علوم زيستي ورزشي _ زمستان 1394 دورة7، شمارة 4، ص : 619 – 634 تاريخ دريافت : 09 / 09 / 92 تاريخ پذيرش : 05 / 06 / 93

تأثير يك دورة تمرين اينتروال و تيپر پلكاني بر شاخص هاي عملكردي
رت هاي نر در حال باليدگي

شادمهر ميردار هريجاني1 – اكرم ارزاني2 – احسان عرب زاده3 – فروغ نيستاني4 – مينا باغباني5 – سجاد احمدي6
1.دانشيار گروه فيزيولوژي ورزشي، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي دانشگاه مازندران، مازندران، ايران
2و3و4و5، 6. كارشناسي ارشد فيزيولوژي ورزشي، دانشكدة تربيت بدني و علوم ورزشي دانشگاه مازندران،
مازندران، ايران

چكيده
هدف اين پژوهش بررسي تأثير يك دورة تمرين اينتروال و تيپرپلكاني بر تغييرات وزني و عملكرد استقامتي رت هاي نر در حال باليدگي بود. در اين مطالعة تجربي، 40 سر موش صحرايي ويستار نر سههفتهاي به طور تصادفي به گروههاي كنترل و تمرين تقسيم شدند. گروه تمرين پس از پايان دورة ششهفتهاي تمرين اينتروال فزاينده به سه گروه تيپر سههفتهاي كاهش شدت، تواتر و تكرار تقسيم شدند. وزن و شاخصهاي عملكردي ارزيابي شدند. يافتههاي پژوهش با استفاده از آناليز واريانس دوطرفه و آزمون LSD در سطح 05/0α≤ تجزيهوتحليل شد. نتايج نشان داد تفاوت معناداري بين زمان خستگي گروههاي مختلف تيپر با يكديگر (001/0≤P) و هفتههاي تيپر با دورة اينتروال (008/0≤P) وجود دارد. تيپر شدت با كاهش 57/28 درصدي در شدت تمرين، بهترين ميانگين زمان خستگي، مسافت طيشده در آزمون و عملكرد (Pri) را نسبت به ساير گروهها داشت. همچنين مسافت طي شده در آزمون و زمان واماندگي در هفتة دوم تيپر به حداكثر خود رسيد. براساس نتايج پژوهش حاضر، تيپر پلكاني شدت موجب افزايش 13/52 درصدي عملكرد استقامتي ميشود. همچنين دو هفته كاهش بار تمريني آثار هم افزايي مؤثرتري با مداخله بر تغييرات وزني و زمان واماندگي در پي دارد.

واژه هاي كليدي
تيپر پلكاني، تمرين اينتروال، عملكرد استقامتي.
مقدمه
امروزه مربيان تيمهاي ورزشي براي بهبود عملكرد ورزشكاران، قبل از يك رقابت نهايي يا مسابقات حساس، به تكنيك تيپر1 يا كاهش بار تمريني روي ميآورند (17). تيپر به دورة زماني پس از تمرينات و پيش از مسابقات اطلاق ميشود كه براي جلوگيري از خستگي ناشي از تمرين از ميزان آن كاسته ميشود (18). اهميت اين دوره بهحدي است كه گفته ميشود بهترين برنامة تمرين آمادگي، در صورت يك برنامة نامو فق تيپر، به هدر ميرود. بيشتر تحقيقات به اين نتيجه رسيدند كه يك دوره كاهش بار، كه خوب طراحي و اجرا شده باشد، ميتواند موجب افزايش اكسيژن مصرفي، افزايش سطح گليكوژن عضله، افزايش قدرت و نيرو و توسعة عملكرد ورزشكار شود (17). در واقع راهبرد تيپر معمولاً در بهبود عملكرد مؤثر است، هرچند معجزه نميكند؛ اما گزارشهاي واقع بينانه حاكي از بهبود عملكرد حدود 3 درصدي است (18، 10). موجيكا و پاديلا2 (2003) نشان دادند كه هدف از تيپر بايد به حداقل رساندن خستگي انباشته شده، بدون به خطر انداختن سازگاري ناشي از تمرين باشد (18).
به طور معمول اين تكنيك به سه شيوة كاهش تواتر، تكرار و شدت تمرين اجرا ميشود (3). اما كاهش در اين متغيرها نبايد به گونهاي باشد كه به سازگاري ايجادشده توسط تمرين، آسيب برساند يا به سندروم بيتمريني در ورزشكاران منجر شود (18). پژوهشگران الگوهاي متنوعي از تيپر را پيشنهاد ميكنند. مطالعات محدود در مورد شدت تمرين در دورة تيپر نشان ميدهد كه ورزشكاران ميتوانند از برنامة كاهش شدت تمرين، به منظور بهبود عملكرد در فصل رقابت بهرهمند شوند (18). اين در حالي است كه در بيشتر پژوهشها، تثبيت شدت و كاستن از دو عامل ديگر، بهويژه كاهش تكرار تمرين بهمنظور كسب بهترين عملكرد پيشنهاد شده است (18، 17، 10).
پژوهشها پيشنهاد كردهاند تمريناتي كه به تيپر ختم ميشوند، نوع الگوي تيپر انتخابشده را تعيين ميكنند (10). با وجود اين تعيين مناسبترين مدت در دورة تيپر، يكي از سختترين چالشها براي مربيان و دانشمندان علوم ورزشي است، پژوهشها زمان پيشنهادي تيپر مطلوب را در دامنة بين 4 و حتي بيش از 28 روز ذكر كردهاند (18). پژوهشي در اين زمينه با بررسي تيپر 1 تا 3 هفتهاي بر پاسخهاي ايمنواندوكرين ورزشكاران تمرينكرده، افزايش عملكرد را گزارش داد، كه با افزايش فعاليت آنابوليك، كاهش استرس فيزيولوژيك و ترميم ايمني مخاطي و عملكرد سيستم ايمني همراه بود (21).

