علوم زيستي ورزشي _ تابستان 1394 دورة7، شمارة2 ، ص : 211 – 223 تاريخ دريافت: 15 / 10 / 92 تاريخ پذيرش : 30 / 01 / 93

تمرين تناوبي خيلي شديد مفيد يا مضر : بررسي تغييرات تراكم استخوان
بعد از يك دوره برنامة تمرين تناوبي خيلي شديد در رت هاي نر بالغ نژاد ويستار

عليرضا قارداشي افوسي1 _ سيروس چوبينه2 – عباسعلي گائيني3 ، محسن جاويدي4، علي اصغر فلاحي5
1.دانشجوي دكتري، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، گروه فيزيولوژي ورزشي، دانشگاه تهران، تهران، ايران،2. استاديار، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، گروه فيزيولوژي، دانشگاه تهران، تهران، ايران،3.استاد، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، گروه فيزيولوژي، دانشگاه تهران،تهران، ايران، 4.دانشجوي دكتري، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي، گروه فيزيولوژي، دانشگاه شهيد بهشتي، تهران، ايران، 5. استاديار،
دانشكدة روان شناسي و علوم تربيتي، بخش تربيت بدني، دانشگاه شيراز، شيراز،ايران

چكيده
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسي تأثير تمرينات تناوبي خيلي شديد (HIIT) بر تراكم اسـتخواني رت هـاي نـر نـژادويستار بالغ بود. روش شناسي: به اين منظور 16 سر رت با محدودة وزني 20±250 گرم و سن شـش هفتـه بـه دو گـروهتجربي (n=8) و كنترل (n=8) تقسيم شدند. پس از يك هفته آشنايي با پروتكل تمريني، برنامة تمريني HIIT فزاينده به مدت هشت هفته دنبال شد. 24 ساعت پس از آخرين جلسة تمريني، پس از بيهوشي و كشتن حيـوان ، اسـتخوان رانبيرون آورده شده و در محلول فرمالين قرار داده شد. ميزان تراكم مـواد معـدني اسـتخوان (2BMD,g/cm) و محتـوايمواد معدني (2BMC,g/cm) سـه ناحيـة (گـردن ، ميانـه، تروكـانتر ) ران بـه روشDEXA انـدازه گيـري شـد. بـرايتجزيه وتحليل داده هاي آماري از آزمون t مستقل استفاده شد. نتايج: كاهش معنا داري در مقدار BMD و BMC گـردن و تنة ران مشاهده شد، درحالي كه كاهش مقدار BMC تروكـانتر گـروه تمـرين معنـادار نبـود . نتيجـه گيـري : براسـاسيافته هاي پژوهش حاضر احتمالاً تمرينات HIIT تأثيرات تحريكي مطلوبي بر تراكم استخواني اعمال نميكند.

