علوم زيستي ورزشي _ تابستان 1394 دورة7، شمارة2 ، ص : 279 – 296 تاريخ دريافت: 19 / 06 / 92 تاريخ پذيرش : 22 / 10 / 93

تغييرپذيري فشار خون، ضربان و شاخص اكسيژن مصرفي قلب و ارتباط آنها با نيمرخ چربي هاي بدن در افراد فعال و غيرفعال

مجيد كاشف1 – ميثم شعباني نيا 2 – سارا زارع كاريزك 3
1.دانشجوي گروه فيزيولوژي ورزشي دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي، تهران، 2. مربي دانشگاه آزاد واحد
شوشتر، 3. دانشجوي دكتري فيزيولوژي دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي تهران

چكيده
هدف از پژوهش حاضر بررسي تغييرات فشار خون، ضربان و شاخص اكسيژن مصرفي قلب و ارتباط آن با نيمرخ چربي هاي بدن در دانشجويان فعال و غيرفعال است. به اين منظور ده دانشجوي فعال (ميانگين سن 21 سال، وزن 1/68 كيلوگرم و قد 1/174 سانتي متر) و ده دانشجوي غيرفعال (ميانگين سن 5/21 سال، وزن 07/73 كيلوگرم و قد 177 سانتي متر) به صورت تصادفي از بين دانشجويان پسر دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي كه براي شركت در پژوهش داوطلب شده بودند، انتخاب شدند. شركت كنندگان تست كانينگهام فالكنر را شامل دويدن روي نوار گردان با شيب20 درصد و سرعت km/hr9/12 تا رسيدن به واماندگي انجام دادند. ابتدا فشار خون سيستولي (SBP) و دياستولي (DBP) و ضربان قلب (HR) در حالت نشسته، حاصل ضرب دوگانه (DP)، شاخص هاي چربي خون و احشايي، نسبت چربي و نماية تودة بدن پيش از فعاليت اندازه گيري شد. در ادامه نيز BP و HR در حالت نشسته و DP هر شركت كننده بلافاصله پس از تست و 3 دقيقه بعد دوباره سنجيده شد. براي تحليل آماري از آزمون هاي تحليل واريانس و كواريانس با اندازهگيري مكرر استفاده شد. يافته ها نشان داد بازيافت P=0/006) HR و 012/6=P=0/02) SBP ،(F و 353/4=F) و P=0/004) DP و 38/6=F) در افراد فعال بهتر صورت مي گيرد. اصلاح نتايج با شاخص هاي اضافه وزن و چربي هاي خون، ارتباط بين برخي از اين عوامل با بازيافت نامناسب در افراد غيرفعال را تأييد كرد. ازاين رو نظر به اين يافته ها ميتوان گفت آمادگي و فعاليت بدني بر بازيافت بهتر شاخصهاي هموديناميك بعد از فعاليت ورزشي تأثير مثبت دارد، هرچند تفاوتي در مقادير استراحت و فعاليت مشاهده نشد. اضافه وزن و ديس لپيدميا مي تواند بخشي از تفاوت هاي بين افراد فعال و غيرفعال را در اين زمينه توضيح دهد. ازاين رو كنترل اين عوامل با فعاليت ورزشي و رژيم غذايي مناسب توصيه مي شود.