12. Taper . Mujika and Padilla

لودن و همكاران (2010) با بررسي تأثير سه هفته تيپر بر فاكتورهاي فيزيولوژيكي دوندگان رقابتيگزارش كردند كه تيپر سه هفتهاي ميتواند راهبرد مناسبي براي افزايش عملكرد ورزشي و آمادگي هوازي باشد (11). اگرچه در بسياري از مطالعات از تيپر دوهفتهاي استفاده شده است، بهبود چشمگيري در عملكرد ورزشكاران، حتي در تيپرهاي خيلي كوتاه يا خيلي بلند نيز گزارش شده است (18). آرگوريس و همكاران (2013) و پاپاكلستا و همكاران (2013) گزارش كردند كه استفاده از تيپر يك هفتهاي و انواع مختلف الگوهاي تيپر موجب بهبود شاخصهاي فيزيولوژيكي و عملكردي ورزشكاران ميشود (22، 1).
اين در حالي است كه ورزشكاران براي بهبود اجراي خود، تحت فشار افزايش بار تمريني هستند. به بيان ديگر، ورزشكار بايد تحت تأثير استرس زيادي در طول تمرين قرار گيرد، تا محركهاي كافي براي انطباق فيزيولوژيكي و بهبود عملكرد را به دست آورد. در مقابل براي كسب اطمينان از اينكه ورزشكار سازگاري مطلوبي با بار تمريني به دست آورده، بايد استراحت كافي هم بخش مهمي از برنامة تمريني او باشد. اگر استراحت كافي نباشد و ورزش به تنهايي يا در تركيبي با ساير عوامل استرسزا (فيزيكي، تغذيهاي، محيطي يا رواني) باشد، ورزشكار ممكن است در سازگار شدن با شكست روبهرو شود يا به پرتمريني برسد. اگر استراحت ناكافي تا هنگام پرتمريني نيز ادامه يابد و ورزشكار بيشتر در معرض عوامل استرسزا قرار گيرد، پس از آن حالت ممكن است خستگي مزمن، عدم ريكاوري و در برخي موارد سركوب سيستم ايمني براي ورزشكار رخ دهد كه اين حالت سندروم بيش تمريني (OTS) خوانده ميشود (21). همان طوركه اشاره شد، اين نوع تمرينات شديد قبل از كاهش بار نقش كليدي در ايجاد حداكثر سازگاري فيزيولوژيكي و عملكرد ايفا ميكنند. در واقع اين تمرين شديد يك تمرين ويژه است كه نه تنها موجب سطوح بالاي خستگي بلكه موجب به حداكثر رسيدن سازگاري هم ميشود (17).
يكي از روشهاي تمريني براي ورزشكاران، تمرينات اينتروال است. پژوهشگران مختلف تأ كيد دارند كه تمرين اينتروال شديد، روش مناسبي براي افزايش سازگاري فيزيولوژيكي و بهبود عملكرد ورزشكاران تمرين كردهي استقامتي است (25). پژوهشها حاكي از آن است كه تمرين اينتروال سرعتي كوتاهمدت، سبب كاهش خستگي، افزايش سازگاري فيزيولوژيكي، و با كاهش بار تمريني موجب بهبود قابليت و مدت عملكرد ورزشكاران ميشود (4). در واقع تيپرينگ كاهش تدريجي در بار تمريني است كه به ظرفيت هاي فيزيولوژيكي كه در تمرينات شديد پيشين آسيب ديدهاند اجازة ريكاوري داده، همچنينسازگاريهاي بعدي ناشي از ورزش را همراه با كارايي بهتر در عملكرد رقابتي فراهم ميكند (21).
با توجه به بهرهگيري از تمرينات اينتروال شديد كه هم سبب سازگاري و بهبود عملكرد و هم افزايش خستگي و آسيبهاي ايمني، در كنار تكنيك تيپر كه موجب كاهش تأثيرات منفي اين نوع تمرينات ميشود، پژوهش حاضر در پي پاسخگويي به اين پرسش است كه استفاده از تمرينات اينتروال به همراه انواع تيپرهاي شدت، تكرار و تواتر در سه هفته كاهش بار تمريني، چه تأثيري بر عملكرد ورزشي شامل زمان واماندگي، عملكرد، شدت، حجم و مسافت تمرين در دورة تمرين و تيپرهاي مختلف و تغييرات وزني موشهاي رت نر در طي دوران باليدگي مي گذارد؟ مواد و روشها
در اين پژوهش تجربي، 40 سر موش صحرايي ويستار نر سههفتهاي با ميانگين وزن 9±68 گرم شركت داشتند كه در محيط استاندارد نگهداري ميشدند. پس از انتقال به محيط آزمايشگاه و دو هفته آشنايي با محيط جديد و نحوة فعاليت روي نوار گردان در ابتدا بهصورت تصادفي به دو گروه كنترل و تمرين اوليه تقسيم شدند.
طرح تجربي
گروه تمريني به مدت شش هفته تمرين اينتروال را براي اجراي پروتكل تيپر انجام داد و گروه كنترل هم در طول اين مدت بدون فعاليت در كنار گروه تمريني قرار داشت. در انتهاي هفتة ششم رتها به چهار گروه شامل يك گروه كنترل كه از ابتدا به عنوان گروه كنترل شناخته شده بود و گروه تمريني هم به سه گروه براي اجراي تيپرهاي تواتر، تكرار و شدت تقسيم شدند، به نحوي كه هر گروه شامل 10 سر موش صحرايي بود.
برنامة تمريني
مرحلة آشنايي شامل چهار جلسه تمرين اينتروال با سرعت 10 تا 25 متر بر دقيقه و شيب صفر درصد به مدت 15 تا 30 دقيقه، مطابق با الگوي برنامهي تمريني اينتروال اجرا شد. برنامة تمريني اينتروال فزاينده، به صورت 10 تكرار 1 دقيقهاي و استراحت فعال 2 دقيقهاي اجرا شد، بهگونهاي كل زمان تمرين روزانه30 دقيقه طول ميكشيد. برنامة تمرين اينتروال فزاينده با سرعت 20 متر بر دقيقه از هفتة پنجم شروع و در پايان دورة تمريني به 70 متر بر دقيقه رسيد. به غير از زمان فعاليت اصلي، 5 دقيقه براي گرم كردن و 5 دقيقه براي سرد كردن در نظرگرفته شد (20،30). اين برنامه به مدت شش هفته و هرهفته نيز در شش جلسه اجرا شد. آزمودنيها پس از تمرينات اينتروال فزاينده وارد مرحلة كاهش بار تمريني (تيپر) شدند. برنامة مرحلة تيپر براي آزمودنيها به صورت اينتروال مطابق جدول 1 اجرا شد.
مسافت طي شدة آزمودنيها در دورة اينتروال و تيپر در نمودار 1 نشان داده شده است.