واژه هاي كليدي
تمرين تناوبي خيلي شديد، تراكم تودة استخواني، محتواي تودة استخواني، DEXA.
مقدمه
پوكي استخوان، نوعي بيماري اسكلتي است كه با كاهش تدريجي تراكم استخواني و تحليل ساختارريزاستخوان مشخص ميشود. ويژگي بارز آن كاهش استحكام استخوان و افزايش خطر شكستگي است. اين بيماري هم اكنون يكي از مشكلات بهداشت عمومي در دنيا محسوب مي شود، تا حدي كه نرخ شكستگي استخوان در اثر كاهش تراكم استخوان بيش از مجموعه رخدادهاي سرطان، سكتة مغزي و حمله هاي قلبي است. براساس آمار حدود 200 ميليون زن در جهان از اين بيماري رنج ميبرند و افزون بر 70 درصد زنان و 50 درصد مردان بالاي 50 سال در ايران به پوكي يا كمي استخوان مبتلا هستند (30،3،2). يكي از بهترين راهبردهاي پيشگيري از پوكي استخوان، تمركز بر حداكثرسازي تجمع تودة استخواني اوليه در دوران رشد و بلوغ و حداقل سازي كاهش آن در دوران بعدي زندگي است (28،15). فعاليت ورزشي در دوران كودكي و جواني ممكن است يكي از مهمترين عوامل تعيين كنندة اوج تودة استخوان باشد (15). با وجود اين، سازوكارهاي خاص اثر فعاليت ورزشي بر استخوان به طور كامل تعيين نشده است (29). بارهاي مكانيكي اعمال شده از طريق انقباض هاي عضلاني و نيروي جاذبه، مي توانند اثر مثبت بر اندازه، شكل و ساختار داخلي استخوان داشته باشند (7). اين پاسخ استخوان در اعمال فشار طولاني مدت و در دورة استراحت و همچنين جلسات تمرين بيشتر به جاي افزايش مدت زمان جلسات بهبود مييابد (35). مطالعات حيواني نشان ميدهد كه تنش مكانيكي ناشي از اعمال فشار نيز بايد به مقدار مشخصشده اي قبل از شروع اثر استئوژنيك برسد. در صورت تجاوز از اين آستانه، پاسخ تشكيل استخوان با مقدار اوج فشار ارتباط مثبتي دارد (36،5).
تراكم استخوان (BMD) تحت تأثير عوامل مدت، شدت تمرين و فعاليت هاي متحمل وزن قرار ميگيرد. براساس پژوهشها بين تراكم استخوان و مسافت طيشده در تمرين استقامتي رابطة معكوس وجود دارد، درحاليكه شدت زياد تمرين بر تراكم استخوان اثر مثبت دارد (34). فعاليت هاي ورزشي پرفشار3 و متحمل وزن (براي مثال وزنهبرداري و دويدن) تراكم استخواني بيشتري نسبت به فعاليت هاي ورزشي با فشار كمتر و بدون متحمل وزن (مانند واترپلو و دوچرخهسواري) ايجاد ميكند (33-11،4،31). مطالعات نشان مي دهند فعاليت ورزشي بهويژه فعاليت هاي پويا در مقابل فعاليتهاي ايستا اهميت خاصي دارند (26،25). فعاليت ورزشي استقامتي با شدت متوسط تا زياد تراكم و قدرتاستخوان در هر دو گونه حيوان و انسان را افزايش ميدهد (17). فعاليت ورزشي مقاومتي كوتاه مدتنوسازي استخوان را افزايش مي دهد، اما تأثيري بر تراكم استخوان ندارد، درحالي كه تمرينات بلندمدت تراكم و قدرت استخوان را افزايش ميدهد (27). برخي مطالعات نشان داده اند كه فعاليت ورزشي با شدت متوسط در دوران بلوغ موجب افزايش تراكم استخواني ميشود (24،23،8). هاگيهارا و همكاران (2005) تأثير هشت هفته تمرين با شدت متوسط روي تردميل با سرعت 15 متر بر ثانيه،پنج جلسه در هفته (هر جلسه 30 دقيقه) را بر چگالي مواد معدني استخوان رت هاي در حال رشد بررسي كردند. آنها نشان دادند تناوب هفتگي مناسب فعاليت ورزشي براي افزايش BMD، 5-4 روز است (9). ارتم و همكاران (2008) نشان دادند كه مدت و شدت فعاليت ورزشي از علل مؤثر بر تراكم استخوان هستند.
آنها نشان دادند كه دو نوع فعاليت با شدت يكسان، با مدت زمان متفاوت نتايج متفاوتي بر تراكم استخوان دارند. فعاليت 30 دقيقه اي موجب افزايش BMD و وزن بدن در رت هاي در حال رشد شد، درحالي كه فعاليت 60 دقيقه اي تأثيري بر اين عوامل نداشت (13). هوانگ و همكاران گزارش كردند 8 و 10 هفته تمرين استقامتي فزاينده با سرعت 22 متر بر ثانيه و مدت 60 دقيقه تأثير معنا داري برBMD، محتواي مواد معدني (BMC) و شاخصهاي استخواني رت هاي نر در حال رشد نداشتند (14،13). آنها نتيجه گرفتند كه فعاليت استقامتي تأثير موضعي نسبتاً كمتري نسبت به تمرينات با بارهاي بيشتر مانند پريدن اعمال ميكند. پريدن نيروي واكنش زمين 7-4 برابر وزن بدن اعمال كند، درحالي كه دويدن تنها 7/. تا 8/0 وزن بدن نيروي واكنش زمين توليد ميكند. گزارش آنها نشان ميدهد كه اگر فعاليت استقامتي با سرعت بيشتري انجام گيرد، ميتواند موجب نيروي واكنش زمين بيشتري شود و به افزايش BMD و BMC بينجامد (34). تمرينات تناوبي خيلي شديد دورههايي از فعاليت ورزشي است كه با نوساناتي در شدت فعاليت ورزشي در زمان معين مشخص ميشود. HIIT شامل تكرار دورههايي از فعاليت خيلي شديد (نزديك به بيشينه يا فوقبيشينه) است كه با فعاليت ورزشي كم شدت يا با شدت متوسط يا گاهي با عدم فعاليت كامل (استراحت مطلق) جدا مي شود، ازاين رو تكرار زياد الگوي افزايش شدت و بازيافت مجدد ملاك اصلي اثربخشي اين برنامه هاست. البته اين نيمرخ فعاليت، ويژگي الگوهاي فعاليت ورزشي برخي از مشهورترين ورزشهاي دنيا مثل بسكتبال، فوتبال، فوتبال آمريكايي، راگبي، تنيس، مشت زني، هاكي و جزء آن به شمار مي رود (1). آثار مفيد تمريناتتناوبي خيلي شديد بر بيماران قلبي-عروقي، رگ زايي، بيوژنز ميتوكندريايي و ساير عوامل مشخص شدهاست. اين شيوة تمريني احتمالاً به دليل وجود تناوب ها آثار متفاوتي نسبت به ديگر تمرينات داشته باشد.
از سويي برنامه هاي HIIT نيازهاي متابوليكي عضلات و بدن را بهطور چشمگيري افزايش مي دهد، افزايش مقادير Pi، كلسيم و هورمون هاي استرسي و ساير هورمون ها بعد از برنامه هاي ورزشي پرشدت گزارش شده است (6)، ولي تاكنون تأثيرات اثربخش يا نامطلوب برنامههاي HIIT بر شاخص هاي سلامتي استخوان بررسي نشده و مشخص نيست فعاليتهاي ورزشي HIIT تا چه حد تراكم و محتواي مواد معدني استخوان را افزايش يا كاهش ميدهد. همچنين شدت زياد اين تمرينات در راستاي پژوهش هاي صورت گرفته (شدت زياد و ضريب نفوذ بالا) احتمالاً تراكم استخوان را افزايش مي دهد. با توجه به موضوعات گفتهشده هدف از پژوهش حاضر بررسي اثر تمرين تناوبي خيلي شديد (HIIT) با الگوي منتخب بر تراكم استخواني رتهاي نر است.

