-8-3 مهارت اندازه گیری 69
2-4-2-8-3 مهارت کاربرد ابزار 70
2-5-2-8-3 مهارت استنباط کردن و یا تفسیر یافته‌ها و نتیجه گیری 71
2-6-2-8-3 پیش بینی کردن 73
2-7-2-8-3 مهارت تشخیص متغیرها 75
2-8-2-2-3 مهارت فرضیه سازی 75
2-9-2-8-3 مهارت طراحی تحقیق76
2-3-8-3 ایجاد و پرورش نگرش های لازم 77
2-1-3-8-3 مهمترین اهداف نگرشی در برنامه‌ی درسی علوم در دوره‌ی ابتدایی78
2-7 پیشینه تحقیقاتی 80
2-1-7 تحقیقات انجام شده در ایران 80
2-2-7 تحقیقات انجام شده در کشورهای خارجی 84
فصل سوم: روش شناسی پژوهش
3-1 مقدمه 88
3-2 روش تحقیق 88
3- 3 حجم جامعه آماری 89
3- 4 حجم نمونه آماری 89
3- 5 متغییرهای تحقیق 89
3- 1- 5 متغییر های مستقل 89
3- 2- 5 متغییرهای وابسته 90
3-6 روش نمونه گیری 90
3- 7 ابزار گردآوری اطلاعات 90
3- 8 روش‌ها‌ی آماری و ابزار تجزیه و تحلیل داده‌ها 91
3- 9 روش اجرا وجمع آوری اطلاعات92
فصل چهارم – تجزیه وتحلیل یافته ها
4-1 مقدمه‌94
4-2 نتایج توصیفی 94

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

4-3 نتایج تحلیلی 95
4-3-1 تحلیل مقایسه دانستنی‌های ضروری برنامه درسی پژوهش محور و آموزش محور104
4-3-2 تحلیل مقایسه مهارت‌های ضروری برنامه درسی پژوهش محور و آموزش محور104
4-3-3 تحلیل مقایسه نگرش‌های ضروری برنامه درسی پژوهش محور و آموزش محور105
4-3-4 تحلیل مقایسه رضایت دانش آموزان در شیوه‌های برنامه درسی پژوهش محور و آموزش محور106
فصل پنجم- بحث، نتیجه گیری و پیشنهادات
5- 1 مقدمه108
5- 2 یافته های پژوهش 109
5 -1- 2 یافته های توصیفی پژوهش109
5 – 3 نتیجه گیری در مورد فرضیه های پژوهش 110
5-4 پیشنهادهای پژوهش 112
5- 1- 4 پیشنهادات کاربردی 112
5-2-4 پیشنهاد برای پژوهشهای بعدی 113
5-5 محدودیتهای پژوهش 114
فهرست منابع و مأخذ115
منابع لاتین 120
پیوستها121
چکیده لاتین 127
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول2-1 (نگرش های عمده در هر پایه )78
جدول3-1 (مربوط به فرضیه‌ی 1 تحقیق)91
جدول 3-2 ( مربوط به فرضیه‌ی 2 تحقیق)91
جدول 3-3 (مربوط به فرضیه‌ی 3 تحقیق)91
4-2-1 جدول توصیفی دانستنی‌های ضروری آموزش محور96
4-2-2 جدول توصیفی دانستنی‌های ضروری پژوهش محور97
4-2-3 جدول توصیفی مهارتهای ضروری پژوهش محور98
4-2-4 جدول توصیفی نگرش‌های ضروری پژوهش محور99
4-2-5 جدول توصیفی رضایت شیوه پژوهش محور100
4-2-6 جدول توصیفی مهارتهای ضروری شیوه آموزش محور101
4 -2-7 جدول توصیفی نگرشهای ضروری شیوه آموزش محور102
4-2-8 جدول توصیفی رضایت دانش آموزان شیوه آموزش محور103
جدول 4-3-1 مقایسه دانستنی‌های ضروری برنامه درسی پژوهش محور و آموزش محور104
جدول 4-3-2 مقایسه مهارت‌های ضروری برنامه درسی پژوهش محور و آموزش محور104
جدول 4-3-3 مقایسه نگرش‌های ضروری برنامه درسی پژوهش محور و آموزش محور105
جدول 4-3-4 مقایسه رضایت دانش آموزان در شیوه‌های برنامه درسی پژوهش محور و آموزش محور106

فهرست نمودارها
عنوان صفحه

4-2-1 نمودار توصیفی دانستنی‌های ضروری آموزش محور96
4-2-2 نمودار توصیفی دانستنی‌های ضروری پژوهش محور97
4-2-3 نمودار توصیفی مهارت‌های ضروری پژوهش محور98
4-2-4 نمودار توصیفی نگرش‌های ضروری پژوهش محور99
4-2-5 نمودار توصیفی رضایت شیوه پژوهش محور100
4-2-6 نمودار توصیفی مهارتهای ضروری شیوه آموزش محور101
4-2-7 نمودار توصیفی نگرشهای ضروری شیوه آموزش محور102
4-2-8 نمودار توصیفی رضایت دانش آموزان شیوه آموزش محور103
چکیده
هدف اصلی این پژوهش بررسی اثر بخشی برنامه ی درسی علوم به شیوه ی آموزش محور با برنامه ی درسی علوم به شیوه ی پژوهش محور در دوره ی ابتدایی بود.این پژوهش به روش شبه آزمایشی، با نمونه ایی به حجم 50 نفر از دانش آموزان دختر در پایه ی سوم ابتدایی در شهر ارومیه که به طور تصادفی و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ایی با فرضیه ی برنامه ی درسی علوم به شیوه ی آموزش محور با برنامه ی درسی علوم به شیوه ی پژوهش محور اثر بخش تر است اجرا شد. برای جمع آوری اطلاعات و داده ها، از پس آزمون با روایی مورد قبول کارشناسان و پایایی 68% و چک لیست مشاهده‌ی فعالیتها, با روایی قابل قبول کارشناسان وپایایی 98% استفاده گردید. این چک لیستها توسط 4نفر از معلمان دوره ی ابتدایی، با مدرک تحصیلی لیسانس آموزش ابتدایی در هر گروه تکمیل شد. در این پژوهش با توجه به مقایسه ی دو شیوه ی آموزش محور و پژوهش محور از آزمون یومن ـ ویتنی استفاده شد.