واژه هاي كليدي
اضافه وزن، بازيافت، حاصل ضرب دوگانه، ديس لپيدميا، ضربان قلب، فشار خون، فعاليت بدني.
مقدمه
يكي از مسائل جدي و مهم ناشي از عادات، شيوة زندگي و محيط در زندگي امروزي، مسئلة فشار خوناست كه بهصورت گسترده اي عامل خطر برايCVD (بيماري هاي قلبي- عروقي) شناخته شده است.
شيوع اين عامل در سرتاسر جهان حدود يك ميليارد نفر تخمين زده شده است. به علاوه تغييرات و تفاوت هاي فشار خون، ضربان قلب و حاصل ضرب دوگانه (4DP=SBP*HR) در شرايط استراحت، فعاليت بدني و بازيافت ميتواند ملاك تصميمگيري هاي تشخيصي، مراقبتي و درماني قرار گيرد (4 -2).
پژوهش هاي متعددي در مورد اين متغيرها و ارتباط آنها با عواملي همچون اضافهوزن، ديس لپيدميا (سطوح غيرطبيعي چربي هاي خون) و بيماريهاي قلبي- عروقي انجام گرفته است. HR استراحت با پرفشار خوني، چاقي و TC در هر دو جنس ارتباط دارد (5). همچنين بازيافت نامناسب HR پس از فعاليت ورزشي ميتواند CHD ،CVD ( بيماريهاي عروق كرونر) و حتي مرگومير ناشي از آنها را پيشبيني كند (6). در همين راستا ناگاشيما و همكاران (2010) نشان دادند سه ماه تمرين تركيبي (هوازي و مقاومتي) HRبازيافت را در افراد سالم ميانسال بهبود ميبخشد. اصلاح نتايج با كاهش وزن افراد نشان داد HR بازيافت با كاهش وزن در ارتباط است. به علاوه همبستگي مستقيم اين شاخص با LDL12 ،VF11 ،WC10 ،BF ،BMI و چربي زير پوست مشاهده شد (7). همچنين افزايش فشار خون با CVD و مرگ ومير ناشي از آن در ارتباط است. قبل از آن سختي شريان هاي بزرگ و افزايش مقاومت ناشي از آن سبب افزايش فشار خون ميشود. كاهش كلسترول خون روش كارامدي براي كاهش سختي عروق و اتساع پذيري آنهاست (8). برخي پژوهش ها، ترجيحاً BP بازيافت را شاخص بهتري نسبت به مقادير استراحتي يا فعاليت براي پيش بيني CVD دانستند (9). ديمكپا و همكاران (2010) SBP بازيافت (2 دقيقه پس از فعاليت ورزشي با ارگومتر تا رسيدن به 80 درصد HR بيشينه) را در بزرگسالان سالم، ملاكي براي پيشبيني CVD معرفي كردند و نشان دادند كه باHR استراحت، BMI و سطح آمادگي بدني همبستگي دارد (10). مقادير RPP يا همان DP كهشاخصي از اكسيژن مصرفي و كار قلب است نيز هنگام فعاليت (30) و بازيافت شاخصهاي پيش بينيCVD معرفي شده اند (11). چاتورودي و همكاران (2012 ) بيان كردند تفاوتهاي SBP و RPP بهعنوان شاخص اكسيژن مصرفي و پاسخ قلب به نيازهاي متابوليك، در زمان بازيافت بدون توجه به مقادير استراحت، پيشبيني كنندة سكتة قلبياند. آنها دليل بازيافت ناكارامد را سختي آئورت و ضعف بارورفلكس بيان كردند (4). فعاليت ورزشي بر RPP افراد اثر مثبت دارد. زيوكوويچ و همكاران (2009) نشان دادند سه هفته فعاليت هوازي در ارتفاع كم، RPP استراحت و پس از فعاليت را در افراد دچار پرفشار خوني بهبود ميبخشد (12).
چاقي و اضافه وزن نيز مسئلة ديگري است كه دامنگير بشر امروزي شده است. براساس آمار سازمان بهداشت جهاني شيوع آن (BMI>30) حدود 8/2 ميليارد نفر در سال 2012 برآورد شده كه دو برابر بيش از سال 2008 است (3).