روش شناسي آزمودني
روش تحقيق حاضر تجربي بود. 16 سر رت نر ويستار بالغ با محدودة وزني 20±250 گرم و سن هشت هفته از انستيتو پاستور ايران خريداري شد. سپس مطابق با خطمشي انجمن ايرانيان حمايت از حيوانات آزمايشگاهي مورد استفاده براي اهداف علمي و آزمايشگاهي، در حيوانخانة دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي دانشگاه تهران در شانزده قفس نگهداري ميشدند. رت ها در چرخة روشنايي تاريكي (12 ساعت نور 12 ساعت تاريكي) و رطوبت 50%~ و درجة حرارت3±22 درجة سانتيگراد نگهداري شدند و به آب و غذا دسترسي آزاد داشتند.
ارزيابي توان هوازي رت ها
با توجه به دسترسي نداشتن به ابزار مستقيم مانند دستگاه تجزيه وتحليل گر گازهاي تنفسي با توجه به پژوهش هاي اخير (هويدال و همكاران، 2007) (12)، پروتكل غيرمستقيم ولي با دقت زيادي در ابتدا پايلوت و به شرح زير استفاده شد:
بعد از 20 -10 دقيقه گرم كردن با شدت 40 تا 50% VO2max، سرعت نوار گردان هر دو دقيقه يك بار به ميزان 03/0 متر بر ثانيه (8/1 تا 2 متر/دقيقه) افزايش يافت تا حيوانات ديگر قادر به دويدن نباشند. ملاك رسيدن به VO2max عدم توانايي رت در ادامه دادن پروتكل تمريني با افزايش سرعتبود. سرعت VO2max ثبت شده سرعتي است كه در آن VO2 به فلات برسد. رسيدن به فلات باغلظت لاكتات بيشتر از 6 ميلي مول در ليتر و نسبت تنفسي VCO2/VO2، 5./1 معادل است.
پژوهش ها نشان مي دهند ارتباطي قوي بين سرعت نوار گردان و VO2max رت ها وجود دارد (98/0-94/0P < 0/0005 ،r=). ازاين رو مي توان با توجه به سرعت دويدن مقدار VO2max رت ها را به دست آورد (12).
برنامة فعاليت ورزشي
برنامة پروتكل ورزشي با توجه به پژوهش هاي هارمن و همكاران (10) و هويدال و همكاران (12) و تعديلات پژوهشگران بدين صورت طراحي شد. رت ها در دو گروه كلي هشت هفته فعاليت ورزشي كوتاه مدت تناوبي خيلي شديد (HIIT) و گروه كنترل – با توجه به طرح پژوهش – قرار گرفتند. براي آشنايي با فعاليت ورزشي HIIT، گروه هاي تمريني در هفتة اول 5 -3 روز به تمرين پرداختند. البته، در همين زمان براي عملياتي كردن پروتكل، برنامه بهصورت پايلوت اجرا شد. هر جلسه برنامة پروتكل HIIT شامل 1 ساعت فعاليت ورزشي بود كه مراحل آن عبارتند از:
6 دقيقه گرم كردن (با شدت 50 تا 60 درصد معادل سرعت 20-15 متر بر دقيقه)؛
7 تناوب (4 دقيقه اي با شدت 80 تا 90 درصد VO2max –معادل 50-20 متر بر دقيقه- و
3 دقيقه اي با شدت 50 تا 60 درصد VO2max)؛
 5 دقيقه سرد كردن (با شدت 50 تا 60 درصد VO2max معادل سرعت 20 -15 متر بر دقيقه).
روش اندازه گيري
24 ساعت پس از آخرين جلسة تمرين رت ها پس از ناشتايي شبانه نمونه برداري شدند. براي جمع آوري نمونه ها ابتدا حيوان با تركيبي از داروي زايلازين (10 ميلي گرم/كيلوگرم) و كتامين (75 ميلي گرم/كيلوگرم) به صورت تزريق درون صفاقي بيهوش شد، سپس قفسة سينه حيوان شكافته ميشد و براي اطمينان از كمترين آزار حيوان، نمونه هاي خون بهطور مستقيم از قلب حيوان گرفته ميشد (5 سي سي). سپس استخوان ران با ظرافت كامل بيرون آورده شد و در محلول فرمالين قرار داده شد.
منطقة استخوان (2BA/Cm)، تراكم مواد معدني استخوان (2BMD,g/cm) و محتواي مواد معدني (2BMC,g/cm) سه ناحيه (گردن، ميانه، تروكانتر) ران به روش DEXA(XR-26 American) وfan beam با نرم افزار حيوانات كوچك اندازه گيري شد (14).
روش هاي آماري
از آزمون K-S براي بررسي نرمال بودن داده ها و از آزمون آماري تي مستقل براي مقايسة بين گروهي استفاده شد. همچنين، سطح معنا داري براي كلية آزمون هاي آماري 05/0=α در نظر گرفته شد. براي تجزيه وتحليل هاي آماري از نرم افزار SPSS16 و براي ترسيم نمودارها از نرم افزار Excel 2007 استفاده شد.
نتايج
جدول 1 ميانگين وزن رت ها در دو گروه را نشان ميدهد، بين غذاي دريافتي گروه هاي كنترل و تمرين تفاوت وجود نداشت، اما وزن گروه كنترل نسبت به وزن گروه تمرين افزايش بيشتري يافت.