یافته های پژوهش حاکی از آن بود که تفاوت معناداری در دانستنی ها، مهارتها، نگرشها و رضایتمندی، بین دانش آموزانی که با شیوه ی آموزش محور آموزش دیده اند با دانش آموزانی که به شیوه ی پژوهش محور آموزش دیده اند وجود داشته وفرضیه های پژوهش در سطح اطمینان 95% پذیرفته شد.در نتیجه برنامه ی درسی علوم به شیوه ی پژوهش محور در مقایسه با برنامه ی درسی علوم به شیوه ی آموزش محور در دوره ابتدایی اثر بخش تر است.
واژگان کلیدی: برنامه‌ی درسی آموزش محور، برنامه‌ی درسی پژوهش محور، برنامه‌ی درسی علوم

فصل اول
کلیات و طرح تحقیق

1- 1 مقدمه
یکی از مسایل مهم واساسی نظامهای آموزشی، برنامه های درسی می باشد.برنامه درسی در واقع هسته ی مرکزی فعالیتهای آموزشی را تشکیل می دهند؛یکی از عناصر اصلی برنامه ی درسی شیوه ی آموزش است.بنابراین،درکشورهایی که نظام آموزشی آنها متمرکز می باشد تهیه وتدوین واجرای برنامه های درسی جایگاه بالایی دارد.با توجه به اینکه نظام آموزشی کشور ما متمرکز می باشد وکلیه ی اهداف و برنامه‌ها از مرکزتعیین می گردد،این اهمیت بیشتر احساس می شود.بنابراین برنامه ریزان درسی براین تلاشندکه بهترین ومؤثرترین برنامه ی درسی رابرای پرورش نسل آینده انتخاب نمایند.از آن جایی که انتقال صرف دانش واطلاعات به کودکان به تنهایی برای رویارویی با عصرپیشرفت وتکنولوژی کافی نیست،بنابراین مهمترین وظیفه ونقش آموزش در مدارس باید یادگیری وپرورش مهارتهایی باشد که افراد را برای حل مسایل و کشف مجهولات زندگی آماده سازد (اسماعیلی،1381،ص2).
امروزه انسان در پرتو تکنولوژی هر لحظه براطلاعات و یافته های خود می افزاید؛به این دلیل یافته های دیروزدر موزه ی کهنه جات امروزبه نمایش گذاشته می شود.در چنین وضعیتی برنامه ی درسی به شیوه ی آموزش محور نمی تواند تمامی اطلاعات مورد نیازرا فقط از طریق کتب درسی به دانش آموزان منتقل کند.حقیقت امر آن است که نه چنین امکانی وجود دارد ونه ضرورتی.امروزه بسیاری از متخصصان تعلیم وتربیت براین باورند که به جای تأکید براطلاعات وحقایق وارائه آنها،باید شیوه ی یادگیری را به دانش آموزان آموخت و آنان را به مهارتها و تواناییهایی مجهزکرد که بتوانند دائما نیازهای اطلاعاتی خود را برطرف سازند،تحقق چنین امری فقط در سایه ی برنامه ی درسی به شیوه ی فعال و پژوهشی امکان دارد؛همانطور که آیزنرمی گوید”یادگیرندگان در صحنه ی واقعی زندگی با برنامه های درسی تعریف شده ویکسانی برخورد نمی کنند”بنابراین وظیفه ی معلمان،پرورش توانایی حل مسایل ومشکلات زندگی واقعی در بچه‌ها می باشد.با چنین برداشتی معلمان باید با درگیر کردن دانش آموزان در مسایل و موضوعات مختلف روحیه ی برخورد با مشکلات ونحوه ی حل آنها را در آنان پرورش دهند.اگر هدف اساسی تعلیم وتربیت،پرورش انسانهایی آزاد،مستقل، صاحب اندیشه وروحیه ی علمی باشد،انسانهایی که دارای تفکر انتقادی واستقلال عقلانی باشند، نمی توان با استفاده از شیوه هایی که روحیه ی انفعال فکری وپذیرای تسلیم را در شاگردان پرورش می دهند به نتیجه ی مطلوب نایل شد(فتحی واجارگاه،1389،ص153).
