علوم زيستي ورزشي _ تابستان 1394 دورة7، شمارة2 ، ص : 329 – 345 تاريخ دريافت: 11 / 09 / 92 تاريخ پذيرش : 09 / 04 / 93

تأثير يك دوره تمرين هوازي منتخب روي برخي عوامل فيزيولوژيكي
بيماران مبتلا به ميگرن

فرشته كريمي1- وازگن ميناسيان 2 – سيدمحمد مرندي 3 – احمد چيت ساز4
1.دانشجوي كارشناسي ارشد دانشكدة علوم ورزشي دانشگاه اصفهان، 2.دانشيار دانشكدة علوم ورزشي دانشگاه اصفهان، 3. استاد دانشكدة علوم ورزشي دانشگاه اصفهان،4. استاد دانشكدة پزشكي، دانشگاه علوم پزشكي
اصفهان

چكيده
ميگرن عبارت است از حملههاي مكرر سردرد كه به طور معمول يكطرفه و با اختلال پيچيدة عصبي- عروقي و تحريك همزمان مسيرهاي درد اعصاب حسي ترژمينال همراه است. هدف از تحقيق حاضر بررسي تأثير يك دوره تمرين هوازي منتخب روي برخي عوامل فيزيولوژيكي بيماران مبتلا به ميگرن بود. آزمودني هاي تحقيق 22 زن مبتلا به ميگرن، در دامنة سني 22 تا 53 سال بودند كه به شكل دردسترس و غيرتصادفي در دو گروه تجربي (13 نفر) و كنترل (9 نفر) قرار گرفتند. گروه تجربي علاوهبر درمان دارويي به مدت دوازده هفته، سه جلسة هفتگي در تمرينات منتخب شامل فعاليت روي نوارگردان، و دوچرخة كارسنج به مدت 35 تا60 دقيقه و با شدت50 تا 75 درصد حداكثر ضربان قلب شركت داشتند. گروه كنترل تحت درمان دارويي، اما غيرفعال، و صرفاً در پيش آزمون- پسآزمون شركت داشتند. تحليل آماري داده ها نشان داد كه پروتكل تمريني موجب كاهش معنادار شدت سردرد، سطوح CGRP، درصد چربي؛ و افزايش معناداري در استقامت قلبي- عروقي گروه تجربي شد (05/0<P). شدت سردرد از 23/34 به 30/14 مورد كاهش، سطوح CGRP از50/53 به 45/48 درصد در پسآزمون كاهش، درصد چربي از 45/31 درصد به 25/25 درصد كاهش، و استقامت قلبي- عروقي از 81/24 به 81/41 ميليليتر/كيلوگرم/ وزن بدن افزايش نشان داد. نتيجه گيري مي شود كه احتمالاً ميتوان از تمرينات هوازي بهعنوان يك روش درماني مكمل در كنار ساير درمان هاي دارويي براي بيماران مبتلا به ميگرن استفاده كرد.

واژه هاي كليدي
تمرين هوازي، ميگرن، CGRP.