جدول 1. ميانگين وزن رت ها (گرم) پيش و پس از تمرين و مقدار وزن اضافهشده بر وزن رتها
199537195350

199537484148

گروه پيشآزمون پسآزمون وزن اضافه شده كنترل 13±257 21±330 16±81 تمرين 13±247 19±304 12±63

تغييرات حاصل از مداخلة تمرينات تناوبي خيلي شديد در جدول 2 ارائه شده است. نتايج كاهش معنا دار BMD وBMC گردن و تنة ران بر اثر تمرينات تناوبي خيلي شديد را نشان داد، درحالي كه كاهش BMC تروكانتر معنادار نبود. مقدار BMD وBMC در استخوان ران به ترتيب در ناحية تروكانتر، گردن و بخش ميانه بود.
جدول 2. تراكم استخواني (2g/cm) و محتواي مواد استخواني (2g/cm) در گروه هاي تمرين و كنترل
78379-71754

متغير ناحية آناتوميكي كنترل گروه تمرين مقدار t (امقدار رزش P) معناداري گردن ران 03/0±09/6 05/0±99/5 134/4 001/0 BMD تنه ران 0.03±02/6 02/0±89/5 872/8 000/0 تروكانتر ران 25/0±84/6 34/0±50/6 312/2 037/0
0/007 3/136 5/98±0/07 6/08±0/03 گردن ران
0/000 8/941 5/89±0/02 6/02±0/03 تنة ران
BMC
تروكانتر ران 22/0±84/6 37/0±56/6 851/1 085/0