از آنجایی که آموزش وپرورش یکی از زیر ساختهای اصلی هر جامعه ای جهت رشد، توسعه وپیشرفت شهروندان محسوب می شود.اگر بپذیریم که علوم در تعیین جایگاه فرهنگی،اجتماعی و اقتصادی یک جامعه نقش مؤثری دارد،آنگاه به اهمیت آموزش علوم و نیز لزوم همگانی کردن آن بیشتر پی می بریم.آموزش علوم و فناوری یکی از پایه های اساسی آموزش وپرورش است که تأثیر مستقیم آن در توسعه ی فرهنگی،اقتصادی،سیاسی،اجتماعی یک جامعه به خوبی مشخص شده است.از مهمترین دست آوردهای علوم در مدارس، آموزش مهارتهای تحقیق در فضای آموزشی کاوشگرانه وپرورش شهروندانی است که دارای آگاهی های لازم بوده تا بتوانند منطقی فکر کرده و آگاهانه تصمیم بگیرند (هارلن،به نقل از عسگری،1387،ص2).
در حال حاضرشیوه های آموزش علوم در بسیاری از کشورها مطابق نیازهای جوامع آنان متحول گردیده است، فقدان کار آمدی شیوه های سنتی علم آموزی در پاسخگویی به نیازهای دنیای کنونی حداقل در بحث های نظری مورد تأیید همگان قرار گرفته است،به این ترتیب این دیدگاه مطرح می شود که مدارس با استمراراستفاده از روشها و برنامه های معمول، هرگز قادر به هماهنگ نمودن دانش واطلاعات فراگیران با تغییر وتحولات فزاینده ی جهان امروز نخواهند بود.از آن جایی که یکی از اهداف مهم آموزش عمومی در هر کشوری پرورش شهروندانی کنجکاو،پرسشگر ودارای سواد علمی , فناورانه است. طرح آموزش علوم چند سالی است که وارد نظام آموزش عمومی شده است(عسگری، 1387،ص3). بررسی سیر تحول اهداف برنامه ی درسی علوم در مدارس کشور نشان می دهد که در برنامه ریزی های درسی تغییروتحولاتی صورت گرفته ولی با توجه به تمرکز نظام آموزشی کشور و اقتدار معلم در اجرای برنامه های درسی و عدم توجه به علایق ونیازهای دانش آموزان در کلاسهای درس و ارزشیابی از دانش واطلاعاتی که معلم در اختیار آنان قرار می دهد وبا توجه به پزوهشهای انجام شده،فاصله ی زیادی میان اهداف وشیوه های اجرا وجود داشته،در وضعیت کنونی اغلب دانش آموزان ما فاقد مهارتها ونگرشهای ضروری هستند به عبارت دیگر برنامه ی درسی علوم در عمل نتوانسته است به هدف اصلی خود یعنی یادگیری مادام العمر و سواد علمی ـ فناورانه برسد.بنابراین لازم است در آموزش علوم برای کودکان، شیوه ایی اتخاذ گرددکه ذهن دانش آموزان همانند ظرفهایی خالی، که در انتظار پر شدن از دانش و معلومات است فرض نگردد و معلم در فرآیند یاددهی ـ یادگیری، همواره راهنمای دانش آموزان خود در حل مسایل بوده، وبا توجه به توانایی وپیشرفتهای خودشان در طول زمان یادگیری ودر مقایسه با خودشان نه در مقایسه با دیگران ارزشیابی به عمل آورده و باعث تقویت ورضایت خاطر آنان شود.
1-2 بیان مسأله
قرن حاضر، قرن سرعت،تغییرونو آوری ونسل اطلاعات است.نظام آموزش وپرورش به ویژه برنامه های درسی آن نقش کلیدی در این نو آوری دارند.با وجود این یکی از مسایل و مشکلات ما،مساله ی برنامه ریزی درسی در نظام آموزشی کشور است (زاهد، 1384،ص275).
برای رسیدن به اهداف آموزش وپرورش از نظر دیویی، دانستنی ها، مهارتهای و ارزشها، ابزارهایی هستند که انسان را در سازگار شدن با وضعیتهای تازه و حل مشکلات یاری می کنند و کسب این مهارتها از طریق مدرسه و برنامه های درسی موجود در آن میسر می شود(نقیب زاده، 1377، ص170). بنابراین برنامه درسی به محتوای رسمی و غیر رسمی، فرآیند محتوا، آموزشهای آشکار و پنهان اطلاق می گردد که بوسیله آنها فراگیر تحت هدایت مدرسه دانش لازم را به دست می آورد، مهارتها را کسب می کند و گرایشها، قدرشناسی‌ها و ارزشها را در خود تغییر می دهد (ملکی، 1383، ص 17).
برنامه درسی، به منزله طرح نقشه یادگیری چند عنصر اصلی و مجموعه ای از عناصر فرعی دارد که این عناصر با یادگیری موثر ارتباط دارند از نظر کلاین، عناصر برنامه درسی شامل اهداف، محتوا، مواد آموزشی، فعالیتهای یادگیری، راهبردهای یاددهی – یادگیری، ارزشیابی، گروه بندی، زمان و فضا است (کلاین،1378). این عناصر باید به صورت یک نظام دیده شوند تا یادگیری از عمق و تاثیر لازم برخوردار شود (ملکی، 1373، ص 7).