بسياري از پژوهشها رابطة بين اضافهوزن و چاقي با فشار خون و CVD را تأييد كرده اند. اندازه گيري هاي آنتروپومتريك (BMI, WC, WHR) بهدليل سهولت، ارزان و غيرتهاجمي بودن بهصورت گسترده اي براي ارزيابي چاقي و اضافه وزن بهكار ميروند. راني و همكاران (2013) شاخص هاي آنتروپومتري و نيمرخ چربيهاي خون را در دو گروه مردان بالاي 35 سال با فشار خون طبيعي و دچار پرفشار خوني بررسي كردند. نتايج نشان داد شاخص تودة بدن و شاخص چاقي احشايي، عامل خطر براي پرفشار خوني محسوب مي شوند. همچنين LDL ،TC ،TG و TC/HDL در گروه دچار فشار فشار خون بالا بيشتر بود (3). اسماعيلزاده و همكاران (2004) نيز بيان كردند از بين شاخص هاي آنتروپومتري، WHR معيار بهتري براي پيش بيني ابتلا به پرفشار خوني و ديس لپيدمياست. اين پژوهش چاقي مركزي را عامل خطر مهمتري براي بيماري هاي قلبي- عروقي معرفي كرد (13). البته در برخي پژوهشها از جمله پژوهش سوري و همكاران (1389) بين اين شاخصها و فشار خون در مردان جوان ورزشكار و غيرورزشكار رابطة همبستگي مشاهده نشد (1).
ديس لپيدميا عامل مهم ابتلا به پرفشار خوني و CVD در سنين مختلف است. ري و همكاران(2011) ارتباط قوي بين پيش پرفشار خوني و TG>150 ،BMI>23 و HDL<40 را در سربازاننشان دادند (14). يااو و همكاران (2010) نيز هايپركلسترولميا را از عوامل خطر ابتلا به پرفشار خونيدر افراد بالاي 30 سال معرفي كردند (15). لاكسونن و همكاران (2008) پس از هفت سال مطالعة تعقيبي روي مردان ميانسال نشان دادند، LDL و TG با ابتلا به پرفشار خوني رابطة مستقيم دارند، ولي HDL نقش حفاظتي دارد (16). پژوهش هاي ديگري نيز ارتباط بين ديس لپيدميا و شاخصهاي آن، با پرفشار خوني را گزارش كرده اند (18، 17).
شيوع پرفشار خوني و پيش فاكتورهاي آن مثل چاقي و ديس لپيدميا در بزرگسالان جوان مسئله اي است كه ايجاد نگراني كرده و مورد توجه بسياري از پژوهشها در داخل و خارج كشور قرار گرفته است. دالك و كجيلند (2012) در پژوهشي با عنوان »شيوع سندروم متابوليك و عوامل خطرزاي آن در سنين دانشگاهي« به بررسي شاخصهايي مثل فشار خون، ديس لپيدميا و قند خون پرداختند. در 207 دانشجوي 18 تا 24 سال شركت كننده در اين پژوهش، شيوع سندروم متابوليك 8/6 درصد گزارش شد (مطابق شاخص برنامههاي آموزشي كلسترول ملي آمريكا) (19). پيش از اين در پژوهشي مشابه فرناندز و لافگرن (2011) اين مقدار را 7/3 درصد براي وجود همة شاخص ها و 28 درصد براي وجود حداقل يك شاخص بيان كرده بودند. HDL پايين و TG بالا شايعترين شاخص هاي سندروم متابوليك در اين تحقيق بودند (20). همچنين پاپ و همكاران (2013) ليپوپروتئين هاي خون و ساير عوامل خطرزاي CVD را در دانشجويان دختر و پسر بررسي كردند. شركت كنندگان بر حسب BMI و WC به دو گروه تقسيم شدند. مقادير nonHDL/HDL ،nonHDL ،LDL ،TG ،TC و VLDL در گروهي كه BMI و WC بيشتري داشتند، بالاتر ولي HDL پايين تر بود (21). در داخل كشور نيز پژوهش هايي در اين زمينه صورت گرفته است. رشيدي و همكاران (2012) سندروم متابوليك را در در بين دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي كاشان بررسي كردند. شاخص هاي اندازه گيري شده در اين پژوهش چاقي مركزي، پرفشار خوني، قند خون بالا و ديس لپيدميا بودند. شيوع كلي سندروم متابوليك با وجود همة شاخص ها 2/3 درصد بود و حدود 30 درصد افراد، حداقل يك شاخص را داشتند. HDL پايين و پرفشار خوني شايع ترين شاخص ها بودند (22).
همان گونه كه ذكر شد، بسياري از اين اختلالات و مسائل در زير ساية چاقي، اضافه وزن و چربيهايخون اتفاق مي افتد و دامنة وسيعي از پژوهش ها و مطالعات اين مورد را تأييد مي كنند. ورزش و فعاليتبدني با سنگينتر كردن كفة ترازوي كالريك به سمت انرژي مصرفي و همچنين بهكار گيري چربي هابراي توليد انرژي و تأثير بر نيمرخ چربي هاي خون، فوايد زيادي در راستاي تعديل اين اختلالات به ارمغان ميآورد (23). فعاليت هاي ورزشي هوازي و حتي مقاومتي تغييرات مثبتي در سطوح چربيهاي مختلف خون ايجاد ميكند (29). به علاوه پژوهش