بحث و نتيجه گيري
تا كنون پژوهشي با روش تمريني HIIT بر مقادير تراكم و محتواي مواد معدني استخوان انجام نگرفته و براساس بررسي ما اين اولين پژوهشي است كه به بررسي تأثير HIIT بر BMD و BMC استخوان پرداخته است. ازاين رو در بحث و نتيجه گيري به بررسي پژوهش هاي پرشدت و نه HIIT مي پردازيم. يافته هاي پژوهش حاضر نشان داد، هشت هفته تمرين تناوبي خيلي شديد موجب كاهش معنادار تراكم و محتواي مواد معدني در ناحية گردن و تنة استخوان ران شد، در حالي كه كاهش محتواي مواد معدني تروكانتر معنادار نبود. اين نتايج با يافته هاي هوانگ و همكاران (2008)، مك وي و همكاران (2010)، ارتم و همكاران (2008) همسو و با يافته هاي جو و همكاران (2003)، نوتومي و همكاران (2000)، و ايواموتو و همكاران (2004) مغاير است. با بررسي دقيق اين مطالعات علت تفاوت يافتههاي پژوهشي را ميتوان در عواملي مانند پروتكل تمريني، جنسيت، سن، وزن، نژاد آزمودنيها و روش آناليز آزمايشگاهي جستوجو كرد. براي مثال جارونين و همكاران (2003) وجود اختلاف پاسخ استخوان به دويدن روي تردميل وابسته به جنس را نشان دادند و بيان كردند كه رتهاي ماده پاسخ استئوژنيك كمتري به افزايش بار مكانيكي در مقايسه با رتهاي نر دارند. همچنين گزارش كردند كه بافت استخوان رت هاي نر در حال رشد پتانسيل زيادي در پاسخ به بار مكانيكي دارد. ازاين رو اعمال بار مكانيكي زياد احتمال تغييرات محتواي مواد معدني را در اين گروه افزايش ميدهد (16). شدت فعاليت ورزشي ميتواند يكي از علل مؤثر بر تراكم استخوان باشد. بررسي ينگ لينگ و همكاران و بري و كوهرت نيز اين نتيجه را نشان داد. تمرين هاي پرشدت با توجه به اينكه نيازهاي متابوليكي بسيار زيادي را در مدت زمان كوتاهي اعمال مي كند، احتمالاً نياز به منابع كلسيمي و پتاسيمي و Pi را افزايش ميدهد و كاهش تراكم، ضخامت ترابكولار، ناحية كورتيكال استخوان، به خصوص در گروه هاي در حال رشد را به همراه دارد (37،6). از سويي احتمال دارد برنامههاي HIIT به ويژه بدون افزايش توانايي هوازي اوليه در آزمودنيها با افزايش نيازهاي متابوليكي و احتمالاً آسيب، به دفع كلسيم و مواد معدني ديگر بينجامد، البته اين ادعا به پژوهش هاي بيشتر نياز دارد. گزارش شده است به طور كلي، دويدن و شنا با شدت متوسط آثار مثبتي بر تودة استخوان و خواص مواد در مناطق ترابكولار و كورتيكال درشت ني و استخوان ران در رت در حال رشد و بالغ دارد (21). ارتم و همكاران نشان دادند روزانه 60 دقيقه فعال يت ورزشي پرشدت BMD را افزايش نداد (21). احتمالاً شدت زياد با بار تكراري از طريق دو سازوكار موجب كاهش خواص و تراكم استخوان ميشود. 1. تجمع ريزآسيب ها؛ 2. ريزآسيب ها و استرين زياد كه ممكن است دليل بي تعادلي بازسازي استخوان و در نتيجه افزايش تعداد حفره ها و كاهش تراكم استخوان شود (37). ايواموتو و همكاران (2004) نشان دادند ناحية ديستال درشت ني بار مكانيكي بيشتري نسبت به پروگسيمال دريافت ميكند، زيرا دورتر از تودة بدني قرار دارد و اين قرارگيري ديستال نسبت به پروگسيمال بار بيشتري را تحمل مي كند. علاوه بر اين قطر استخوان درشتني در ناحية ديستال كمتر از پروگسيمال است، بنابراين مطابق با مفهوم سطح و فشار، فشار بيشتري را متحمل مي شود و تراكم استخوان ديستال نسبت به پروگسيمال افزايش بيشتري خواهد يافت (18). هاگيهارا و همكاران (2005) گزارش كردند كه تمرينات با شدت متوسط افزايش تراكم استخواني ترابكولار متافيز و عدم تغيير تراكم استخوان كورتيكال متافيز را به همراه دارد (9). نتايج پژوهش حاضر نشان داد احتمالاً علت تناقض بين نتايج تحقيق حاضر با اين مطالعات تفاوت در ناحية مورد اندازهگيري و سن آزمودني ها باشد.