جدول 1. الگوي برنامة تمريني تيپر
تيپر شدت تيپر تواتر تيپر تكرار نوع تيپر
50 70 70 سرعت تمرين (متر بر دقيقه)
25 35 35 سرعت استراحت فعال (متر بر دقيقه)
1 1 1 مدت تمرين (دقيقه)
2 2 2 مدت استراحت (دقيقه)
10 10 7 تعداد تكرار
6 4 6 تعداد جلسات تمرين در هفته

نمودار 1. مسافت طي شده (متر) در گروههاي اينتروال و تيپر

سنجش وزن
وزن تمام گروهها دو بار در هفته قبل از شروع تمرين و در صبح ها با ترازوي Sartorius:BI 1500 با دقت 001/0 اندازهگيري مي شد.
سنجش عملكرد استقامتي
حداكثر ظرفيت عملكرد استقامتي در انتهاي هفتة ششم تمرين اينتروال و سه هفتة تيپر با استفاده از آزمون وامانده ساز اندازه گيري شد. زمان رسيدن به واماندگي از طريق شوك ملايم مشخص ميشد. هر گاه رتها در مدت 1 دقيقه 5 بار به دستگاه شوك در انتهاي نوار گردان برخورد ميكردند يا بازتاب برگشت و ايستادن قائم بر روي پا را نشان ميدادند وامانده تلقي ميشدند (13). پروتكل آزمون شامل گرم كردن تدريجي با شدت 15 تا 25 متر بر دقيقه به مدت 5 دقيقه بود. در مرحلة دوم و اجراي آزمون عملكرد استقامتي، سرعت نوار گردان هر دقيقه 5 تا 10 متر در دقيقه تا 65 متر بر دقيقه افزايش مي يافت. زمان رسيدن به واماندگي با استفاده از زمان سنج اندازهگيري و ثبت ميشد. 48 ساعت پيش و پس از آزمون، برنامة تمرين اصلي متوقف و به رتها استراحت داده مي شد. سپس عملكرد گروهها براساس فرمول 1 محاسبه شد (7).
(1) Σpri = ΣmViTi = ΣmDi = mDi

Pri:عملكرد(m ،(Kg.m:وزن(Vi ،(Kg:سرعت(Ti ،(m/min:زمان(Di ،(min:مسافت طي شده(m)

روش محاسبه و تجزيهوتحليل دادهها
تجزيه وتحليل داده ها با استفاده از آناليز واريانس دوطرفه و آزمون LSD انجام گرفت. در اين بررسيها مقدار 05/0≤P به منظور رد فرض صفر در نظر گرفته شد.
يافتهها وزن
نمودار دو ميانگين وزن و انحراف استاندارد موشها در طول شش هفته تمرين اينتروال و به دنبال آن، سه هفته تيپر را نشان ميدهد. با توجه به معنادار بودن تعامل بين گروهها و هفتهها، تفاوت معنادار وزن گروه ها در نه هفته تأييد شد (001/0=P).

نمودار2. تغييرات وزن رت ها در شش هفته تمرين اينتروال و سه هفته تيپر
* معناداري با گروه اينتروال، # معناداري با گروه كنترل

با ادامة روند تمرين افزايش معناداري در وزن تمامي گروهها مشاهده شد (001/0≤P). بررسي بين گروهي وزن رت ها نيز حاكي از وجود اختلاف معنادار بين گروههاي تمريني با يكديگر است (05/0≤P). به علاوه، مقايسة درصد افزايش وزن رتهاي تمرينكرده با گروه كنترل نشان ميدهد كه گروه تيپر شدت افزايش وزن كمتري را نسبت به ساير گروهها داشته است. همچنين نتايج آماري گروههاي تمريني نشان داد كه تيپر سههفتهاي در مقايسه با تيپر دوهفتهاي افزايش وزن بيشر و حدود، 22/18 درصد را سبب ميشود.
شاخصهاي عملكردي
يافتههاي پژوهش حاكي از تفاوت معناداري (001/0≤P) بين زمان خستگي گروههاي مختلف تيپر با يكديگر است. تفاوت معناداري (008/0≤P) بين زمان خستگي سه هفته كاهش بار تمريني با دورة اينتروال و هفتههاي تيپر با يكديگر، بهجز هفته هاي اول و دوم تيپر (961/0=P)، مشاهده شد.
مقايسة ميانگين زمان خستگي و عملكرد گروه هاي تيپر نشان ميدهد كه گروه تيپر كاهش شدت بهترين ميانگين زمان خستگي و عملكرد را نسبت به ساير گروههاي تمريني داشته است. اين در حالي است كه عملكرد، مسافت طيشده در آزمون و زمان خستگي گروههاي تيپر در هفتة دوم كاهش بار تمريني به حداكثر خود رسيده است. نمودارهاي 6-3 عملكرد و زمان خستگي گروههاي تيپر را نشان ميدهند.