مقدمه
فعاليت بدني اغلب براي ارتقاي سلامتي و پيشگيري از بيماريهاي متعدد غيرواگير توصيه شده است وبراي افراد مبتلا به ميگرن هم فعاليت بدني راهكاري براي كاهش درد و ناراحتي بهشمار ميرود (33).
از سوي ديگر، يكي از مشكلات افراد مبتلا به ميگرن، انجام فعاليت جسماني است، زيرا ممكن است موجب حملة ميگرني شود. در حدود 22 درصد مطالعات اخير فعاليت هاي جسماني را تحريك كنندة ميگرن ذكر كردهاند، به همين دلايل برخي از بيماران مبتلا به ميگرن از فعاليت جسماني اجتناب مي كنند. سردرد يكي از مشكلات سلامت عمومي است كه موجب درد و رنج فرد مبتلا مي شود و نشان داده شده است كه در سطح جهان 13-11 درصد جمعيت بزرگسال از ميگرن رنج ميبرند و بيشتر آنها تأثير منفي ميگرن بر اوقات فراغت، زندگي خانوادگي و توانايي كار را گزارش كردند. درمان هاي دارويي مناسب اهميت زيادي دارند و راهكارهاي كمكي غيردارويي نيز اغلب پيشنهاد شده است (43). به طور نمونه به راهبرد هايي مانند ايجاد تغييرات در سبك زندگي بهمنظور اجتناب از محركها، تمرينات آرام بخشي، طب سوزني و انجام فعاليتهاي بدني منظم ميتوان اشاره كرد (4،43). ميگرن به عنوان
حمله هاي مكرر سردرد و به طور معمول يكطرفه، همراه با اختلالات دستگاه گوارش و بينايي تعريف شده است. نشان داده شده است كه ميگرن در درجة اول اختلال پيچيدة عصبي- عروقي مربوط به اتساع خون شاهرگي موضعي داخل جمجمه، عروق خوني اطراف مغز و تحريك همزمان مسير هاي درد اعصاب حسي ترژمينال است، كه به سردرد منجر مي شود. فعال سازي سيستم ترژمينو- واسكولارموجب آزادسازي اتساع دهنده هاي عروقي مختلف بهخصوص پپيتد وابسته به ژن كلسي تونين(CGRP) مي شود كه خود موجب پاسخ درد مي شود. ميگرن در زنان با نسبت 3 به 1 شايع تر از مردان است.
دردهاي ميگرني اغلب با تهوع، استفراغ، تب، لرز، درد، تعريق، حساسيت به نور و حساسيت به صدا همراه است؛ اين ويژگيها، اين نوع سردرد را از سردردهاي تنشي مجزا مي كند. علائم و نشانه هاي ميگرن متغيرند و شامل چهار مرحلة پيش درآمد اورا، درد و پست درام است كه در ميان بيماران شايع است، اما لزوماً همة افراد مبتلا به ميگرن اين مراحل را تجربه نمي كنند (2). مادة CGRPاز خانوادة كلسي تونين است كه در گانگليون اعصاب ترژمينال بيان ژن، و بعد از فعال سازي عصبي رهاسازيمي شود. اين تركيب اتساع دهندة قوي عروق مغزي نيز است كه رهايش آن از اعصاب ترژمينال نقشمهمي در پاتوفيزيولوژي ميگرن دارد. مطالعات نشان مي دهند كه CGRP عملكرد مهمي در تنظيم جريان خون مغزي و مننژ حساس به درد دارد. گزارش شده است كه CGRPاز علل احتمالي بروز ميگرن و عامل مهمي در بروز آن است، زيرا هنگامي كه CGRP به افراد مستعد داده شد، موجب ايجاد سردرد ميگرني شد. همچنين در افراد مبتلا به ميگرن كه چاق يا دچار اضافه وزن هستند، خطر بروز تعداد حمله هاي ميگرني افزايش پيدا ميكند (15). كنترل وزن بخشي از درمان ميگرن محسوب مي شود و تمرينات هوازي نيز يكي از راهبردهاي اصلي كاهش وزن است (7). از آنجا كه بيماري ميگرن با بيشترين تعداد تكرار سردرد به طور معمول به كيفيت زندگي بيمار آسيب ميرساند، اگرچه تاكنون تحقيقات بسياري اثربخشي درمان با داروهاي پيشگيري مثل بتابلوكر ها و دارو هاي ضد صرع را گزارش كرده اند، در سال هاي اخير درمان هاي غيردارويي مانند اجراي تمرينات استقامتي هوازي نيز براي پيشگيري از بروز حملههاي ميگرني مورد توجه قرار گرفته است (39). در حال حاضر براي پيشگيري و درمان ميگرن اولين انتخاب تجويز دارويي است، اما برخي بيماران درمان هاي غيردارويي را نيز ترجيح مي دهند و برخي متخصصان براي پيشگيري و درمان ميگرن اين درمان ها را توصيه كرده اند (42). برخي پژوهشگران تأثيرات مفيد تمرينات هوازي را روي تعداد حمله هاي ميگرني و شدت سردرد طي حمله هاي ميگرني و بهبود بيماران گزارش كرده اند (5،42). تاتزك و همكاران (2012) پژوهشي با عنوان »تمرينات استقامتي هوازي در برابر تمرينات آرامبخشي در بيماران مبتلا به ميگرن« انجام داده و نشان دادند كه تمرينات هوازي در روند بهبود بيماران مبتلا به ميگرن مؤثر بوده است (39). از سوي ديگر واركي و همكاران (2009) پژوهشي با عنوان »بررسي اثرات يك دوره برنامة تمرينات هوازي روي بيماران مبتلا به ميگرن« انجام دادند و گزراش كردند كه بيماران برنامة تمرينات ورزشي را به خوبي تحمل كردند و حداكثر اكسيژن مصرفي بيماران بدون بدتر شدن وضعيت ميگرن بهبود يافت (41). جهرمي و همكاران (1392) در تحقيق خود تأثير وزن چربي و وزن بدون چربي را روي تعداد سردردهاي ميگرني زنان ميانسال داراي رژيم غذايي و تمرين ورزشي بررسي و بيان كرد كه كاهش دريافت كالري و انجام تمرينات هوازي موجب كاهش وزن چربي بدن و كاهش خطر بروز حملات ميگرني مي شود (20).
كلمن و همكاران(22) نشان دادند كه 22 درصد شركت كنندگان در برنامههاي فعاليت بدني منظم،آن را به عنوان يك فاكتور تحريكي براي ميگرن گزارش كردند، كه از دلايل احتمالي پرهيز برخيبيماران از اجراي فعاليت بدني است. افراد مبتلا به ميگرن و ديگر سردردها نشان دادند كه فعاليت بدني كمتري نسبت به افراد بدون سردرد دارند (22،40،42،43). اما برخي تحقيقات نيز نشان داده اند كه در نتيجة اجراي برنامة تمرينات هوازي منظم نه تنها وضعيت ميگرن وخيم تر نشد، بلكه تعداد حمله هاي ميگرن، استقامت قلبي – عروقي و كيفيت زندگي اين بيماران بهبود يافت (40،43). در پژوهشي ديگر پس از اجراي برنامة تمرينيا ي كه شامل دوچرخهسواري داخل سالن، سه جلسه در هفته بود، مشاهده شد كه فعاليت بدني در بهبود ظرفيت ورزشي بدون بدتر شدن شرايط ميگرن شركتكنندگان، ايمن و مفيد است (42). ازاين رو در اين خصوص نتايج متناقض متعددي وجود دارد كه ممكن است به علت تعداد اندك مطالعات باليني و تجربي، روشهاي تمريني و نوع يا پروتكل تمرينات باشد. از آنجا كه سازوكارهاي بروز سردرد ممكن است متفاوت باشد، مناسب ترين روش درماني و تسكين درد در هر بيمار ميگرني نيز ممكن است متفاوت باشد (16). با توجه به تأثيرات چشمگير تمرينات ورزشي بر پيشگيري و درمان بسياري از بيماري ها و تغييرات در عوامل فيزيولوژيكي مختلف بدن، هدف كلي تحقيق حاضر بررسي تأثير يك دوره تمرين هوازي منتخب روي برخي متغيرهاي فيزيولوژيكي و شدت سردردهاي ميگرني بود. در اين مورد شايد بتوان از فعاليت هاي ورزشي منظم هوازي با شدت معين، به عنوان يكي از راهكارهاي پيشگيري و درماني ميگرن در كنار مصرف داروها استفاده كرد.