در برنامه درسی علوم بسیاری از مهارتها، نگرشها وعقایدی که کودکان از طریق فعالیتها کسب می کنند به گونه ای است که می توان آنها را در بقیه ی موضوعات درسی نیز به کار گرفت.بنابراین شیوه ی آموزش به عنوان یکی از عناصرمهم برنامه درسی در علوم همواره فرا روی متخصصان تعلیم وتربیت قرار دارد که مدارس چگونه وبا چه شیوه هایی باید آموزش ویادگیری علوم را برنامه ریزی کنند تا هدفهای مطلوب آموزش وپرورش تحقق یابد( رستگاروهمکاران، 1387، ص 6).
در رویکرد آموزش محور، شیوه ی آموزش علوم، انتقال انبوهی از اطلاعات وواقعیتهای علمی به یادگیرنده می باشد ویادگیری نیز عبارت از دست یافتن به حقایق و اطلاعات علمی که یادگیرنده با تمرین و تکرار به آن نایل می شود (احمدی، 1380،ص 5).
هدف در رویکرد آموزش محور کسب دانش از مفاهیم، حقایق، اصول و اصطلاحات و تربیت افرادی که به خوبی بتوانند آزمونهای پیشرفت تحصیلی را با موفقیت پشت سر بگذارند و محتوای برنامه درسی آموزش محورشامل موضوعات درسی و در قالب کتابهای درسی و به صورت مجزا و مورد به مورد و موضوع محور می باشد. به علاوه در این رویکرد، روش یاددهی – یادگیری را معلم تعیین می کند و بیشتر بر روشهای به یادسپاری واستفاده ازاصول آموزش قواعدحافظه ای تاکیدمی گردد. گاهی هم از روشهای فعالی که دانش آموزان در آن برای یادگیری و رسیدن به هدف از پیش تعیین شده توسط معلم فعالیت می کنند استفاده می شود. شیوه ارزشیابی در این رویکرد نتیجه مدار بوده و نمره های امتحانی و آزمون هایی که در پایان ترم و یا سال تحصیلی از دانش آموزان اخذ می گردد ملاک ارزیابی آنان است (رئیس دانا، 1386).
دانش آموزان در برنامه درسی آموزش محور مجری انجام وظایف و اموراتی هستند که معلم برای آنان دیکته می کند، آنان به سخنان معلم گوش می دهند و به سئوالات پاسخ می گویند و مسئول انجام کارها و فعالیتهایی هستند که توسط معلم برای آنان از قبل تعیین شده است. معلم رهبر آموزش، سخنران و تنها منبع اطلاعاتی است که با استفاده از کتابهای درسی، جزوه‌ها و گاهی هم با استفاده از رسانه های آموزشی دیگر مطالب را به دانش آموزان انتقال می دهد. در این رویکرد محیط و فضای آموزشی محدود به مدرسه و کلاس درس است (همان منبع).
در رویکرد پژوهش محور،آموزش علوم بیشتر به صورت یک فرایند وفعالیت پویا، یعنی مراحلی که دانشمندان در جریان برخورد با موقعیتهای نامعین ومساله ای طی می کنند در نظر گرفته می شود.در این رویکرد،علوم را باید به همان شیوه ای که دانشمندان آنها را تولید کرده اند، آموخت.دانش آموزان در جریان یادگیری علوم به جای دریافت مستقیم حقایق علمی با فرایند تولید علم آشنا می شوند (شواب،1996،ص26). در این برنامه داشتن سواد اطلاعاتی، کاوش مطالب علمی از طریق فن آوری های پیشرفته، تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده، ساختن فرضیات،کسب مهارتهای ضروری و ارزشمند تفکر، چون استدلال کردن، تولیداندیشه، حل مسئله و یادگیری مادام العمر مورد تاکید است (بریتر، 1994،به نقل از حیدری همت آبادی، 1386،ص36).
در این رویکرد فعالیتها از میان پرسش‌ها و علایق دانش آموزان تعیین می شود. ودانش آموز به دنبال یافتن الگوها و روابط مرتبط با مشاهدات خود در جهان اطراف است (عشرت زمانی و دیگران، 1386، ص 133). این فعالیتها و رخدادهای آموزشی به گونه ای طراحی و تنظیم می شوند که در ذهن دانش آموزان مساله ای ایجاد شود و آنها علاقمند شوند که با تلاش خود راه حلی برای آن پیدا کنند.دانش آموز در این رویکرد پذیرنده محض نیست بلکه فعالانه با بهره گیری از تجارب و دانسته های پیشین خود درباره رویدادهای محیط خود می اندیشد، تا مشکلی را که با آن مواجه شده به نحو قابل قبولی حل کند. معلمان نیز یگانه منبع اطلاعات نبوده بلکه نقش راهنما را داشته و در این فرآیند به جای انتقال اطلاعات و حقایق علمی، روش کسب اطلاعات را به دانش آموزان می آموزند. محتوای آموزشی نیز، محدود به کتاب درسی و آنچه معلم می گوید نیست، بلکه منابع و اسناد دست اول، مصاحبه‌ها و مشاهدات،کتابخانه ها، آزمایشگاه و محیط واقعی زندگی دانش آموزان محتوای آموزشی را شامل می شود (شعبانی، 1385، ص 306).