نمودار3. مقايسة عملكرد(Pri) بر حسب كيلوگرم متر در گروههاي تيپر

نمودار 4. مقايسة ميانگين زمان خستگي گروههاي تمريني پس از سه هفته تيپر به دقيقه

نمودار 5. ميانگين زمان خستگي (دقيقه) گروههاي تمريني
*نشانة معناداري با دورة اينتروال، ‡ نشانة معناداري با هفته هاي اول و دوم تيپر

نمودار 6. مقايسة مسافت طي شده در آزمون عملكرد گروههاي تيپر
از سوي ديگر تغييرات شدت و حجم تمرين با در نظر گرفتن متغير مسافت و زمان فعاليتآزمودنيها در زمان فعاليت مطابق با فرمولهاي زير محاسبه شد:
شدت= مسافت (متر) /زمان (ثانيه) (2) حجم تمرين= شدت (متر بر ثانيه)*مسافت (متر) (3)
نتايج شدت و حجم تمرين با توجه به فرمولهاي بالا در گروههاي تيپر نسبت به اينتروال، حاكي از كاهش 55/46، 25 و 2/36 درصدي شدت تمرين و كاهش 98/48، 37/70، 30 درصدي حجم تمرين در گروههاي تيپر كاهش شدت ، تواتر و تكرار است. نمودارهاي 7 و 8 تغييرات حجم و شدت تمرين را مطابق با فرمول هاي 2 و 3 نشان مي دهد.