روش تحقيق
جامعة آماري اين تحقيق را زنان مبتلا به ميگرن شهر اصفهان تشكيل مي دادند كه به مطب پزشك متخصص مراجعه كرده بودند و تحت درمان دارويي قرار داشتند. بهدليل شيوع بيشتر ميگرن در زنان 53-22 سال و همچنين بهدليل اينكه بيشتر بيماران اين پزشك متخصص در اين دامنة سني بودند، نمونة آماري تحقيق را 22 نفر از زنان مبتلا به ميگرن اين گروه سني تشكيل ميدادند كه به شكل قابل دسترس انتخاب شدند و با توجه به رضايت شخصي آزمودني ها، به صورت غيرتصادفي در گروه تجربي (13 نفر) و گروه كنترل (9 نفر) قرار گرفتند. آزمودنيهاي گروه كنترل در طول تحقيق هيچ گونه تمرين و فعاليت بدني منظم نداشتند و با رعايت درمان دارويي خود صرفاً در پيش آزمون و پس آزمون شركتكردند، و افراد گروه تجربي نيز در دورة تمريني، زير نظر پزشك از درمان دارويي استفاده ميكردند.
برنامة تمريني گروه تجربي شامل دوازده هفته، هر هفته سه جلسه تمرين هوازي به مدت 60-30 دقيقه روي نوارگردان و ركاب زدن روي دوچرخة كارسنج بود. اين تمرينات از زمان كم و شدت پايين (30 دقيقه با 50 درصد ضربان قلب بيشينه) شروع شد و بهتدريج شدت و زمان آن افزايش يافت تا در جلسة آخر به 60 دقيقه با 75 -70 درصد حداكثر ضربان قلب رسيد. شدت تمرين با استفاده از ضربان سنج پولار كنترل شد، و براي محاسبة حداكثر ضربان قلب آزمودني ها معادلة كارونن به كار گرفته شد. در هر جلسه فعاليت، شدت تمريني افزايش مييافت تا به ضربان قلب هدف برسد، سپس در سرعت نوارگردان معيني تعداد ركاب زدن/دقيقه روي دوچرخة كارسنج تمرين تا سر حد خستگي ادامه داشت. پروتكل تمريني در جدول 1 نشان داده شده است.