ها نشان داده اند تغييرات ناشي از فعاليت ورزشي بر فشار خون و نيمرخ چربي هاي خون، عوامل خطرزاي CVD را حتي در افراد سالم كاهش ميدهد (24). در تأييد آثار ورزش بر متغيرهاي ذكرشده پژوهش هاي زيادي چه در حيطة پزشكي و چه در حيطة ورزش صورت گرفته است. جعفرزاده و رستگاري (2013) رابطة بين فعاليت بدني و عوامل خطرزاي بيماري هاي عروق كرونر را در پسران جوان بررسي كردند. فعاليت بدني با سطوح LDL و TC رابطة منفي داشت، ولي با مقادير مربوط به SBP ،TG ،HDL و DBP رابطة معناداري نداشت (25). اسكرتبرگ و همكاران (2012) در ادامة يك تحقيق تعقيبي به مدت 28 سال بيان كردند كه هم سطوح HDL و هم آمادگي بدني، پيشبيني كنندة CHD و CVD هستند. از طرفي افزايش HDL با سطح آمادگي بدني در ارتباط است (26). به همين صورت باروث و همكاران (2011) اثر دوازده ماه فعاليت ورزشي را در 874 زن و مرد ميانسال بررسي كردند. بدون توجه به سطح اولية آمادگي بدني، TC/HDL ،HDL ،LDL ،TC و TG در زنان و مردان بهبود يافت. همچنين DBP در افرادي كه سطح اولية بالايي داشتند، كاهش يافت (27).
با توجه به حياتي بودن مسئلة فشار خون و هموديناميك و همچنين متغيرهاي زياد مؤثر بر آن و عدم اجماع در مورد تأثير برخي از عوامل، اين مسئله همچنان محل بحث و جدل است و انجام پژوهش هاي ديگر با كنترل متغيرهاي بيشتر ضرورت دارد. همچنين تغيير دائمي عادات و شيوة زندگي افراد موجب عدم توانايي تعميم نتايج گذشته به حال مي شود و انجام پژوهش هاي جديد احساس مي شود. به علاوه نگراني در مورد شيوع اين اختلالات در قشر جوان تر نياز به انجام پژوهش در اين زمينه را برجسته مي كند. ازاين رو پژوهش حاضر در نظر دارد تغييرات فشار خون، ضربان و شاخص اكسيژن مصرفي قلب و ارتباط آنها با نيمرخ چربي هاي بدن را در دانشجويان فعال و غيرفعال بررسي كند. روش پژوهش
روش پژوهش از نوع نيمه تجربي بود و شركت كنندگان در پژوهش از بين مراجعان داوطلب، بهصورتتصادفي انتخاب شدند. جامعة آماري شامل تمامي دانشجويان مرد دانشگاه تربيت دبير شهيد رجاييتهران بود. نمونه گيري و جاگزيني گروهها به اين روش انجام گرفت. براي گروه غيرفعال از بين دانشجويان غيرفعال داوطلب ده نفر و براي گروه فعال از بين دانشجويان فعال داوطلب دانشكدة تربيت بدني دانشگاه مذكور كه حداقل سه جلسه تمرين منظم در هفته داشتند نيز ده نفر تصادفي انتخاب شدند. سوابق فعاليت و سلامت شركتكنندگان از طريق پرسشنامة محققساخته كنترل شد. هيچ يك از شركت كنندگان سابقة عمل جراحي، پرفشار خوني، CVD و بيماري مزمن ديگري نداشتند و داروي خاصي مصرف نمي كردند.
روش اجرا
شركت كنندگان پس از 10 دقيقه گرم كردن، تست كانينگهام فالكنر را شامل دويدن روي نوار گردان (TUNTURI T40) با شيب 20 درصد و سرعت km/hr9/12 تا رسيدن به واماندگي انجام ميدادند. زمان، مكان و شرايط اجراي آزمون براي همة آزمودنيها يكسان بود. داده هاي توصيفي شامل قد، وزن و سن (جدول 1) و همچنين BP در حالت نشسته، HR (با استفاده از فشارسنج OMORN، TG ،TC ،LDL/HDL ،LDL ،HDL ،DP ،(M5-I (به وسيلة ليپيدوكير SD LipidoCare )، BF ،BMI و VF (توسط دستگاه بايوالكتريك امپدنس BF511 ،omron) ق\da از فعاليت جمعآوري شد. BP در حالت نشسته، HR و DP هر شركت كننده بلافاصله بعد از تست و 3 دقيقه پس از آن دوباره اندازهگيري شد.

جدول 1. ويژگي هاي فردي آزمودنيها

يژگي
و
ها

گروه

سن

قد

وزن

يژگي

و

ها

گروه

سن

قد



قیمت: تومان

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید


دیدگاهتان را بنویسید