نمودار 7. مقايسة شدت تمرين در دورة اينتروال و تيپر

نمودار 8. مقايسة حجم تمرين در دورة اينتروال و تيپر

بحث و نتيجهگيري
بخش مهمي از پيشرفتهاي آينده در علم ورزش به پالايش و توسعة روشهاي تيپر و افزايش عملكرد ورزشكاران بر ميگردد. تأثيرات مثبت تيپر بر عملكرد در كنار توجه ويژه به تغذيه و آبگيري و راهبرد ريكاوري در طول تمرينات پيش از تيپر، ممكن است به افزايش بيشتر در تأثيرات مثبت اين روش كمك كند. بنابراين هدف از پژوهش حاضر بررسي تأثير سه نوع تيپر پلكاني متفاوت، بر شاخصهاي عملكردي و وزن موشهاي صحرايي در دوران باليدگي بود. تيپرهاي نوع 1، 2 و 3 به ترتيب شامل كاهش تواتر، تكرار و شدت بودند، كه پس از يك دوره تمرين اينتروال سبب افزايش وزن آزمودنيها شدند. تيپر شدت با كاهش 57/28 درصد و در شدت با توجه به كاهش سرعت تمرين در دورة تيپر نسبت به دورة اينتروال، افزايش وزن كمتري نسبت به گروههاي تيپر تواتر و تكرار داشت، كه علت آن ممكن است به تمرينات با شدت كم اين گروه برگردد. تحقيقات مختلفي به بررسي تأثير شدت تمرين بر تغييرات وزن بدن پرداختهاند. دونلي و همكاران (2004) گزارش كردند كه افزايش ميزان متابوليك استراحتي 1(RMR) ناشي از فعاليت ممكن است به سطح شدت فعاليت مرتبط باشد (5). محققان نشان دادهاند كه تمرين شديد موجب كاهش اشتها و افزايش RMR مي شود و در نهايت افزايش تعادل منفي انرژي را
1. Resting metabolic rate
به همراه دارد (2). در مطالعة سلنتز و همكاران (24) و موگيوس و همكاران (14) با بررسي تأثير شدتتمرين بر تودة بدني به اين نتيجه رسيدند كه اثرگذاري تمرين شدت كم بر كاهش وزن، بيشتر از شدتبالاست. درحالي كه اسونسون و كنلي (26) در تحقيقات خود نشان دادند كه كاهش تودة چربي بيشتر در گروه شدت پايين نسبت به شدت بالا از نظر آماري معنادار نيست، اما با اينكه بار كاري گروه شدت بالا 33 درصد بيشتر از گروه شدت پايين بود، به افزايش هزينة انرژي و كاهش تودة چربي كمتر اين گروه منجر شده است. محققان اين مطالعه اين نتيجة بحثبرانگيز را به دريافت بيشتر انرژي در گروه شدت بالا نسبت دادهاند، زيرا در آن مطالعه مانند پژوهش حاضر رژيم غذايي كنترل نشده بود. به علاوه، به نظر مي رسد وزن بدن آزمودنيها ممكن است متأثر از زمان فعاليت باشد. در تحقيقي، ورزش به مدت بيش از يك ساعت در موشها سبب كاهش مقدار دريافت غذا و وزن بدن در مقايسه با گروههاي غيرفعال شد. در مقابل، در ورزشهاي طولانيمدت (بيش از شش ساعت) هم دريافت انرژي و هم وزن بدن كاهش يافت (6). بنابراين تصور ميشود كه تغيير احتمالي زمان فعاليت، ممكن است نتايج را دستكاري كند. در نتيجه، در پژوهش حاضر تعامل زمان فعاليت بالاتر و شدت پايينتر در تيپر شدت موجب افزايش وزن كمتر اين گروه نسبت به ساير گروهها شده است كه يافتههاي موگيوس و همكاران را تأييد ميكند.
از سوي ديگر دورة كاهش بار تمريني نبايد به گونهاي باشد كه به سازگاريهاي ايجادشده بهوسيلة تمرين آسيب يا به سندروم بيتمريني در ورزشكاران منجر شود (18). بيتمريني در اين موارد ميتواند آسيبهاي مختلف، در سازگاري ايجاد كند كه از جمله سبب تغييرات وزني و افت عملكرد ورزشي ورزشكار ميشود. نتايج تحقيق گارسيا پالاريز1 و همكاران (2009) نشان داد كه كاهش بار تمرين پس از تمرينات ورزشي بايد بهگونهاي باشد كه از كاهش شديد عملكرد عصبي عضلاني و تودة بدون چربي در مقايسه با استراحت مطلق در اين دوره جلوگيري كند (8). نتايج اين پژوهش نشان داد كه تيپر شدت بهترين زمان خستگي و عملكرد را نسبت به ساير گروهها داشته است. بنابراين با توجه به اينكه آزمودنيها در دوران بلوغ بودند و افزايش وزن آنها را به افزايش تودة بدني و عضلاني نسبت دهيم، افزايش وزن كمتر گروه تيپر شدت موجب رشد كمتر تودة بدني و عضلاني در اين نوع تيپر شده است و از اين نظر ميتواند همسو با ساير تحقيقاتي باشد كه در صورت كاهش شدت تمرين نتيجة مطلوبي به دست نميآورند يا در آنها بر تثبيت شدت و كاستن از دو فاكتور ديگر تأكيد داشتند تا بهترين نتيجه