جدول 1. شدت و مدت برنامة تمرينات هوازي (3 جلسه در هفته)
هفتة دوازدهم هفتة
يازدهم هفتة دهم هفتة نهم هفتة هشتم هفتة
هفتم هفتة
ششم هفتة
پنجم هفتة
چهارم هفتة سوم هفتة
دوم هفتةاول
٪70- 75 ٪65- 70 ٪65- 70 ٪65- 70 ٪65- 70 ٪60- 65 ٪60- 65 ٪55- 60 ٪55 ٪55 ٪50
٪50
شدت
(ضربانقلب بيشينه)
60 60 55 55 50 50 45 45 40 40 35 30
مدت
(دقيق )

روش هاي اندازه گيري متغيرهاي تحقيق
قد و وزن آزمودني ها پيش و پس از دورة تمريني سهماهه با ترازو و قدسنج مدل سكا اندازه گيري شد. براي اندازه گيري شدت سردرد از پرسشنامة ميداس استفاده شد؛ اين پرسشنامه شامل پنج سؤال، در مورد تمام سردرد هاي بيماران طي سه ماه گذشته بود. آزمودني ها پاسخ خود را علامت گذاري كردند و اگر فعاليت مورد نظر در هر سؤال را در سه ماه گذشته انجام نداده بودند، بايد در مربع عدد صفر مي نوشتند. از طريق محاسبة مجموع امتيازها سه سؤال شدت سردرد تعيين شد (جدول 2).
جدول 2. درجه بندي شدت سردرد

درجه تعريف امتياز

سطوح پپتيد وابسته به ژن كلسي تونين پلاسماي خون با استفاده از روش الايزا و بهوسيلة كيت هاي آزمايشگاهي مارك ايستو بيوفارم اندازه گيري شد. با توجه به اينكه در برخي تحقيقات از آزمون معتبر بروس براي تعيين استقامت قلبي- عروقي استفاده شده بود و تمرينات هوازي نيز اغلب روي دستگاه نوارگردان انجام گرفته بودند، همچنين براي مقايسة بهتر نتايج سعي شد از اين آزمون و دستورالعمل مربوطه براي تعيين استقامت قلبي- عروقي آزمودنيها استفاده شود. درصد چربي و تركيب بدني آزمودنيها نيز با اندازه گيري چين پوستي آزمودنيها در نواحي پشتبازو، فوق خاصره و جلوي ران با استفاده از كاليپر مدل لانج اندازهگيري و از طريق معادلة جكسون و پولاك برآورد شد.
روش هاي آماري: ابتدا از آمار توصيفي براي تعيين ميانگين و انحراف معيار و درصد تغييرات در متغيرها استفاده شد. با توجه به اينكه مفروضة تحليل كواريانس برقرار نبود، براي مقايسة نتايج گروهاي تجربي و كنترل از آزمون tمستقل و روش اختلاف ميانگين ها استفاده شد. براي تحليل دادهها از نرمافزار SPSS (نسخة 16) و براي ترسيم شكل ها از نرمافزار EXCEL استفاده شد.

يافته هاي تحقيق
برخي مشخصه هاي توصيفي مورد ا ندازهگيري در جدول 3 و شكلهاي 1 و 2 ارائه شده است. داده هاي حاصل نشان ميدهند كه ميانگين متغيرهاي مورد اندازه گيري در پيشآزمون و پسآزمون گروه كنترل تفاوت چشمگيري با هم ندارند، اما در گروه تجربي پس از مداخلة تمريني در بيشتر موارد بهبودي حاصل شده است.

جدول 3. مشخصه هاي توصيفي آزمودنيهاي دو گروه كنترل و تجربي
سن (سال)

روه
گ
ها
متغير

ها

تجربي
نترل
ك

معيار

انحراف

و

ميانگين
معيار

انحراف

و

ميانگين

53
/
6
±
69
/
31
30
/
9
±
55
/

37

روه

گ

ها

متغير

ها

تجربي

نترل



قیمت: تومان

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید


دیدگاهتان را بنویسید