علوم زيستي ورزشي _ تابستان 1394 دورة7، شمارة2 ، ص : 157 – 170 تاريخ دريافت: 25 / 08 / 92 تاريخ پذيرش : 26 / 09 / 92

تأثير تمرين تركيبي (مقاومتي – استقامتي) بر مقادير استراحتي رتينول
متصل به پروتئين 4 (RBP4) و مقاومت به انسولين مردان ميانسال چاق

رحمان سوري 1 _ علي اصغر رواسي2 – محمدرضا دارابي3
1.دانشيار فيزيولوژي ورزش دانشكدة تربيت بدني دانشگاه تهران، 2. استاد فيزيولوژي ورزش دانشكدة تربيت
بدني دانشگاه تهران، 3. كارشناس ارشد فيزيولوژي ورزش دانشگاه تهران

چكيده
هدف از اين تحقيق، بررسي تأثير دوازده هفته تمرين تركيبي بر سطح RBP4 و مقاومت به انسولين در مردان ميانسال چاق بود. به همين منظور 20 مرد ميانسال چاق از بين داوطلبان انتخاب شدند و در دو گروه تمرين تركيبي (10 نفر با ميانگين سن 25/2 ± 2/51 سال و شاخص تودة بدن 81/0 ± 44/31 كيلوگرم بر متر مربع) و كنترل (10 نفر با ميانگين سن 11/2 ± 3/50 سال و شاخص تودة بدن 34/1 ± 32/30 كيلوگرم بر متر مربع) قرار گرفتند. گروه تركيبي، برنامة تمريني دوازده هفته اي شامل تمرين مقاومتي (3 جلسه در هفته با شدت 75- 50 درصد يك تكرار بيشينه به مدت 22 دقيقه) و تمرين استقامتي ( راه رفتن يا دويدن، 3 جلسه در هفته با شدت 80-50 درصد حداكثر ضربان قلب به مدت 22 دقيقه) را اجرا كردند. يافته ها نشان داد كه پس از دوازده هفته تمرين تركيبي، ميزان P=0/003) RBP4) و شاخص مقاومت به انسولين (019/0P=) در مقايسه با گروه كنترل كاهش معناداري يافت. بنابراين مي توان گفت كه دوازده هفته تمرين تركيبي سبب كاهش مقدار RBP4و شاخص مقاومت به انسولين ميشود كه اين تغييرات ممكن است با كاهش وزن آزمودني ها همسو باشد.