ارزشیابی در رویکرد پژوهش محور نتیجه مدار نیست بلکه قابلیت ها، توانایی‌ها و پیشرفت های خود دانش آموزان در طول زمان یادگیری در مقایسه با خودش، نه در مقایسه با دیگران مورد ارزیابی قرار می گیرد (رئیس دانا، 1386).
در عصر هزاره ی سوم،تحقق بیشتر هدفهای آموزش وپرورش مبتنی برعلوم وفناوری است که آهنگ رشد در این دوره بسیار پرشتاب است.آگاهی های جدید درباره ی فرایندهای بررسی وکاوشگری، دانش جدید درباره ی حوزه های متعدد علوم، اطلاعات جدید درباره ی این که در چه سطحی از رشد، کودکان علوم را یاد می گیرند،باز اندیشی وتفکر جدیدی را درباره ی هدفهای علوم در مدارس ابتدایی ایجاب می کند(تقی پور ظهیر،1387،ص145). حال با توجه به ویژگی های عصر کنونی که انسان با انفجار اطلاعات و توسعه فناوری مواجه است. نظام آموزش و پرورش وظیفه دارد برنامه های آموزشی و درسی علوم را به نحوی ساماندهی می کند که همیشه توانایی های شناختی و شخصیتی دانش آموزان رشد کرده و با بهره گیری از مزایای علوم و فناوری توانمندی های لازم را برای رویارویی با تحولات جدید را کسب نمایند (هارلن، 1991، به نقل از عسگری، 1387).
اما شواهد موجود نشان می دهد که اغلب دانش آموزان ما در وضعیت کنونی فاقد این ویژگی‌ها هستند به عبارت دیگر برنامه درسی علوم نتوانسته است روحیه علمی و کاوشگری، آفرینندگی و مهارتهای تفکر را در دانش آموزان پرورش دهد (عسگری، 1387، ص 4). در نظام آموزشی کشور ما درس علوم به عنوان یکی از موضوعات مهم درسی، همواره مورد توجه بوده است. بررسی سیر تحول اهداف علوم در مدارس کشور نشان می دهد که در برنامه ریزی های درسی تغییر و تحولاتی صورت گرفته ولی پژوهشهای انجام شده، حکایت از ناکافی بوده این تغییرات و فاصله زیادی که میان اهداف و برنامه‌ها با شیوه اجرا دارد (همان منبع، ص 5).
مهر محمدی (1371). نیز در مقاله ای تحت عنوان “چرا باید آموزش علوم را متحول سازیم”، ضمن بیان ویژگی های علمی در دنیای در حال تحول امروز، بر تغییر روشهای سنتی آموزش علوم هماهنگ نمودن آنها با نیازهای موجود تاکید کرده و می گوید «تغییر دیدگاه آموزش علوم از دید سنتی به دیدگاهی که “یادگیری چگونه یادگیری” را در کانون توجه قرار می دهد، در واقع به منزله عمل به اقتضای شرایط آینده است. بدیهی است در نظام آموزشی که در آن دانش آموزان نتوانند آزادانه و فعالانه مطالب را بیاموزند بینش علمی نمی تواند پدید آید و رشد کند.به علاوه، امروزه مدارس باید دانش آموزان را به نحوی تربیت کنند که بتوانند خود را با مسایل غیر قابل پیش بینی که در طول حیاتشان احتمال آن می رود سازگار سازند (آهنچیان و قائدی، 1379، نقل از عسگری،1387،ص5). لیکن متاسفانه مدارس ما اغلب گرفتار ساختار خشک و روشهای یادگیری سطحی و ناکارآمدند، آنها معمولاً فراگیران را برای انجام فعالیتها و آموزش مهارتها با توجه به تغییرات در جامعه و محیط کار آماده نمی کنند، بلکه یادگیرندگان را غیرفعال و صامت کرده وآنها را برای موقعیتهای آشنا و پیش بینی شده آماده می کند(ابراهیم زاده، 1382به نقل از،همان منبع ).
علی رغم جایگاه ویژه برنامه درسی پژوهش محور و انجام فعالیتهای عملی در آموزش اثر بخش علوم، متاسفانه این برنامه در مدارس کشور اجرا نمی شود.و با توجه به نتایج پژوهشهای انجام یافته در سومین مطالعه بین الملی ریاضیات و علوم (TIMSS) دانش آموزان ما در مهارتهایی چون ساختن فرضیه، تجزیه و تحلیل داده‌ها و حل مساله و به کارگیری ابزار و روش های علمی و یا پژوهش در محیط در سطح بسیار پایینی قرار دارند (عسگری، 1387، ص 4).