1. Garcia Pallares
را به دست آورند (18، 15). از سوي ديگر، با توجه به اينكه شدت تمرينات اينتروال فزاينده در پايانهفته هاي پنجم و ششم 100 درصد بود، كاهش 57/28 درصدي شدت تمرين در تيپر كاهش شدتبه نظر مي رسد مانع از سندروم بيشتمريني در آزمودنيها و افزايش عملكرد آنها شده است كه با نتايج موجيكا (2011) مطابقت دارد. موجيكا در مقالة مروري خود بيان ميكند كه كاهش 30-20 درصدي بار تمريني در ورزشكاراني كه با شدت بالا (بيشتر از 80 درصد) تمرين ميكنند، براي جلوگيري از آثار بي تمريني1 لازم است (18).
همچنين گزارش ها در مورد مدت زمان بهينة تيپر ضد و نقيض است، به طوري كه محققان مختلف سازگاريهاي فيزيولوژيكي، رواني و عملكردي مثبتي در نتيجة برنامة تيپر به مدت شش روز در دوندگان (19، 16)، چهارده روز در سهگانهكارها(12) و 3-2 هفته در شناگران (29) را گزارش كردهاند. درحالي كه برخي پژوهشگران مدت زمان بهينة تيپر براي يك ورزشكار را ثابت ندانسته و آن را به تمرينات انجام گرفته قبل از تيپر مربوط مي دانند (28، 10). به علاوه، تحقيقات نشان دادهاند كه بهبود قدرت هوازي، استقامت و رشد قلب در طي يك دوره تمرين شديد بهدست ميآيد، اما اين سازگاريها براي يك دورة طولاني (بيش از پانزده هفته تمرينات شديد) نميتواند حفظ شود (18). كوبوكلي و همكاران (2002) پيشنهاد كردند كه مدت زمان مطلوب تيپر ممكن است تحت تأثير حجم و شدت تمرينات باشد، و ورزشكاراني كه سختتر و طولانيتر تمرين ميكنند، حدود دو هفته كاهش بار تمريني نياز دارند (9). در پژوهش حاضر نيز پس از يك دوره تمرينات اينتروال فزاينده عملكرد استقامتي آزمودنيها در هفتة دوم تيپر در مقايسه با هفتههاي اول و سوم به حداكثر رسيد، كه اين كاهش عملكرد در تيپر سههفتهاي در مقايسه با تيپر دوهفتهاي را ميتوان به طولاني شدن مدت زمان تيپر و شدت آن نسبت داد، زيرا تحقيقات مختلفي به بررسي اين موضوع پرداختهاند كه به دنبال تمرينات ورزشي شديد و طولاني مدت آسيبهاي درون سلولي در عضلة اسكلتي ايجاد ميشود كه از جملة آنها ميتوان به ايجاد آسيبهاي اكسايشي در عضله اشاره كرد كه تيرومالي و همكاران (2011) نيز به اين موضوع پرداختند و به اين نتيجه رسيدند كه برنامة ورزشي شديد و طولانيمدت ميتواند موجب تحريك استرس اكسايشي شود كه در اين صورت مزاياي ناشي از فعاليت ورزشي را تقليل ميدهد (27).
به طور كلي با توجه به نتايج اين تحقيق، اين نكته شايان ملاحظه است كه تيپر پلكاني شدت تمرين
با كاهش 57/28 درصدي در شدت و حجم تمرين پس از يك دوره تمرينات اينتروال فزاينده در
1. Detraining
موشهاي در حال باليدگي، موجب افزايش 13/52 درصدي در عملكرد استقامتي شده است. همچنيندو هفته كاهش بار تمريني ميتواند تأثيرات هم افزايي مؤثرتري را با مداخله بر تغييرات وزني، زمانواماندگي و مسافت طي شده در پي داشته باشد.
منابع و مĤخذ
.1 Argyris Toubekis, Evgenia Drosou, Vassilios Gourgoulis, Savvas Thomaidis, Helen Douda, Savvas Tokmakidis. (2013). Competitive Performance, Training Load and Physiological Responses During Tapering in Young Swimmers. Journal of Human Kinetics, 38(2):125-13.
.2 Astorino, Todd, Baker, Julien, Boone, Tommy, Dalleck, Lance, Drury, Dan, Engals, DPE Hermann, Laskin, James. (2005). Effect of moderate and high intensivity aerobic exercise no the body composition of overweight men. JEPonline, 8(2): 39-45.