واژه هاي كليدي
تمرين تركيبي، چاقي، مقاومت به انسولين، RBP4.
مقدمه
امروزه چاقي1 يكي از عوامل تأثيرگذار بر سلامت عمومي در جهان به شمار مي رود. براساس آمار سازمانبهداشت جهاني در سال 2005، 1/1 ميليارد بزرگسال در جهان اضافهوزن دارند كه از نظر باليني حداقل312 ميليون نفر آنها چاق محسوب ميشوند. بهعلاوه حداقل 155 ميليون كودك در سراسر جهان چاقي يا اضافه وزن دارند (16،20،32). بهدليل سبك زندگي غيرفعال و رژيم غذايي نامناسب در كشورهاي توسعهيافته و نيز كشورهاي در حال توسعه، اين روند رو به رشد چاقي همچنان ادامه دارد (3،26). نگرانيهاي موجود از افزايش آمار اضافه وزن و چاقي در جوامع گوناگون بهدليل اثرگذاري اين بيماري مزمن در ايجاد يا پيشرفت بيماري هاي مختلف و تحميل كردن هزينة چشمگير به سيستم درماني اين كشورهاست (22). اضافه وزن و چاقي احتمال پيشرفت بيماري فشار خون را در افراد دچار اضافه وزن سه برابر و در افراد چاق شش برابر بيشتر از افراد لاغر افزايش مي دهد (34). براساس نتايج مطالعات گوناگون 20 تا 30 درصد موارد مرگ ناشي از بيماريهاي قلبي- عروقي به دليل اضافه وزن است (28). افزايش وزن و درصد چربي بدن رابطة مستقيم با افزايش مقاومت به انسولين دارد (19).
وجود اين دو عامل درصد ابتلا به ديابت نوع 2 را افزايش م يدهد، به گونهاي كه تخمين زده ميشود 80 درصد افراد مبتلا به ديابت نوع 2 قبل از بيماري، اضافه وزن داشته اند يا چاق يا بيتحرك بودهاند. عنوان شده است كه چاقي شكمي با افزايش نياز به انسولين و همچنين اثرگذاري در ايجاد مقاومت به انسولين، ريسك ديابت نوع 2 را ده برابر افزايش ميدهد (4،8).
رشد چشمگير چاقي در جهان سبب شده است محققان در زمينة يافتن سازوكار تبديل چاقي به بيماري مزمن و تأثير آن بر بيماريهاي مختلف تلاش كنند (24). محققان شاخصهاي بيولوژيك فعالي را شناسايي كردهاند كه از بافت چربي ترشح ميشود و به دو حالت اتوكراين5 و پاراكراين6 در متابوليسم، سيستم ايمني و غدد درون ريز اثرگذارند. اين شاخصها آديپوكاين نام دارند و سبب ميشوند بافت چربي به عنوان غدد درون ريز مطرح شود. نقش آديپوكاينها در شيوع چاقي و امراض مرتبط با آن در كودكان، نوجوانان و بزرگسالان آشكار شده است (9،29). رتينول متصل به پروتئين چهار ((RBP4 بهخانوادة ليپوكالينها و انتقالدهند ة مولكول هاي كوچك آبگريز رتينول (ويتامين A) در جريان خونتعلق دارد (13). جايگاه اصلي توليد اين پروتئين كبد است، با اين حال بافت چربي با 20 تا 40 درصدمقدار توليدي RBP4، در مقايسه با كبد جايگاه دوم توليد اين پروتئين را داراست (12). اخيراً محققان RBP4 را به عنوان يكي ديگر از اعضاي خانوادة آديپوكاين ها معرفي كردهاند (36). مقدار سرمي RBP4 با افزايش چاقي افزايش مييابد و در افراد چاق ديابتي و غيرديابتي RBP4 رابطة مستقيمي با شاخص BMI دارد (14،35). تزريق RBP4 به موشهاي سالم سبب ابتلاي آنها به مقاومت به انسولين ميشود (35). همچنين مقدار سرمي اين پروتئين در موش هاي چاق و مبتلا به مقاومت به انسولين افزايش چشمگيري دارد (35). با علم به اين موضوع به نظر ميرسد كاهش وزن و فعاليت بدني سبب كاهش ميزان سرمي RBP4 در افراد مبتلا به مقاومت به انسولين ميشود (14،21). ازاينرو تحقيقات گوناگوني در زمينة تأثيرگذاري فعاليت بدني با پروتكل هاي تمريني گوناگون بر عوامل مرتبط با چاقي و ديابت از جمله RBP4 و مقاومت به انسولين انجام گرفته است. با وجود اين تأثير تمرين تركيبي بر RBP4 و مقاومت به انسولين كمتر بررسي شده است. به علاوه نتايج حاصل از اين مطالعات ضد و نقيض اند. پارك و همكاران (2013) تأثير 3 ماه تمرين تركيبي را روي 76 زن چاق ارزيابي و بيان كردند كه مقدار RBP4 به طور شايان توجهي كاهش يافته است (6). هافمن و همكاران (2011) گزارش كردند كه تمرين تركيبي سبب بهبود شاخص مقاومت به انسولين در گروه تركيبي در مقايسه با آزمودني هاي گروه مقاومتي شد. با وجود اين نتيجه در دو گروه تركيبي و هوازي همسان بود (25). در پژوهشي ديگر اليويارا و همكاران (2011) بيان كردند كه دوازده هفته تمرين تركيبي سبب بهبود شاخص مقاومت به انسولين نميشود (18). با وجود اين عابدي و همكاران (1391) گزارش كردند كه حتي يك جلسه تمرين تركيبي به بهبود شاخص مقاومت به انسولين در مردان غيرفعال منجر ميشود (1). در پژوهشي ديگر چوي و همكاران (2009) پس از دوازده هفته تمرين تركيبي (هوازي با شدت
70-60 درصد ضربان قلب بيشينه و قدرتي با شدت 70-50 درصد يك تكرار قدرتي بيشينه) عدم تغيير معنادار سطحRBP4 سرم را گزارش كردند (7).
در مطالعات اندكي همزمان از تمرينات مقاومتي و استقامتي به عنوان مداخلة تمرين براي كاهشسطح سرمي RBP4 و مقاومت به انسولين استفاده شده است. مطالعة حاضر در زمرة معدود پژوهش هايي است كه از تمرين تركيبي بهمنزلة مداخلة تمريني در اين موضوع استفاده كرده است. درخصوص تأثير تمرين تركيبي بر تغييرات سطح سرمي RBP4 و مقاومت به انسولين هنوز سؤال هاي فراواني وجود دارد. از طرف ديگر، در تحقيقات بررسي شده بيشتر از تمرينات هوازي به عنوان مداخلة تمريني استفاده شده است و اثر اجراي تمرين تركيبي كمتر به چشم ميخورد و اندك پژوهشهاي موجود در اين زمينه به نتايج متناقضي رسيدهاند. ازاين رو سؤال اصلي اين پژوهش حاضر اين است كه آيا اجراي دوازده هفته تمرين تركيبي بر مقادير سطح سرمي RBP4 و مقاومت به انسولين اثرگذار است يا خير.