با توجه به اینکه اهداف برنامه ی درسی علوم در تمام پایه های دوره ی ابتدایی مشترک است و وظیفه آموزش وپرورش تحقق دادن این اهداف در دوره ی ابتدایی است بنابراین برای سهولت کار پژوهشی پایه سوم در دوره ی ابتدایی انتخاب گردیده است؛ با عنایت به مطالب فوق این تحقیق درصد است به بررسی اثر بخشی برنامه درسی علوم به شیوه آموزش محور با برنامه درسی علوم به شیوه پژوهش محور در دوره ی ابتدایی بپردازد و معلوم سازد که آیا برنامه درسی علوم به شیوه پژوهش محور در مقایسه با برنامه درسی علوم به شیوه ی آموزش محور در دوره ی ابتدایی اثر بخش تر است؟

1-3 ضرورت و اهمیت مساله
امروزه آموختن علوم همچون سواد آموزی وحساب کردن امری اساسی وضروری است که با زندگی روزمره ی مادر ارتباط است وبا پیشرفت تکنولوژی اهمیت آن بیشتر شده است. به عبارت دیگر آموزش علوم بیشتر به آموزش راه یادگیری می پردازد که آگاهی از آن برای هر کودکی لازم است،چرا که او در دنیایی زندگی می کند که سریعاً در حال تغییر است و او باید قادر باشد خود رابا آن تغییرات هماهنگ سازد.گفته اند در 20سال دیگر سرعت رشد اطلاعات آنقدر سریع است که در کمتر از 75 روز میزان اطلاعات ودانش بشری دو برابر می شود،بنابراین آنچه که مهم است یادگیری شیوه ی کسب اطلاعات ومعلومات و به روز کردن وپردازش آنهاست نه کسب اطلاعات به مثابه یک بسته ی دانشی(رستگار وهمکاران،1387،ص4).
بنابراین دانش آموزان برای ورود به عصر دانایی و روبه رو شدن با تحولات شگفت انگیز قرن 21باید به طور فزاینده ای مهارتهای تفکرانتقادی وخلاق رابرای تصمیم گیری مناسب وحل مسایل پیچیده ی جامعه فرا گیرند.آنها باید سواد علمی ومبتنی بر فناوری را به خوبی سواد خواندن ونوشتن وحساب کردن بیاموزند ودر عرصه های گوناگون زندگی از آن بهره گیرند(احمدی،1380،ص13).
اگر حاصل دوره تحصیلات مدرسه ای، تنها انتقال پاره ای از مفاهیم به ذهن دانش آموزان باشد، با فراموش شدن آن مفاهیم، حاصل کلیه ی سالهای تحصیل نیز از دست می رود. وبسیاری از دانش آموزان، هنگامی که مدرسه را به پایان می رسانند، از جهات علمی و کاربردی بی سواد بوده واین گونه دانش آموزان قادر به شرکت در جامعه ای که در آن علم از ارزش والایی برخوردار باشد و سعی در به دست آوردن تکنولوژی بالا هم باشد، نخواهند بود به همین سبب باید در باب آموزش علوم سعی شود علاوه بر مفاهیم پایه، راهی به دانش آموزان نشان داده شود که خودشان بتوانند به دنبال کسب اطلاعات و دانش مورد نیاز خود باشند و به یک یادگیرنده مادام العمر تبدیل شوند. بنابراین برنامه درسی موجود در مدارس باید علاوه بر کسب دانش، راه و روش یادگیری را هم به آنان بیاموزد تا میل به یادگیری را در آنان تقویت کند ( گروه تکنولوزی وآموزشی، ص1).
پژوهشها نشان می دهد که به کارگیری شیوه های سنتی و آموزش محور نمی تواند پاسخگوی نیازهای آموزشی عصر حاضر باشد. بنابراین خروج از رویکرد آموزشی حافظه پرور و به چالش کشاندن ذهن فراگیران از طریق پژوهش و انجام فعالیتهای عملی و علمی می تواند فراگیران را فعال نموده و روحیه تحقیق و پژوهشگری را در آنان پرورش دهد (اصفا، 1385، به نقل از عسگری، 1387، ص 8).
بنابراین دانش آموزان باید به مهارتهای پژوهش وحل مساله مجهز شوند و روحیه ی جست وجو گری رادر خود تقویت کنندودر کنار کسب دانشهای نوین به نگرشهایی چون برقراری ارتباط بادیگران،کار گروهی واندیشه ی جمعی مجهز شوند(احمدی،1380،ص13).
دلایل زیادی حاکی از اهمیت برنامه درسی علوم، به شیوه ی پژوهش محوراست، که دانش آموزان امروز را برای مقابله با عصر انفجار دانش، ودانایی آماده می کند. این دلایل عبارتند از :
1- کسب و توسعه سواد علمی، فناورانه
2- تبدیل دانش آموز به یادگیرنده ی مادام العمر (هومز،2005، به نقل از حیدری همت آبادی و دیگران، 1386، ص 37).
3- برنامه درسی پژوهش محور به دانش آموزان کمک می کند تا مهارتهای مورد توجه تعلیم و تربیت را کسب کنند. مهارتهایی چون :
الف- کسب مهارتهای پژوهشی : مانند قدرت مقایسه کردن، تفکیک کردن، فرضیه ساختن، شیوه های جمع آوری اطلاعات و قدرت پیش بینی کردن
مهارت توانایی استدلال و آوردن دلیل و برهان – مهارت سازمان دهی اطلاعات و مهارت تفسیر و ترجمه اطلاعات (لیپمن،1991،به نقل از عشرت زمانی و دیگران، 1387، ص 137).
ب- کسب مهارتهای شناختی : مانند تولید اندیشه، پژوهش و حل مساله و تفکر انتقادی (بریتر،1994،به نقل از همان منبع).
ج- کسب مهارتهای فراشناختی خود بازخوردی، خودارزیابی (اسمیت،2007).
به علاوه نتایج این تحقیق می تواند مورد استفاده در وزارت آموزش و پرورش دفتر برنامه ریزی و تالیف کتب درسی در تغییر رویکرد برنامه درسی آموزش محور به برنامه درسی پژوهش محور باشد.