.3 Bosquet, Laurent, Montpetit, Jonathan, Arvisais, Denis, & Mujika, Iñigo. (2007). Effects of tapering on performance: A meta-analysis. Medicine and science in sports and exercise, 39(8), 1358.
.4 Burgomaster, Kirsten A, Heigenhauser, George JF, & Gibala, Martin J. (2006). Effect of short-term sprint interval training on human skeletal muscle carbohydrate metabolism during exercise and time-trial performance. Journal of applied physiology, 100(6), 20412047.
.5 Donnelly, Joseph E, Smith, Bryan, Jacobsen, Dennis J, Kirk, Erik, DuBose, Katrina, Hyder, Melissa, Washburn, Richard. (2004). The role of exercise for weight loss and maintenance. Best Practice & Research Clinical Gastroenterology, 18(6), 1009-1029.
.6 Dreon, Darlene M, Frey-Hewitt, Barbara, Ellsworth, Nancy, Williams, Paul T, Terry, Richard B, & Wood, Peter D. (1988). Dietary fat: carbohydrate ratio and obesity in middle-aged men. The American journal of clinical nutrition, 47(6), 995-1000.
.7 Ferraresso RLP, Buscariolli de Oliveira R, Macedo DV, Alessandro Soares Nunes L, Brenzikofer R, Damas D, et al. (2012). Interaction between overtraining and the interindividual variability may (not) trigger muscle oxidative stress and cardiomyocyte apoptosis in rats. Oxidative medicine and cellular longevity, 20(12).
.8 Izquierdo-Gabarren, Mikle, & Izquierdo, MIKEL. (2010). Physiological effects of tapering and detraining in world-class kayakers. Med. Sci. Sports Exerc, 42, No. 6: 1209– 1214.
.9 Kubukeli, Zuko N, Noakes, Timothy D, & Dennis, Steven C. (2002). Training techniques to improve endurance exercise performances. Sports Medicine, 32(8), 489-509.
.01 Le Meur, Y, Hausswirth, C, & Mujika, I. (2012). Tapering for competition: A review.
Science & Sports, 27(2), 77-87.
.11 Luden N, Hayes E, Galpin A, Minchev K, Jemiolo B, Raue U, et al. (2010). Myocellular basis for tapering in competitive distance runners. Journal of Applied Physiology;108(6):1501-9.
.21 Margaritis, Irene, Palazzetti, Stephane, Rousseau, Anne-Sophie, Richard, Marie-Jeanne, & Favier, Alain. (2003). Antioxidant supplementation and tapering exercise improve exercise-induced antioxidant response. Journal of the American College of Nutrition, 22(2), 147-156.
.31 MirdarHarijani, Shadmehr, Nejabat, Majid, & Hajizadeh Moghadam, Akbar. (2013). Effect of one session endurance exhausting exercise on some coagulation markers of mature and immature wistar rats. ISMJ, 16(2), 80-91.
.41 Mougios, V, Kazaki, M, Christoulas, K, Ziogas, G, & Petridou, A. (2006). Does the intensity of an exercise programme modulate body composition changes? International journal of sports medicine, 27(3), 178-181.
.51 Mujika, I. (1998). The influence of training characteristics and tapering on the adaptation in highly trained individuals: a review. Int J Sports Med, 19(7), 439-446.
.61 Mujika, I, Goya, A, Ruiz, E, Grijalba, A, Santisteban, J, & Padilla, S. (2002). Physiological and performance responses to a 6-day taper in middle-distance runners: influence of training frequency. International journal of sports medicine, 23(05), 367-373.