روش تحقيق
روش تحقيق در اين پژوهش، نيمهتجربي با يك گروه تجربي و يك گروه كنترل است. جامعة آماري اين تحقيق 63 مرد بودند كه پس از درج اطلاعيه، آمادگي خود را براي همكاري با محقق اعلام كردند. پس از توضيح هدف تحقيق و روش كار، 20 فرد چاق به صورت هدفمند بهعنوان نمونة تحقيق انتخاب و تصادفي به دو گروه تجربي و كنترل تقسيم شدند. پيش از برنامة تمرين، آزمودنيها به منظور تأييد سلامت عمومي، سلامت قلبي و تنفسي، بيماري كليوي، ديابت، عدم استعمال سيگار، مصرف داروي خاص و مشكلات حركتي از طريق پرسشنامه و پزشك معتمد بررسي و از همة آزمودنيها براي شركت در پژوهش رضايتنامة كتبي گرفته شد.
جدول 1. مشخصات آزمودني ها
نماية تودة بدن
(كيلوگرم بر متر مربع) سن (سال) تعداد (نفر) گروه ها
31/44 ± 0/81
30/32 ± 1/34 51/2 ± 2/25
50/3 ± 2/11 10
10 تركيبيكنترل

برنامة تمرين
آزمودني هاي گروه تركيبي يك هفته قبل از پژوهش، ابتدا در دو جلسة آشنايي شركت كردند و با روش صحيح دويدن و تمرين با وزنه آشنا شدند. سپس حداكثر اكسيژن مصرفي VO2max)) با آزمون يك مايل راه رفتن راكپورت و سپس يك تكرار بيشينه (حداكثر وزنهاي را كه براي يك حركت ميتوان بلندكرد، (1RM براي تعيين شدت حركتهاي مورد نظر اندازهگيري شد. نيمي از جلسة تمرين بهتمرينات با وزنه و نيمي ديگر به تمرينات هوازي دويدن اختصاص يافت. براي جلوگيري از خستگيمركزي ابتدا تمرين با وزنه و سپس تمرين استقامتي اجرا شد. حركات شامل پرس سينه، كشش زيربغل، پارويي، پرس پا، جلوران و پشتران، دربرگيرندة عضلات بزرگ بالاتنه و پايين تنه، بود. اجراي حركات به صورت دايرهاي با 45 تا 60 ثانيه استراحت بين هر ست و 1 تا 2 دقيقه استراحت بين هر حركت بود. در دو هفتة اول آزمودنيها يك دوره با 12-10 تكرار و با شدت 50 درصد 1RM، در هفتههاي بعدي دو دوره با 10 تكرار و با شدت 55 درصد 1RM كه در هر دو هفته 5 درصد به ميزان يك تكرار بيشينه افزوده شد، حركات را اجرا كردند. در ابتدا و انتها، يك تكرار بيشينة پرس سينه و پرس پا به ترتيب به عنوان شاخص هاي قدرت بالاتنه و پايين تنه در نظر گرفته شد. برنامة تمرين 3 روز در هفته و به مدت 12 هفته بود كه بين جلسات 48 ساعت استراحت وجود داشت. شدت تمرين هوازي (دويدن مداوم) در هفتههاي اول و دوم 50 درصد حداكثر ضربان قلب (HRmax) و هر دو هفته 5 درصد به شدت تمريني افزوده شد. در شروع تمرين استقامتي، مدت تمرين در هر جلسه 10 دقيقه بود كه هر هفته 2 دقيقه به زمان تمرين اضافه شد و زمان تمرين به 22 دقيقه رسيد. در ابتدا و انتهاي پروتكل تمريني براي اطمينان از كيفيت تمرين ميزان حداكثر اكسيژن مصرفي VO2max)) با آزمون يك مايل راه رفتن راكپورت اندازه گيري شد.