ارتم و همكاران (2008) نشان دادند كه مدت فعاليت ورزشي يكي از علل مؤثر بر تراكم استخوان است. آنها نشان دادند دو نوع فعاليت با شدت يكسان، با مدت زمان متفاوت نتايج متفاوتي بر تراكم استخوان دارند. فعاليت 30 دقيقه اي موجب افزايش BMD و وزن بدن در رت هاي در حال رشد شد، درحالي كه فعاليت 60 دقيقه اي تأثيري بر اين عوامل نداشت (19). براي فعاليت هاي ورزشي شديد مدت فعاليت بيش از 28 دقيقه براي ناحية هيپ و بيش از 32 دقيقه براي گردن ران افزايش BMD را به همراه خواهد داشت (22). با اين حال شايد آستانهاي براي تأثير مدت فعاليت بر تراكم استخوان وجود داشته باشد و گذر از اين آستانه آثار مطلوبي بر تراكم استخوان نداشته باشد.
هوانگ و همكاران نشان دادند وزن آزمودني و جنسيت نقش مهمي در تراكم استخوان دارد. آنها گزارش كردند رت هاي مادة جوان با وزن يكسان يا بيشتر نسبت به گروه كنترل، BMD , BMC بالاتري داشتند. درحالي كه رتهاي نر جوان BMD , BMC كمتر يا بدون تغييري همزمان با افزايش وزن بدن داشتند. به منظور حذف مداخلة وزن بدن از رژيم غذايي يكسان استفاده كردند (34). با وجود اين محدوديت رژيم غذايي نميتواند دليل كاهش BMD,BMC باشد، بلكه آثار نامطلوبي بر خواص بيومكانيكي بافت استخوان خواهد داشت (3). از آنجا كه مقدار غذاي دريافتي بين دو گروه كنترل شد، نمي توان گفت كاهش تراكم استخوان گروه HIIT ناشي از دريافت ناكافي غذاست. از طرفي بيشتر بودن BMD,BMC گروه كنترل ممكن است ناشي از وزن زياد آنها باشد (34).
تمرينات پرشدت از طريق چندين سازو كار بالقوه همانند 1. افزايش پاراتورمون ،2. سركوب هورمون هاي جنسي و 3. افزايش هورمون هاي استرسي و سايتوكين هاي التهابي مي تواند موجب افزايش بازجذب استخوان شود. سركوب هورمون تستوسترون در مردان به دنبال فعاليت ورزشي استقامتي نشان داده شده است. تمرينهاي پرشدت سطوح تستوسترون را كاهش ميدهد. كاهش تستوسترون طول عمر فعاليت سلول هاي استئوكلاست را افزايش و طول عمر استئوبلاست را كاهش ميدهد و به نتيجة خالص كاهش تراكم استخوان منجر مي شود. همچنين اين گونه فعاليت ورزشي، موجب افزايش كورتيزول و سايتوكين هاي التهابي (اينترلوكين -6) مي شود. كورتيزول و سايتوكين هاي التهابي محرك بازجذب استخوان به شمار مي روند (6).
نتيجهگيري نهايي و پيشنهادها: تمرينات تناوبي خيلي شديد به دليل شدت بسيار زياد، احتمالاً آثاري فراتر از آستانة تحريك است خوانسازي و ميكرواسترينهاي بالايي اعمال ميكنند كه ممكن است دليل آثار نامطلوب بر تراكم استخوان باشد. با توجه به اينكه تمرينات تناوبي خيلي شديد با كاهش تراكم استخواني همراه است، پيشنهاد ميشود، اين تمرينات براي بهينه سازي تراكم استخواني استفاده نشود يا اينكه رژيم غذايي غني از كلسيم همراه با اين تمرينات استفاده شود. با توجه به نتايج اين پژوهش و اين اصل كه افزايش توان هوازي به بازيافت سريعتر سيستم بيهوازي، توليد انرژي و كاهش بار مضاعف بر منابع استخواني بهمنظور بازيافت مجدد ذخاير انرژي پيشنهاد ميشود، پيش از برنامههاي HIIT حتماً توان هوازي به مقدار شايان توجهي افزايش يابد يا شيب شدت دوره هاي فزاينده كاهش يابد.