.71 Mujika, Iñigo. (2010). Intense training: the key to optimal performance before and during the taper. Scandinavian journal of medicine & science in sports, 20(s2), 24-31.
.81 Mujika, Iñigo. (2011). Tapering for triathlon competition. Journal of human sport & exercise; 6: 264-270.
.91 Mujika, INIGO, Goya, ALFREDO, Padilla, SABINO, Grijalba, A, Gorostiaga, ESTEBAN, & Ibanez, JAVIER. (2000). Physiological responses to a 6-d taper in middledistance runners: influence of training intensity and volume. Medicine and science in sports and exercise, 32(2), 511-517.
.02 Ogura Y, Naito H, Kurosaka M, Sugiura T, Junichiro A, Katamoto S. (2006). Sprintinterval training induces heat shock protein 72 in rat skeletal muscles. Journal of sports science & medicine, 5(2):194.
.12 Papacosta, Elena, & Gleeson, Michael. (2013). Effects of intensified training and taper on immune function. Revista Brasileira de Educação Física e Esporte, 27(1), 159-176.
.22 Papacosta, Elena, Gleeson, Michael, Nassis, George. (2013).Salivary Hormones, IgA, and Performance During Intense Training and Tapering in Judo Athletes. Journal Strength Cond,27(9):2569-80.
.32 Rietjens, GJWM, Keizer, HA, Kuipers, H, & Saris, WHM. (2001). A reduction in training volume and intensity for 21 days does not impair performance in cyclists. British Journal of Sports Medicine, 35(6), 431-434.
.42 Slentz, Cris A, Duscha, Brian D, Johnson, Johanna L, Ketchum, Kevin, Aiken, Lori B, Samsa, Gregory P, Kraus, William E. (2004). Effects of the amount of exercise on body weight, body composition, and measures of central obesity: STRRIDE–a randomized controlled study. Archives of Internal Medicine, 164(1), 31.
.52 Stepto, NIGEL K, Hawley, JOHN A, Dennis, STEVEN C, & Hopkins, WILL G. (1999). Effects of different interval-training programs on cycling time-trial performance. Medicine and Science in Sports and Exercise, 31, 736-741.
.62 Swenson Jr, EJ, & Conlee, RK. (1979). Effects of exercise intensity on body composition in adult males. The Journal of sports medicine and physical fitness, 19(4), 323.
.72 Thirumalai, T, Therasa, S Viviyan, Elumalai, EK, & David, E. (2011). Intense and exhaustive exercise induce oxidative stress in skeletal muscle. Asian Pacific Journal of Tropical Disease, 1(1), 63-66.
.82 Thomas, Luc, & Busso, THIERRY. (2005). A theoretical study of taper characteristics to optimize performance. Medicine and science in sports and exercise, 37(9), 1615.
.92 Trinity, Joel D, Pahnke, Matthew D, Reese, Edwin C, & Coyle, Edward F. (2006). Maximal mechanical power during a taper in elite swimmers. Medicine and science in sports and exercise, 38(9), 1643.
.03 Zhang X-Q, Song J, Carl LL, Shi W, Qureshi A, Tian Q, et al. (2002). Effects of sprint training on contractility and [Ca2+] i transients in adult rat myocytes. Journal of Applied Physiology, 93(4):1310-7.



قیمت: تومان

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید


دیدگاهتان را بنویسید