روش جمع آوري اطلاعات
پيش از پژوهش براي اندازه گيري وزن آزمودني ها از ترازوي استاندارد پزشكي Seca ساخت آلمان استفاده شد. براي اندازهگيري قد، آزمودنيها روي قدسنج پزشكي قرار گرفتند، بهطوري كه پاشنه ها، پايين تنه، شانهها و پشت سر در يك امتداد و نگاه افراد به طرف جلو و مستقيم بود. محيط اندام هاي بدن آزمودنيها با متر نواري ثبت شد. به منظور تعيين درصد چربي بدن آزمودني ها از كاليپر مدل RH.
15.9LB ساخت آلمان با دقت 2/0 ميليمتر با روش اندازه گيري ضخامت چربي زير پوستي در سه نقطة سينه اي، شكم و ران در سمت راست بدن استفاده شد و درصد چربي كل بدن با استفاده از فرمول سه نقطه اي پولاك جكسون محاسبه شد. همچنين اندازه گيري هاي فيز يولوژيك به وسيلة Vo2max با استفاده از راه رفتن راكپورت انجام گرفت.
از آزمودني هاي تحقيق دو روز قبل از شروع پروتكل تمرين در محل آزمايشگاه ساعت 8 تا 10 صبح10 ميلي ليتر خون از وريد بازويي به صورت ناشتا گرفته شد. براي جلوگيري از هموليز، نمونه هاي خونيدر لولههاي مخصوصي ريخته شده و بهآرامي مخلوط شدند. سپس براي جدا كردن سرم، نمونهها بهمدت 20 دقيقه در دماي 4 درجة سانتي گراد با سرعت 2500 دور در دقيقه سانتريفيوژ شدند. سرم جداشده در دماي 80- درجة سانتي گراد نگهداري شد تا براي اندازهگيري متغيرها استفاده شود. سپس گروه تجربي به مدت دوازده هفته و هر هفته 3 جلسه پروتكل تمرين تركيبي را انجام دادند. پس از اتمام دوره كلية اندازه گيري هاي فيزيولوژيك و آنتروپومتريك با همان شرايط تكرار شد. نمونه هاي خوني 48 ساعت پس از آخرين جلسة تمريني در محل آزمايشگاه، ساعت 8 تا10 صبح به صورت ناشتا گرفته شد.
غلظت سرمي RBP4با استفاده از كيت الايزا ( Glory Biotech ̦USA) و به شيوة ساندويچي اندازهگيري شد. صفحة (پليت) اين كيت از پيش با آنتي بادي مخصوص RBP4 پوشانده شده بود.
استاندارد ها و نمونهها به چاهكهاي داخل صفحه به همراه يك آنتي بادي پلي كلونال كنژوكه شده با بيوتين و مخصوص RBP4 اضافه شد. سپس اويدين كنژوكهشده با پراكسيداز هورسراديش (HRP) به هر يك از چاهكها اضافه شد و انكوباسيون انجام گرفت. پس از آن محلول سوبستراي TMB به هر چاهك اضافه شد. تنها در چاهكهاي حاوي RBP4، آنتيبادي كنژوكهشده با بيوتين و اويدين كنژوكه شده با آنزيم، تغيير رنگ مشاهده شد. واكنش سوبسترا -آنزيم با افزودن محلول اسيد سولفوريك خاتمه يافت و تغيير رنگ به صورت طيف سنجي در طول موج 450 نانومتر اندازه گيري شد.
غلظت RBP4 از طريق مقايسة O. D نمونهها با منحني استاندارد تعيين شد. ضرايب تغييرات درون آزمون و حساسيت روش اندازه گيري بهترتيب 7/7 درصد و 8/7 پيكوگرم بر ميلي ليتر بود. غلظت سرمي انسولين به روش الايزا و با استفاده از كيتهاي مخصوص انسان تعيين شد. اين عمل براساس شيوة ساندويچي مستقيم صورت گرفت. دو آنتي بادي منوكلونال براي موقعيتهاي مجزا روي مولكول انسولين استفاده شد كه به آن محل ها متصل ميشوند. مولكول انسولين هنگام انكوباسيون از يك سو به آنتيبادي آنتي انسوليني متصل به ديوارة چاهك و از سوي ديگر به آنتي بادي آنتيانسوليني كنژوكه شده با پراكسيداز متصل ميشود.
آنتي بادي هاي متصلنشده از محيط عمل از طريق شستوشو پاكسازي ميشوند. كنژوكة متصل به آنزيم با TMB واكنش مي دهد و تغيير رنگ در محلول نمايان ميشود. با افزودن اسيد واكنش خاتمه مي يابد و از طريق طيف سنجي ميتوان O. Dهاي استاندارد ها و نمونه ها را مشخص و از طريق مقايسه با منحني ترسيم شده، غلظت هر نمونه را تعيين كرد. ضريب تغييرات درون آزمون و حساسيت روشاندازه گيري به ترتيب 5/6 درصد و 7 ميكوگرم بر ليتر بود. گلوكز با روش رنگ سنجي-آنزيمي با فناوريگلوكز اكسيداز با استفاده از كيت گلوكز (شركت پارس آزمون ايران) اندازه گيري شد.
ضريب تغييرات درون آزمون و حساسيت روش اندازه گيري به ترتيب 3/2 درصد و 5 ميلي گرم بر دسي ليتر بود. شاخص مقاومت به انسولين با اندازه گيري انسولين و گلوكز ناشتا و از طريق فرمول زير محاسبه شد:
HOMA-IR=fasting blood glucose (m mol/l)×fasting insulin (m u/l) /22.5