1-4 هدف کلی پژوهش
بررسی اثربخشی برنامه درسی علوم، به شیوه ی آموزش محور، بابرنامه درسی علوم،به شیوه ی پ‍ژوهش محور در دوره ی ابتدایی
1-5 اهداف فرعی پژوهش
1- بررسی اثربخشی برنامه ی درسی علوم به شیوه ی آموزش محور با برنامه ی درسی علوم به شیوه پژوهش محور در بعد کسب دانستنی های ضروری توسط دانش آموزان
2- بررسی اثربخشی برنامه ی درسی علوم به شیوه ی آموزش محور با برنامه ی درسی علوم به شیوه پژوهش محور در بعد کسب مهارتهای ضروری توسط دانش آموزان
3- بررسی اثربخشی برنامه ی درسی علوم به شیوه ی آموزش محور با برنامه ی درسی علوم به شیوه پژوهش محور در بعد کسب نگرشهای ضروری توسط دانش آموزان
4- بررسی اثربخشی برنامه ی درسی علوم به شیوه ی آموزش محور با برنامه ی درسی علوم به شیوه پژوهش محور درکسب رضایت دانش آموزان
1-6 فرضیه ی اصلی پژوهش
برنامه درسی علوم، به شیوه ی پژوهش محور، در مقایسه با برنامه درسی علوم، به شیوه ی آموزش محور بر دانش آموزان اثر بخش تر است.

1-7 فرضیه‌ها ی فرعی پژوهش
1- دانش آموزانی که در پایه سوم، در درس علوم با برنامه درسی پژوهش محور آموزش دیده اند نسبت به دانش آموزانی که با برنامه درسی آموزشی محور، آموزش دیده اند دانستنی های ضروری بیشتری را کسب کرده اند.
2- دانش آموزانی که در پایه ی سوم، در درس علوم با برنامه درسی پژوهش محور آموزش دیده اند نسبت به دانش آموزانی که با برنامه درسی آموزش محور، آموزش دیده اند مهارتهای ضروری بیشتری را کسب کرده اند.
3- دانش آموزانی که در پایه ی سوم، در درس علوم با برنامه درسی پژوهش محور، آموزش دیده اند نسبت به دانش آموزانی که با برنامه درسی آموزش محور، آموزش دیده اند نگرشهای ضروری بیشتری را کسب کرده اند.
4- دانش آموزانی که در پایه سوم، در درس علوم با برنامه درسی پژوهش محور، آموزش دیده اند نسبت به دانش آموزانی که با برنامه درسی آموزشی محور، آموزش دیده اند رضایت بیشتری دارند.

1-8 تعریف اصطلاحات و متغییرها
1-1-8 برنامه ی درسی
تعریف نظری : عبارت است از محتوا و جریان رسمی و غیر رسمی که از طریق آن، یادگیرندگان، تحت نظارت مدرسه، معلومات و شیوه درک و فهم را به دست می آورند یا مهارتها را فرا می گیرند و یا نگرش و ارزش گذاری یا نظام ارزشی خود را تغییر می دهند رونالد دال، 1982 ( به نقل از یار محمدیان، ص 18).
فعالیتهایی که کودکان و نوجوانان باید انجام دهند تا توانایی انجام فعالیتهای ضروری برای زندگی بزرگسالی در آنها بوجود آید بوبیت،( به نقل از ملکی، 1383، ص 13).
برنامه درسی عبارت است از یک سلسه وقایع آموزشی طراحی شده شده که به قصد تحقق نتایج آموزشی برای یک یا چند دانش آموز پیش بینی شده است آیزنر ( به نقل از ملکی، 1383، ص14).
علی شریعتمداری، برنامه درسی را به عنوان «کلیه تجارب، مطالعات، بحث ها، فعالیت گروهی و فردی و سایر اعمالی می داند که شاگرد تحت سرپرستی و راهنمایی مدرسه انجام می دهد» تعریف می کند (شریعتمداری، 1365، ص 133).
تعریف عملیاتی : برنامه ی درسی در این تحقیق شامل کلیه ی فعالیتها و محتوایی است که به طرق مختلف در درس علوم پایه ی سوم به دانش آموزان انتقال داده می شود.تا دانستنیها، مهارتها و نگرشها درآنان تغییرکند.

1-2-8 برنامه ی درسی آموزشی محور
تعریف نظری : در این برنامه ی درسی معلم به انتقال معلومات، حقایق و مهارتهای معینی پرداخته و دانش آموز منفعل بوده و ماهیت واقعی او به عنوان انسانی آزاد، انتخابگر و مسئولیت پذیر مورد توجه نیست. بی توجهی به ماهیت جامع و کامل دانش آموز و رغبت‌ها و علایق وی و بی اهمیتی به نوآوری و تفکر واگرا در این تفکر و کم توجهی به سبک یادگیری و از پیش تعیین بودن هدفها و محتوای آموزش و یکسانی روشها و عدم درگیری آنان با متون آموزشی و ارزشیابی از دانستهای دانش آموز در پایان ترم وسایل تحصیلی (احمدی، 1384، ص33).
منظور از برنامه درسی آموزش محور، آموزشی است که در آن فعالیتهای آموزش و یادگیری عمدتاً به وسیله معلم هدایت می شوند (سیف، 1388، ص 474).