منابع و مĤخذ
مك لارن،دان و مورتون، جيمز. (2012).” بيوشيمي ورزشي و سوخت وساز فعاليت ورزشـي “. ترجمـة:
عباسعلي گائيني (1391) چاپ اول، سمت.
Guadalupe-Grau A, Fuentes T, Guerra B, Jose A.L Calbet. (2009).
Exercise and bone mass in adults.review article, Sports Med; 39 (6): 439 -468.
Banu MJ, Orhii PB, Mejia W, McCarter RJ, Mosekilde L, Thomsen JS, Kalu DN. (1999). Analysis of the effects of growth hormone, voluntary exercise, and food restriction on diaphyseal bone in female F344 rats.
Bone (NY); 25: 469–480.
Block JE, Friedlander AL, Brooks GA, Steiger P, Stubbs HA, Genant HK. (1989). Determinants of bone density among athletes engaged in weightbearing and non-weight-bearing activity. J Appl Physiol; 67: 1100–1105.
Chow JWM, Jagger CJ, Chambers TJ. (1993). Characterization of osteogenic response to mechanical stimulation in cancellous bone of rat caudal vertebrae. Am J Physiol Endocrinol Metab; 265: E340–E347.
Barry DW, Kohrt WM. (2008). BMD decreases over the course of a year in competitive male cyclists, journal of bone and mineral research; 23(4): 484-491.
Forwood M. (2001). Mechanical effects on the skeleton: are there clinical implications. Osteoporos Int; 12(1): 77–83.
Freindlander AL, Genant HK , Sadowsky S , Byl N N & Guler C C. (1995). A 2 year program of aerobic and weight training enhanced bone mineral density of young women. J Bone Miner Res; 10(4): 574-585.
Hagihara Y , Fukuda S ,Goto S ,Iida H , Yamazaki M & Moriya H. (2005). How many days per week should rats undergo running exercise to increase BMD? J Bone Miner.Metab; 23(4): 289-294.
.01 Haram PM, Kemi OJ, Lee SJ, Bendheim MØ, Al-Share QY, Waldum HL, Gilligan. LJ, Koch. LG, Britton, SL, Najjar. SM, Wisløff U. (2009). Aerobic interval training vs. continuous moderate exercise in the metabolic syndrome of rats artificially selected for low aerobic capacity. Cardiovasc Res; 81(4):723-32.
Heinonen A, Oja P, Kannus P, Sievanen H, Manttari A, Vuori I. (1993). Bone mineral density of female athletes in different sports. Bone Miner; 23(1):1–14.
Høydal MA, Wisløff U, Kemi OJ, Ellingsen O. (2007). Running speed and maximal oxygen uptake in rats and mice: practical implications for exercise training. Eur J Cardiovasc Prev Rehabil; 14(6):753-60.
Huang TH, Lin SC, Chang FL, Hsieh SS, Liu SH, Yang RS. (2003). Effects of different exercise modes on mineralization, structure, and biomechanical properties of growing bone. J Appl Physiol; 95(1):300– 307.
Huang TH, Yang RS, Hsieh SS, Liu SH. (2000). Effects of caffeine and exercise on the development of bone: a densitometric and histomorphometric study in young Wistar rats. Bone (NY); 30(1): 293– 299
Iwamoto J, Sato Y, Takeda T, Matsumoto H. (2009). Role of sport and exercise in the maintenance of female bone health. Bone Miner Metab; 27(5):530–537.
.61 Jarvinen TL, Kannus P, Pajamaki I, Vuohelainen T, Tuukkanen J, Jarvinen M, Sievanen H. (2003). Estrogen deposits extramineral into bones of female rats in puberty, but simultaneously seems to suppress the responsiveness of female skeleton to mechanical loading. Bone; 32(6): 642-651.
Joo YI, Sone T, Fukunaga M,.Lim SG, Onodera S. (2003). Effects of endurance exercise on three-dimensional trabecular bone microarchitecture in young growing rats. Bone; 33(4):485-493.
Iwamoto I, Shimamura C , Takeda T, Abe H, Ichimura S, Toyama Y, Sato Y. (2004). Effects of treadmill exercise on bone mass, bone metabolism, and calciotropic hormones in young growing rats. J Bone Miner Metab; 22(1):26–31.