روش هاي آماري
به منظور بررسي طبيعي بودن داده ها از آزمون آماري كولموگروف – اسميرنوف اسـتفاده شـد. همچنـينبراي بررسي اثر تمرين بر متغيرهاي وابسته از آزمون t زوجي (t وابسـته ) و بـه منظـور بررسـي اخـتلافميانگين تغييرات قبل و بعد بين گروه ها از آزمون tمستقل استفاده شد. از نـرم افـزار SPSS-16 بـراي تجزيه وتحليل اطلاعات استفاده شد و در تمامي آزمون ها مقدار خطا در سطح 05/0 ≤P محاسبه شد.

نتايج و يافتههاي تحقيق
از طريق آزمون آماري كولموگروف – اسميرنوف مشـخص شـد كـه توزيـع همـة متغيرهـاي موجـود درتحقيق طبيعي است، بنابراين از آزمون هاي پارامتريك براي محاسبات آماري استفاده شد. انحراف معيـارو ميانگين مرتبط با متغيرهاي تحقيق، پيش آزمون و پس آزمون بـه وسـيلة آزمـون t زوجـي (t وابسـته ) محاسبه شد (جدول 2). معناداري تغييرات پيش آزمون تا پس آزمون در سطح 05/0 ≤P محاسبه شد.

جدول 2. نمايش متغيرهاي پيشآزمون و پس آزمون درگروه هاي پژوهشي#
244495-56899

متغير گروه ها انحراف معيار ± ميانگين ارزش P قبل بعد
تركيبي 60/22± 30/298 *24/15± 56/287 01/0 RBP4(pg/ml) كنترل 21/19 ± 17/293 50/19± 87/293 34/0
تركيبي 54/0 ±80/2 *42/0± 60/2 04/0 مقاومت به انسولين
كنترل 29/0 ±67/2 29/0± 69/2 07/0
تركيبي 95/4 ±76/94 *91/6 ± 65/90 00/0
وزن(kg)
كنترل 45/5 ± 30/92 31/5 ±58/92 28/0
ادامة جدول 2. نمايش متغيرهاي پيشآزمون و پس آزمون درگروه هاي پژوهشي#
متغير گروه ها انحراف معيار ± ميانگين ارزش P قبل بعد
244495-42343581
/
0
±
44
/
31
±

81

/

0

±

44

/

31

±

شاخص تودة تركيبي *77/0± 96/29 00/0 بدن(²(kg/m كنترل 33/1 32/30 34/1 ± 39/30 16/0 تركيبي 50/1± 40/31 *24/1 ± 00/29 00/0 درصد چربي كنترل 96/1 ± 36 /30 11/2 ± 55/30 05/0
# اطلاعات جدول براساس آزمون t زوجي (وابسته ) حاصل شده است
معناداري تغييرات پيشآزمون تا پسآزمون در سطح 05/0 ≤P

نتايج آزمون t مستقل نشان داد كه اختلاف بين مقادير تغييرات RBP4 سرم در گروه تركيبي با گروه كنترل (003/0P=) معنادار است (جدول 3). بر اين اساس سطح RBP4 سرم در گروه تركيبي نسبت به گروه كنترل در مقايسه با پيش آزمون به طور معناداري كاهش يافت. همچنين همان طوركه جدول 3 نشان مي دهد، شاخص مقاومت به انسولين آزمودني ها در گروه تركيبي نسبت به گروه كنترل در مقايسه با پيش آزمون كاهش معناداري را نشان ميدهد (019/0P=).

جدول 3. نتايج بررسي تغييرات سطوح سرمي RBP4 و شاخص مقاومت به انسولين (آزمون t مستقل)

متغير گروه ها اختلاف ميانگين ارزش t ارزش F ارزش αP



قیمت: تومان

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید


پاسخی بگذارید