تعریف عملیاتی : در این تحقیق برنامه ی درسی آموزش محور در علوم شامل همان برنامه ی درسی موجود در نظام آموزشی کشورمان است که عنصر هدف در آن از قبل تعیین شده، محتوا در آن شامل موضوعات و مطالب کتاب درسی علوم پایه ی سوم، روش آموزش در آن به شیوه آموزش محوریعنی شیوه ی فعلی در نظام آموزش وپرورش ما و بیشتر با روش تدریس سخنرانی و گاهی روش نمایش، و ارزشیابی در آن،از سئوالاتی که معلم پاسخ آن را به دانش آموزان ارایه کرده است.
1-3-8 برنامه درسی پژوهش محور
تعریف نظری : برنامه ایی که دانش آموزان را به بررسی های منجر به حل مساله و انجام فعالیتهای معنادار وادار می‌کند و به آنان اجازه می دهد به طور مستقل به تجربه بپردازند و بر دانش های قبلی خود بیفزایند و در موقعیتی واقعی و شرایطی طبیعی، دانش و مهارت کسب کننده در این برنامه محتوای آموزشی برای دانش آموزان معنادار است زیرا موضوع آن را از متن زندگی و محیط و دنیای واقعی اطراف آنها انتخاب می شود. و دانش آموز برای دستیابی به پاسخ سئوالات به بررسی و پژوهش می پردازد و یافته های خود را تجزیه و تحلیل کرده، فرضیه سازی و در نهایت نتیجه گیری می کند و به راه حل مساله پی می برد.در این برنامه شیوه ی آموزش استفاده از الگوی کاوشگری(پژوهش) وروش تدریس حل مسئله می باشد (رئیس دانا، 1386،ص3).
تعریف عملیاتی : برنامه درسی پژوهش محور در علوم برنامه ای است که از طرف وزارت آموزش و پرورش در سال 1389 به آموزش و پرورش استان‌ها و مدارس به شیوه ی پژوهش گری و با اهداف زیر ابلاغ شده است.
1ـ‌ اهداف علمی، آموزشی
– دانش آموز نسبت به شناخت پدیده‌ها کنجکاو است
– در فکر کردن، شنیدن، گفتن و بیان مقصود، خواندن و نوشتن و حساب کردن مهارت کافی دارد.
– ارزش علم را در انجام درست کارها تا حدودی می داند.
– با نحوه یادگیری خود تا حدودی آشناست.
2ـ‌‌ اهداف اجتماعی
– همکاری با دیگران را دوست دارد.
– در بازی‌ها و فعالیت های گروهی شرکت می کند.
– به انجام وظایف و مسئولیتهای که بر عهده او می گذارند پایبند است.

3ـ‌‌ اهداف زیستی :
– از حواس خود به خوبی محافظت می کند.
– در حفظ محیط زیست کوشا است.
– نکات ایمنی را می داند و رعایت می کند.
4ـ‌ کمک به تحقیق اهداف مهارتی درس علوم تجربی نظیر (مشاهده، طراحی تحقیق، برقراری ارتباط،پیش بینی، فرضیه سازی، کاربرد ابزار و وسایل، اندازه گیری، تفسیر یافته‌ها و نتیجه گیری)
5ـ تقویت مهارتهای زندگی در دانش آموزان نظیر (تصمیم گیری، حل مساله، دوست یابی،سخنرانی و دفاع از کار خود در جمع )
6ـ‌‌ تحقق اهداف نگرشی درس علوم تجربی، نظیر (کنجکاوی و جستجوگری علمی،خلاقیت و ابتکار همکاری با دیگران، تفکر واگرا، احساس مسئولیت، احساس اعتماد به نفس)
7ـ‌‌ ایجاد موقعیتی مناسب برای ارزشیابی توصیفی از عملکرد دانش آموزان
8ـ افزایش توانمندی دانش آموزان در حوزه IT1 و تشویق آنان به استفاده از ICT2 برای رفع نیازهای اطلاعاتی مربوط به پروژه های علمی خود. محتوای برنامه درسی پژوهش محور در این تحقیق همان برنامه درسی علوم پایه سوم است که به شیوه پژوهش محور و با الگوی کاوشگری و روشهای تدریس آزمایشگاهی، گردش علمی و روش اکتشافی آموزش داده می شود. ارزشیابی در این برنامه، توصیفی از فعالیت و عملکرد دانش آموزان در فرآیند یاددهی _ یادگیری است.

1-4-8 دانستنی های ضروری
تعریف نظری : مجموعه ایی از اصول، قوانین و اطلاعاتی را که دانش آموزان در دوره آموزش عمومی در مباحثی مانند فیزیک، شیمی، علوم زمین و بهداشت کسب می کنند تا بر پایه این آموخته‌ها دانش خود را در هر مورد و در پایه های بعدی بسط دهند (رستگارو دیگران، 1387، ص7).
تعریف عملیاتی : در برنامه ی درسی علوم،دانستنی هاو اطلاعاتی را که دانش آموز در پایه سوم کسب می کنداین اطلاعات، شامل :
1- علوم بهداشت : شناخت ساختمان بدن و کار اندامها و لزوم حفظ و رعایت بهداشت
2- علوم زیستی : شناخت گیاهان و جانوران و لزوم حفاظت از محیط زیست

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید


پاسخی بگذارید