Ertem K, Karakoc Y, Duzova H, Kekilli E, Emre MH, Kilinc E, Yagmur C. (2008). Effects of different durations of treadmill training exercise on bone mineral density in growing rats. Biology of Sport; 25 (2):187-193.
Hart KJ, Shaw JM, Vajda E, Hegsted M, Miller SC. (2001). Swimtrained rats have greater bone mass, density, strength, and dynamics. J Appl Physiol 91(4): 1663–1668.
Kohrt WM., Bloomfield SA, Little KD, Nelson ME, Yingling VR. (2004). American college of sports medicine position stand: physical activity and bone health. Med Sci.Sports Exercise; 36(11):1985- 1996.
Gracia-Marco L, Moreno LA, Ortega FB, León F, Sioen I, Kafatos A, Martinez-Gomez D, Widhalm K, Castillo MJ, Vicente-Rodríguez G. (2011). Levels of physical activity that predict optimal bone mass in adolescents. Am J Prev Med; 40(6):599–607.
.32 Myburgh KH, Bachrach LK, Lewis B, Kent K, Marcus R. (1993). Low bone mineral density at axial and appendicular sites in amenorrheic athletes. Med.Sci. Sport Exerc; 25(11):1197-1202.
Myburgh KH, Hutchins J, Fataar AB, Hough SF, Noakes TD. (1990). Low bone density is an etiologic factor for stress fracture in athletes. Ann Intern Med; 113(10): 754-759.
Nikander R, Sievänen H, Uusi-Rasi K, Heinonen A, Kannus P. (2006). Loading modalities and bone structures at nonweightbearing upper extremity and weight-bearing lower extremity: a pQCT study of adult female athletes. Bone; 39(4):886–894.
Nilsson M, Ohlsson C, Mellstrom D, Lorentzon M. (2009). Previous sport activity during childhood and adolescence is associated with increased cortical bone size in young adult men. J Bone Miner Res; 24(1):125–133.
Notami T, Lee SG, Okimoto N, Okazaki Y, Takamoto T, Nakamura T, Suzuki M. (2000). Effects of resistance exercise training on mass, strength, and turnover of bone in growing rats. Eur J Appl Physiol; 82(4):268-274.
Rozenberg S, Vandromme J, Ayata NB, Filippidis M, Kroll M. (1999). Osteoporosis management. Int J Fertil Women Med; 44(5): 241-249.
Scott JP, Sale C, Greeves JP, Casey A, Dutton J, Fraser WD. (2011). The role of exercise intensity in the bone metabolic response to an acute bout of weight-bearing exercise. J Appl Physiol; 110(2):423-32.
Strepnick LS. (2004). The frequency of bone disease. In: Mc Gowan JA, Raisz LG, Noonan AS, Elderkin AL (eds) Bone health and osteoporosis. A report of the surgeon general. Office of the US Surgeon General, Washington, DC, pp 68–87.
Stewart AD, Hannan J. (2000). Total and regional bone density in male runners, cyclists and controls. Med Sci Sports Exerc; 32(8): 1373–1377.
Taaffe DR, Snow-Harter C, Connolly DA, Robinson TL, Brown MD, Marcus R. (1995). Differential effects of swimming versus weightbearing activity on bone mineral status of eumenorrheic athletes. J Bone Miner Res; 10(4):586–593.
Taaffe DR, Robinson TL, Snow CM, Marcus R. (1997). High impact exercise promotes bone gain in well-trained female athletes. J Bone Miner Res; 12(2):255–260.
Huang TH, Chang FL, Lin SC, Liu SH, Hsieh SS, Yang RS. (2008). Endurance treadmill running training benefits the biomaterial quality of bone in growing male Wistar rats. J Bone Miner Metab; 26(4):350–357
Turner CH, Robling AG. (2003). Designing exercise regimens to increase bone strength. Exerc Sport Sci Rev; 31(1): 45–50.
Turner CH, Forwood MR, Rho JY, Yoshikawa T. (1997). Mechanical loading thresholds for lamellar and woven bone formation. J Bone Miner Res; 9(1): 87–97.
Yingling VR, Davies S, Silva MJ. (2001). The effects of repetitive physiologic loading on bone turnover and mechanical properties in adult female and male rats. Calcif tissue Int ; 68:235–239.



قیمت: تومان

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید


دیدگاهتان را بنویسید